پایگاه اطلاع رسانی تبیان روستای دهکرم
روانشناسی کودک .نوجوان.مشاوره ازدواج.تحصیلی.ژنتیک.سخنان نغز وزیبا.انواع تست های انلاین روانشناسی.
|
|
حاكميت ديني... ، نوانديشان ديني... ، جنبش اصلاحطلبي | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 3:38 PM حاكميت ديني... ، نوانديشان ديني... ، جنبش اصلاحطلبينويسنده: مصطفي ملكيان
ايران، 13، 19، 26 و 27 /7/1379 چكيدهآقاي ملكيان درباره مضار و منافع حاكميت ديني نسبت به دينداري مردم سخن گفته است. همچنين از مفهوم نوانديشي ديني و مسائل و موضوعات آن، مسأله معنويت و جنبش اصلاحات و ارزيابي اين جنبش گفتگو كرده است. به نظر وي حاكميت ديني با دموكراسي قابل جمع نيست، مشكل روشنفكران ديني اين است كه يكديگر را نقد نميكنند و از سلوك معنوي قوي بيبهره يا كمبهرهاند. جنبش اصلاحات بايد به طور استراتژيك از خشونت بپرهيزد و به معنويت روي آورد. حاكميت ديني آزمايشگاهي است كه در آن، آموزههاي ديني در معرض آزمايش قرار ميگيرند. يكي از آثار حاكميت ديني اين است كه وقتي با مشكلاتي مواجه ميشويم به اين فكر ميافتيم كه اين مشكل چرا حاصل شد و چرا پيش آمد و براي دفع و رفع آن چه بايد كرد ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
بررسي مذهب در سياست و حكومت | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 3:18 PM بررسي مذهب در سياست و حكومتدكتر احمد بخشايش اردستاني دين و سياست در عرصه حيات اجتماعي بشر، جداييناپذيرند. هر يك از اين دو نهاد اجتماعي همواره بر ديگري اثرگذار و نيز متقابلاً از آن تأثيرپذير بودهاند. در يك بررسي تاريخي كه اين نوشتار هم در حد وسع خود به آن پرداخته است، تأثير اديان بزرگي مانند يهوديت، مسيحيت و اسلام در سياست و نقش بارز آن مورد كنكاش قرار گرفته است. هدف اديان علاوه بر پرداختن به امور معنوي و اخروي، تحصيل قدرت و تملك عرصههاي سياسي بوده است تا جايي كه داعيه جهانشمولي داشتهاند. از ديگر سوي همين حضور فعال دين در عرصه زندگي اجتماعي و سياسي بشر موجب گرديده كه سياسيون و دولتمردان، جهت حفظ حكومت و ايجاد مشروعيت همواره از اين نهاد استفاده ابزاري نمايند. بدين لحاظ، مذهب و سياست دو حوزه تفكيكناپذير در زندگي اجتماعي بشر بودهاند. ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
ميزگردجامعه سكولار و جامعه دينى | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:59 PM ميزگردجامعه سكولار و جامعه دينى
با توجه به اين مقدمه، پاسخ سؤال مزبور نيز كم و بيش روشن مى شود; يعنى جامعه شناسان نوعاً حامى جامعه سكولارند و از كاركرد مثبت آن در مقايسه با جوامع دينى سنّتى بحث مى كنند. لذا، طبيعى است كه جامعه شناسى آنها در خدمت ترويج و توسعه ديدگاه آنها قرار گيرد. البته ناگفته نماند كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران و حاكميت دين گرايان و اسلامى كردن عرصه هاى گوناگون جامعه، معدودى از جامعه شناسان غرب و تحقيقات منتشره در غرب ـ نظير كار مردم شناسانه خانم زيبا ميرحسينى در بررسى نظام دادرسى مربوط به زنان در ايران پس از انقلاب كه توسط دانشگاه كمبريج منتشر شده ـ از كاركرد مثبت نظام دينى بحث كرده اند ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
معنويت و محبت چكيده همه اديان است | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:56 PM معنويت و محبت چكيده همه اديان است
مصطفى ملكيان آفتاب يزد، 14/9/79 چكيده: معنويت، نحوه مواجهه انسان با هستى است كه رضايتباطن را به دنبال دارد و گوهر اصلى دين است. سه مرتبه معنويت عبارتاند از عدل و احسان و محبت. انسانهاى معنوى ويژگىهايى دارند كه در راس آنها «خود دوستى» قرار دارد. تمام مطالب در ادامه مطلب منبع:تبیان ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
معنويت و عقلانيت، نياز امروز ما - مصطفى ملکيان | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:53 PM معنويت و عقلانيت، نياز امروز ما - مصطفى ملکيان
اخلاق اسلامي( رويکرد و کارکرد )
چکيده: نويسنده پس از تعريف «معنويت» به «تدين متعقلانه» يا «فهم عقلانى از دين»، دوازده مؤلفه يا ويژگى را براى تدين متعقلانه برمىشمارد و به توضيح هر کدام مىپردازد.
مراد ما از معنويت، «تدين متعقلانه» است؛ يعنى ديانتى که عقلانى شده است؛ يا به تعبير بهتر، فهم عقلانى از دين. اين فهم عقلانى از دين، به گمان من، هم «حق» است و هم به «مصلحت» ماست. اولاً «حق» است؛ چون منطقاً قابل دفاعترين برداشت و استنباطى است که مىشود از ديانت کرد و هم به «مصلحت» است؛ به دليل اينکه انسان مدرن امروز، پذيراى ساير روايتهايى که از ديانت مىشود، مثل روايت بنيادگرايانه، سنتگرايانه، دين ايدئولوژيک و... نيست. «حق» بودن هم به اين معناست که استدلال، قوت دفاع از اين برداشت را دارد؛ يعنى اين برداشت از دين، برداشتى منطقى است. نکته مقدماتى ديگرى که بايد متذکر آن بشوم، اين است که بحث من از دين، تنها دين اسلام نيست؛ يعنى اگر بنابر اين بود که در باب مسيحيت يا هر دين ديگرى هم سخن به ميان آورم، همين سخنان را بهعينه تکرار مىکردم. اين بحث، يک بحث بيروندينى است و بحثى دروندينى نيست؛ بنابراين استناد به آيات و روايات، صرفاً از باب استشهاد است؛ نه از باب استدلال. براى دين عقلانى يا براى تعقل متدينانه، دوازده ويژگى را مىتوان احصا نمود. اين ويژگىها البته بسيار کلىاند و چون کلىاند، طبعاً در ذيل هر کدام از آنها، کم و بيش، ويژگىهاى ديگرى را مىتوان مندرج کرد. ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
معنويت و عقلانيت، نياز امروز ما - مصطفى ملکيان | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:52 PM معنويت و عقلانيت، نياز امروز ما - مصطفى ملکيان
اخلاق اسلامي( رويکرد و کارکرد )
چکيده: نويسنده پس از تعريف «معنويت» به «تدين متعقلانه» يا «فهم عقلانى از دين»، دوازده مؤلفه يا ويژگى را براى تدين متعقلانه برمىشمارد و به توضيح هر کدام مىپردازد.
مراد ما از معنويت، «تدين متعقلانه» است؛ يعنى ديانتى که عقلانى شده است؛ يا به تعبير بهتر، فهم عقلانى از دين. اين فهم عقلانى از دين، به گمان من، هم «حق» است و هم به «مصلحت» ماست. اولاً «حق» است؛ چون منطقاً قابل دفاعترين برداشت و استنباطى است که مىشود از ديانت کرد و هم به «مصلحت» است؛ به دليل اينکه انسان مدرن امروز، پذيراى ساير روايتهايى که از ديانت مىشود، مثل روايت بنيادگرايانه، سنتگرايانه، دين ايدئولوژيک و... نيست. «حق» بودن هم به اين معناست که استدلال، قوت دفاع از اين برداشت را دارد؛ يعنى اين برداشت از دين، برداشتى منطقى است. نکته مقدماتى ديگرى که بايد متذکر آن بشوم، اين است که بحث من از دين، تنها دين اسلام نيست؛ يعنى اگر بنابر اين بود که در باب مسيحيت يا هر دين ديگرى هم سخن به ميان آورم، همين سخنان را بهعينه تکرار مىکردم. اين بحث، يک بحث بيروندينى است و بحثى دروندينى نيست؛ بنابراين استناد به آيات و روايات، صرفاً از باب استشهاد است؛ نه از باب استدلال. براى دين عقلانى يا براى تعقل متدينانه، دوازده ويژگى را مىتوان احصا نمود. اين ويژگىها البته بسيار کلىاند و چون کلىاند، طبعاً در ذيل هر کدام از آنها، کم و بيش، ويژگىهاى ديگرى را مىتوان مندرج کرد. ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
نقش امام خميني در احياي معنويت | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:47 PM نقش امام خميني در احياي معنويت
براي ورود به بحث به سير تحول تاريخي معنويت در انسان نظري ميافكنيم: مذهب رايج در قرون وسطي انسان را هيچ ميانگاشت آنچه اصالت داشت آسمان بود و تعبير: "هركه شيرين زندگي ميكند تلخ خواهد مرد" حاكي از تفكر آن روز بود القاي اينكه آدميان در پيله گناه گرفتار آمده را مردان دين خدا ميبايست از آنان در پيشگاه آسمان شفاعت كنند مطرح بود. در اين بينش، آزادي و اختيار فردي معني و مفهومي نداشت و تلاش براي از بين بردن نقائص جامعه و اجتماعي بيفايده بود. چرا كه همه چيز از قبل مقدّر شده بود و عقل انسان در اعتقادات وي حضور نداشت. و جز اين، بدعت تلقي ميشد. تا آنجا كه در مورد گاليله ديديم دين در مقابل علم ايستاد. و از آنجا كه دين حاكم بر قرون وسطي پاسخگوي نيازهاي انسان نبود علم را گرهگشاي همه مشكلات بشري دانستند. بارنسانس علمي، مذهب از صفحه زندگي بشر رنگ باخت و پيشرفتهاي علمي جايگزين آن شد، و در نتيجه نسبت به اين تفكر كه مردم بايد بشنوند و اطاعت كنند زيرا صاحبان دين نسبت به مردم، به منزله سر نسبت به بدن ميباشند كارائي خود را از دست داد. ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
دين و معنويت در علم و كاربرد روان شناسى سلامت* آزادانديشى, شك گرايى و لاادرى گرى در روش شناسى | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:41 PM دين و معنويت در علم و كاربرد روان شناسى سلامت*
آزادانديشى, شك گرايى و لاادرى گرى در روش شناسىتيموتى دابليو. اسميت ترجمه مبين صالحى در مدّت زمانى بسيار كوتاه, روان شناسى سلامت به ركن اصلى علوم رفتارى و زيست ـ پزشكى تبديل شده است. از زمان ظهور رسمى آن در دهه 1970, پيش رفت هاى سريعى در بررسى تأثيرات متقابل سلامت و بيمارى روانى و جسمانى بر يك ديگر حاصل شد. پژوهش حاضر راهبرد مجموعه اى از كاربردهاى مؤثّر در جلوگيرى و كنترل بيمارى است, كه دامنه آن از مداخلات روانى فردى گرفته, تا مداخلات سازمانى و حتّى طرّاحى سياست عمومى, كشيده مى شود. اين حوزه با بررسى چگونگى تنوّع موضوعات مربوط به سلامت و رفتار از لحاظ سن, جنس, نژاد, جهت گيرى جنسى و وضعيت اجتماعى ـ اقتصادى, با جدّيت تلاش كرده است تا جامع و فراگير باشد. تا همين اواخر, موضوع دين و معنويت در روان شناسى سلامت تا حدودى ناديده انگاشته شده است. اين كتاب1 روشن مى سازد كه در سرتاسر تاريخچه اين حوزه, تلاش هايى براى بررسى نقش اين سازه هاى روانى ـ اجتماعى در رشد و سير بيمارى و تأثيرات [حاصل از] آن صورت گرفته است. اما, با توجّه به ميزان مشاركت دينى و اهميت مسائل و تمايلات معنوى در ميان بسيارى از افرادى كه روان شناسان سلامت آنان را مورد مطالعه قرار داده و به درمان آنان مى پردازند, كمبود پژوهش در اين زمينه كاملاً چشم گير است. با كمال تعجّب, ما اطلاعات چندانى از تأثير دين و معنويت بر سلامت نداريم. بيشتر روان شناسان سلامت بى درنگ مى پذيرند كه موضوعات متنوّع و حسّاسى مانند نژاد, سن, جنس و جهت گيرى جنسى, ملاحظات مهمى در علم و كاربرد روان شناسى سلامت هستند. با اين حال, به [اهمّيت] مسائل دينى و معنوى در اين زمينه, با همان اشتياق و دقت پرداخته نشده است. منبع :تبیان ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
كاوشى درباره عوامل و ريشههاى فقدان روح و معنويت در آموزش و پرورش مغرب زمين (1) | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:37 PM كاوشى درباره عوامل و ريشههاى فقدان روح و معنويت در آموزش و پرورش مغرب زمين (1)نويسنده: توماس پيترسون مترجم: دكتر عباسعلى شاملى
اشاره مترجمدرست چند روز پس از دفاع از پاياننامهى دكترى و ماندن در شهر مونترال در كشور كانادا بود كه در جستوجوى برخى از مقالات علمى متناسب با حوزهى تربيت اخلاقى، دينى و معنوى بودم. به بسيارى جاها سر زدم و مقالات فراوانى ديدم، از آن ميان، مقالهى توماس پيترسون، همين نوشتارى كه برگردان فارسى آن را پيشرو داريد، نظرم را به خود جلب كرد. موضوع را با استاد راهنماى پاياننامهام دكتر لين در ميان گذاشتم. او نيز سفارش كرد كه اين مقاله را با دقت بخوانم و به فارسى ترجمه كنم. وى همچنين از من خواست مقايسهاى مفهوم شناختى و مصداق يافتى روى واژههاى روح و معنويت در قلمرو آموزش و پرورش با دو رويكرد اسلامى و غربى داشته باشم و نقطههاى پيوند و جدايى آنها را بازيابى و برجسته كنم. تا اينكه پس از بازگشت به ميهن اسلامى بالاخره توفيق يار شد و توانستم اين مقاله را ترجمه كنم و خود را در حال و هواى گرايشهاى معنويتگرايانهى غربنشينها قرار دهم. شما خوانندهى محترم نيز اين برگردان را با اين نگاه دنبال كنيد كه وقتى غربىها از معنويت سخن مىگويند، چه چيزى در ذهن دارند؟ آنان به ويژه در آموزش و پرورش مىخواهند فراگيران را با چه شاخصها و ويژگىهايى تربيت كنند. آنان هم مانند ما در بسيارى جاها از جمله در قلمرو آموزش و پرورش دغدغهى افت معنويت دارند. براى ما برگردان فارسى اين مقاله نقطهى آغازى خواهد بود كه ببينيم در فرهنگ اسلامى و دينى و نيز در جامعهى اسلامى ما با اين واژهها چگونه برخورد شده است؟ من از خود حرفى نزده و نقدى به بر آن نيفزودهام. اما كوشيدهام زمينهساز بستر يك پژوهش تطبيقى باشم كه در آيندهاى نه چندان دور شاهد آن خواهيم بود. در خلال اين مقال در مىيابيم كه گمشدهى غربىها در باب روح، معنا و معنويت چيست؟ آيا دغدغهى ما و آنها يكى است؟ با هم اين مقال را پى مىگيريم.
پيشدرآمد نويسندهادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
| یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:36 PM معنويت به جاي دين قرائتي ليبرال ـ مسيحي از اسلامعباس يقيني
قرائت هاي مختلف
طرح معنويت بجاي دين را بايد روشي مودبانه براي حذفي غيرمودبانه دانست. بيش از يک دهه است که اردوگاه مترجمان الاهيات ليبرال - مسيحي در حوزه فرهنگي و سياسي اسلامي - شيعي فعال شده اند و اين البته با تاخيري طولاني نسبت به ترجمه و انتشار همين مفاهيم در حوزه گفتگوهاي کلامي - فرهنگي جهان اهل سنت است. آنان مي کوشند قرائتي ليبرال - پروتستان و گاه بودايي از اسلام و تشيع، ارائه دهند حال آنکه دست کم دو تفاوت ديگر علاوه بر تأخير زماني، ميان اسلوب طرح مفاهيم الاهيات مسيحي متاخر (کلام جديد) در ايران با جوامع اهل سنت(چون شبه قاره هند و شمال آفريقا) قابل ذکر است. يکي تفاوت در زمينه فکري است که اين مفاهيم تحت عنوان «کلام جديد» در آن بستر، عرضه مي گردند، جهان اهل سنت غالباً تحت تاثير گرايش اشعري در کلام قرار دارند که از جهاتي در برابر کلام مهاجم، فاقد قدرت دفاع عقلي است و از جهاتي بخصوص در باب تفکيک دين از عقل، شباهتهايي با الاهيات پروتستاني دارد اما جهان شيعه و ايران، درگير سنت بسيار مقتدر و ريشه دار الاهيات عقلي و کلامي و فلسفي است که از هردو جهت مزبور با الاهيات مسيحي جديد، ناسازگار است گرچه برخي وجوه ديگر الاهيات پروتستان، به برخي عقايد اسلامي، نزديکتر از الاهيات کاتوليک است که فعلاً بدان نمي پردازيم. (کلام جديد، همان کلام مسيحي پس از انشعابات پياپي پروتستاني و مواجهه و ادغام با فلسفه هاي گوناگون غربي در حوزه معرفت شناسي، انسانشناسي و جهان شناسي و... است.) ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
معنويت همزاد و همگام انسان نگاهي ديني ـ روان شناختي | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:32 PM معنويت همزاد و همگام انسان نگاهي ديني ـ روان شناختيرحيم ناروئي نصرتي
مقدّمه«معنويت» از واژگان متداول در ميان خواص و مردم عادي مي باشد. خواص و اهل فن در عبارت هايي نظير «معنويت چيست»، «دينداري، معنويت و اخلاق چه رابطه اي با هم دارند» و «رشد معنوي چيست»، از اين لفظ استفاده مي كنند. افراد عادي نيز اين واژه را در ضمن جملاتي مانند «فردي معنوي»، «رهبر معنوي» و «هدايت معنوي» به كار مي گيرند. اين واژه در ادبيات معاصر نيز به طور گسترده به كار مي رود. معمولا در متوني كه از ارتباط انسان با وجودي فراتر از جهان مادي سخن به ميان مي آيد، به نحوي اين لفظ يا مترادف آن به چشم مي خورد. در منابع مربوط به اديان، روان شناسي، روان شناسي دين، تعليم و تربيت نيز مي توان آن را يافت. به هر حال، اين واژه بيانگر يكي از ويژگي هاي آدميان است كه گاه و بيگاه در رفتار آدمي نمود پيدا مي كند. همان گونه كه شادي و غم، آرامش و اضطراب، و شجاعت و جبن، خصوصيات انسان را بر ملا مي سازند، معنويت و معنوي نيز اغلب در قلمرو انسان به كار مي روند. منبع:کتابخانه تبیان
ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
| یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:24 PM معنويت و علم; همگرايي يا واگرايي؟
سيد حسين نصر ترجمه فروزان راسخي در جهاني كه به سبب تنازع و ستيزه در همه سطوح، از سطوح معنوي و فكري گرفته تا سطوح مادي، از هم گسيخته است، آنان كه در جستجوي آفرينش صلح و هماهنگياند، غالبا به كار جستجوي توافق ميان معنويت و علم گراييدهاند. چشمانداز معاصر، در واقع آكنده از چنين تلاشهايي است كه بسياري از آنها، گرچه مبتني بر بهترين نيات هستند، در جهان امروز فقط به آشفتگي بيشتر مدد ميرسانند. بسياري از چنين تلاشهايي آرزوهاي ناشي از احساسات را به جاي واقعيت مينشانند و تعاريف و مواضع مبهم را جايگزين وضوح و دقتي ميكنند كه به تنهايي ميتوانند پراكندهكننده تيرگي جهلي باشند كه بينايي بشريت امروز را تيره و تار كرده است; بشريتي كه بر جادهاي سفر ميكند كه هرچه بيشتر، در نتيجه فقدان عظيم تشخيص نقادانه در ارتباط بين معرفتي كه ناشي از حواس است و نتايج آن و حكمتي كه از وحي، تعقل يا اشراق سرچشمه گرفته است، پرمخاطره ميشود: «هماهنگي» ميان علم و معنويتشاخص بخش اعظم ذهنيتبه اصطلاح «عصر جديد» در غرب و نيز بسياري از شرقيان غربزدهاي است كه بدون اينكه از مفاهيم مورد بحث و انواع معرفت و آگاهياي كه در محدوده همان چيزي كه بايد هماهنگ و متحد شود دستاندركارند تعريف روشني داشته باشند، سخن ميگويند و خود همين هماهنگي يكي از ريشههاي اختلاف و ناسازگاري در جهاني است كه در آن تشخيص عقلاني، كه همواره وجه مشخصه همه سنن مابعدطبيعي، بويژه سنن هندي بوده است، به سهولت هرچه تمامتر، قرباني توافقهاي مبهم و تفرقهافكني شده است كه مادام كه ريسمان به جاي مار گرفته ميشود، جز به اختلاف نميانجامد. موضوع ارتباط بين دين و علم (و براي آنان كه از استفاده از اصطلاح دين آشفته ميشوند، ارتباط معنويت و علم) به جهات ديگري كه در درجه اول اهميت قرار دارند، همچون گذشته وجود دارد و وجود خواهد داشت; آن هم در جهاني كه در آن، از سويي طبيعتشناسياي مبتني بر قدرت و تسلط بر طبيعت، و نه مبتني بر تامل بر واقعيت وجودشناختي و رمزي طبيعت، بهعنوان تنها صورت مشروع معرفتحاكم است و تقريبا خداگونه و البته مطلق شده است، و كساني كه به اين طبيعتشناسي مشغولند هرچه بيشتر در برابر تودهها عمدتا نقش كشيشاني را ايفا ميكنند كه اقتدار نهايي بر حيات بشري دارند و حتي معناي اين زندگي را تعيين ميكنند. و از سوي ديگر، مطالبات «روح» و طلب امور معنوي هنوز فروكش نكردهاند. چرا كه در خود بافت وجود و حيات انساني تنيدهاند و نفس به خطر افتادن حيات بشري بر روي زمين كه حاصل كاربردهاي علم متجدد است، اگر چيزي را افزايش داده باشد، فقط اين آرزوي ديرين را افزوده است. چنانكه در احياي مجدد دين در سرتاسر جهان و، حتي بزرگتر از آن، در شكوفايي صور «بومي» و غيربومي به اصطلاح معنويتها و نيز جهشها و تغييرات غيرعادي تعاليم شرقي، حتي در غيردينيترين بخشهاي جامعه غربي ديده ميشود. بنابراين در پرتو اين موقعيت، پيش از غور در مساله همگرايي يا واگرايي، ضروري است كه بپرسيم دقيقا منظورمان از علم و معنويت در بافتبحث فعلي چيست؟ منبع:کتابخانه تبیان ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
معنويت و رهيافتهاي عصر تجدد | یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 | 2:20 PM معنويت و رهيافتهاي عصر تجددالله كرم كرميپور جهاني شدن (يا جهانيسازي) را از مقوّمات و مؤلفههاي عصر تجدّد دانستهاند. عصري كه در آن، چارچوبهاي مفهومي ـ معنايي، آدميان را در بافتي همسان فرو برده، فشرده ساخته و عينيت بخشيده است. انفورماتيك، آگاهيها را همسايه ديوار به ديوار كرده و جغرافياي معرفتي افراد را به هم نزديك نموده است و همين يكه و يكي شدن، «خردهفرهنگها» را تقويت ساخته و نگاهها را به «درون» معطوف كرده و عاملان و فاعلان فرهنگها را به تعريفي مجدّد از «داشتههاي خويش» خوانده است. در اين بازيابيها و بازانديشيها، نوعي «دلبستگي» و احساس رضايت و امتناع ديده ميشود. يكي از اين بازيابيها و تفسيرهاي مجدد، تلقياي است كه «معنويت» را بن مايه اصلي دين ميداند. اين تلقي كوشش ميكند جنبههاي اشراقي و مثالي و نمادين دين را برجسته ساخته و مدلي مشترك از اديان به دست دهد و براي رهايي از چالشها و آسيبها و دلشورههاي مدرنيسم، راهكارهايي بيابد. معنويت(spirituality) كه نوعي «احساس آرامش منبع:کتابخانه تبیان ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
احاديثي در مورد ازدواج | یکشنبه نهم فروردین 1388 | 4:1 PM
رسول خدا (ص) : 1. وقتی کسی که خلق و دین وی مایه رضایت است به خواستگاری می آید , به او زن دهید و اگر چنین نکنید فتنه و فساد در زمین فراوان خواهد شد. (نهج الفصاحه ، ح 130) 2. بهترین ازدواج ها آنست که آسان انجام گیرد. (نهج الفصاحه ، ح 1507)
ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
معنویت ، روشی برای بودن(2) | شنبه یکم فروردین 1388 | 10:44 AM
معنویت و روان شناسی(2) ![]() در مقاله ی قبل هدف از مقالات حاضر را ، تشریح مفهوم معنویت در روان شناسی و انجام مقایسه با آرای دانشمندان اسلامی بیان کردیم، بر این اساس در شروع بحث تعاریف مصطلح برای معنویت را در دو بخش ، معنای لغوی و مفهوم عملیاتی آن ارایه می دهیم: مطابق آرای جاری در روان شناسی معاصر، به نظر می رسد واژه معنویت کلمه ای است مثل عشق که برای بسیاری از مردم اهمیت به سزایی دارد ، ولی مشخص کردن مفهوم آن بسیار دشوار است و بسیاری معتقدند که معنویت فراتر از کلمات است. معنای لغوی: معنویت در فرهنگ لغت فارسی یعنی ، « آن چه منسوب به معنی ، باطنی و حقیقی است ». یا به عبارتی ، معنویت ، مجموعه جنبه های فکری ، اخلاقی ، فرهنگی و عاطفی انسان یا محصولات فکری او بوده و نیز به معنای غیر مادی آورده می شود. معادل های معنویت در فرهنگ لغات انگلیسی عبارت است از: spirituality ، intellectuality ، ideality ، abstract ، condition . به نظر می رسد کلمه spirituality معادل مناسبی برای معنویت باشد که معنای آن عبارت است از:
تبیان - خانواده و زندگی دکتر کرد میرزا
ادامه مطلب ... كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
|
|