گروه مشاوران جوان(جرقویه سفلی.اصفهان)
روانشناسی ومشاوره .زیباترین وجذابترین مقالات روانشناسی.روانشناسی کودک ونوجوان .مشاوره ازدواج.مشاوره

مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز زمستان 1385; 28(4):23-27.
 
بررسي سبب شناسي، درمان و سرانجام زودرس در صرع پايدار كودكان
 
برزگر محمد*,جعفري روحي اميرحسين,آذرفرين رسول
 
* دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي تبريز
 
 

زمينه و هدف: صرع پايدار يك اورژانس پزشكي با مرگ و مير بالا است. اين مطالعه براي بررسي سبب شناسي، روشهاي درماني و سرانجام كوتاه مدت كودكان مبتلا به صرع پايدار بود.
روش بررسي: بيماران مبتلا به صرع پايدار مراجعه كننده به بخش اورژانس بيمارستان كودكان تبريز بين سالهاي 1381 تا 1384 از نظر سبب شناسي، شكل تشنج، روشهاي درماني و سرانجام موقع ترخيص مورد بررسي قرار گرفتند.
يافته ها: از 123 بيمار مبتلا به صرع پايدار، 50 بيمار (40.7%) دچار صرع پايدار مقاوم و 73 بيمار (59.3%) دچار صرع پايدار غيرمقاوم بودند. شايعترين سبب شناسي در بيماران مبتلا به صرع پايدار، به ترتيب تشنج تبدار طول كشيده (40.7%)، علامت دار دور (28.4%)، علامت دار حاد (16.2%) و بدون علت (14.6%) بود. ارتباط معني دار بين سبب شناسي و سن وجود داشت (p=0.007). شايعترين شكل تشنج بصورت عمومي در 70.7% بيماران بود. ميانه مدت صرع پايدار (25، 146-37) 60 دقيقه بود. در 28 بيمار (22.7%) ديازپام به همراه فني تويين و يا فنوباربيتال بكار رفته بود. در 40 بيمار (32.5%) ديازپام به همراه فني تويين و همچنين فنوباربيتال و در 50 بيمار (40.7%) ميدازولام نيز كاربرد پيدا كرده بود. در 4 بيمار (3.25%) تيوپنتال به كار رفته بود. با كاربرد ميدازولام تشنج در 82% بيماران مبتلا به صرع پايدار مقاوم كنترل گرديد. 85.9% بيماران برگشت به وضعيت قبل از صرع پايدار داشتند. 8.26% فوت نمودند و در 5.7% سكل جديد عصبي بعد از صرع ايجاد شد. سرانجام بيماران ارتباط معني دار با سبب شناسي داشت (p<0.001). كمترين مرگ و مير و معلوليت در تشنج تب دار طول كشيده (4%) و بيشترين در بيماران علامت دار حاد با (45%) بود.
نتيجه گيري: تشنج تب دار طول كشيده شايعترين سبب شناسي صرع پايدار بود. بيشترين مرگ و مير در بيماران با سبب شناسي علامت دار حاد بود. به كار بردن انفوزيون ميدازولام در درمان صرع پايدار مقاوم در اكثر موارد سبب خاتمه تشنج مي گرديد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
توانبخشي پاييز 1379; 1(2 (مسلسل 2)):52-57.
 
بررسي شيوع سني و جينسي صرع و عوامل موثر بر آن در بيماران مراجعه كننده به بيمارستانها سينا و قايم همدان در سالهاي 1374-1368
 
رضايي علي اكبر,سعيدي شهريار
 
 
 

سابقه و هدف: بيماري صرع به عنوان يکي از بيماريهاي شايع نورولوژي، در تمام جوامع از اهميت خاص برخوردار است. يکي از مواردي که مي تواند در شناخت و درمان اين بيماري کمک کننده باشد، شناخت شيوع بيماري و عواملي است که مي تواند آنرا تحت تاثير خود قرار دهد. در اين مقاله، بررسي شيوع سني و جنسي صرع از اهداف اصلي بوده و همزمان، فاکتورهاي موثر ديگر که بر سير بيماري تاثير داشته اند، بررسي شده است.
روش تحقيق: اين مطالعه، يک مطالعه توصيفي گذشته نگر مربوط به سالهاي بين 74-1368 است و با استفاده از 290 پرونده بيماراني که با تشخيص اپي لپسي بستري شده بودند، انجام گرفت. پس از تهيه پرسشنامه، اطلاعات مورد نياز جمع آوري و متعاقب آن، با بررسي آمارهاي مربوطه، جداول و نمودارها ترسيم شدند.
نتايج: بيماري صرع در مردان شايع تر از زنان و شايع ترين محدوده سني مراجعه کننده سن 20-11 سالگي بود. شايعترين سن شروع بيماري 10-2 سالگي بود. در بين عوامل موثر بر آن، بيماريهاي مغزي، تب و تشنج، شايع تر از عوامل ديگر بوده است.
نتيجه نهايي: از آنجا که صرع يک بيماري با درمان طولاني است شناخت زمينه هاي ايجاد آن و پيشگيري و يا بهبود عوامل موثر بر آن مي تواند در درمان موفق بيماري کمک کننده باشد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
 
مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز تابستان 1380; 35(50):23-26.
 
بررسي صرع گراندمال و تغييرات الكتروانسفالوگرام در كودكان دبستاني شهر تبريز
 
پاشاپور علي*,صدرالديني سيدعلي
 
* گروه بيماريهاي اعصاب، دانشگاه علوم پزشكي تبريز
 
 

زمينه و اهداف: صرع يكي ازبيماريهاي شايع سيستم عصبي است كه شيوع آن در جوامع مختلف بين 1 الي 2% گزارش شده است. شايعترين تظاهرات كلينيكي صرع در كودكان به صورت حملات تونيك و كلونيك و از دست دادن هوشياري است. اهداف اين بررسي تعيين ميزان شيوع صرع گراندمال و تغييرات الكتروانسفالوگرافيك در بين دانش آموزان دبستاني تبريز مي باشد .
روش بررسي: اين بررسي به طور آينده نگر در بين 6000 كودك دبستاني 7 الي 12 ساله دختر و پسر در مناطق مختلف شهر تبريز به وسيله پرسشنامه انجام شده و افراد مشكوك به صرع تحت معاينه كلينيكي و الكتوانسفالوگرافيك قرار گرفته و توسط متخصص مغز و اعصاب معاينه شده اند .
نتايج: از بين 6000 نفر كودك بررسي شده 88 نفر سابقه تشنج داشته كه از اين تعداد 31 نفر مبتلا به تشنج تب دار بوده و در زمان بررسي فاقد تشنج بودند و 40 نفر (%71.9) علايم صرع گراندمال و 16 نفر بقيه مبتلا به ساير انواع صرعها بودند. الكتروانسفالوگرام غير طبيعي حاوي امواج اپي لپتيفورم در %60 مبتلايان مشاهده شد .
نتيجه گيري: صرع گراندمال يكي از صرعهاي شايع در كودكان دبستاني بوده و الكتروانسفالوگرام غير طبيعي در اكثر اين بيماران مشاهده مي شود و مي تواند به عنوان روش پاراكينيكي مفيدي در جهت تشخيص اين نوع صرع به كار رود .

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله دانشکده پزشکي مشهد زمستان 1384; 48(90):357-362.
 
بررسي عوامل پيش بيني كننده صرع سركش در كودكان
 
آخونديان جواد*,جعفري سيدعلي
 
* مشهد، بیمارستان قائم (عج)
 
 

مقدمه: صرع يکي از مهمترين بيماريهاي کودکان است. 10 تا 30 درصد از کودکان مبتلا به صرع به درمان دارويي مقاومت نشان مي دهند. هدف از انجام اين مطالعه تعيين عوامل اصلي پيش بيني کننده صرع سرکش جهت مشخص کردن زودتر کودکاني که در خطر توسعه اين بيماري هستند مي باشد.
روش کار: در اين مطالعه مورد – شاهدي کودکان مبتلا به صرع مراجعه کننده به درمانگاه اعصاب اطفال بيمارستان امام رضا (ع) در فاصله سالهاي 1379 تا 1381 به دو گروه تقسيم شدند. گروه مورد که شامل 51 بيمار بود ، تشنجهاي سرکش داشتند ، به صورت حداقل يک حمله تشنجي در ماه در حال دريافت دست کم دو داروي ضد تشنج و گروه شاهد که شامل 80 بيمار بود، به طور تصادفي از بين بيماراني که در طي 6 ماه بعد از شروع درمان هيچ حمله تشنجي نداشتند، انتخاب شدند. مشخصات فردي، سابقه بيماري، داروها در پرسشنامه اي ثبت گرديد. اطلاعات جمع آوري شده با استفاده از آمار توصيفي و جداول توزيع فراواني پردازش شد.
نتايج: در گروه مورد 39 پسر و 12 دختر و در گروه شاهد 42 پسر و 38 دختر وجود داشت. در گروه مورد سن شروع تشنج ها در %64.7 از بيماران کمتر از يکسال بود در حالي که در گروه شاهد %22.5 تشنج هايشان در زير يک سالگي شروع شده بود.
مقايسه با ساير عوامل بين دو گروه نشان داد که سابقه فاميلي از صرع در %13.7 ، نقايص عصبي در %80.4، تشنج هاي ميو کلونيک در %13.7، رخداد روزانه تشنج ها در %66.7، وجود تشنج هاي نوزادي در %17.6 اولين الکترو آنسفالو گرافي غير طبيعي در %96.1، سي تي اسکن مغز غير طبيعي در %52.9 و سابقه استاتوس اپي لپتيکوس در %11.8 از بيماران گروه مورد وجود داشت در حالي که در گروه شاهد نتايج فوق به ترتيب %12.5 ،%8.8 ، %2.5 ، %22.5 ، %5 ، %83.8 ، %13.6 و %11.3 بود.
نتيجه گيري: سن زير يکسال هنگام شروع تشنج ها، جنس مذکر، تشنج هاي ميوکلونيک، نقايص عصبي، تشنج هاي نوزادي و رخداد تشنج ها به صورت روزانه سي تي اسکن مغز اولين الکتروآنسفالو گرافي غير طبيعي عواملي هستند که روي رخداد صرع سرکش تاثير دارند.

 
كليد واژه: 


ارسال توسط حجت الله وهابی
فيض زمستان 1386; 11(4 (پي در پي 44)):56-60.
 
بررسي فراواني اختلال كمبود توجه و بيش فعالي در 50 كودك مبتلا به صرع
 
طالبيان احمد*,خداپرست هادي,صديقي حمزه,تقدسي محسن,موسوي سيدغلام عباس
 
* كاشان، كيلومتر 5 بلوار قطب راوندي، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي، گروه كودكان
 
 

سابقه و هدف: نظر به اين كه اختلال كمبود توجه و بيش فعالي (ADHD) از بيماري هاي رايج كودكان است که در 5 تا 10 درصد آنها حادث شده و يكي از علل شايع مراجعه كودكان به درمانگاه هاي اعصاب و روان پزشكي است، و با توجه به اين كه اين اختلال در كودكان مبتلا به صرع شايع تر از جمعيت معمول است و مطالعه اي در اين رابطه در كشور ما صورت نگرفته اين تحقيق جهت تعيين فراواني ADHD در كودكان مبتلا به صرع مراجعه كننده به مراكز درماني شهرستان كاشان در سال 1384 انجام شد.
مواد و روش ها: در اين مطالعه توصيفي Cross-Sectional تعداد 50 كودك مبتلا به صرع در محدوده سني 3 تا 17 سال مورد بررسي قرار گرفتند، همه بيماران دو پرسشنامه يكي شامل سوالات تشخيصي ADHD و نوع آن مطابق معيارهاي استاندارد DSMIV و ديگري حاوي ويژگي هاي دموگرافيك از جمله: سن، جنس، بعد خانوار، رتبه تولد، نوع تشنج بر اساس نشانه هاي باليني با توجه به نظر فوق تخصص اعصاب کودکان، سابقه تشنج تب، وضعيت هوش كودك بر اساس آزمون وکسلر، وجود نشانه هاي ADHD قبل يا بعد از به كارگيري داروي ضدتشنج توسط محقق با كمك والدين تكميل گرديد، همچنين مصاحبه باليني توسط روان پزشك کودکان صورت گرفت. اطلاعات حاصله با استفاده از شاخص هاي توصيفي و آزمون هاي آماري كاي دو و فيشر مورد تجزيه و تحليل قرارگرفت.
نتايج: از 50 كودك مورد مطالعه تعداد 21 نفر (42 درصد) مبتلا به ADHD بودند، از دخترها 45.8 درصد و از پسرها 38.4 درصد ADHD داشتند. فراواني ADHD در گروه سني 7-3 سال 69.2 درصد و بالاتر از آن 32.4 درصد بود ADHD .(p=0.025) در فرزندان اول خانواده شايع تر از فرزندان بعدي بود. تاريخچه تشنج تب در كودكان مبتلا به صرع با ADHD شايع تر از موارد بدون ADHD بود. وضعيت هوش غيرطبيعي در 23.8 درصد كودكان با ADHD و 3.4 درصد از موارد بدون ADHD ديده شد. نشانه هاي ADHD در 42.8 درصد قبل از پيدايش تشنج وجود داشته و در 57.1 درصد بعد از پيدايش تشنج شروع شده بود. در 33 درصد از موارد، نشانه هاي ADHD بعد از شروع داروي ضد تشنج تشديد شده بود. از بين داروهاي ضدتشنج فنوباربيتال نقش عمده اي در ايجاد و تشديد نشانه هاي ADHD داشت.
نتيجه گيري: اختلال ADHD در كودكان مبتلا به صرع فراواني قابل توجهي دارد. توصيه مي شود در همه كودكان با شروع تشنج، مشاوره روان پزشكي از نظر وجود نشانه هاي ADHD به عمل آمده، همچنين در انتخاب داروي ضد تشنج دقت كافي به کار رود.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله دانشكده پزشكي آبان 1385; 64(8):22-30.
 
بررسي ميزان آگاهي و نگرش مردم تهران نسبت به صرع
 
قره گوزلي كورش*,عباسي سير فاطمه,كلاهي علي اصغر,بوالهري جعفر,زماني غلام رضا,كيهاني نژاد زرين تاج,پورطاهريان پروين
 
* تهران، ابتداي بزرگراه رسالت، نرسيده به خيابان دبستان، پلاک 17، انجمن صرع ايران
 
 

زمينه و هدف: عليرغم پيشرفت هاي زيادي که در زمينه دانش پزشکي صرع صورت گرفته، اما ننگ همراه کلمه "صرع" هم چنان در بسياري از جوامع فرد مبتلا را بيش از خود بيماري عوارض دارويي آن متاثر مي سازد. در کشورهاي در حال توسعه ديدگاه هاي منفي نسبت به صرع به دليل عدم درک درست هنوز دربين مردم رواج دارد.
روش بررسي: اين مطالعه توصيفي در زمينه بررسي شناخت و نگرش مردم تهران در زمينه صرع به وسيله انجمن صرع ايران و با هدف تعيين سطح آگاهي و نگرش عموم در تابستان 1383 و بهار 1384 در تهران و با نمونه هاي در دسترس انجام گرفت. 1079 پرسشنامه خود ايفا از مناطق پر تردد شهر تهران جمع آوري گرديد.
يافته ها: پاسخگويان به اين پرسشنامه ها 58.6% زنان و 38.6% مردان بودند که ميانگين سني زنان 10.5± 28.8 و ميانگين سني مردان 12.5± 32.5 با حداقل سن 15 سال و حداکثر 81 سال بود. 88.7% پاسخگويان با صرع آشنايي داشته و 42.2% اين افراد در بستگان خود فرد مبتلا را مي شناختند. 52.4% افراد علت صرع را ضايعه اي مغزي مي دانستند و 45.2% افراد عوامل ديگر از قبيل مشکل ژنتيک، فشارهاي روحي- رواني، تب يا حتي 1.1% افراد ارواح خبيثه را عنوان کرده بودند. 56.9% افراد بارداري را براي خانم مبتلا به صرع مناسب مي دانستند و 94% افراد اعتقاد داشتند که کودک مبتلا به صرع مي تواند مدرسه رفته و ادامه تحصيل دهد.
نتيجه گيري: درصد نسبتا بالايي از جامعه اطلاعات مناسب در مورد بيماري صرع نداشته و لازم است خصوصا از طريق رسانه هاي جمعي شناخت مردم نسبت به اين بيماري افزايش يافته و منجر به زدودن افکار خرافي در سطح جامعه شود.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
پژوهش در پزشکي پاييز 1384; 29(3):235-238.
 
بررسي ميزان اضطراب در بيماران مبتلا به انواع صرع مراجعه كننده به درمانگاه اعصاب بيمارستان امام حسين تهران و انجمن صرع ايران
 
بحرينيان سيدعبدالمجيد*,كارآمد اردشير
 
* تهران، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، گروه روان شناسي
 
 

سابقه و هدف: اضطراب از علايم شايع روانپزشکي در بيماران مبتلا به صرع مي باشد که اغلب مورد توجه قرار نمي گيرد يا به طور ناقص درمان مي شود. عدم دقت در تشخيص به موقع و درمان آن مي تواند عواقب مهمي بدنبال داشته باشد. هدف از اين مطالعه بررسي ميزان اضطراب در بيماران مبتلا به انواع صرع مي باشد.
روش بررسي: در اين پژوهش توصيفي، 138 بيمار مبتلا به صرع که به درمانگاه نورولوژي وابسته به بيمارستان امام حسين تهران و انجمن صرع ايران در سال 1383 مراجعه نموده بودند، وارد شدند. بيماران با کمک پرسشنامه (symptoms check list) SCL-90-R و پرسشنامه جمعيت شناختي مورد ارزيابي قرار گرفتند.
يافته ها: 9/44 درصد از بيماران مبتلا به صرع دچار اضطراب بودند. بيشترين شيوع اضطراب در بيماران مبتلا به صرع ژنراليزه، زنان مجرد و بيکار بود.
نتيجه گيري: اضطراب در بيماران مبتلا به صرع نسبت به جمعيت عمومي از شيوع بالايي برخوردار است که اين مساله توجه پزشکان را به تشخيص و درمان به موقع و موثر اين اختلال قابل علاج و بهبود کيفيت زندگي آنان جلب مي کند.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
پژوهش در پزشکي زمستان 1385; 30(4):305-308.
 
بررسي ميزان علايم افسردگي در بيماران مبتلا به صرع تونيك- كلونيك ژنراليزه
 
ظهيرالدين عليرضا*,قريشي فاطمه
 
* تهران، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، گروه روانپزشکي
 
 

سابقه و هدف: صرع شايعترين بيماري عصبي مزمن در ميان مردم دنيا است. شيوع افسردگي در اين بيماران دو برابر بيماران مبتلا به ساير بيماري هاي ناتوان كننده است. اغلب افسردگي در اين بيماران تشخيص داده نمي شود يا به طور ناقص مورد درمان قرار مي گيرد. درمان ناقص افسردگي در اين بيماران به طور بارز مي تواند عواقب مهمي را به دنبال داشته باشد. هدف از اين مطالعه بررسي ميزان علايم افسردگي و برخي عوامل خطر مرتبط با آن در اين بيماران بوده تا ضرورت توجه به بيماري افسردگي و درمان به موقع آن مورد تاكيد قرار گيرد.
روش بررسي: در اين مطالعه توصيفي 97 بيمار مبتلا به صرع كه به بيمارستان هاي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در سال 1382 مراجعه كرده بودند از نظر ابتلا به افسردگي توسط پرسشنامه Beck و پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزيابي قرار گرفتند.
يافته ها: %51.6 از بيماران اپي لپتيك (صرع تونيك كلونيك ژنراليزه) بر اساس تست Beck مبتلا به افسردگي خفيف و متوسط بودند. در اين بيماران بين افسردگي با متغيرهاي وضعيت شغلي، وضعيت تحصيلي، وضعيت اقتصادي و محل سكونت رابطه معني داري وجود داشت (p<0.05) ولي با ساير متغيرها رابطه معني داري وجود نداشت.
نتيجه گيري: نتايج حاصله از اين پژوهش نشان دهنده بالا بودن ميزان علايم افسردگي در بيماران مصروع (اپي لپتيك) بود كه در اكثر موارد درمان مناسبي دريافت نكرده بودند. باتوجه به قابل درمان بودن افسردگي و اثرات مفيد درمان آن، غربالگري و تشخيص به موقع افسردگي در آنها مهم و سودمند است.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله دانشکده پزشکي مشهد تابستان 1387; 51(2 (100)):103-108.
 
بررسي ميزان مس و روي سرم در بيماران مبتلا به صرع
 
نعمتي كريموي حبيب اله*,حاج زاده موسي الرضا,داعي زهرا
 
* مشهد، ميدان آزادي، پرديس دانشگاه، دانشکده پزشکي گروه فيزيولوژي
 
 

مقدمه: جهت کشف روش درماني موثر براي بيماري صرع شناخت اتيولوژي آن غير قابل اجتناب است. در اين مطالعه سعي شده است نقش فلزات کمياب سرم از قبيل روي و مس در ايجاد اين بيماري بررسي شود.
روش کار: اين مطالعه مورد - شاهدي در پاييز و زمستان 1385 در درمانگاههاي اعصاب دانشگاه علوم پزشکي مشهد انجام شده است. 60 بيمار (25 مرد و 35 زن با ميانگين سن 22.43±1.18) مبتلا به صرع تحت درمان و 60 فرد سالم همسان شده از نظر سني و جنسي با گروه بيمار (25 مرد و 35 زن با ميانگين سني 25.27±1.091) در اين مطالعه شرکت کردند. ميزان مس و روي سرم هر دو گروه با استفاده از روش جذب اتمي تعيين گرديد و به صورت ميانگين ± انحراف معيار محاسبه و غلظت سرمي روي و مس با استفاده از روش تي تست مقايسه گرديد.
نتايج: اگر چه سطح سرمي روي و مس در گروه بيمار کمتر از سطح سرمي اين عناصر در گروه کنترل به دست آمد، ليکن تفاوت ها معني دار نبود. ميانگين غلظت مس در بيماران 947.98±30.39(µg/lit) در برابر 967.41±28.25 در گروه کنترل به دست آمد و ميانگين غلظت روي در بيماران 86.81±1.55(µg/dl) در برابر 94.48±11.11 در گروه کنترل اندازه گيري گرديد. اگر چه مقدار مس و روي در سرم خون بيماران اندکي کمتر از گروه کنترل مي باشد اما تفاوت ها از نظر آماري معني دار نيست.
نتيجه گيري: برخلاف آنچه در مطالعات قبلي گزارش شده است، سطح سرمي مس و روي در گروه بيماران تحت درمان اندکي کمتر از گروه کنترل بود، ليکن يافته هاي اين پژوهش تفاوت معني داري را در غلظت سرمي مس و روي بيماران صرعي نشان نداد و لذا نمي توان حملات صرعي را به تغييرات سطح سرمي اين عناصر نسبت داد.

 
كليد واژه: مس، روي، صرع
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك (ره‌ آورد دانش) پاييز 1387; 11(3 (پياپي 44)):89-97.
 
پردازش سيگنال هاي الكتروآنسفالوگرافي به منظور تشخيص انواع تشنجات صرعي پتي مال و گراندمال با استفاده از شبکه هاي عصبي مصنوعي
 
عرب محمدرضا*,صورتگر اميرابوالفضل,رضايي آشتياني عليرضا
 
* بيمارستان وليعصر، واحد تجهيزات پزشكي
 
 

مقدمه: تشنج مهم ترين تظاهر بيماري صرع بوده و آناليز دقيق آن نيز از طريق انجام الکتروآنسفالوگرافي امکان پذير است. به وسيله آشکار سازي دشارژهاي صرعي شکل (امواج سوزني) امکان تشخيص بيماري صرع در سيگنال EEG وجود دارد. يک درصد افراد در زندگيشان اين بيماري را تجربه مي کنند. پيش از اين قابليت تشخيص هوشمندانه امواج سوزني بررسي شده اما هدف اين تحقيق تشخيص صرع هاي پتي مال (غايب) و گراندمال از طريق پردازش سيگنال هاي EEG توسط سيستم هوشمند (شبکه عصبي) مي باشد.
روش كار: در اين مقاله توصيفي از تعداد 100 عدد سيگنال EEG مربوط به افراد مختلف در شرايط سلامت، فواصل تشنج و در حين تشنج مربوط به دو نيمكره مغزي استفاده شده است. با استفاده از تکنيک هاي نرم افزاري نويز50 هرتزو آرتيفكت آن حذف شده سپس توسط نرولوژيست اين سيگنال ها به سه دسته سالم، تشنجات صرعي پتي مال (تپيك 3 هرتز) و گراندمال (در فاز كلونيك با فركانس 4 هرتز) به قطعات 6 ثانيه جداسازي شده است. اطلاعات اين سيگنال ها شامل امواج سوزني-آهسته، پلي اسپايک و پلي شارپيمي باشد که استخراج و توسط تكنيك هاي نرم افزاري شبكه هاي عصبي به سه دسته سالم، پتي مال و گراندمال طبقه بندي گرديده است.
نتايج: در نرم افزار طراحي شده، دقت تشخيص صرع هاي پتي مال و گراندمال در حدود 80 درصد مي باشد.
نتيجه گيري: به علت پيچيدگي در امواج مغزي و سختي تشخيص ديداري نوار مغزي اين روش كمك زيادي در تشخيص بيماري صرع به پزشكان مي كند. اين پژوهش فعلا براي تشخيص دو نوع صرع شايع به كار رفته و قابل گسترش به انواع مختلف صرع مي باشد. 

 
كليد واژه: الكتروانسفالوگرافي، يصرع پتي مال، صرع گراندمال، صرع غايب
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
علوم دارويي بهار 1384; -(1):31-38.
 
پيش بيني بازداري برخي داروهاي ضد صرع در فازهاي متحرك دو حلالي در RP-HPLC
 
جوبيان ابوالقاسم*,رشيدي محمدرضا,واعظ قراملكي زهرا,متين اميرعباس,جوزن جوان شير
 
* دانشکده داروسازي، دانشگاه علوم پزشکي تبريز
 
 

فاکتور ظرفيت فنوباربيتال، فني توئين و کاربامازپين در فازهاي متحرک حاصل از اختلاط آب و حلال هاي آلي متانول، استونيتريل، استون و تتراهيدروفوران اندازه گيري شده و داده هاي حاصل به مدل پيشنهادي:
Ln?=J1?1+J2?2+?1?2?p i=0 Bi(?1+?2) 
برازش شد. در اين معادله  k’فاکتور ظرفيت،  ?1و  ?2کسر حجمي حلال اول و دوم در فاز متحرک، J1، J2 و Bi ثابت هاي معادله مي باشند. شاخص ميانگين درصد خطا براي مدل پيشنهادي، مدل خطي شونمارکرس و مدل درجه دوم جاندار محاسبه و مقادير 14.6±10.7، 42.3±11.2 و 32.7±17.8 درصد حاصل شد. دقت مدل ها همچنين با استفاده از داده هاي جمع آوري شده از منابع علمي بررسي گرديده و مقادير 1.64±0.85، 22.11±2.84 و 4.87±1.98 درصد بدست آمد. اختلاف ميانگين درصد خطا براي مدل پيشنهادي در هر دو سري داده ها با مدل هاي قبلي معني دار بوده و نشان دهنده قابليت بالاتر مدل براي تبيين رياضي داده هاي فاکتور ظرفيت در RP - HPLC مي باشد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله علمي سازمان نظام پزشکي جمهوري اسلامي ايران زمستان 1379; 18(4):288-294.
 
تاثير رژيم كتوژنيك بر صرع مقاوم در كودكان و گزارش 215 مورد
 
مستقيمي قمي پروين,اشرف زاده فرح,غفراني محمد
 
 
 

رژيم کتوژنيک که متشکل از چربي زياد با پروتيين و کربوهيدرات کم است، اولين بار در سال 1920 ميلادي براي درمان کودکان مبتلا به صرع پيشنهاد شد. با وجود پيشرفتهايي که در درمان دارويي و جراحي صرع بوجود آمده است، هنوز تعداد زيادي از کودکان داراي تشنجهاي بدون علاج هستند. اين مطالعه به منظور تعيين اثر رژيم کتوژنيک بر صرع مقاوم به درمان دارويي در کودکان انجام شده است.
215 کودک در حيطه سني 2 تا 12 سال که عليرغم مصرف حداقل دو دارو، پيش از 2 حمله در هفته داشتند. در اين مطالعه گنجانيده شدند کليه بيماران تحت رژيم کتوژنيک قرار گرفتند و براي حداقل يک ماه و حداکثر 3 سال پيگيري شدند. ميزان پاسخ به درمان در ماه اول شروع (پيگيري اول)، ماه ششم (پيگيري دوم)، ماه دوازدهم (پيگيري سوم) سنجيده شد و تحليل گرديد. ميزان تحمل رژيم و عوارض ناشي از رژيم کتوژنيک نيز مطالعه گرديد.
تعداد 215 کودک با معدل سني 5.1 سال، عليرغم مصرف بنحو متوسط 6.6 داروي ضد صرع قبل از شروع رژيم کتوژنيک با ميانگين تشنج 235 بار در ماه مورد مطالعه قرار گرفتند. در پيگيري اول بعد از دريافت رژيم، 68.8 درصد بيماران عاري از تشنج شدند و 11.7 درصد بيش از 50 درصد کاهش در ميزان حملات نسبي را نشان دادند. 98.3 درصد بيماران در طي مال اول رژيم را رعايت کرده و براي پيگيري مراجعه نمودند. در پيگيري دوم، 44.5 درصد بيماران عاري از تشنج بوده، 21.7 درصد کاهش بيش از 50 درصد را نشان دادند. 89.3 درصد تا 6 ماه رژيم را رعايت کرده و براي پيگيري مراجعه کردند.
در پيگيري سوم 14.8 درصد بيماران عاري از تشنج بودند، 12.9 درصد بيش از 50 درصد کاهش در تعداد حملات تشنجي را نشان دادند. 57.4 درصد بيماران تا يکسال رژيم کتوژنيک را ادامه داده و پيگيري شدند.
به طور خلاصه مي توان گفت که رژيم کتوژنيک بعنوان يک روش درماني موثر در کودکاني که تشنج آنها به درمانهاي معمول پاسخ نمي دهد مي تواند مورد استفاده قرار گيرد، به نظر مي رسد اين رژيم از بسياري از داروهاي جديد ضد صرع موثرتر و ارزانتر باشد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله بيماريهاي کودکان ايران پاييز 1386; 17(2 (ويژه نامه پاييز)):167-172.
 
تاثير داروهاي ضد تشنج بر وضعيت ويتامين D کودکان صرعي
 
شيوا سيامك*,برزگر محمد
 
* تبريز، خيابان ششگلان، بيمارستان كودكان
 
 

هدف: از آنجايي که صرع و اختلالات تشنجي و به تبع آن مصرف داروهاي ضد تشنج در گروه سني کودکان بيشتر از بزرگسالان مي باشد، اين مطالعه به منظور بررسي وضعيت ويتامين D و کلسيم در کودکان تحت درمان با داروهاي ضد تشنج و ارزيابي تاثير اين داروها بر متابوليسم ويتامين D و کلسيم در اين گروه سني انجام گرفت.
روش مطالعه: با روش نمونه گيري آسان از ميان مراجعين به کلينيک اعصاب کودکان در فاصله زماني تير ماه 84 تا خرداد ماه 85 تعداد 60 کودک و نوجوان صرعي تحت درمان که شرايط ورود به مطالعه را داشتند انتخاب شدند. سي کودک و نوجوان سالم که از نظر سني و جنسي با گروه بيماران متناسب بودند بعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. سطوح سرمي 25OHD3، کلسيم و آلکالن فسفاتاز دو گروه با هم مقايسه شدند.
يافته ها: تفاوت قابل توجهي بين دو گروه از نظر سطوح سرمي 25OHD3 (P<0/001)، کلسيم (p<0.001) و آلکالن فسفاتاز (p<0.001) مشاهده شد. در 10% بيماران سطح سرمي 25OHD3 کمتر از حداقل مقدار طبيعي بود. بين طول مدت مصرف دارو و سطح سرمي 25OHD3  يک رابطه معکوس مشاهده شد (011/P=0 ، r=0/345)).
نتيجه گيري: درمان با داروهاي ضد تشنج در کودکان و نوجوانان باعث کاهش سطح سرمي 25OHD3 و کلسيم شده، متابوليسم استخوان را افزايش مي دهد. هر چه مدت مصرف دارو طولاني تر شود، ميزان اين کاهش بيشتر خواهد بود.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
ارسال توسط حجت الله وهابی
ارسال توسط حجت الله وهابی
 
تاريخ : Tue 28 Jul 2009
ارسال توسط حجت الله وهابی
تازه هاي حوزه شناخت در اختلال وسواس فكري - عملي

تاثير فلوكستين و كلومي پرامين بر قند، چربي و وزن بيماران 17-7 ساله ايراني مبتلا به اختلال وسواس -


تاثير روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوه خوددرماني در كاهش نشانه هاي اختلال وسواس - اجبار -


پژوهشي مقايسه اي، در خصوص شدت و فراواني علايم و نشانه هاي اختلالهاي هيجاني و رفتاري در كودكان و نوجوانان

بررسي مقايسه اي مولفه هاي نشخوار فكري در بيماران افسرده، وسواس اجباري و افراد عادي

بررسي كارآمدي نسبي تكنيك هاي شناختي – رفتاري، دارويي و تركيب آنها در درمان اختلال وسواس فكري و عملي -

بررسي فراواني الگوي علايم اختلال وسواسي - جبري

بررسي شيوع نشانه هاي اختلال وسواسي - جبري

بررسي سوگيري حافظه آشكار در ويژگي اضطراب و اختلال وسواسي - اجباري

بررسي حافظه سرگذشتي و شواهد عصب روان شناختي در اختلالات وسواسي – اجباري و اضطراب فراگير

بررسي تاثير نالتركسون بر كاهش علايم اختلال وسواسي ـ جبري

بررسي پاسخ درماني انواع مختلف اختلال وسواسي – جبري به فلوكستين -

بررسي اثربخشي درمان شناختي ـ رفتاري، مذهبي فرهنگي در بهبود مبتلايان به اختلال وسواسي ـ جبري -


بررسي آزمايشي مشكلات حافظه در مبتلايان به نوع وارسي اختلال وسواسي - اجباري

اعتباريابي نسخه بازنگري شده پرسش نامه رفتار ذخيره اي: سنجه احتكار وسواسي

اختلال وسواسي- جبري در مراجعان به درمانگاه روان پزشكي بيمارستان نور اصفهان


اختلال وسواسي – اجباري: مروري بر بازنمايي هاي دروني اختصاصي در يك نظريه شناختي گسترده تر -

اختلال وسواسي - اجباري در بيماران مبتلا به اختلال دو قطبي I و اسكيزوفرنيا -

اثربخشي روش مواجهه و بازداري از پاسخ به شيوه فردي و گروهي بر كاهش علايم اختلال وسواس بي اختياري

اثربخشي روش مواجهه و بازداري از پاسخ به شيوه فردي و گروهي بر كاهش علايم اختلال وسواس بي اختياري

اثر بخشي عصاره آبي گل گاوزبان (.Echium amoenum L) در درمان اختلال وسواسي ـ اجباري -


اثربخشي درمان شناختي - رفتاري گروهي در اختلال وسواسي – اجباري

اثر بخشي آموزش روش خود درماني به شيوه شناختي – رفتاري بر كاهش علايم اختلال وسواسي - اجباري


آيا همراهي اختلال وسواسي- اجباري با اختلال دوقطبي نوع يك كمتر از اختلال افسردگي اساسي است؟ -

آزمون فرآيند شناختي در اختلال وسواسي- اجباري دوران كودكي

مقايسه سبكها و مكانيزم هاي دفاعي بيماران مبتلا به اختلال وسواس بي اختياري و افراد سالم -

مقايسه سبكها و مكانيزم هاي دفاعي بيماران مبتلا به اختلال وسواس بي اختياري و افراد سالم -

مقايسه فعاليت سيستم هاي مغزي - رفتاري بيماران مبتلا به اختلال وسواس و افراد بهنجار -

مقايسه كارآيي فلئوگزتين و كلوميپرامين در درمان اختلال وسواسي- جبري

مقايسه كارايي تركيب فلوكستين - هالوپريدول بافلوكستين - دارو نما در بيماران اختلال وسواسي - جبري -

مقايسه كارايي و اثربخشي «رويارويي و بازداري از پاسخ» با «درمان از طريق كاهش فكر خطرناك» در اختلال و -

مقايسه كارايي‌ روشهاي‌ شناخت - رفتار درمانگري‌ و شناخت - رفتار درمانگري‌ توام با دارو درماني‌، در مب

مقايسه كاركرد اجرايي و شواهد عصب روانشناختي در اختلال وسواسي ـ اجباري و اضطراب فراگير -

نگراني و رابطه آن با زير مجموعه هاي وارسي و شستشوي اختلال وسواسي – اجباري -

هم ابتلايي اختلال وسواسي – جبري در دوره هاي مانيا و بهبودي بيماران دوقطبي


همبودي اختلال تورت و اختلال وسواسي - اجباري در كودكان


والپروات سديم: درمان مكمل در اختلال وسواسي- اجباري


يك مدل چند بعدي در اختلال وسواسي – اجباري -



ارسال توسط حجت الله وهابی
 
تاريخ : Tue 28 Jul 2009
ارسال توسط حجت الله وهابی
 
تاريخ : Tue 28 Jul 2009
ارسال توسط حجت الله وهابی
 
تاريخ : Tue 28 Jul 2009
ارسال توسط حجت الله وهابی
 
تاريخ : Tue 28 Jul 2009
ارسال توسط حجت الله وهابی
بانک مقالات اسکیزوفرنی (علتها/درمانها/ارتباط با دیگر عوامل )

 

اثربخشي توان بخشي رواني- اجتماعي در کاهش علايم منفي

ابعاد مختلف کيفيت زندگي در بيماران مبتلا به اسکيزوفرنيا

اثربخشي توان بخشي رواني- اجتماعي در کاهش علايم منفي

ارتباط اسکيزوفرنيا با ليپيد پراکسيداسيون، ظرفيت تام آنتي اکسيدان هاي

بررسي اثر افزودن نالترکسان به داروهاي آنتي سايکوتيک،

بررسي تاثير افزودن اسيدهاي چرب امگا-3 به رژيم درماني ضد جنون

بررسي راهبردهاي مقابله اي در بيماران اسكيزوفرنيک

بررسي فصل تولد در بيماران اسکيزوفرني بستري شده در بيمارستان سيناي

بررسي مصرف مواد در بيماران مبتلا به اسکيزوفرني بستري

تاثير تفريح درماني بر وضعيت رواني بيماران مبتلا به اسکيزوفرنياي مزمن

تاثير سلژيلين بر روي علايم منفي بيماران مبتلا به اسکيزوفرنيا:

تاثير فعاليت هاي معنوي - تفريحي گروهي بر وضعيت مراقبت از خود بيماران اسکيزوفرنيک

تاثير کاردرماني بر ابعاد مختلف کيفيت زندگي بيماران اسکيزوفرنيک مزمن -

رابطه بين انسجام فضايي - زماني با علايم مثبت و منفي ‏در بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا

رابطه بين عفونت هاي توکسوپلاسما گونديي و اسکيزوفرنيا

روايي نسخه فارسي مصاحبه تشخيصي جامع بين المللي

سندرم متابوليك در بيماران مبتلا به اسكيزوفرنيا

عوامل موثر بر فرسودگي و سلامت رواني مراقبين بيماران مبتلا به اسکيزوفرني

مقايسه آزمون وسواسي- اجباري مادزلي و مصاحبه باليني ساختاريافته مبتني بر

مقايسه فشار رواني در مراقبان بيماران مبتلا به اسکيزوفرنياي مزمن و

مقايسه مصرف آنتي سايکوتيک هاي تيپيک و آتيپيک در ايجاد علايم

مقايسه وضعيت شناختي بيماران مبتلا به اسکيزوفرنيا و اسكيزوافكتيو -

بررسي تاثير «اداره شرايط تقويت» بر هذيانهاي يك بيمار مبتلا به اسكيزوفرني پارانوييد

بررسي نرم نشانه هاي عصبي در بيماران مبتلا به اسكيزوفرنياي پارانوييد و غير پارانوييد

عملكردهاي اجرايي در بيماران مبتلا به اسكيزوفرنياي پارانوييد و آشفته در مقايسه با افراد بهنجار



ارسال توسط حجت الله وهابی
 
تاريخ : Tue 28 Jul 2009
ارسال توسط حجت الله وهابی
ارسال توسط حجت الله وهابی
تازه هاي علوم شناختي زمستان 1385; 8(4 (مسلسل 32)):71-85.
 
تازه هاي حوزه شناخت در اختلال وسواس فكري - عملي
 
شمس گيتي*,صادقي مجيد
 
* تهران، خيابان کارگر جنوبي، بين چهارراه لشگر و ميدان قزوين، بيمارستان روزبه، دفتر رياست
 
 

هدف مقاله حاضر، بررسي مروري يافته هاي تحقيقاتي جديد در حيطه وسواس بود، تا بتوان با تصوير روشن تري به مطالعه، تحقيق و درمان اين اختلال پرداخت. طي سه دهه اخير، شاهد پيشرفت هاي عظيمي در زمينه نقش شناختواره ها در شكل گيري، تداوم، و درمان بسياري از اختلال هاي روان پزشكي از جمله اختلال وسواس فكري - عملي (OCD)‌ بوده ايم. متغيرهاي شناختي OCD بر نحوه تفسير افراد از محتوا و وقوع افكار مزاحم تاكيد مي كنند. در حال حاضر بسياري از سوالات در زمينه نحوه شكل گيري، كاركرد و عواقب و همين طور درمان تكانش ها، تصاوير و افكار مزاحم و ناخواسته در جامعه باليني و غيرباليني بي پاسخ مانده است. موضوع «فرآيند سير تبديل» يك فكر مزاحم به فكر وسواسي، يكي از موضوعات پر اهميت در ادبيات وسواس است. فرد در چه مسير فكري قرار مي گيرد تا يك فكر مزاحم و ناخواسته به يك فكر وسواسي تبديل مي شود. مدل شناختي معتقد است افراد مبتلا به OCD، افكار، تصاوير و تكانه هاي خود را بسيار مهم و معني دار تفسير مي كنند و باورهاي ناكارآمد زمينه ساز شكل گيري اين افكار، تصاوير و تكانه ها است. به نظر مي رسد باورهاي ناكارآمد معيني مانند كنترل و اهميت افكار، احساس مسووليت و ارزيابي احساس خطر و تهديد، و كمال طلبي و عدم قطعيت، در شكل گيري اين اختلال نقش دارند. بسياري از تحقيقات انجام شده بيانگر ارتباط اين حوزه از شناخت با OCD است. هنوز يافته هاي تحقيقاتي موجود به يك نتيجه گيري قطعي در زمينه شناسايي حوزه هاي مختص به شناخت دست نيافته است. تنوع در يافته ها يكي از معضلات در زمينه مذكور است.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار) زمستان 1381; 8(3 (پیاپی 31)):12-19.
 
تاثير فلوكستين و كلومي پرامين بر قند، چربي و وزن بيماران 17-7 ساله ايراني مبتلا به اختلال وسواس
 
محمدي محمدرضا*,مومني فرزاد,تركزبان رضا,قائلي پديده
 
* خيابان کارگر جنوبي، پايين تر از چهار راه لشکر، بيمارستان روزبه، گروه روانپزشکي، مرکز تحقيقات روانپزشکي، دانشگاه علوم پزشکي تهران
 
 

هدف: هدف از اجراي اين پژوهش، بررسي تاثير فلوکستين و کلومي پرامين بر قند خون، تري گليسريد، کلسترول، آزمون هاي عملکرد کبدي و وزن، در کودکان و نوجوانان مبتلا به وسواس فکري و عملي بوده است.
روش: 30 بيمار مبتلا به وسواس فکري و عملي 17-7 ساله که به درمانگاه بيمارستان روزبه مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. براي تشخيص، مصاحبه باليني بر پايه ملاک هاي تشخيصي DSM-IV، پرسشنامه وسواس مادزلي و ييل براون به کار برده شد. بيماران به طور تصادفي در دو گروه 15 نفري جاي داده شدند. آزمايش هاي لازم براي تعيين سطح پايه قند خون ناشتا، تري گليسيريد، کلسترول و آزمون هاي عملکرد کبدي توسط آزمايشگاه و تعيين وزن افراد در دو گروه، پيش از شروع درمان و در هفته هاي دوم، چهارم و هشتم انجام شد. پژوهش به صورت دو سرکور به اجرا در آمد. گروه اول تحت درمان با فلوکستين با مقدار مصرف 20-10 ميلي گرم روزانه در شروع درمان و افزايش آن به 60-20 ميلي گرم روزانه در هفته دوم قرار گرفت. در گروه دوم کلومي پرامين، 25 ميلي گرم روزانه، در شروع درمان و افزايش آن به 100-75 ميلي گرم روزانه در هفته دوم به کار برده شد. داده ها به کمک روش هاي آمار توصيفي و آزمون t تحليل شد.
يافته ها: اين بررسي نشان داد که داروي فلوکستين به طور معني داري باعث کاهش غلظت قند خون ناشتا، غلظت خوني کلسترول و تري گليسريد و هم چنين موجب افزايش غلظت کبدي ALP شده است. اما، کلومي پرامين سبب افزايش غلظت قند خون ناشتا، تري گليسيريد و کلسترول شد؛ در حالي که تغييري در غلظت کبدي ALP به وجود نياورد. فلوکستين و کلومي پرامين هر دو موجب افزايش غلظت کبدي SGOT و SGPT شده اند. مصرف داروي فلوکستين پس از هشت هفته سبب کاهش محسوس وزن نشد در حالي که کلومي پرامين موجب افزايش محسوسي در وزن پس از هشت هفته شد.
نتيجه: به نظر مي رسد، فلوکستين در درمان وسواس فکري و عملي بيماران وسواسي که دچار ديابت و يا بيماري هاي قلبي و عروقي نيز هستند و از چاقي هم رنج مي برند، داروي مناسب تري باشد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
دانشور رفتار ارديبهشت 1386; 14(22):1-10.
 
تاثير روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوه خوددرماني در كاهش نشانه هاي اختلال وسواس - اجبار
 
نصراصفهاني مهدي,نشاط دوست حميدطاهر,مولوي حسين,عابدي محمدرضا
 
 
 

اين پژوهش با هدف بررسي تاثير روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوه خوددرماني بر ميزان نشانه هاي اختلال وسواس - اجبار در بيماران سرپايي مراجعه كننده به مراكز خدمات روانشناختي و روانپزشكي شهر اصفهان اجرا گرديد. بدين منظور تعداد 20 بيمار مبتلا به اختلال وسواس - اجبار كه بر اساس مصاحبه باليني توسط روانشناسي باليني و روانپزشك عدم ابتلا آنها به اختلال افسردگي اساسي و اختلالات شخصيت تاييد شده بود، به روش تصادفي ساده از ميان جامعه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفي در دو گروه 10 نفري شامل يك گروه آزمايشي و يك گروه كنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواس - اجبار مادزلي به عنوان پيش آزمون در مورد هر دو گروه اجرا گرديد. گروه آزمايشي به مدت 6 هفته با استفاده از كتابچه راهنماي درماني كه توسط پژوهشگر تدوين شده بود و شامل آموزش عملي و ارايه تكاليف خانگي استفاده از روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ بود به خوددرماني پرداختند و در طول درمان هر هفته طي يك برنامه زمانبندي شده از طريق تماس تلفني با پژوهشگر، گزارشي از روند درمان را ارايه مي كردند. آزمودني هاي گروه كنترل نيز در ليست انتظار قرار گرفتند. فرض بر اين بود كه روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوه خود درماني باعث كاهش نشانه هاي اختلال وسواس - اجبار گروه آزمايش نسبت به گروه كنترل در مرحله پس از آزمون و پيگيري مي شود. نتايج تحليل كوواريانس نشان داد كه روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوه خوددرماني منجر به كاهش معني دار نشانه هاي اختلال وسواس - اجبار گروه آزمايش نسبت به گروه كنترل در مرحله پس آزمون شده است (P<0.001). اين بهبودي در پيگيري يك ماه بعد همچنان مشهود بود (P<0.001). با توجه به يافته هاي پژوهش حاضر مي توان اينگونه نتيجه گيري كرد كه روش مواجهه و جلوگيري از پاسخ به شيوه خوددرماني مي تواند به عنوان روش موثري در درمان اختلال وسواس - اجبار بكار رود.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز تابستان 1381; 36(54):59-66.
 
پژوهشي مقايسه اي، در خصوص شدت و فراواني علايم و نشانه هاي اختلالهاي هيجاني و رفتاري در كودكان و نوجوانان مادران مبتلا به اختلال وسواسي - جبري
 
وفايي باقر*,ارفعي افسر,داداش زاده حسين
 
* گروه روانپزشكي، دانشگاه علوم پزشكي تبريز
 
 

زمينه و اهداف: پژوهش حاضر به منظور بررسي و مقايسه فراواني علايم و نشانه هاي اختلالات هيجاني و رفتاري در كودكان و نوجوانان مادران مبتلا به اختلال وسواسي - جبري(obsessive - compulsive disorder) و كودكان و نوجوانان مادران سالم انجام گرفت. با توجه به تعامل اثرات ژنتيك و اثرات محيط در سبب شناسي بيماريهاي رواني فرض بر اين بود كه ميزان اختلالهاي هيجاني و اختلالهاي رفتاري در كودكان و نوجوانان مادران وسواسي بيشتر از ميزان آن در كودكان و نوجوانان مادران سالم است . هدف از پژوهش حاضر اين بود كه ببينيم آيا محيط تربيتي كودكان و نوجوانان و بخصوص سبك رفتاري توام با وسواس مادر مي تواند بهداشت رواني كودكان را تحت تاثير قرار داده و آنان را در معرض اختلالات روانپزشكي قرار دهد يا نه. روش بررسي: تعداد يك صد نفر زن مبتلا به اختلال وسواسي - جبري مراجعه كننده به كلينيكهاي تخصصي روانپزشكي درسطح تبريز با استفاده از روش نمونه برداري تصادفي، انتخاب گرديده و پرسشنامه مخصوص اختلالهاي هيجاني و رفتاري براي كودكان و نوجوانان 5 تا 18ساله آنان و توسط مادران آنها تكميل گرديد. از طرف ديگر همين پرسشنامه در مورد كودكان و نوجوانان يك صد نفر زن سالم كه در سطح شهر تبريز و به طور تصادفي انتخاب شده بودند، نيز تكميل گرديد و سپس نتايج به دست آمده از چك ليست اختلالهاي هيجاني و اختلالهاي رفتاري در دو گروه از كودكان مورد مطالعه، با استفاده از روشهاي آماري مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها: مقايسه ميانگينهاي اختلالهاي هيجاني در دو گروه از كودكان با استفاده از آزمون- t براي نمونه هاي مستقل نشان داد كه تفاوت معني داري با  Pنتيجه گيري: از اين مطالعه نتيجه گرفته مي شود كه هرچند نمي توان گفت بين وسواس مادر و ابتلاي كودكان به اختلالات هيجاني و رفتاري رابطه علت و معلولي وجود دارد اما به نظر مي رسد كه كودكان چنين مادراني به مقدار بيشتري در معرض اختلالات هيجاني و رفتاري قرار دارند.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
كومش پاييز 1387; 10(1 (پياپي 29)):65-72.
 
بررسي مقايسه اي مولفه هاي نشخوار فكري در بيماران افسرده، وسواس اجباري و افراد عادي
 
خسروي معصومه*,مهرابي حسين علي,عزيزي مقدم ميعاده
 
* دانشگاه سمنان، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي، گروه علوم تربيتي
 
 

سابقه و هدف: نشخوار فكري مولفه اي است كه در اختلالات افسردگي و وسواس - جبري نقش به سزايي ايفا مي كند و منجر به تداوم و تشديد علايم اختلال و زمينه ساز بروز ساير اختلالات رواني مي شود. بر اين اساس، بررسي ميزان نشخوار فكري در بيماران افسرده و وسواس - جبري در مقايسه با گروه گواه در اين پژوهش مد نظر قرار گرفت.
مواد و روش ها: در اين راستا، در قالب طرحي علمي - مقايسه اي، تعداد 30 نفر (15 مرد و 15 زن) از بيماران افسرده، 30 نفر (15 مرد و 15 زن) بيمار وسواس- جبري از مراكز روان پزشكي و بيمارستان هاي شهرهاي سمنان و تهران انتخاب و با 60 نفر (30 مرد و 30 زن) از افراد فاقد اختلال كه به صورت تصادفي انتخاب شده بودند، با استفاده از پرسش نامه افسردگي بك (BDI)، پرسش نامه وسواس فكري - عملي مادزلي (MOCI) و پرسش نامه نشخوار فكري (RQ) مورد ارزيابي قرار گرفتند.
يافته ها: نتايج تحليل واريانس چند متغيره نشان داد تفاوت معناداري بين سه گروه در نمره كل نشخوار فكري و در خرده مقياس هاي «مرور احساسات ناشي از مشكل»، «انتقاد از خود» و «نگراني در مورد عدم حل مشكل» وجود دارد. مقايسه هاي زوجي هم نشان داد نشخوار فكري در حيطه هاي گرايش به تبيين گري و مرتبط با انزوا در بيماران افسرده به طور معناداري بيش از افراد عادي است. هم چنين، ميزان نشخوار فكري مرتبط با مرور احساسات ناشي از مشكل، نگراني در مورد عدم حل مشكل و انتقاد از خود در بيماران افسرده و وسواس - جبري بيش از افراد عادي بود. ضمن اين كه، دو گروه بيمار، نشخوار فكري بيش تري نسبت به افراد عادي داشتند (p=0.000).
نتيجه گيري: بر اساس اين نتايج، مي طلبد با در نظر گرفتن نقش نشخوارهاي فكري در تداوم اختلالات افسردگي و وسواس، به درمان آن در قالب برنامه هاي روان درماني مبتني بر اصلاح نگرش هاي ناكارآمد و آموزش شيوه هاي صحيح كنترل فكر و شيوه هاي حل مساله توجه ويژه مبذول داشت .

 
كليد واژه: نشخوار فکري، اختلال وسواس فکري - جبري، اختلال افسردگي
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
دانشكده علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني سبزوار(اسرار) زمستان 1383; 11(4 (مسلسل 34)):33-39.
 
بررسي كارآمدي نسبي تكنيك هاي شناختي – رفتاري، دارويي و تركيب آنها در درمان اختلال وسواس فكري و عملي
 
توزنده جاني حسن*,احدي حسن,دلاور علي,آزاد حسين
 
* دانشگاه آزاد اسلامي واحد نيشابور، تهران، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران
 
 

هدف: اين مطالعه به منظور ارزيابي کارآمدي نسبي تکنيک هاي شناختي – رفتاري، دارو درماني و ترکيب آنها در درمان اختلال وسواس فکري و عملي انجام شده است.
مواد و روش ها: اين پژوهش مبتني بر نظريه هاي شناختي – رفتاري و زيست شيميايي درمان اختلال هاي رواني مي باشد. بدين منظور ما از بين مراجعين زن و مرد (متاهل و مجرد 15 تا 45 ساله) مراجعه کننده به کلينيک هاي روانشناسي، 4 گروه 8 نفري به صورت تصادفي جايگزيني انتخاب نموده ايم و از مقياس هاي وسواس فکري و عملي مادسلي، يل بروان و الگوشناختي سالکوسکيس، ون اوپن و آرنتز و دارودرماني استفاده شده است.
نتايج: از لحاظ سن، تحصيلات و مدت ابتلا و جنسيت تفاوت معني داري ميان گروه ها وجود ندارد، اما از نظر وضعيت تاهل تفاوت معناداري ميان گروه ها به چشم مي خورد. همچنين، هر کدام از روش هاي درماني به تنهايي موجب کاهش علايم وسواسي، سطح افسردگي، اضطراب، تغيير باورها، افکار ناهشيارانه يا ناسالم و نيز بهبود نسبي سازگاري اجتماعي بيماران شد، اما ترکيب دارودرماني و تکنيک شناختي – رفتاري نسبت به هر يک از درمان ها به تنهايي و گروه کنترل فهرست انتظار بخشي بيشتري داشت. درمان شناختي – رفتاري نسبت به هر يک از درمان ها به تنهايي و گروه کنترل فهرست انتظار بخشي بيشتري داشت. درمان شناختي – رفتاري نيز به جز شاخص بهبود افسردگي در ساير شاخص ها نسبت به دارو درماني برتري داشت.
نتيجه گيري: به کارگيري ترکيب دارودرماني و تکنيک شناختي – رفتاري در درمان اختلال و وسواس فکري و عملي بيشترين تاثير را دارد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
تازه هاي علوم شناختي بهار و تابستان 1383; 6(2-1 (مسلسل 22)):87-94.
 
بررسي فراواني الگوي علايم اختلال وسواسي - جبري
 
صالحي منصور*,سالاري فر محمدحسين,هاديان مينا
 
* گروه روانپزشکي، دانشکده پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي ايران، انستيتو روانپزشکي تهران و مرکز تحقيقات بهداشت روان - خيابان ستارخان، خيابان نيايش، انستيتو روانپزشکي تهران
 
 

مقدمه: با توجه به اينکه علايم وسواسي - جبري وابسته به فرهنگ هستند، شناخت و اطلاع از فراواني و تنوع آنها در جامعه ما مي تواند به تشخيص دقيق تر اين اختلال کمک کند و اهداف درماني را مشخص تر سازد.
روش: در قالب يک طرح پژوهشي مقطعي، 61 بيمار مبتلا به اختلال وسواسي - جبري (23 مرد و 38 زن) به شيوه نمونه گيري در دسترس انتخاب گرديدند و تنوع و شدت علايم با مقياس ييل - براون اندازه گيري شد. اين بيماران به طور سرپايي به واحد روانپزشکي مرکز مشاوره و خدمات روانشناختي توحيد و يک مطب خصوصي مراجعه کرده بودند و به وسيله يک روانپزشک )بر مبناي (DSM-IV-TR تشخيص داده شدند.
يافته ها: اين بررسي نشان داد که بيشترين وسواس هاي فکري، آلودگي و پرخاشگري است و تفاوت زنان و مردان در وسواس آلودگي معنادار مي باشد. بيشترين وسواس هاي عملي، وارسي کردن، شست و شو و نظافت و تفاوت دو جنس معنادار بود. بين ميزان تحصيل بيماران و علايم وسواسي - جبري در زمينه وسواس هاي فکري آلودگي و جسمي يک رابطه معنادار به دست آمد و دو گروه مجرد و متاهل فقط در وسواس هاي آلودگي و شمارش تفاوت معنادار داشتند.
نتيجه گيري: بيماران مبتلا به اختلال وسواسي - جبري خصوصيات علامت شناسي و جمعيت شناختي متمايزي را نشان مي دهند که يکي از توجيهات آن مي تواند تنوع فرهنگي باشد. اين مسئله خود مفاهيم ضمني مهمي براي تشخيص و درمان اين اختلال دارد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار) تابستان و پاييز 1380; 7(2-1 (پياپي 26-25)):27-32.
 
بررسي شيوع نشانه هاي اختلال وسواسي - جبري
 
بوالهري جعفر,ملكوتي سيدكاظم,بيان زاده سيداكبر,دادفر محبوبه
 
 
 

مقدمه: از آنجا نشانه هاي وسواسي – جبري علايمي فرهنگ وابسته اند، شناسايي انواع نشانه هاي موجود در افراد وسواسي – جبري از اهميت باليني ويژه اي برخوردار است. شناخت بهتر نشانه هاي وسواس در بيماران ايراني تشخيص سريع تر اين اختلال را در پي خواهد داشت و همچنين براي تشخيص افتراقي و مداخلات درماني بسيار مهم و سودمند خواهد بود.
روش: به کمک يک طرح مقطعي 56 بيمار وسواسي – جبري سرپايي مراجعه کننده به درمانگاه روانپزشکي انستيتو روانپزشکي تهران، درمانگاه بيمارستان شهيد اسماعيلي و مطب هاي خصوصي روانپزشک به شيوه نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند. براي تشخيص گذاري دقيق بيماران فهرست علايم تشخيصي اختلال وسواسي – جبري بکار گرفته شد. نشانه ها و شدت وسواس با مقياس وسواسي – جبري يل – براون اندازه گيري شد.
نتايج: اين بررسي نشان داد که شايع ترين نشانه هاي وسواس فکري، آلودگي و نگراني هاي مذهبي؛ و وسواس عملي، شستشو، نظافت، تشريفات تکرار کردن، و و ارسي مي باشد و نشانه هاي جمع کردن و انبار کردن فراواني کمتري داشت. همچنين در زنان وسواسي – جبري سن شروع اختلال بالاتر از مردان بود. شدت وسواس در بيماران وسواسي – جبري داراي طول مدت بيشتر از 5 سال شديدتر بود.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار) زمستان 1380; 7(3 (پیاپی 27)):53-61.
 
بررسي سوگيري حافظه آشكار در ويژگي اضطراب و اختلال وسواسي - اجباري
 
ايزدي خواه زهرا*,قاسم زاده حبيب اله,فدايي فربد
 
* اصفهان، خيابان آمادگاه، روبروي داروخانه سپاهان، ساختمان اطبا، مرکز جامع پزشکي اعصاب و روان و مشاوره اصفهان
 
 

هدف: اين پژوهش با هدف بررسي سوگيري حافظه آشكار در ويژگي اضطراب و اختلال وسواسي - اجباري اجرا گرديده است.
روش: در اين پژوهش سوگيري حافظه سه گروه، افراد داراي ويژگي پايين اضطراب (20 نفر)، ويژگي بالاي اضطراب (20 نفر) و بيماران مبتلا به اختلال وسواسي - اجباري (20 نفر) با فعال ‏سازي طرحواره خطر ، كه با ارائه مواد تهديدزا انجام گرديده است صورت گرفت. افراد داراي ويژگي اضطراب به وسيله آزمون اشپيلبرگر از بين دانشجويان دانشگاه انتخاب شدند و بيماران مبتلا به اختلال وسواسي - اجباري از نوع شستشو بر مبناي ملاكهايDSM-IV  توسط روانپزشك يا روانشناس باليني تشخيص داده شده و همه آنها با تكليف حافظه آشكار مورد آزمون قرار گرفته و براي تحليل يافته ها از آزمون تحليل واريانس استفاده شد.
يافته ها: گروه داراي ويژگي بالاي اضطراب، سوگيري حافظه آشكار به سمت صفات تهديدكننده داشتند و گروه بيماران وسواسي - اجباري سوگيري حافظه آشكار به سمت صفات تهديد كننده وسواسي داشتند.
نتيجه: نتايج نشان داد كه هم بيماران مبتلا به اختلال وسواسي - اجباري و هم افراد سالم داراي ويژگي بالاي اضطراب، سوگيري حافظه به سمت مواد تهديدكننده نشان مي دهند.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
تازه هاي علوم شناختي پاييز 1387; 10(3 (مسلسل 39)):1-12.
 
بررسي حافظه سرگذشتي و شواهد عصب روان شناختي در اختلالات وسواسي – اجباري و اضطراب فراگير
 
مولايي محمد*,مرادي عليرضا,غرايي بنفشه,افضلي محمدحسن
 
* تهران، خيابان مفتح، ساختمان سميه، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه تربيت معلم
 
 

هدف: نقايص عصب روان شناختي در سبب شناسي اختلال وسواسي - اجباري با شواهد فرآينده اي رو به روست.  هدف پژوهش حاضر سنجش و مقايسه حافظه سرگذشتي در اختلالات وسواسي ـ اجباري و اضطراب فراگير است.
روش: آزمودني هاي اين بررسي مقطعي - تحليلي سه گروه 22 نفري از مبتلايان به اختلال وسواسي - اجباري، اختلال اضطراب فراگير و افراد بهنجار بودند که پس از همتا سازي در متغيرهاي سن، جنسيت، ميزان تحصيلات و وضعيت تاهل وارد مطالعه شدند.
ابزار: داده هاي اين مطالعه با استفاده از آزمون هاي تشخيصي اضطراب بک، افسردگي بک II، مقياس وسواسي - اجباري ييل - براون و مصاحبه ساختار يافته حافظه سرگذشتي به دست آمدند و به وسيله روش هاي آمار توصيفي و استنباطي تجزيه و تحليل شدند.
يافته ها: نتايج حاکي از تفاوت معنادار ميانگين هاي مورد مقايسه گروه ها در سنجش حافظه سرگذشتي بود. به اين ترتيب که گروه وسواسي نسبت به دو گروه ديگر عملکرد ضعيف تري نشان داد (p<0.05).
نتيجه گيري: به نظر مي رسد که وجود نقايص عصب روان شناختي در اختلال وسواسي - اجباري، به عملکرد ضعيف تر حافظه سرگذشتي اين بيماران در مقايسه با مبتلايان به اختلال اضطراب فراگير و افراد بهنجار بينجامد.

 
كليد واژه: حافظه سرگذشتي، اختلال وسواسي ـ اجباري، اختلال اضطراب فراگير، عصب روان شناسي
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي كردستان تابستان 1385; 11(2 (مسلسل 40)):78-85.
 
بررسي تاثير نالتركسون بر كاهش علايم اختلال وسواسي ـ جبري
 
حميدي آرام,دادفر محبوبه*,جهانگيري بيژن,نصراصفهاني مهدي,دادفر فرشته
 
* دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي، درماني ايران، انستيتو روانپزشكي تهران، مركز تحقيقات بهداشت روان
 
 

زمينه و هدف: عليرغم وجود داروهاي جديد، اختلال وسواسي ـ جبري هنوز درمان مناسب پيدا نكرده است. بالا بودن ميزان هم ابتلايي بين اختلال وسواسي ـ جبري و اختلالات طيف دو قطبي بيش از گذشته آشكار شده است. در اين بيماران سوئيچ‏ هاي خلقي و بروز چرخش‏ هاي سريع خلقي به دنبال درمان با داروهاي ضد افسردگي يك خطر واقعي محسوب مي‏ شود. از اين ديدگاه درمان با داروي ضد وسواس غير ضد افسردگي مي ‏تواند حايز اهميت نظري و باليني زيادي باشد. پژوهش حاضر با هدف تعيين تاثير نالتركسون بر درمان اختلال وسواسي ـ جبري اجرا گرديد.
روش بررسي: در اين پژوهش 23 بيمار سرپايي مبتلا به اختلال وسواسي ـ جبري كه تا قبل از شروع تحقيق دست كم به مدت 3 ماه با دوز ثابت كلومي پرامين، فلوكستين، يا هر دو، تحت درمان بودند، بدون تغيير در دوز داروهاي قبلي، تحت درمان با داروي نالتركسون با دوز روزانه 25 تا 100 ميلي گرم قرار گرفتند. 4 بيمار به علت عدم پاسخ دهي و 3 بيمار به علت عوارض غيرقابل تحمل دارو از پژوهش حذف شدند و در نهايت 16 بيمار (9 زن و 7 مرد) در پژوهش شركت داشتند. كليه بيماران قبل و پس از درمان با استفاده از مقياس وسواسي ـ جبري "يل ـ براون" ارزيابي شدند. تحليل داده‏ ها با استفاده از آزمون هاي ويلكاكسون، كولمو گوروف - سميرنو و تي انجام گرفت.
يافته‌ ها: نمرات خرده مقياس‏ هاي وسواس فكري، وسواس عملي و كل، يل ـ براون پس از درمان در مقايسه با قبل از درمان كاهش چشمگيري نشان داد. 2 بيمار بيش از 6 ماه پس از قطع نالتركسون و ساير داروها فاقد علايم وسواسي باقي ماندند. شايع ترين هم ابتلايي يافت شده در اين بيماران اختلال دو قطبي بود.
نتيجه‌گيري: با توجه به حجم كم نمونه و باز بودن پژوهش قابليت اعتماد به يافته‏ ها محدود مي ‏باشد، ليكن به نظر مي‏ رسد كه نالتركسون حداقل بر روي زير گروه هايي از بيماران مبتلا به اختلال وسواسي ـ جبري به ويژه در هم ابتلايي با اختلالات طيف دوقطبي موثر مي‏باشد. توصيه مي ‌شود تاثيرات دراز مدت نالتركسون پس از قطع درمان در مطالعات آتي مورد بررسي قرار گيرد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز تابستان 1384; 27(2):59-62.
 
بررسي پاسخ درماني انواع مختلف اختلال وسواسي – جبري به فلوكستين
 
قريشي زاده سيدمحمدعلي,فرنام عليرضا*
 
* گروه روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز
 
 

زمينه و اهداف: امروزه اختلال وسواسي – جبري بيماري روان پزشکي شايع و قابل درماني است که به شکل هاي مختلف باليني مانند وسواس شستشو، وسواس فکري، وسواس وارسي و نظاير اينها مشاهده مي شود. براي درمان اين اختلالات از شيوه هاي متعددي مثل رفتار درماني، شناخت درماني و دارو درماني استفاده شده است. اخيرا به دليل تقويت نقش سروتونين در فيزيوپاتولوژي بيماري از داروهاي مهارکننده اختصاصي سروتونين بيشتر استفاده مي شود. فلوکستين از اين لحاظ مصرف زيادي دارد و در بسياري از مطالعات اثر درماني آن به تاييد رسيده است. با توجه به اثر مفيد فلوکستين در مهار و تخفيف علايم بيماري وسواسي – جبري، بر آن شديم تا اثر اين دارو را در انواع مختلف اختلالات وسواسي – جبري شامل وسواس فکري، وسواس شستشو، وسواس وارسي و وسواس مختلط مورد ارزيابي قرار دهيم.

روش بررسي: تعداد 100 بيمار وسواسي – جبري که تشخيص آنان بر اساس معيارهاي DSM-IV-TR مسجل شده بود، در مطالعه شرکت داده شدند. شدت بيماري هر بيمار با استفاده از معيار نمره گذاري ييل براون از طريق تکميل پرسشنامه در جريان مصاحبه باليني مشخص شد. سپس فلوکستين با دوز متناسب (40 تا 80 ميليگرم) به مدت دو ماه تجويز شد و در پايان مداخله دارويي، شدت بيماري مجددا نمره گذاري گرديد و نتايج با استفاده از آزمون آماري t ي مزدوج مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

يافته ها: مقايسه ميانگين نمره شدت بيماري در قبل و بعد از مداخله اثر درماني فلوکستين را در کاهش علايم بيماري تاييد کرد (P<0.001). از ديگر نتايج اين مطالعه اثر درماني عمده فلوکستين بر روي وسواس فکري و وسواس شستشو (P<0.001) بود. در اين مطالعه ارتباط معني داري بين اثر درماني فلوکستين با جنسيت، تحصيلات و شغل به دست نيامد.

نتيجه گيري: فلوکستين علاوه بر اثر مفيد که در درمان همه انواع اختلالات وسواسي – جبري دارد، در درمان وسواس فکري و وسواس شستشو نيز موثراست و اين موضوع مي تواند در طرح ريزي درماني براي اين دسته از بيماران به پزشکان کمک کند.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله دانشگاه علوم پزشکي ايران 1383; 11(44 (فوق العاده دو)):913-924.
 
بررسي اثربخشي درمان شناختي ـ رفتاري، مذهبي فرهنگي در بهبود مبتلايان به اختلال وسواسي ـ جبري
 
بيان زاده سيداكبر*,بوالهري جعفر,دادفر محبوبه,كريمي كيسمي عيسي
 
* خيابان طالقاني، كوچه جهان، انستيتو روان پزشكي تهران، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي ـ درماني ايران
 
 

اين پژوهش به منظور بررسي كارآمدي درمان شناختي ـ رفتاري مذهبي فرهنگي همراه با مصرف دارو و مقايسه آن با درمان دارويي و درمان شناختي ـ رفتاري علاوه بر دارو در درمان اختلال اضطرابي (وسواسي ـ جبري) صورت گرفته است. بدين منظور 15 بيمار مبتلا به اختلال وسواسي ـ جبري (5 مرد و 10 زن) كه داراي زمينه مذهبي بودند، به طور تصادفي در 3 گروه قرار گرفتند كه عبارت بودند از: 1- درمان با روش‌هاي شناختي ـ رفتاري مذهبي فرهنگي همراه با دارو 2- درمان دارويي (كلومي‌پرامين يا فلوگزتين) 3 -درمان شناختي ـ رفتاري همراه با دارو. جهت تعيين مذهبي بودن بيمار از پرسش‏نامه پاي‌بندي مذهبي استفاده گرديد. تمام بيماران پيش از آغاز درمان و 8 هفته پس از درمان با استفاده از پرسش‏نامه اضطراب بك، پرسش‏نامه افسردگي بك، مقياس وسواسي ـ جبري يل ـ براون، فهرست اعمال وسواسي، پرسش‏نامه باورها و پرسش‏نامه نگرش‌هاي ناسالم مورد ارزيابي قرار گرفتند. تجزيه و تحليل نتايج به كمك مجذور خي و تحليل واريانس 1 طرفه انجام شد. نتايج نشان داد كه هر دو روش درمان شناختي ـ رفتاري مذهبي فرهنگي همراه با دارو و درمان شناختي ـ رفتاري همراه با دارو در كاهش علايم اضطرابي، افسردگي، وسواسي، باورها و نگرش‌هاي ناسالم بيماران موثر بوده و شدت آن‌ها را كاهش مي‌دهد اما درمان دارويي تنها در كاهش علايم افسردگي و وسواسي موثر بوده و در كاهش اضطراب، باورها و نگرش‌هاي ناسالم اثري نداشته است. درمان شناختي ـ رفتاري مذهبي فرهنگي همراه با دارو در مقايسه با درمان دارويي به تنهايي موثرتر بوده اما در مقايسه با درمان شناختي ـ رفتاري همراه با دارو تاثير بيش‌تري نداشته است. براساس نتايج به دست آمده از تحليل‌هاي آماري، اگر چه نمرات خام شاخص‌هاي بهبودي در افرادي كه روش شناختي رفتاري مذهبي فرهنگي در مورد آن‌ها اعمال شده بود بالاتر از ساير گروه‌ها بوده است، افزودن بخش مذهبي فرهنگي به روش‌هاي شناختي ـ رفتاري و دارو در بهبودي بيش‌تر بيماران مذهبي مبتلا به اختلال وسواسي ـ جبري نقش موثري ندارد.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار) بهار 1384; 11(1 (پیاپی 40)):62-70.
 
بررسي آزمايشي مشكلات حافظه در مبتلايان به نوع وارسي اختلال وسواسي - اجباري
 
محمودعلي لو مجيد*,عاطف وحيد محمدكاظم,بيان زاده سيداكبر,ملكوتي سيدكاظم
 
* دانشگاه تبريز، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي
 
 

هدف اين پژوهش بررسي مشكلات حافظه اي افراد مبتلا به نوع وارسي اختلال وسواسي- اجباري از نظر حافظه ي رويدادي، سويمندي در حافظه و ميزان اطمينان به حافظه است.

مواد و روش كار: 60 نفر مبتلا به اختلال وسواسي - اجباري (30 وارسي كننده و 30 شستشو كننده) و 60 نفر به عنوان گروه گواه (30 نفر مبتلا به اختلال اضطراب منتشر و 30 نفر بهنجار) انتخاب شدند. گروه ها از نظر متغيرهاي جمعيت شناختي با گروه وارسي كننده همتا شدند و از نظر نوع افكار و اعمال وسواسي- اجباري با استفاده از سياهه ي وسواسي- اجباري مادزلي و مصاحبه ي تشخيصي بررسي شدند. حافظه ي آزمودني ها به كمك دو فهرست از واژه ها (فهرست يادآوري و فهرست بازشناسي. اطمينان) كه با بهره گيري رايانه ارايه مي شد، بررسي گرديد.

يافته ها: اين بررسي نشان داد كه گروه ها از نظر ميزان يادآوري با يكديگر تفاوتي ندارند. همچنين وارسي كننده ها، شستشو كننده ها و مضطرب ها نسبت به يادآوري واژه هاي مرتبط با خطر و تهديد، سويمندي نشان دادند و افراد گروه وارسي كننده به صورت معني دار اطمينان كمتري نسبت به حافظه ي خود نشان دادند. تلويحات نظري و عملي يافته ها مورد بررسي قرار گرفت.

نتيجه گيري: مشكلات حافظه ي بيماران وارسي كننده در چهارچوب نظريه هاي روانشناختي به ويژه ديدگاه شناختي- رفتاري تبيين پذير است.

 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار) بهار 1388; 15(1 (پياپي 56)):33-41.
 
اعتباريابي نسخه بازنگري شده پرسش نامه رفتار ذخيره اي: سنجه احتكار وسواسي
 
محمدزاده علي*
 
* تبريز، خيابان مشروطه، دانشگاه پيام نور، استان آذربايجان شرقي
 
 

هدف: اين پژوهش با هدف بررسي ويژگي هاي روان سنجي پرسش نامه رفتار ذخيره اي كه دربردارنده موادي در زمينه گردآوري و ناتواني در دور انداختن اموال بي ارزش است و در بسياري از نشانگان هاي باليني به ويژه در اختلال وسواسي - اجباري ديده مي شود انجام شد.
روش: در اين پژوهش توصيفي - مقطعي، 348 نفر (142 مرد و 206 زن) به روش نمونه گيري تصادفي از دانشکده هاي مختلف دانشگاه علامه طباطبايي انتخاب و به كمك مقياس احتكار وسواسي و پرسش نامه پادوآ بررسي شدند. داده ها به كمك تحليل عاملي به روش تحليل مولفه هاي اصلي، تحليل رگرسيون چند متغيري گام به گام و ضريب همبستگي پيرسون تحليل شدند.
يافته ها: براي احراز روايي سازه اي، تحليل عاملي به روش تحليل مولفه هاي اصلي با چرخش پروماكس سه عامل پيشنهاد نمود كه به ترتيب عامل هاي درهم ريختگي، مشكل در دور انداختن و گردآوري نام گرفتند. اين سه عامل %70.82 واريانس كل را تبيين كردند. بررسي روايي هم زمان با اجراي هم زمان پرسش نامه وسواسي - اجباري پادوآ انجام شد و نتايج تحليل رگرسيوني چند متغيره گوياي روايي مطلوب بود. افزون بر اين، پايايي (به روش هاي بازآزمايي، دو نيمه سازي و ضريب همساني دروني) براي اين پرسش نامه محاسبه شد.
نتيجه گيري: با توجه به ويژگي هاي روان سنجي مطلوب، اين ابزار مي تواند در پژوهش هاي مربوط به طيف گسترده اي از اختلال هاي مرتبط با رفتار احتكاري از جمله اختلال وسواسي - اجباري، اختلال شخصيت وسواسي - اجباري، اسكيزوفرنيا، اختلال هاي خوردن، اختلال هاي كنترل تكانه و اختلال هاي رواني - عضوي كاربرد داشته باشد.

 
كليد واژه: رفتار ذخيره اي، احتكار وسواسي، اختلال وسواسي – اجباري، روايي، پايايي، ساختار عاملي
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی
مجله علمي دانشگاه علوم پزشکي قزوين پاييز 1383; 8(3 (پیاپی 32)):73-79.
 
اختلال وسواسي- جبري در مراجعان به درمانگاه روان پزشكي بيمارستان نور اصفهان
 
عظيمي اكبر*,شكيبايي فرشته,موحدابطحي سيدمحمدمهدي
 
* نجف آباد، امیرآباد، خیابان طالقانی، کوچه اعتصام، پلاک 33، کدپستی: 16511-85166
 
 زمينه: اختلال وسواسي- جبري(OCD) يك بيماري شايع روان پزشكي است كه درمان طولاني، موارد شكست، ترك درمان، عود بيماري و و عوارض دارويي آن از جمله مشكلات بيماران مبتلا ست.
هدف: اين مطالعه گذشته نگر توصيفي با بررسي 3515 پرونده مراجعين به درمانگاه روان پزشكي بيمارستان نور اصفهان طي 4 سال انجام و 166 بيمار مبتلا به اختلال وسواسي ، جبري شناسايي شدند. زمان شروع اثر دارو و بروز اثر كامل آن 3 و 6 هفته درنظر گرفته شد. ميزان پاسخ به درمان(پس از شش هفته) به صورت برطرف شدن علائم(خوب)، كاهش علائم (متوسط) و عدم تخفيف علائم (ضعيف) تعيين شد.
يافته ها: فراواني نسبي اختلال وسواسي- جبري %4.72 بود. بيش تر بيماران زن، متأهل و بالغين 20 تا 30 ساله بودند. بيش ترين الگوي وسواس به ترتيب شستشو، فكر كردن و وارسي كردن بود. بيش ترين داروي مصرفي كلوميپرامين(%66.87) و فلوكستين(%19.27) بود كه دوز مصرفي آنهابه ترتيب 61 تا 100 و 20 ميلي گرم درروز بود. در گروه پاسخ به درمان خوب، ميانگين دوز كلوميپرامين 69 و فلوكستين 60 ميلي گرم درروز بود. فقط %30.1 بيماران پيگيري شده بودند كه در %13.2 موارد، پاسخ به درمان خوب بود. در%68.08 موارد بيماري روان پزشكي همراه، افسردگي اساسي(%44.57) بود.
نتيجه گيري: فراواني نسبي اختلال وسواسي- جبري بالاست و در بيش تر بيماران درمان ناقص و ناكافي است. وجود بيماري روان پزشكي همراه به خصوص افسردگي اساسي، پاسخ به درمان را كم مي كند.
 
كليد واژه: 
 
 


ارسال توسط حجت الله وهابی

اسلايدر