تبليغاتX

پایگاه اطلاع رسانی تبیان روستای دهکرم

روانشناسی کودک .نوجوان.مشاوره ازدواج.تحصیلی.ژنتیک.سخنان نغز وزیبا.انواع تست های انلاین روانشناسی.







زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) از ديدگاه اسلام | دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 | 2:16 PM 

ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) از ديدگاه اسلام

 

دكتر احمد كتابي*

چكيده

پيآمدهاي ناگوار زناشويي هاي همخون، از نظر سلامت جسمي و رواني و تكامل عقلي و فكري فرزندان، تقريباً از بديهيات و مسلّمات دانش امروز است. از اين رو، بررسي ديدگاه آيين اسلام در اين خصوص ـ با توجه به تأثير تعيين كننده اي كه باورهاي ديني بر رفتارهاي اجتماعي مردم دارد و با عنايت به شيوع نسبتاً‌ وسيع اين گونه ازدواجها در ايران، به ويژه در نقاط روستايي ـ از اهميت خاصي برخوردار است.

در اين مقاله تلاش شده است، با وجود كمبود مآخذ، موضع شريعت اسلام در مورد اين ازدواجها، با توجه به منابع فقه (: كتاب، سنت، ...)، به صورتي كاملاً مستند بررسي و ارائه شود.

از مجموع مباحث و مندرجات اين مقاله مي توان، با  احتياط، به اين جمع بندي رسيد كه از نظر دين اسلام، زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) اگر مكروه و نامطلوب نباشد، مستحب و مورد توصيه نيست.

بديهي است كه با توجّه به كم سابقه بودن اين بررسي، تشخيص صحّت و سُقم يافته هاي آن، مستلزم تتّبع و غور بيشتر و نيازمند نقّادي صاحب نظران آگاه و كارشناسان خبير است.

در پايان مقاله، همچنين به آراي برخي از فلاسفه، مورخّان و علماي اخلاق اسلامي در بارة زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) اشاره و نظريات آنها جمع بندي شده است.

 

واژگان كليدي

ازدواج با ارحام، همخوني، وراثت، محارم

درآغاز سخن، جاي آن دارد كه به عنوان مقدمه، توضيحات مختصري در مورد اصطلاح «زناشويي خويشاوندي (همخون)»* و نيز در خصوص پيآمدهاي اين گونه ازدواج ارائه شود:

 

تعريف زناشويي خويشاوندي (همخون)

زناشويي خويشاوندي (همخون) عبارتست از وصلت بين دو زوج كه با يكديگر «قرابت (= خويشاوندي) نسبي» ** (1) داشته و داراي شماري ژن مشابه ـ با ساختار يكسان ـ باشند مشروط بر اينكه ژنهاي مزبور از گذشتگان و اجدادِ پدري يا مادري آنها، به آنان منتقل شده باشد. (سروري، 1374، ص 109).

به موجب تعريف ياد شده، زناشويي خويشاوندي (همخون) مستلزم تحّقق سه شرط زير است:

ـ وجود قرابت نسبي بين زوجين. بنابراين، ازدواج بين افرادي كه با هم «قرابت سببي»(2) و يا «قرابت رضاعي» (3) و غيره دارند، از شمول تعريف مزبور خارج است.

ـ داشتن نياكان به ويژه  اجداد يا جدّات مشترك.

ـ وجود تعداد زيادي ژن مشابه با ساختمان فيزيكي، شيمايي همانند در زوجين.

بديهي است در صورت تحقّق شرط دوّم، شرط سوّم، علي القاعده حاصل خواهد بود.


 

درجه بندي خويشاوندي هاي همخون

در علم وراثت، افراد برحسب نزديكي يا دوري رابطة خويشاوندي و شباهت وراثتي با يكديگر به شش مرتبه يا درجه بندي به شرح زير طبقه بندي مي شوند. (همان، صص 112ـ 110):     

خويشاوندان درجه يك كه شامل پدر و مادر، فرزندان، برادران و خواهران          مي گردد. شباهت وراثتي در بين اين دسته از خويشاوندان، 50 درصد است. به عبارت ديگر، هر فرد با پدر، مادر، فرزندان و برادران و خواهران خود، حدود 50 درصد همانندي وراثتي دارد.

اگر رقم كل ژنهاي انسان را يك ميليون و شمار ژن هاي فعّال را حدِّاقل يكصد هزار فرض كنيم، تعداد ژن هاي مشابه كه داراي ساختار فيزيكي و شيميايي همانند هستند، در خويشان درجه يك به حدود پنجاه هزار بالغ مي شود.

خويشان درجه دو كه عموها، عمّه ها، دايي ها، خاله ها و برادرزادگان و خواهرزادگان را در برمي گيرد. ميزان شباهت وراثتي بين هر فرد و خويشاوندان درجة دو وي، 25 درصد و رقم ژنهاي مشابه آنها بيست و پنج هزار است.

خويشان درجة سه كه مشتمل بر پسرعمو. دخترعمو، پسرخاله، دخترخاله، پسردايي، دخترعمه، پسرعمه و دختردايي مي گردد. ميزان شباهت وراثتي بين هر دو فرد از اين گروه 5/12 درصد و تعداد ژنهاي مشابه آنها بالغ بر دوازده هزار و پانصد است.

شايان توجه است كه در ازدواج هاي دو طرفه يعني زناشويي هايي كه زوجين از يك سو، پسرعمو ـ دخترعمو و از سويِ ديگر پسرخاله ـ دخترخاله* باشند، شباهت وراثتي به دو برابر افزايش مي يابد. (4) (همان، ص 111).

خويشان درجة چهار كه شامل نوة عمو، نوة عمه. نوة دايي و نوة خاله مي شود. ميزان شباهت وراثتي بين اين  افراد 25/6 درصد و شمار ژن هاي مشترك آنها شش هزار و دويست و پنجاه است.

خويشان درجة پنج كه مشتمل بر نتيجة * عمو، نتيجة عمه، نتيجة دايي و نتيجة خاله است. در اين حالت، شباهت وراثتي 125/3 درصد و رقم ژنهاي مشترك سه هزار و يكصد و بيست و پنج است.

خويشان درجه شش كه شامل نبيرة**‌ عمو نبيرة عمه، نبيرة دايي و نبيرة خاله است. شباهت وراثتي در اين گروه، 5625/1 درصد و تعداد ژنهاي مشابه يكهزار و پا نصد و شصت و دو و نيم است.

طبعاً در مراتب و درجات پايين تر*** هم، ازدواج خويشاوندي قابل تصور است ولي از آنجا كه رقم ژنهاي مشابه بين زوجين اندك و احتمال وقوع چنين ازدواج هايي بسيار كم و نزديك به صفر مي باشد، بهتر است از بحث در باره آنها صرف نظر شود.

 

بررسي اجمالي عواقب زيستي و وراثتي زناشويي هاي خويشاوندي (همخون)

چنانكه گفته شد در بين افرادي كه با هم خويشاوندي همخوني ـ چه به شكل ابويني و چه به صورت ابي (= پدري) يا امي (= مادري) ـ دارند مقداري شباهت وراثتي وجود دارد كه بين حداقل 56/1 درصد تا حداكثر 50 درصد در نوسان است. (5) 

خطر اصلي ازدواجهاي خويشاوندي (همخون)، در واقع، در همين مشابهت وراثتي زوجين نهفته است؛ زيرا بر اثر زناشويي، ژنهاي معيوب (= بيماري زاي) نهفته اي كه كم و بيش در اكثر انسان هاي ظاهراً سالم وجود دارد، (6) به دليل مشابهت وراثتي پدر و مادر، در كنار هم قرار مي گيرد و بر اثر اين پيوستگي تقويت مي شود و از حالت «مغلوب» به حالت «غالب» تبديل مي گردد و سرانجام به صورت انواع بيماري هاي مادرزادي و معلوليت هاي جسمي و عقب ماندگي هاي مغزي و فكري، در كودكان ناشي از ازدواج هاي مزبور ظاهر  مي شود. 

در اينجا مجال اينكه به تفصيل به چگونگي و مكانيسم اين تأثير بپردازيم فراهم نيست. از اين رو، علاقمندان را به مطالعة كتابها و مقاله هاي بي شماري كه در اين زمينة نگارش يافته و بررسي نتايج پژوهش هاي متعددي كه در اين خصوص صورت گرفته است، ارجاع مي دهيم* و تنها به ذكر دو نكتة مهم و اساسي اكتفا مي كنيم:

يك ـ امروزه از نظر دانشمندان علم وراثت و متخصصّان زيست شناسي، متضّمن خطر بودن (و يا به تعبير دقيق تر، همراه با ريسك بودنِ) زناشويي هاي خويشاوندي، واقعيتي مسلّم و مورد اتفاق نظر است كه با بررسي ها و آزمون هاي مكرّر و متعدّد پزشكي، زيست سنجي و روان سنجي مورد تأييد قطعي قرار گرفته است. ** 

دوـ در چند دهة اخير، بر اثر تحوّلات بسيار سريع تكنولوژي و ماشيني شدن روز افزون زندگي بشر و ازدياد انواع آلودگي هاي فيزيكي و شيميايي و نيز به دليل افزايش عوارض جانبي درمان ها و داروها و عوامل مشابه...،ازدواج هاي خويشاوندي (همخون) عواقب و پي آمدهاي جديدي حاصل كرده است كه يكي از مظاهر بارز آن، بروز انواع بيماري هاي نوظهور ارثي ست. اين بيماري ها اكثراً از وقوع تغييرات شديد و ناگهاني در   ژن ها ـ به صورت جهش ***ـ ناشي مي شود و در نتيجه مشابهتِ وراثتي موجود بين زوجين خويشاوند، بر وسعت دامنه و شدّت آنها افزوده مي شود. (همان، ص 300)

پس از اين توضيحات مقدّماتي، كه ناگزير قدري به اطناب گراييد، به موضوع اصلي مقاله مي پردازيم و بررسي خود را تحت دو عنوان ادامه مي د هيم:


 

1ـ زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) در حقوق اسلامي (فقه)

ازدواج هاي خويشاوندي (همخون) و اثرات و تبعات آنها از نظر سلامت جسمي و رواني فرزندان، از جملة مسائل نوظهور (با به اصطلاح «مستحدثه») ايست كه اساساً در چند دهة اخير مورد توجّه زيست شناسان و متخصّصان علم وراثت قرار گرفته است. بنابراين، نبايد انتظار داشت كه اين مساله به طور مستقل و به تفصيل در كتب و متون فقهي مورد عنايت و بررسي قرار گرفته باشد.

در اين قسمت، مي كوشيم اطلاعات بسيار مختصري را كه در خصوص اين موضوع، جسته و گريخته، در بعضي منابع فقهي و يا متون مربوط به اخلاق اسلامي ذكر شده است گردآوري و جمع بندي كنيم. سخن را از قرآن ـ نخستين و مهم ترين منبع فقه ـ آغاز مي نمائيم:

 

كتاب (قرآن)

تا آنجا كه نگارنده تفحّص كرده است، در هيچ جاي قرآن كريم، آيه اي كه مستقيماً به مسأله ازدواج هاي خويشاوندي مربوط شود، وجود ندارد. تنها آيه اي كه به نحو غيرمستقيم به اين موضوع ارتباط مي يابد، آية بيست و سوم از سورة «نساء» است كه در آن «محارم» ـ زناني كه زناشويي با آنها ممنوع است ـ به شرح زير احصاء شده اند:

«حُرِمّت عليكم امّهاتكم و اخواتكم و عَمّاتكم و خالاتكم و بنات الاخ و بنات الاخت و امّهاتكم الق ارضعنكم و اخواتكم من الرضاعه و امّهات نسائكم و ربائبكم اللاتي في حجوركم من نسائكم التي دخلتم بِهنّ فلا جناح عليكم و حلائل ابنائكم الذين من اصلابكم و اَن تجمعوا بين الاختين الاماقد سلف، انّ الله كان غفوراً رحيما»

برشما حرام شده (است ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و عمه هايتان و          خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادراني كه شيرتان داده اند (= مادر رضاعي (7) و خواهران همشيرتان (=خواهر رضاعي (8)  و مادران زنانتان و دختران زنانتان ـ دختران زناني كه با آنها مقاربت كرده ايد و اگر با آنها مقاربت نكرده باشيد، در اين صورت، بر شما گناهي نيست (كه پس از طلاقِ زن با ايشان ازدواج كنيد) و (نيز) زنان حلال پسراني كه از پشت شمايند (بر شمار حرامند) و اينكه دو خواهر را همزمان به زني بگيريد (هم حرام است) مگر آنچه پيش از اين وقوع يافته است* ، به راستي خداوند بخشنده و مهربان است. **          

محارم نسبي*

عناوين هفتگانه*****

1ـ امّهات (= مادران به مفهوم وسيع كلمه) كه شامل مادر و مادربزرگِ (=جدة) پدري و مادري و مادرِ جده و بالاتر مي شود.

2ـ بنات (= دختران) كه مشتمل بر دختر و دخترِ دختر يا دخترِ پسر (تا هرقدر كه پايين رود مي گردد.

3ـ اخوات (= خواهران) اعم از تني و ناتني

4ـ عمّات (عمه ها) اعم از تني و غير تني و نيز عمه هاي تني و ناتني پدر و مادر (هر قدر بالا رود)

5ـ خالات (= خاله ها) اعم از تني و ناتني و نيز خاله هاي تني و ناتني پدر و مادر هرقدر بالا رود)

6ـ بنات الاخ (= دختران برادر) و نيز دختران آنها (تا هر قدر پايين رود).

محارم سببي = محرّمات به مصاهره (= به سبب ازدواج) ****

الف) محارم موبّد(= ابدي)

1ـ نادختري (= دختر زن) و دختر او (هرقدر پايين رود)

2- زنِ پسر يا ناپسري‌ (هرقدر بالا رود)

3ـ زنِ پدر (=نامادري) و زنِ جد (اعم از پدري ومادري) هر قدر بالا رود

4ـ مادر زنِ و جده زن (اعم از پدري و مادري)

ب) محارم غير موبّد                (= غيردائمي):

1ـ ازدواج همزمان با دو خواهر:

2ـ ازدواج با برادرزاده يا   خواهرزادة زن (اعم از برادر ياخواهر نَسَبي يا رضاعي زن) چه به صورت عقد دائم و چه به صورت عقد منقطع (صيغه)، بدون رضايت زن و به حالت همزمان

محارم رضاعي**

تمام عناوين هفتگانه مندرج در ستون محارم نسبي،         مي توانند محارم رضاعي نيز باشند. مثلاً مادر رضاعي ـ  زني كه به طفلي غير از طفل متولد از خود شير داده است، ـ بر آن طفل حرام و محرم است.

همچنين، دختري كه با پسري غير از برادر پدري يا مادري خود همشير بوده است، نسبت به آن پسر حرام و محرم است.

محارم ولايي***

محارم ناشي ازرابطة بندگي بين مولا و كنيزه حرمت ازدواج بين مولاو بستگان كنيز و نيز بين كنيزو بستگان مولا كم وبيش شبيه حرمت ناشي از ازدواج بين زن و مرد غير بنده است.

جدول شماره 1ـ محارم (= زناني كه زناشويي با آنها حرام است) در اسلام برحسب نوع محرميت

به طوري كه ملاحظه مي شود دايرة مجاز همسرگزيني بين خويشاوندان نسبي در اسلام شامل عموزادگان، عمه زادگان، دايي زادگان و خاله زادگان و فرزندان آنها ـ تا هر قدر كه پايين رود ـ مي گردد كه اين محدوده تقريباً با مفهوم انگليسي Cousin marriage مطابقت دارد. (9) 

 

سنّت

در اصطلاح فقه، «سنّت» عبارتست از گفتار، رفتار و تقرير معصوم (10) و بنابراين، به سه نوع تقسيم مي شود:

قولي، فعلي و تقريري. (جعفري، 1334، ص 148).

سنّت قولي كه منظور از آن گفته هايي ست كه تحت عنوان «حديث» يا «روايت» مستقيماً و يا با واسطه از معصوم نقل شده است.

از نظر سنّت قولي، تقريباً هيچ روايت و يا حديث معتبري كه دالّ بر استحباب     ازدواج هاي خويشاوندي (همخون) و يا حتي حاكي از نيكو بودن و يا مورد توصيه قرار گرفتن آنها باشد، نقل نشده است. (11) در مقابل، در چندين ماخذ، روايت ها و اظهار نظرهايي مشاهده مي گردد كه حاكي از كراهت و يا لااقل عدم مطلوبيت اين گونه     ازدواج ها از نظر شرعي است كه ذيلاً به اهم آنها اشاره مي شود:

امام محمد غزالي در اثر معروف خود: احياء علوم الدين: (كتاب : آداب النكاح)، ضمن استناد به حديثي نبوي، زناشويي با خويشاوندان نزديك را عملي نامطلوب تلّقي مي كند زيرا به اعتقاد او، اين گونه ازدواج به توليد فرزندان ضعيف منجر مي گردد:

«]خصلت[ هشتم ]از خصلت هاي نيك زن (12)[ آنكه خويشاوند نزديك نباشد كه شهوت در حقّّ خويشاوند، ضعيف بود و پيغامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ فرمود: «لا تنحكوالقرابه القريبه فان الولد يخلق ضاوياً» اي (= يعني) خويشاوند نزديك را به زني مَكنيد كه فرزند، ضعيف آيد» (غزّالي، 1359، آغاز ربع عادات، ص 124) غزّالي،علّت اين ضعف را در كمبود انگيزه و تمايل جنسي در افراد نسبت به خويشاوندان نزديك جستجو مي كند و در توجيه آن به اين اصل كلي توسّل مي جويد كه آدمي به مقتضاي فطرت، بيشتر به امور جديد وغيرمتعارف راغب است تا امور عادي و معهود:

«.... و آن ]ضعيف شدن اولاد[ به سبب تأثير وي ]= خويشاوندي نزديك[ باشد در تضعيف شهوت كه انگيختن شهوت به قوّت احساس نگريستن و بسودن * باشد و ]اين احساس[ را قوّتي نبود مگر در كاري غريب و جديد كه رغبت افزايد» (همان)

ناگفته نماند كه مترجم فارسي احياء  علوم الدين ـ مويّدالدين محمد خوارزمي (متعلق به قرن هفتم هجري) ـ ضمن شرح و توضيح مورد مذكور، متعرّض نكتة مهمي شده است كه از نظر علم وراثتِ (ژنتيكِ) امروز اهميت بسيار دارد و آن توأم شدن و تركيب يافتن خصايص مطلوب زوجين در فرزندانِ ناشي از ازدواج هاي غيرخويشاوندي و نيز در اخلاف آنهاست:

«...مترجم مي گويد كه در مصاهرتِ (= ازدواج با) بيگانگان و احتراز از خويشان فايدة ديگر هست و آن فايده آن است كه: هر قومي را كمالي باشد در چيزي و چون زن و شوي از دو اصلِ مختلف باشند در فرزند، كمال هر دو فريق (= دسته، گروه) جمع شود چنانكه از «ترك» و «هندو» اگر فرزندي آيد با چهرة هندوان و لون (= رنگ) تركان باشد؛ و آمده است كه عبدالله زبير، نبيرة ابوبكر بود، هم جمال ابوبكر داشت و هم شجاعت زبير» (همان)

شايان ذكر است كه خوارزمي صفات و خصايص نامطلوب را از اين قاعده مستثني مي شمارد زيرا بنا به اعتقاد او، در طبيعت، كمال، اصالت دارد و نقصان و عيب عارضي و استثنايي است:

«.... و اگر كسي گويد كه: هر قومي را در چيزي نقصان باشد، پس بيم آن باشد كه در فرزند هر دو نقصان جمع شود ]در پاسخ[ گوييم؛ كمال در طبيعت، مقصود ذاتي است و نقصان به سبب عارضي لازم آيد و بدين سبب، كم اتفاق افتد كه نقصان ها جمع شود   ]بلكه[ در اغلب واهمِّ ]موارد[ كمال ها فراهم آيد» * * (همان، صص 5-124)

ناگفته نماند كه در شرح زبيدي بر احياء العلوم، علاوه بر حديث مزبور، احاديث ديگري با عبارات و مضامين تقريباً مشابه، ذكر شده كه از آن جمله است حديث مذكور در «صحاح جوهري» بدين شرح: «اغتربوالا تضووا» (يعني: با بيگانگان وصلت كنيد تا نسل شما ضعيف نشود) كه در توضيح آن گفته شده است كه اعراب معتقد بودند كه فرزندان مولود ازدواج هاي خويشاوندي اصولاً ضيعف به دنيا مي آيند. (13) 

در همان مآخذ، حديثي از طلحه بن عبدالله به روايت طيراني نقل شده است به اين شرح كه «الناكح في قومه كا لمعشَب في داره» (يعني كسي كه درصدد ازدواج با اقوام خود باشد همانند كسي است كه بخواهد در داخل خانه خود گياه بروياند). (14) (الحسيني الزبيدي، بي تا، صص 9-348)

 

سنّت فعلي

كه منظور از آن، نحوة رفتار و عملكرد معصوم در موردي خاص مثلاً در خصوص ازدواج با خويشان است.

به موجب شواهد تاريخي موجود، پيامبر و ائمه در انتخاب همسر از الگوي مشخّص و ثابتي تبعيت نمي كردند. به ديگر سخن، دايرة همسرگزيني آنها، صرف نظر از ممنوعيت هاي كلي و عمومي مقرّر در اسلام، محدوديت خاصي نداشت كما اينكه در بين همسران پيامبر، هم زنان خويشاوند مشاهده مي شوند (نظير: زينب نوة عبدالمطلب عموزادة پيغمبر، ...) و هم زنان غريبه (مثل: خديجه، عايشه (دختر ابوبكر)، حفصه (دختر عمر) (15)   

در بين ازدواج هاي ائمه نيز، هم به نمونه هايي از زناشوهايي خويشاوندي         برمي خوريم (نظير ازدواج حضرت علي (ع) با نوة عمويش حضرت زهرا (س) و نيز وصلت حضرت زينب (س) با پسرعمويش عبدالله جعفر و زناشويي امام سجّاد (ع) با دخترِ عمويش امام حسن مجتبي (ع) و هم به موارد متعددي از ازدواج هاي برون گروهي و غيرخويشاوندي (مثل ازدواج حضرت علي (ع) با ام البنين (16) ، وصلت امام حسين (ع) با شهربانو دختر يزدگرد سوم، (17) ازدواج امام جعفر صادق (ع) با زني كنيز (كه مادر امام موسي بن جعفر (ع) بوده است) وزناشويي امام حسن عسگري (ع) با يك كنيز اصلاً رومي كه در جنگ به اسارت در آمده بود.

 

سنّت تقريري  

كه مراد از آن، موافقت ضمني معصوم با انجام يا عدم انجام يك عمل از طريق عدم ابراز مخالفت با آن است.به عبارت ديگر، سنّت تقريري به فعل يا ترك فعلي اطلاق        مي شود كه پيامبر يا ائمه از آن آگاه شده ولي آن را مورد نهي قرار نداده باشند.*

به حكايت شواهد موجود، هيچ سنّت تقريري كه حاكي از قائل شدن استحباب يا كراهت براي ازدواج هاي خويشاوندي از جانب معصوم باشد، روايت نشده است.

2ـ ازدواج هاي خويشاوندي در متون اخلاقي، فلسفي و تاريخي بعد از اسلام

در كتابهاي تاريخي و متن هاي اخلاقي و فلسفي دوران اسلامي نيز، اشارات   پراكنده اي در مورد زناشويي هاي خويشاوندي مشاهده مي شود:

مقّدسي، جهانگرد و جغرافي دان شهير قرن چهارم هجري، در كتاب «احسن التفاسيم في معرفه الاقاليم» از رواج زناشويي هاي درون گروهي در بين ديلميان و   سخت گيري شديد آنها در اين خصوص سخن مي گويد:

«روزي من در سرايي بودم، مشاهده كردم دختري مي گريزد و مردي با شمشير آخته به دنبال او مي دود، علّت را جويا شدم، آن مرد گفت: چون به ازدواج كسي غير از خاندان ديلم در آمده، قتلش واجب است» (مقدسي. 1361، ص....)

مسعودي در اثر معروف خود «مروج الذهب ...» (مورّخ 336 ه ق) از عدم مطلوبيت ازدواج هاي درون گروهي در نظر چيني ها و اعتقاد آنها به اينكه زناشويي هاي برون گروهي موجب تأمين سلامتي، تقويت بنيه و طول عمر مي شود، ياد مي كند:

«مردم چين نيز چون عرب ] ها[ كه قبايل و تيره ها و رشتة نسب ها دارند، به اقوام و قبايل جدا تقسيم شده اند و سوابق قبايلي را حفظ و رعايت كرده اند. گاه باشد كه يكي شان تا پنجاه پدر يا كمتر و بيشتر نسب به «عامور» رساند.  ] در ضمن[   وابستگان يك تيرة نسبي با همديگر ازدواج نكنند... و پندارند كه اين روش ماية صحّت نژاد و قوّت بنيه شود و عمر را دراز كند» (مسعودي، 1343، ص 135)

شيخ الرئيس ابوعلي سينا در كتاب شفا (فصل چهارم از مقالة هشتم، فن ثاني، حيوان) با نقل گفته اي از ارسطو (از كتاب حيوان) درصدد القاي اين نظر است كه حتي حيوانات هم، از آميزش با بستگان نزديك خود نفرت دارند. (18) (حسن زاده آملي، 1377، ص 62)

  

امام محمد غزّالي، صاحب نظر و متفّكر قرن پنجم هم، چنانكه پيش از اين گفتيم، انتخاب زوجه را از ميان خويشاوندان نزديك امري نامطلوب تلقي مي كند. در اينجا، گفتة وي را به نقل از كتاب كيمياي سعادت كه مندرجات آن كم و بيش شبيه كتاب احياء    علوم الدين است، مي آوريم:

«صفت هشتم ] از صفاتي كه سنّت است نگاهداشتن (= رعايت) آن در زنان[ آنكه از خويشاوندان نزديك نبود كه در خبر است كه فرزند، از آن ضعيف آيد و مگر (= شايد كه) سبب آن باشد كه شهوت در حقِّ خويشاوندان، ضعيف تر بود»‌(غزّالي، 1361، جلد 1، ص....)

 

عنصر المعالي قابوس بن وشمگير، صاحب كتاب «قابوسنامه» (از متون اخلاقي نيمة دوم قرن پنجم)، ضمن وصاياي مختلف، به فرزندش اندرز مي دهد كه همسر خود را از خانداني (قبيله اي) ديگر برگزيند، باشد كه بر اثر اين پيوند، بيگانگان نيز در شمار خودي ها در آيند:

«... وزن از قبيلة ديگر خواه تا بيگانگان را خويش كرده باشي كه اقرباء تو خود اهل تو باشند»* (قابوس بن وشمگير، 1347، ص 93)

 

شجاع، نويسنده كتاب انيس الناس (موّرخ 830 ه ق) نيز، با قابوس بن وشمگير هم عقيده است: به عقيدة وي، زناشويي با افراد خارج از خانواده موجب مي شود كه فرد، علاوه بر اتكاي به خاندان خود، از حمايت و مساعدتِ افراد متعلّق به خاندان ديگر هم بهره مند گردد:

«چون پسرت بالغ شود، او را متأهّل ساز، اگر خواهي به صلاح آيد* و بايد كه با خويشان وصلت نكني، چه با خويش و اقربا اگر وصلت كني و اگر ِني** قبيله يكي است. پس زن از قبيلة ديگر بايد خواست تا قبيله دو گردد و معاون و قوّت شخص و تبع او از دو جا باشد» (شجاع، 1350، ص 239)

   اگر مجموع ملاحظات فوق الذكر را ملاك قضاوت قرار دهيم، مي توانيم به اين نتيجه برسيم كه درعصر اسلامي، برخلاف دوران پيش از اسلام. ازدواج هاي خويشاوندي از مطلوبيت و اقبال چنداني برخوردار نبوده است.

   و بالاخره در «تاريخ گيلان و ديلمستان» تاليف ظهيرالدين مرعشي (تولّد: 815 تا 817 وفات: 892 ه ق) در مذّمت زناشويي هاي خويشاوندي چنين آمده است:

   ِان اردتَ النجات فانكح غريباً و علي الاقربين لا تتوّصل فاشفِ التي حسناً و طيبا ثمرغصنه غريب موصل. اگر رستگاري خواهي زن از بيگانگان كن و از پيوند نزديكان بپرهيز چه آن بر و ميوه كه از شاخ پيوسته بر آيد شاداب تر و زيباتر و پاكيزه تر   باشد. ***  (دهخدا، امثال و حكم، جلد 1، ص 281) (19) 

 


 

نتيجه گيري

1ـ ازدواج هاي خويشاوندي (همخون) و توجّه به عواقب آنها، از زمرة مسائل مستحدثة عصر حاضر است؛ و به همين مناسبت، در منابع فقه سنّتي فقط در سطحي بسيار محدود و به نحو غيرمستقيم و گذرا به آن پرداخته شده است.

2ـ در قرآن ـ نخستين و مهمترين منبع فقه ـ و نيز در سنّت ـ اعم از نبوي و غير نبوي ـ هيچ مدرك معتبري كه بر استحباب و يا مطلوب بودن زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) دلالت كند و به چشم نمي خورد؛ برعكس رواياتي مشاهده مي شود كه حاكي از كراهت اين نوع ازدواج است. در اين روايات، زناشويي هاي همخون عامل ايجاد فرزنداني ضعيف و نحيف تلّقي گرديده واين ضعف، معلول كمبود تمايل جنسي در نوع انسان نسبت به زنان خويشاوند تصّور شده است.

3ـ سيرة عملي و نحوة رفتار معصوم (= پيامبر ص وائمه ع) هم. موضع مشخّصي را در خصوص زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) نشان نمي دهد ولي شايد بتوان گفت كه در ميان ازدواج هايي كه از معصوم نقل شده، زناشويي هاي غيرخويشاوندي و برون گروهي از نظر آماري غلبه داشته است.

4 ـ موّرخان و مولّفانِ متون اخلاقي در دوران اسلامي عموماً نظر موافقي نسبت به زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) ابراز نداشته اند.

ملخّص كلام

 به عنوان قضاوتي كلي و عمومي مي توان گفت كه برخلاف تصّور عموم، ازدواجهاي خويشاوندي (همخون) ـ نه با صراحت و نه به صورت ضمني و تلويحي ـ مورد توصية شريعت اسلام و متفّكران اسلامي قرار نگرفته است.      

   


 

يادداشتها

1)                                               قرابت (= خويشاوندي ) نسبي (Blood relationship) رابطة      خويشاوندي ست كه بين دو يا چند نفر به مناسبتِ زاده شدن از پدر يا مادر مشترك و يا به دليل داشتن جد و يا جدة مشترك (و نيز در جهت معكوس) پديد مي آيد. مثلاً رابطة بين دو يا چند برادر و خواهر با يكديگر و با پدر و مادرشان و برعكس و نيز رابطة بين يك پسرعمو و يك دخترعمو كه جد مشترك دارند، از اين گونه است. (جعفري، 1334 ، ص 215)

2)                                               قرابت سببي (Kinship by marriage) ، نوعي علاقة خويشاوندي ست كه به «سببِ» ازدواج ايجاد مي شود و عبارت از رابطه ايست كه بين هريك از زن و شوهر با خويشاوندان نسبي ديگري پديد مي آيد ـ و نه بين اقوام زن واقوام شوهر. (همان، ص 214)

3)                                               قرابت رضاعي (Fosterage) ، نوعي رابطة خويشاوندي ست كه بر اثر شيرخوردن دو يا چند كودك ـ تحت شرايط معين ـ از زني واحد، بين خود كودكان مزبور و نيز بين آنها و خويشاوندان نَسَبي (و حتي رضاعي) آنها پديد مي آيد مثلاً اگر زني، طفلي را ـ كه فرزند خود او نيست ـ شير دهد و صاحب شير ـ شوهر او ‌ـ داراي چند فرزند باشد، نتيجتاً، بين طفل مذكور (= «مرتضع») از يك طرف و زن شيرده (= «مرضعه») و شوهر و فرزندانِ وي و ساير خويشاوندان نسبي آنها از طرف ديگر، قرابت رضاعي ايجاد مي گردد كه بر اثر آن،‌ ازدواج بين اين طفل و مادر و پدر و برادران و خواهران رضاعي و ساير بستگان نسبي آنها حرام مي شود؛ زيرا به موجب دو قاعدة معروف فقهي، تأثير رضاع از نظر ايجاد تحريم براي ازدواج، همانند نَسَب است:

و نيز: «الرضاع لحمه كلحمه النسب» (= هم شيري، قرابتي ست نظير قرابت نسب)

ـ «يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب» (آنچه بر اثر نَسَب حرام است در نتيجه‌ همشيري هم حرام مي شود) (عبده بروجردي، 1339، صص 28-282)

نهاد حقوقي «رضاع» گرچه از ويژگي هاي فقه اسلامي به شمار مي رود، ولي در بعضي ديگر از اديان و فرهنگ ها ـ از آن جمله در كيش زردشت هم ـ مشاهده مي شود. (شاهرخ، 1337، ص 86)

4)                                               اين مورد در صورتي پديد مي آيد كه دو برادر با دو خواهر ازدواج كنند و بعداً فرزندان آنها هم، با يكديگر وصلت نمايند. در اصطلاح انگليسي به اين فرزندان Double Cousins اطلاق مي شود.

5)                                               در مورد دوقلوهاي يك تخمكي و مونوزايگوت Monozygote و حقيقي، ميزان شباهت به 100 درصد افزايش و در مورد برادران و خواهران ناتني به 25 درصد كاهش مي يابد. (سروري، همان 111-110)

6)                                               هر فرد به ظاهر طبيعي ]و سالم[ داراي حداقل سه ژن نهفتة بيماري زاست و در برخي از افراد كه ثمرة ازدواج هاي فاميلي نزديك هستند، اين  تعداد به ده ها ژن مي رسد (همان، ص 20)

7)                                               منظور از «مادر رضاعي» زني است كه به كودكي خردسال كه زادة او نيست، حداكثر تا دو سالگي، حداقل يك شبانه روز يا 10 يا 15 مرتبه (برحسب اقوال مختلف فقها) به طور كامل مستقيماً از پستان خود، با شرايط معين شير داده باشد. (عبده بروجردي، همان ، ص 282)

8)                                               مراد از «خواهر رضاعي» دخترِ تنيِ مادر رضاعي و يا دختر ديگري ست كه از همان زن شير خورده باشد.

9)                                               در بعضي از متون فقهي، محدودة مجاز همسريابي در بين خويشاوندان نسبي به موجب قاعدة زير مشخص شده است: يحرم علي الانسان كل قريب عداالاولاد العمومه و الخئوله يعني براي انسان، زناشويي با تمام خويشاوندان نسبي، به جز فرزندان عمو، عمه، دايي و خاله، حرام است. (جعفري، بي تا، ص 478)

10)                                          از نظر فقه شيعه «معصوم» شامل پيامبر (ص) و ائمه مي گردد ولي اهل سنت آن را فقط منحصر به پيامبر مي دانند.

11)                                          اين استنتاج نگارنده، مبتني بر تفحّص و تتبّع در امّهات كتب حديث و فقه (و يا معاجم آنها) و از آن جمله: «فروع كافي»، «بحارالانوار»، «وسايل الشيعه» (كتاب نكاح)، «معجم المفهرس كتب اربعه»، «شرح لمعه» (مستحّبات نكاح) و نيز متكي بر استفسار و استعلام از تني چند از بزرگان فقه و متخصّصان متبحّر علم حديث* است. 

ناگفته نماند كه در ميان انبوه احاديث مربوط به نكاح، حديثي مشاهده شد كه در آن تلويحاً، ازدواج خويشاوندي، از باب صلة رحم، به طور غيرمستقيم مورد توصيه قرار گرفته و آن حديثي است منقول از حضرت سجّاد (ع) به شرح زير: «من تزوج لله و لصله الرحم توّجه الله بتاج الملك» يعني كسي كه به خاطر خدا و به انگيزة صلة رحم ازدواج كند، خداوند افسر عزّت را بر سر او مي نهد.** (مآخذ: وسايل الشيعه، كتاب النكاح، باب استحباب تزويج المراه الدينها و صلاحها و لله و لصله الرحم) و نيز من «لايحضره الفقيه» به نقل از خورشيد معرفت (غروي، بي تا، ص 240)

ضمناً راقم اين سطور، در جريان بررسي مآخذ مربوط، به جملة عربي كوتاهي در تحسين ازدواج پسرعمو با دخترعمو برخورد كه متأسفانه از ضبط مآخذ آن غافل ماند به اين شرح: «نعم الزوجه بنت العم» (يعني بهترين همسر، دخترعمو است) ولي با همه    جستجويي كه به عمل آورد، به هيچ نشانه يا قرينه اي كه حاكي از حديث بودن آن باشد، دست نيافت. از اين رو، احتمال مي دهد كه عبارت مزبور ضرب المثل و يا از قبيل كلمات قصار باشد.

12)                                          غزالي در مقام توضيح و تعريف تعبير مزبور چنين مي گويد: «...و اما     خصلت هايي كه خوشي زندگاني بدان حاصل شود ـ و از مراعات آن در زن چاره نبود تا دوام و توفّر (= تأمين كامل) مقاصد زوجين حاصل آيد‌ ـ  هشت است: دين ]دار بودن[، خوي خوش، خوبرويي، سبكي كاوين         (= كابين، مهر) ، زايندگي، دوشيزگي، ]نيكي[ نسبت و ]بالاخره[  آنكه خويشاوند نزديك نباشد» (غزّالي ، 1359، ص...)

13)                                          در فرهنگ و ادب عرب در دوران بعد از اسلام، انتقادها و ابراز        مخالفت هايي در مورد ازدواج هاي خويشاوندي مشاهده مي شود كه غالباً جنبه توصيه و يا ضرب المثل دارد:

ـ معروف است كه روزي عمربن خطّاب از علّتِ كوتاهي قدِّ افراد آل سائب ـ از قبيلة قريش ـ استفسار كرد. در پاسخ او گفته شد كه اين خصيصه، معلول وقوع      ازدواج هاي خويشاوندي مكرّر در بين آنهاست. در پي اين گفتگو، عمر اين ازدواج ها را منع كرد.

   ـ ابن عبدربه ـ شاعر و نويسنده عرب (متوفاي 328 ه ق) ـ در كتاب «العقد الفريد» در مقام توصيف يك پهلوان چنين گفته است: او پهلواني است كه مولود وصلت با دختر عمو نمي باشد و از آنجا كه نطفة منعقده در ازدواج هاي خويشاوندي ثمرة ضعيفي را به بار مي آورد، او ضعيف نيست.

   ـ از الميداني ـ از ادباي قرن ششم هجري ـ منقول است كه با افرادي ازدواج كنيد كه از نظر خويشاوندي با شما فاصله دارند نه با نزديكان.

و بالاخره از شيخ ابراهيم باجوري ـ از نويسندگان و فقهاي شافعي قرن سيزدهم هجري ـ عبارتي ـ از كتاب حاشيه بر شرح ابن قاسم ـ نقل شده است بدين مضمون: اگر طالب اصالت نسل ـ خصايص عالية جسمي ـ هستيد با بيگانگان وصلت كنيد و از زناشويي با خويشاوندان احتراز كنيد. بنا به ادعاي نامبرده، تمايل جنسي يك مرد نسبت به زني كه با او خويشاوندي نزديك دارد (و مثلاً دخترعموي اوست) ضعيف است  و در نتيجه فرزندي هم كه از اين پيوند پديد مي آيد ضعيف خواهد بود.

14)                                          احتمالاً كنايه از اينكه جاي مناسب براي پرورش و نشو و نماي گياه، مزرعه و صحراست نه درون خانه.

15)                                          به احتمال زياد، در ميان همسران پيامبر، غيرخويشاوندان در اكثريت   بوده اند. در تأييد اين مدعا كافي است به وابستگي هاي قبيله اي         زوجه هاي پيامبر توّجه كنيم: خديجه از بني مخزوم، سوده از بني اسد، زينب بنت خزيمه از بني هلال، ميمونه از بني عامر، عايشه از بني تميم، زينب بنت جحش از بني اسد بن خزيمه، ام سلمه از بني مخزوم، جويريه از بني خزاعه، ام حبيب از بني اميه، صفيه از بني اسرائيل،...) ترديدي نيست كه در بيشتر اين وصلت ها ملاحظات سياسي ـ تأليف قلوب و ايجاد وحدت بين قبايل غالباً رقيب و يا متخاصم ـ مورد نظر بوده است. (موسوي غروي، بي تا. صص 285-286)

16)                                          معروف است كه حضرت علي (ع) پس از درگذشت حضرت زهرا (س)، از عقيل برادرش كه در نسب شناسي شهرت داشت، درخواست كرد كه در ميان قبايل عرب، قبيله اي را كه افراد آن از نظر صحّت مزاج و قوّت بنيه و شجاعت معروف باشند در نظر بگيرد و از بين دختران آن قبيله دختري را كه از جهت سلامتي و نيروي بدني شاخص باشد انتخاب و براي او خواستگاري كند تا فرزند ناشي از اين ازدواج فحل (= پهلوان) و فارس     (= اسب سوار ماهر) از كار در آيد.

براي اين منظور، عقيل «ام البنين» از قبيلة بني كلاب را انتخاب و به حضرت علي معرفي كرد. مولود اين وصلت حضرت عباس (ابوالفضل ع) بود كه به مناسبت زيبايي چهره به «قمر بني هاشم» شهرت يافته و در شجاعت نيز سرآمد اقران بوده است. (پاك نژاد 1353، ج 21)

17)                                          حضرت علي بن الحسين، زين العابدين (ع)، افتخار مي كرده كه پدرش منتسب به قبيلة قريش ـ اشرف قبايل عربستان ـ و مادرش از ايرانيهاست كه در ميان عجم از همان منزلت و مرتبة قريش برخوردارند. در اين زمينه فرزدق بيت معروفي دارد:

و ان غلاماً بين كسري و هاشم          لاكرم من نيطف التمائم

   (دهخدا، امثال و حكم، جلد 3، ص…)

18)                                             قال المعلّم الاول ـ ارسطو ـ الجَمَل لاينزو علي امه وقد احتال بعضهم علي انزائه فلّما علم ذلك حقد علي المحتال عليه به و اهلكه و اما الفرس الكريم فقد غولط بامر ملك يقال له اسفويافس و نزا علي امّه، فلّما سغدها و عاين ذلك في ما يقال القي نفسه في وهده و عطب و قد سمعت بعض الثقات بخوارزم قريباً من هذا (شفاء جلد 1، ص 425)

معلّم اول ارسطو مي گويد: شتر بر مادرش نمي جهد (با وي جماع نمي كند). شخصي با توّسل به حيله، شتري را به اين عمل واداشت. چون شتر از واقع امر آگاه گرديد، كينة وي را به دل گرفت و او را هلاك كرد. همچنين، اسبِ نجيب با مادرش آميزش نمي كند. در زمان پادشاهي به نام اسفويافس اسبي را به اشتباه انداختند و به جماع با مادرش واداشتند. پس از آنكه متوّجه قضيه شد، خود را به گودالي پرتاب كرد وهلاك گرديد.  ]در پايان، ابن سينا اضافه مي كند[ قريب به همين واقعه را در خوارزم از بعضي افراد مورد اطمينان شينده ام. (حسن زاده آملي، 1377، ص 62)

19)                                          ناگفته نماند كه در ميان صاحب نظران و متفكّران ايرانيِ دوران بعد از اسلام، ازدواج خويشاوندي موافقاني نيز دارد از آن جمله:

          چو پيوسته خون نباشد كسي         نبايد براو بودن ايمن بسي

                                                                 (شاهنامه فردوسي، رزم كاوس با شاه هاماوران)

    هر آنگه كه بيگانه شد خويش تو                    بــــــدانست راز كم و بيش تـــو

    از او خويشتن را نگه دار باشد                     شب و روز بيدار و هشيار باش 

                                                        (نقل از بهشت سخن فردوسي دكتر مهدي حميدي، ص 54)

غريب باشد هم زشت و هم گران كابين

    رضي الدين نيشابوري (دهخدا، امثال و حكم، جلد 2. ص 1124)

(براي تفصيل بيشتر رجوع شود به احمد كتابي: ازدواج هاي فاميلي ابعاد و پيامدهاي آن)


 

مآخذ 

1ـ الحسيني الزيبدي (بي تا)، سيدمحمد بن محدّث اتحاف الساده المتقين بشرح اسرار احياء  علوم الدين (به عربي) در 10 مجلّد، ناشر: احياء التراث العربي، بيروت، جلد پنجم.

2ـ پاك نژاد، رضا (1353)، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، تهران، كتابفروشي اسلاميه، جلد 21: بهداشت نسل. ازدواج فاميلي، ازدواج موقّت.

3ـ جعفري لنگرودي، جعفر (بي تا) ترمينولوژي حقوق، تهران، انتشارات گنج دانش، چاپ دوّم.

4ـ جعفري لنگرودي، جعفر (1334) فرهنگ حقوقي، تهران، بنگاه معرفت

5ـ حسن زادة آملي، حسن (1377) (مقالة) رتق و فتق،  فصلنامة ميراث جاويدان،  تهران، سازمان اوقاف، شمارة 22 

6ـ حميدي ، مهدي (1366) بهشت سخن، تهران، پاژنگ.

7ـ رهنما، زين العابدين (مترجم و شارح) (1352)، قرآن كريم، در 4 مجلّد، از انتشارات سازمان اوقاف

8 ـ سروري، علي، 1، (1374)، ازدواج هاي فاميلي و بيماريهاي ژنتيكي كودكان. انتشارات دانشگاه علوم پزشكي اصفهان و انتشارات نورين سپاهان، چاپ اوّل.

9ـ شاهرخ، كيخسرو (1337) آيينة آيين مزديسني، با يادداشتهاي اورنگ، تهران، افلاتون شاهرخ

10ـ شجاع، ؟ (1350)، انيس الناس، به كوشش ايرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب

11ـ عنصرالمعالي، كيكاوس بن اسكندر (1347، 1337)، قابوسنامه، به تصحيح سعيد نفيسي، تهران، كتابفروشي فروغي و نيز به تصحيح دكتر غلامحسين يوسفي، انتشارات علمي و فرهنگي

12ـ غزّالي، امام محّمد (1359) احياء علوم الدين (ترجمه فارسي) به قلم مؤيدالدين محمد خوارزمي، به كوشش حسين خديو جم، آغاز ربع عادات، انتشارات بنياد فرهنگ ايران

13ـ غزّالي، امام محمد، (1361) كيمياي سعادت، به كوشش حسين خديو جم. 2 مجلّد. تهران، انتشارات علمي و فرهنگي

14ـ كتابي، احمد (1380) ازدواج هاي فاميلي، ابعاد و پيامدهاي آن در ايران از طرح هاي مصّوب شوراي پژوهش هاي علمي كشور

15ـ مرعشي ـ ظهيرالدين، تاريخ گيلان و ديلمستان، به تصحيح دكتر منوچهر ستوده، تهران، بنياد فرهنگ ايران.

16ـ مسعودي، ابوالحسن (1343)، مروج الذهب و معادن الجوهر، به ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب

17ـ مقدسي، شمس الدين ابوعبدالله (1361)، احسن التفاسيم في معرفه الاقاليم، ترجمة:‌ علينقي منزوي، تهران شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1361، 2 جلد

18ـ موسوي غروي. محمدجواد، خورشيد معرفت، بي جا، بي تا (احتمالاً چاپ اصفهان)

19ـ موسوي غروي، محمدجواد، (1373) مباني حقوق در اسلام، به ضميمه رسالة بلوغ، اصفهان، جهاد دانشگاهي اصفهان

20-Pati Raphacl (1902), Golden River to Golden Road. Society, culture and change in the Middle East. University of Pennsylvania Pess. PP. 135-175.

      مآخذ ديگر

21ـ حقيقتيان، منصور و مقدسي، شهرام (1377)، ازدواج هاي فاميلي وبروز ناتواني ها و معلوليتها در استان چهارمحال و بختياري، فصلنامة جمعيت، سازمان ثبت احوال كشور،        شماره هاي 25 و 26.

22ـ دشتي رحمت آبادي، غلامرضا، منع ازدواج با محارم از ديدگاه اقوام و ملل، فصلنامة مشكوه.

23ـ صانعي، صفدر (1346)، بهداشت ازدواج از نظر اسلام، مشهد، كتابفروشي جعفري

24ـ صبور اردوبادي (1356)، همخوني از نظر ژنتيك و اسلام، انجمن علمي ـ مذهبي دانشگاه آذر آبادگان.

25ـ عسگري خانقاه، علي اصغر و شريف كمالي، محمد، انسان شناسي عمومي، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، 1378.

26ـ كرباسي صومعه سرائي، محمدعلي، مخاطرات ازدواج فاميلي ( در 2 بخش). همشهري، 16 و 17 مهر 1378 .

27ـ مولوي، دكتر محمدعلي (1348) اصول توارث انسان، انتشارات دانشگاه تهران.

28ـ مشكاني، محمدرضا و مشكاني زهرا سادات، (1375). مقايسة مرگ و مير نوزادان در ازدواجهاي خويشاوندي و غير آن در چند استان ايران، فصلنامة جمعيت، شمارة 18، سازمان ثبت احوال كشور.

29ـ ميرمحمدي، مجيد، ازدواج فاميلي چرانة، مجلة اطلاعات علمي، سال 13. شمارة 8، ص 22.

30ـ نوري دلوئي، محمدرضا، ازدواج هاي فاميلي، رشد زيست شناسي، شمارة 8، سازمان  پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش.

     

ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

هوش هيجاني و روابط زناشويي | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 3:21 PM 

ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
هوش هيجاني و روابط زناشويي:
اعتقاد مشاوران خانواده، راه دستيابي به ازدواجي موفق و يک زندگي خانوادگي سرشار از خوشبختي، بسيار ساده و سرراست است: «بايد بداني چه موقع معذرت‌خواهي کني و هنگامي که همسرت کار مورد علاقه‌ات را انجام نداد به روي خودت نياوري.» مانند بسياري از سخنان موجز و نغز ديگر، سادگي ظاهري اين دستورالعمل، فريبنده است. در حقيقت دانستن اين که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرت‌خواهي کنيد و نيز برخورداري از توانايي‌هايي چون شکيبايي، بردباري و مدارا کردن در هنگام عصبانيت، احتياج به مهارت‌هاي هيجاني پيشرفته و سطح بالايي چون همدلي، کنترل خود و درک عميق نيازها و احساسات ديگران دارد. نکته جالب توجه در مورد اين مهارت‌ها اين است که بدانيم اين‌ها شباهت زيادي به اجزا يا ابعاد تشکيل دهنده سازه هوش هيجاني دارند. هوش هيجاني ( EI ) توسط ماير و سالووي اين گونه تعريف شده است: «توانايي درک و فهم عواطف به منظور ارزيابي افکار و خلق و خو و تنظيم آن‌ها به گونه‌اي که موجب تعالي و رشد عقلاني-هيجاني گردد». در واقع اين هم‌خواني و تجانس آشکار بين انواع توانايي‌هايي که هوش هيجاني را مي‌سازد و توانايي‌هايي که لازمه گفتگو و تعاملات موفقيت‌آميز زناشويي مي‌باشند، ما را به اين موضوع رهنمون مي‌سازد که هوش هيجاني در زمينه ازدواج موفق و زندگي زناشويي، نقشي مهم و غير قابل انکار دارد. حال سؤال اين است که هوش هيجاني به چه طريقي مي‌تواند زندگي زناشويي را تحت تأثير خود قرار دهد؟ و زوجين به چه نوع مهارت‌هاي هيجاني نياز دارند تا به کمک آن‌ها بتوانند بر مشکلات روز افزون زندگي زناشويي خود و فراز و نشيب‌هاي آن فايق آيند؟
هوش هيجاني چيست؟
واژه جامع هوش هيجاني به سه دسته توانايي ذهني اشاره دارد که يک دسته آن، توانايي‌هاي بسيار اساسي است که دربرگيرنده ادراک و تشخيص عواطف خود و ديگران مي‌باشد، به عبارت ديگر، افرادي که از هوش هيجاني بالايي برخوردارند مي‌دانند که خود يا ديگران در يک لحظه خاص، در چه نوع حالت هيجاني به سر مي‌برند. بنابراين قادرند به دقت عواطف گوناگون و متفاوتي چون خشم، ترس، احساس گناه و عشق را از هم تشخيص دهند.
توانايي‌هاي هوش هيجاني بطور کلي عبارتند از:
1- توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران
2- توانايي استدلال کردن راجع به عواطف
3- توانايي اداره و تنظيم مؤثر عواطف
اين توانايي‌هاي سه گانه، ظاهراً عوامل اساسي تشکيل دهنده يک زمينه غني عاطفي براي داشتن يک زندگي زناشويي سعادتمندانه محسوب مي‌شوند.
ادراک هيجاني و روابط زوجين
از سال 1995 تاکنون تحقيقات زيادي در زمينه ادراک عاطفي و روابط زناشويي صورت گرفته که نتايج آن به شرح زير است:
1- ازدواج و زندگي زناشويي يک بافت سرشار از عاطفه مي باشد.
2- در ازدواج‌هايي که زوجين با يکديگر در تعارض و تضاد باشند، برانگيختگي‌هاي هيجاني زيادتري ديده مي‌شود. به عبارت ديگر، بيشتر تعارض‌ها و اختلافات بين زوجين به دليل برانگيختگي‌هاي هيجاني صورت مي‌گيرد.
3- افراد در توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران با يکديگر تفاوت دارند. مثلاً بعضي از زوج‌ها آشکارا نسبت به علائم هيجاني همسرشان بي‌توجه هستند و آنان را ناديده مي‌گيرند يا آمادگي سوء تعبير و عدم تشخيص صحيح اين عواطف را دارند. مثلاً حالت غمناکي يا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانيت و خشم تفسير مي‌نمايند.
4- انسان‌ها داراي تفاوت‌هاي قابل توجهي در توانايي ابراز صريح عواطف خود مي باشند. مثلاً برخي از زوج‌ها عادت دارند پيام‌هاي هيجاني مبهم و گيج کننده‌اي به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم مي‌خندند و هم اخم مي‌کنند). پژوهشگران دريافته‌اند که ارتباط با ثبات و معناداري بين تفاوت‌هاي فردي در توانايي ابراز دقيق و صحيح عواطف و تشخيص آن‌ها با شادي‌هاي زندگي و روابط زناشويي مطلوب وجود دارد.
5- زوج‌هاي خرسند در مقايسه با زوج‌هايي که رابطه زناشويي و هيجاني خوبي با هم ندارند، احساس همدلي بيشتري به هم نشان مي‌دهند و نسبت به احساسات يکديگر حساسيت بيشتري به خرج مي‌دهند.
6- زوج‌هاي ناراضي از زندگي زناشويي در عکس‌العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل مي‌کنند.
7- زنان بهتراز مردان در ابراز دقيق عواطف و تشخيص آن‌ها عمل مي‌نمايند. براي مثال وقتي که يک زن پيام هيجاني مثبتي به شوهرش مي‌دهد، احتمالاً از علائم غير کلامي - بدني (مثل لبخند زدن) و از يک لحن صميمانه در هنگام سخن گفتن استفاده مي‌نمايد. از طرف ديگر، مردان تمايل به استفاده از پيام‌هاي مبهم و مختلط (ترکيبي) دارند. براي مثال هنگامي که مردي مي‌خواهد پيام هيجاني مثبتي به همسرش بدهد، اين پيام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهديدکننده‌اي چون حرکات ابرو يا چشم.
8- ناتواني مردان در تشخيص و ابراز دقيق عواطف، علت مهم و اساسي ازدواج‌هاي ناموفق است. براي مثال در برانگيختگي‌هاي هيجاني بالا در طول کشمکش‌هاي زناشويي (که از طريق اندازه‌گيري علائم فيزيولوژيکي مثل ضربان قلب يا فشار خون مشخص مي‌شود) مرداني که از زندگي زناشويي خود راضي نمي‌باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمي از گوشه‌گيري يا انزواي هيجاني و بي عاطفگي از خود نشان مي‌دهند، روان‌شناسان آن را «حصار سنگي» ناميدند.
9- زوج‌هاي شاد و خوشبخت نسبت به زوج‌هاي ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخيص و دريافت عواطف، عملکرد بهتري از خود نشان مي‌دهند.
10- برخي از مردان احساس مي‌کنند که هم زمان از دو طرف مورد تهديد واقع مي شوند: يکي از طرف موقعيت‌هايي که قادر به کنترل آن‌ها نمي‌باشند و يکي هم از طرف عواطف ناخوشايند و منفي، چون اضطراب و اندوه که به‌وسيله اين موقعيت‌ها ايجاد مي‌شوند. اين مردان هنگامي که احساس آسيب‌پذيري و ناتواني مي‌نمايند، عصباني مي‌شوند و مايل به تجربه حالت‌هاي هيجاني هستند تا از آن طريق احساس کنند قادر به کنترل موقعيت‌ها مي‌باشند.
11- در زمينه زندگي زناشويي، وضعيت فوق بدين معني است که احتمالاً يک شوهر به تقاضاي همسرش جهت استقلال بيشتر، با واکنش‌هاي خشم‌آلود به اين نوع گستاخي پاسخ دهد تا واکنش‌هاي مضطربانه، و علت بروز چنين واکنشي احتمالاً ترس از دست دادن همسر است. اين خشم و عصبانيت ممکن است منجر به رفتارهاي تخريبي شود که با جنگ و دعواهاي خانوادگي و ضرب و شتم‌هاي جسمي و خشونت‌آميز همراه است.
12- در تعامل‌هاي پر از تنش و تعارض زندگي زناشويي، حتي شوهراني که بسيار مقاوم و شکيبا مي‌باشند، احساس درهم شکسته شدن مي‌نمايند و در مقابل علائم جسماني و منفي شديدي (چون انقباضات و دردهاي معده، افزايش ضربان قلب، تعريق کف دست، سردرد و ... ) که آنان را تهديد مي‌کند، احساس ناتواني، اضطراب و دستپاچگي مي‌نمايند. در چنين شرايطي، مردان ممکن است به صورت خودکار و غير ارادي دچار خشم شوند. روي هم رفته و بر اساس يافته‌هاي مطالعات انجام شده بر روي تعامل‌هاي زندگي زناشويي، فرض مي‌شود که اگر زوجين از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتي واضح و آشکار به يکديگر اطلاع دهند و ابراز نمايند، زندگي بهتري خواهند داشت. براي اين کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پيامدهاي عواطفشان بر زندگي زناشويي‌شان آگاه گردند


http://www.iranian-forum.com

چرا همه دنبال پیچیدگی توی ساده ترین چیزها هستند ؟

ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

هوش هیجانی مفهوم خود را از هوش اجتماعی می گیرد. | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:59 PM 

 

"هــوش هیجــانی"

 

هوش هیجانی مفهوم خود را از هوش اجتماعی می گیرد.

-  هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است. این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است.

- توانایی اداره ی مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تنش هاست. عاملی که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف در شخص ایجاد امید و انگیزه کند.

هوش هیجانی شامل 5 حیطه می باشد:

1-  شناخت حالات هیجانی خویش "خود آگاهی"

2-  اداره کردن هیجان ها و مدیریت آنها به روش مناسب

3-  خود انگیزی:‌ یعنی کنترل تکانش ها – تأخیر در ارضای خواسته ها

4-  تشخیص وضع هیجانی دیگران و همدلی

5-  برقراری رابطه با دیگران

عوامل مؤثر بر هوش هیجانی :

انسان هایی که هوش هیجانی بالایی دارند، انسانهای خودآگاه ، همدل، جرأتمند، با حرمت نفس، خود شکوفا ، دارای استقلال عمل ، واقع گرا، انعطاف پذیر و دارای قدرت حل مسئله هستند.

- خانواده نقش غیر قابل انکاری در این زمینه دارد.

نقش خانواده:‌

مهمترین خصیصه هوش هیجانی اکتسابی بودن آن است. نحوه ی برخورد والدین با کودک در شکل گیری عاطفی کودک مؤثر است. والدینی که فاقد الگوی صحیح تربیتی هستند به احساسات و نیازهای کودک توجه نمی کنند و فرصت اکتساب و کنجکاوی را از کودک می گیرند؛ درمقابل اشتباهات کودکان موضع مستبدانه همراه تنبیه اتخاذ می کنند و نحوه ی صحیح بیان احساسات و عواطف را به کودکان آموزش نمی دهند؛ مجادله های کلامی و غیر کلامی با همسر و کودکشان دارند؛ کودکانی تربیت می کنند که فاقد هوش هیجانی لازم بوده و کفایت عاطفی وهیجانی ندارند.

مدارسی در پرورش هوش هیجانی موفق اند که به ایجاد رابطه­ای مناسب بین دانش آموزان و معلمان، دانش آموزان و سایر اعضای مدرسه کمک می کند. (محیطی فعال، پویا و با نشاط فراهم کنند)

ساختن جامعه سالم نیازمند تربیت کودکانی خلاق ، مسئول ،
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

هوش هیجانی IE و ویژگی های آن | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:31 PM 

هوش هیجانی IE و ویژگی های آن


 

مقدمه
با فکر کردن به باهوش‌ترین افرادی که می‌شناسید احتمالا چند خصیصه بارزشان را به خاطر می‌‌آورید، به احتمال زیاد این افراد با کمترین تلاش ، بالاترین نمره‌ها را در مدرسه می‌گرفتند. آنها شغل‌های خوبی دارند ، ولی در ارتباط با همکارانشان موفق نیستند. و با اینکه دوستان زیادی دارند، ولی روابط جدی شخصی‌شان اندک است.



خصوصیات افراد دارای هوش هیجانی بالا به چند نفر از موفق‌ترین افراد در زندگی تان فکر کنید و به خصیصه‌‌های مشترکی که آنها با یکدیگر دارند. بی‌شک ، دایره دوستان این افراد بزرگ و متنوع است. ارتباطات شخصی‌شان قوی و زندگی خانوادگی شان مملو از افتخار و کامیابی است. آنها نسبت به دیگران ، حتی نسبت به کسانی که تازه ملاقات می‌کنند، علاقه نشان می‌دهند.

آنها رضایت بیشتری از شغل خود دارند، احترام همسالانشان را برمی‌انگیزند و به خاطر خوب انجام دادن مسئولیت شغلی‌شان ، از سرپرست خود امتیاز و ترفیع می‌گیرند. آنها عواطفشان بدون ریاکاری ، احساساتشان بدون نخوت ، و اعتماد به نفسشان عاری از هر خودنمایی است. تفاوت بین این دو گروه، تفاوت میزان IQ یا  ضریب هوشی و چیزی است که EI یا هوش هیجانی نامیده می‌شود. هوش هیجانی شیوه‌ای پذیرفته‌شده برای ارزیابی موفقیت یک فرد است. شیوه‌ای که امروزه در آمریکا رو به گسترش است.

هوش هیجانی EI و تفاوت آن با IQ

تفاوت بین معلومات کتابی و مهارت در زندگی روزمره و ارتباطات افراد ، در واقع همان تفاوت بین IQ یا ضریب هوشی و EI یا هوش هیجانی آنهاست. از اواسط سال‌های 1980 مطالعات روزافزونی در این مورد انجام می‌شود که هیجانات ما ، و واکنش بعدی ما نسبت به آنها، چه مقدار در سلامت عمومی و موفقیت ما در زندگی نقش دارند، و به خصوص در سال‌های اخیر این مطالعات به شدت مورد توجه قرار گرفته‌است. در واقع ، مطالعات وسیعی انجام شده تا نشان دهد ضریب هوشی بالا به تنهایی لازمه موفقیت نیست.

دکتر ریچارد بویاتسیز ، استاد دانشکده مدیریت ودرهد (Weatherhead) در دانشگاه کیس وسترن ریزرو (Case Western Reserve) در کلیولند ، هوش هیجانی را مجموعه‌ای از شایستگی‌ها و توانایی‌هایی می‌داند که ما را قادر می‌سازد تا کنترل خود را به دست گیریم و در مورد دیگران نیز آگاه باشیم . به بیان ساده ، هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از هیجانات است، و در زمینه حرفه‌ای به این معناست که احساسات و ارزش‌های خود را نادیده نگیریم و تاثیرشان را بر رفتارمان بشناسیم. دکتر بویاتسیز می‌گوید که برای پی‌بردن به شدت میزان هوش هیجانی ، باید توجه کنیم که چقدر نسبت به دیگران دلسوز و حساس هستیم، و همیشه در نظر داشته باشیم که بالاترین درجه همدلی ، درک کردن افرادی است که مثل شما نیستند.

آیا هوش هیجانی ثابت است؟

ضریب هوشی ما حتی با روند بلوغ مان نسبتا ثابت می‌ماند، ولی هوش هیجانی می‌تواند قوی‌تر شود. دکتر بویاتسیز می‌گوید، بسیاری از مدیران و رؤسا به آن چیزی که می‌دانند بهتر است عمل نمی‌کنند، و به این علت شکست می‌خورند. وی همچنین اضافه می‌کند، با اینکه برای کودکان ، در آن سنین ، قوی‌تر کردن هوش هیجانی کار ساده‌تری است، حتی بزرگسالان هم می‌توانند هوش هیجانی را در خود بپرورانند. به عنوان یک بزرگسال ، شکوفا کردن توانایی‌های شناختی مشکل است، اما شما در هر سن و هر مرحله‌ای از زندگی می‌توانید هوش هیجانی خود را پرورش دهید.

آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان برای پرورش هوش هیجانی

برای پرورش هوش هیجانی طبیعتا بهتر است که هر چه زودتر شروع کنید. کتی کوهن، یک مددکار اجتماعی بالینی در فیرفاکس ویرجینیا، حومه شهر واشنگتن دی. سی. است. از نظر او، کمک به کودکان و نوجوانان جهت پرورش مهارت‌های اجتماعی قوی بهترین راه است. کوهن 20 سال است که به ایجاد کارگاه‌های مهارتهای اجتماعی برای کودکان که بعضی از آنها فقط سه سال دارند و نوجوانان می‌پردازد. وی می گوید، برخی کودکان می‌توانند علامت‌های اجتماعی را به آسانی تشخیص دهند. آنها می‌توانند بلافاصله موقعیت را سبک سنگین کنند. برای برخی دیگر ، ارتباطات اجتماعی ، مانند زبان بدن یا حالتهای بیانگر صورت ، یک زبان متفاوت است.

آموزش مهارت‌های اجتماعی کوهن در گروه‌های کوچک و اغلب همیشه با یاری والدین و معلمین صورت می‌گیرد و شامل تمرین‌هایی برای برقراری بهتر ارتباطات ، حل مسئله ، مدیریت خشم و استرس و حتی تاثیر گذاری مثبت بر دیگران در ملاقات اول است. کوهن می‌گوید، در یادگیری مهارت‌های اجتماعی مشکل اغلب افراد ، کنترل هیجانات بطور موثر است. و همانطور که دکتر بویاتسیز اشاره می‌کند نادیده گرفتن هیجانات‌مان می‌تواند اثر نامطلوبی بر تندرستی ، شادی و سلامت عمومی ما بگذارد، بدون اینکه میزان هوش یا سواد ما مهم باشد. خوشبختانه ارتباطات اجتماعی در هر سنی قابل اصلاح است. کوهن می‌گوید، حتی من هم گاهی مرتکب خطا می‌شوم و باید برای برقرای بهتر ارتباط با دیگران خودم را اصلاح کنم.

یک تمرین ساده اما موثر

از یک روش ارتباطی بر پایه تفکر به جای روشی که احساسات هم در آن دخیل است استفاده کنید. برای بیان یک عقیده محکم ، به جای اینکه بگوییم ، من فکر می‌کنم ...، عبارت من احساس می کنم... را به کار ببریم. به این ترتیب عبارت ما معتبرتر و متقاعد کننده‌تر خواهد بود، و احتمالا کمتر به نظر خواهد رسید چیزی می گوییم که خود اعتقادی به آن نداریم. و به این ترتیب ما را از اشتغال ذهنی در مورد نگفتن آنچه که باید می‌گفتیم و یا گفتن آن به صورت دیگر ، رها می‌کند.


به نقل از: http://mohsenazizi.blogfa.com/
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

تاثير هوش هیجانی(هوش عاطفی) بر موفقيت انسان | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:19 PM 

مقدمه :

شاید تا کنون در مورد هوش عقلانی بسیار شنیده باشید و درمورد مزایای آن زیاد گفته باشند. ولی در این یادداشت قصد داریم  به هوش عاطفی  بپردازیم . اصطلاحی که احتمالا کمتر توضیح داده شده است  و از طرفی  اثرات آن بر سعادت و خوشبختی انسان  شگفت انگیز است.  هوش عاطفی همچنین نقش موثری در آرامش انسان دارد.

در واقع این هوش عاطفی است که می تواند هوش عقلانی را بکار گیرد و در جهت مقصودش به پیش ببرد. شاید تا کنون افراد باهوش زیادی را دیده باشید که نه در شغل و کارشان و نه در روابط خانوادگی و روابط بین فردی اشان و نه در تفریح و عشق ورزیدنشان و ... موفقیتی حاصل نکرده اند. و کسانی را هم می شناسیم که علیرغم اینکه از هوش سرشاری برخوردار نیستند زندگی آرام و موفقی داشته اند و حتی به سطوح بالای موقعیت ها اجتماعی دست یافته اند. ( داستان مسابقه خرگوش و لاک پشت )

 

هوش عاطفی مجموعه ای از مهارتها و شاخصهایی است که در زیر توضیح داده می شود:

 

1 – شناخت احساس خود :

فرد باید قادر به شناخت و پیش بینی  احساسات خود در موقعیت های مختلف باشد . شاید این جمله بدیهی به نظر برسد  ولی باید روی آن بیشتر تامل کنیم  .  اشخاص زیادی هستند که یا از احساسات مختلف خود آگاهی ندارند . یا ریشه آنها را نمی فهمند. به مثالهای زیر توجه فرمائید :

- نمی دانم چرا از فلانی بدم می آید.

-  نمی دانم چرا علیرغم اینکه خواهان موفقیت در کنکور هستم ولی هنگام مطالعه بی انگیزه هستم.

-  نمی دانم  چرا احساس پوچی و کلافگی می کنم.

 

2 – کنترل احساس خود :

شناختن احساس هایی چون تنفر ، عصبانیت ، افسردگی ، اضطراب ، غم و .... هزاران احساس دیگر  به تنهائی کافی نیست ، بلکه باید آنها را تحت کنترل بگیریم . راننده خوب نه تنها جای  ترمز ماشین را می شناسد ، بلکه به هنگام لزوم آن را در اختیار می گیرد و بر آن مسلط است.

 

3 – بر انگیختن و به هیجان آوردن خود :

افرادی که  هوش عاطفی بالا دارند ، با اندیشیدن به عواقب احتمالی یک عمل ، نسبت به انجام دادن یا ندادن آن برانگیخته می شوند. این افراد قدرت دارند که اهداف متعالی خود را تجسم کنند ، برنامه بریزند و جهت رسیدن به آنها انرژی بگذارند. پشتکار و اراده نشانه برانگیخته شدن آنهاست و این کاری است که  کمتر از هوش عقلانی بر می آید.

 

4 – شناخت احساسات دیگران :

افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در لاک خود فرو نمی روند تا فقط اسب خود را برانند.

آنها تعاملات گسترده ای با اجتماع دارند و می توانند دنیا را از منظر دیگران هم ببینند . لذا این افراد تحمل بالایی نیز دارند.

 

5 – تنظیم روابط با دیگران :

پس از شناخت احساسات دیگران ، نوبت به روابط با آنها می رسد. در اینجا تعادل و تعامل حرف اول را می زند. افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در دوستی ها و روابط بین فردیشان افراط و تفریط ندارند. آنها از هر کس انتظاری متناسب با خودش دارند.

آنها می دانند که تمام آدمها شخصیت کامل و بیست نیستند. لذا  توقع ندارند همه افراد همانطور عمل کنند که   درست است ،  یا همانطور عمل کنند که آنها دوست دارند.

در واقع مردم را همانطور که هستند می پذیرند و اگر تلاشی جهت تغییر شخصیت دیگران در جهت اصلاح آنها انجام می دهند، توقع ندارند که حتما به نتیجه رضایت بخش ختم شود.

 

هر کدام از شاخصهای پنجگانه فوق مباحث عمده ای در روانشناسی کاربردی و  وروانشناسی علمی دارد که در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم .

 

 آیا میزان هوش عاطفی شما بالاست  ؟ چرا ؟

http://bia-kabul.blogfa.com/post-49.aspx منبع

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

درباره هوش هيجاني چه مي دانيد؟ | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:8 PM 

اولين بار در سال 1990 روانشناسي به نام «سالوي» ، اصطلاح هوش هيجاني را براي بيان كيفيت و درك احساسات افراد، همدردي با احساسات ديگران و توانايي اداره مطلوب خلق و خو به كار برد. درحقيقت اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براي اتخاذ تصميمات مناسب در زندگي است. به عبارتي عاملي است كه به هنگام شكست، در شخص ايجاد انگيزه مي كند و به واسطه داشتن مهارتهاي اجتماعي بالا منجر به برقراري رابطه خوب با مردم مي شود.
تئوري هوش هيجاني ديدگاه جديدي درباره پيش بيني عوامل مؤثر بر موفقيت و همچنين پيشگيري اوليه از اختلالات رواني فراهم مي كند كه تكميل كننده علوم شناختي، علوم اعصاب و رشد كودك است. قابليتهاي هيجاني براي تدبير ماهرانه روابط با ديگران بسيار حائز اهميت است.
روانشناسي به نام «گلمن» اظهار مي دارد كه هوش شناختي در بهترين شرايط تنها ۲۰ درصد از موفقيتها را باعث مي شود و 80رصد از موفقيتها به عوامل ديگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسياري از موقعيتها در گرو مهارتهايي است كه هوش هيجاني را تشكيل مي دهند. درواقع هوش هيجاني عدم موفقيت افراد با ضريب هوش بالا و همچنين موفقيت غيرمنتظره افراد داراي هوش متوسط را تعيين مي كند. يعني افرادي با داشتن هوش عمومي متوسط و هوش هيجاني بالا خيلي موفقتر از كساني هستند كه هوش عمومي بالا و هوش هيجاني پايين دارند. پس هوش هيجاني پيش بيني كننده موفقيت افراد در زندگي و نحوه برخورد مناسب با استرسها است.ا

اين هوش  بنا به نظر «بار-اون » 5 مولفه  به شرح زير دارد  كه 15  عامل  در آن موثر هستند.افراد  تعداد بيشتري از اين مولفه ها را در خود بيابند هوش  هيجاني بالاتري  دارند.
۱- مهارتهاي درون فردي شامل:
خودآگاهي هيجاني (بازشناسي و فهم احساسات خود)
جرأت (ابراز احساسات،  عقايد،  تفكرات و دفاع از حقوق شخصي به شيوه اي سازنده)
خودتنظيمي (آگاهي، فهم،  پذيرش و احترام به خويش)
خودشكوفايي (تحقق بخشيدن به استعدادهاي بالقوه خويشتن)
استقلال (خودفرماني و خودكنترلي در تفكر و عمل شخصي و رهايي از وابستگي هيجاني)
۲- مهارتهاي ميان فردي شامل:
روابط ميان فردي (آگاهي، فهم و درك احساسات ديگران، ايجاد و حفظ روابط رضايت بخش دو جانبه كه به صورت نزديكي هيجاني و وابستگي مشخص مي شود)
تعهد اجتماعي(عضو مؤثر و سازنده گروه اجتماعي خود بودن، نشان دادن خود به عنوان يك شريك خوب)
همدلي(توان آگاهي از احساسات ديگران، درك احساسات و تحسين آنها)
۳- سازگاري شامل:
مسأله گشايي(تشخيص و تعريف مسائل، همچنين ايجاد راه كارهاي مؤثر)
آزمون واقعيت(ارزيابي مطابقت ميان آنچه به طور ذهني و آنچه به طور عيني، تجربه مي شود)
انعطاف پذيري(تنظيم هيجان، تفكر و رفتار به هنگام تغيير موقعيت و شرايط)
۴- كنترل استرس شامل:
توانايي تحمل استرس(مقاومت در برابر وقايع نامطلوب و موقعيت هاي استرس زا)
كنترل تكانه(ايستادگي در مقابل تكانه يا انكار تكانه)
۵- خلق عمومي شامل:
شادي(احساس رضايت از خويشتن، شاد كردن خود و ديگران)
خوشبيني(نگاه به جنبه هاي روشن زندگي و حفظ نگرش مثبت حتي در مواجهه با ناملايمات)
چگونه مي توان در هوش هيجاني پيشرفت كرد؟
بايد گفت بيشتر مهارت ها در اثر تعليم و تربيت پيشرفته مي شود و احتمال دارد كه اين موضوع حداقل براي بعضي از مهارت هاي هوش هيجاني صحيح باشد.
مهارتهاي هوش هيجاني در منزل و با تعامل خوب والد و كودك شروع مي شود. والدين به كودكان ياد مي دهند كه هيجانهاي خود را تشخيص داده و آنها را نامگذاري كنند. به عنوان نمونه، من الان ناراحت هستم، خوشحالم، عصباني ام. پس وقتي از رفتار برادرش شكايت مي كند و مي گويد من از او متنفرم، مي توان جمله او را اين گونه بازگويي كرد: به نظر مي رسد رفتار برادرت خيلي تو را عصباني كرده، هم نشان داده ايد كه احساس كودك خود را درك كرده ايد و هم الگوي مناسبي براي بيان احساسات فراهم ساخته ايد.
يكي ديگر از راه هاي پيشنهادي براي پرورش هوش هيجاني، ايجاد يك محيط امن عاطفي است به گونه اي كه كودكان بتوانند با آزادي و امنيت خاطر درباره احساساتشان با والدين گفت وگو كنند. پس بايد به آنها نشان داد كه به احساسات آنها توجه شده و نظريات آنها با صبر و حوصله شنيده مي شود. حتي اگر نظريات كودكان مورد قبول والدين نيست بهتر است با استدلال خواهي آنها را توجيه كنند و در مواردي كه آسيب كودك را مورد حمله قرار مي دهد بهتر است به جاي اين كه بگويند «بالاخره خودت را به كشتن مي دهي» اين عبارت را بگوييد «من مي ترسم به خودت آسيب برساني» . و اگر اشتباهي از جانب والدين رخ داد بايد از كودكان عذرخواهي كنند تا عملاً آموخته باشند كه پذيرش اشتباهات و احساس تأسف امري طبيعي است.
عدم رعايت اين موارد و عدم ابراز ناراحتي و حتي خشم توسط والدين ممكن است باعث شود بعضي اوقات كودكان دچار اختلالاتي شوند كه در آن از احساسات خود دور شوند يا در درك احساسات با سوء تفاهم روبه رو شوند.
متخصصان باور دارند كه آموزش طبيعي هيجاني كه باهنرهاي آزاد و نظام هاي ارزشي نيز همراه است اهميت ويژه اي دارد. در درسهايي كه شامل داستانهاي مهيج است كودكان در مورد احساسات قهرمانان شروع به يادگيري مي كنند. پس آنها مي توانند ياد بگيرند كه چه چيزي باعث احساس شخصيت ها به صورت شادماني، خشم، ترس و... شده و چگونه اينها با احساسات خود كنار آمده و يا مقابله كنند.
آموزش مهارتهاي اجتماعي نيز يكي از راه هاي افزايش هوش هيجاني است. اين آموزش ها شامل برنامه هاي كنترل خشم و عصبانيت، همدلي، تشخيص و به رسميت شناختن تشابهات و تفاوت هاي مردم، اظهار ادب و صميميت و تعارف، اداره خود، برقراري ارتباط، ارزيابي خطرات، خودگفتاري مثبت، حل مسأله و مشكل، تصميم گيري، ايجاد هدف و مقاومت در مقابل فشار گروه هم سن است.
موضوع ديگر هوش هيجاني و مقابله با بحران است. ديده شده افرادي وجود دارند كه به طور مداوم در مقابله با نتايج منفي دچار مشكل هستند و به نظر مي رسد هيچ گاه از شر حوادث بد در زندگي خلاص نمي شوند. در مقابل افرادي وجود دارند كه حتي پس از غم انگيزترين تجارب به حال اوليه برمي گردند و حتي به جلو مي روند. اين موضوع مربوط به قابليت هاي هيجاني است كه اجزاي آن تركيب كننده هوش هيجاني هستند.
هوش هيجاني به اين صورت فرآيند مقابله را تشريح مي كند:
ابتدا لازم است آنچه را احساس مي كنيم درك كنيم و لذا براي ايجاد ارتباط با احساسات خود به دو طريق كلامي و غير كلامي عمل مي كنيم. از آن گذشته، لازم است احساسات ديگران را نيز درك كنيم و با آنها همدلي كنيم.
بايد بدانيم كه هيجانها در افكار اولويت ايجاد مي كنند(منجر به بوجود آمدن تفكرات خاص مي شوند)، حافظه را شكل مي دهند، ديدگاه هاي مختلف حل مسأله خلق مي كنند و خلاقيت را سهولت مي بخشند

 

****

منبع : مقاله "  درباره هوش  هيجاني چه مي دانيد؟ "-  تهيه كننده : فاطمه حسيني حسين آبادي -روزنامه همشهري  29 مهر 1383

ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

هوش هیجانی د‌ر برد‌ارند‌ه‌ی آگاهی، | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:7 PM 

هوش هیجانی د‌ر برد‌ارند‌ه‌ی آگاهی، تنظیم و بیان د‌رست د‌امنه‎ای از هیجانات است. لذا توانایی شناخت، ابراز و کنترل این هیجانات یکی از ابعاد‌ مهم هوش هیجانی است و .....

 

هوش هیجانی د‌ر برد‌ارند‌ه‌ی آگاهی، تنظیم و بیان د‌رست د‌امنه‎ای از هیجانات است. لذا توانایی شناخت، ابراز و کنترل این هیجانات یکی از ابعاد‌ مهم هوش هیجانی است و ناتوانی فرد‌ د‌ر هر کد‌ام از این توانایی‎ها منجر به اختلالاتی نظیر اختلالات اضطرابی و خلقی خواهند‌ شد‌ که حاکی از نقص خود‌گرد‌انی هیجانی است که ویژگی کلید‌ی هوش هیجانی است. بنابراین تا آنجا که ممکن است ما باید‌ این مهارت‎های هوش هیجانی را که مبنای آن‌ها شناخت د‌قیق هیجانات و کنترل و تنظیم آن‌ها است به کود‌کان آموزش د‌هیم تا احتمال بروز این اختلالات را کاهش د‌اد‌ه و از این طریق عملکرد‌ آن‌ها بهبود‌ یابد‌ (شامراد‌لو، 1383).
سال‌هاست که جد‌ی‎ترین نظریه‎پرد‌ازان هوشبهر کوشید‌ه‎اند‌ تا احساسات را به حیطه هوش وارد‌ کنند‌ به جای آن‌که عواطف و هوش را د‌و نقطه متضاد‌ ناهمساز د‌ر نظر بگیرند‌. از این رو، ال. ای ثراند‌ایک روان‌شناس نامد‌اری که د‌ر د‌هه‎های 1920 و 1930 د‌ر همگانی کرد‌ن نظریه هوشبهر نقش مهمی د‌اشت د‌ر مقاله‎ای د‌ر روزنامه‌ی هارپر اظهار د‌اشت: «هوش اجتماعی یعنی توانایی د‌رک د‌یگران و عمل کرد‌ن عاقلانه د‌ر ارتباط‌های بشری». ثراند‌ایک معتقد‌ بود‌ که هوش از یک مولفه تشکیل نشد‌ه است چرا که نمی‎توان با یک هوش توانایی‌های انسان را سنجید‌. به همین د‌لیل او سه نوع هوش را مطرح می‎کند‌: «هوش اجتماعی، هوش عینی و هوش انتزاعی». به نظر وی هوش اجتماعی عبارت از توانایی د‌رک د‌یگران و برقراری رابطه مناسب با آن‌ها است. از این نقطه نظر فرد‌ باهوش کسی است که د‌ر هنگام قرار گرفتن د‌ر یک جمع بتواند‌ احساسات و عواطف د‌یگران را به خوبی د‌رک و با آن‌ها رابطه خوبی برقرار کند‌ (خسروجاوید‌، 1381).
وکسلر (1940؛ به نقل از بار - اون، 1997) نیز بر ابعاد‌ غیرعقلانی هوش عمومی تاکید‌ کرد‌ه است، عبارت زیر بیانگر تاکید‌ وکسلر بر مفهوم هوش هیجانی است:
«سوال اصلی این است که آیا توانایی‌های غیرعقلانی، یعنی توانایی‌های هیجانی و فطری عوامل قابل قبولی برای هوش کلی می‎باشد‌؟ من کوشید‌ه‎ام نشان بد‌هم که علاوه بر عوامل عقلانی، عوامل غیرعقلانی وجود‌ د‌ارد‌ که تعیین کنند‌ه هوش‎اند‌، چنان‌چه مشاهد‌ات آتی تایید‌ کنند‌ه این فرضیه باشد‌، نمی‎توان فرض کرد‌ که بتوان هوش کلی را بد‌ون لحاظ کرد‌ن عوامل غیرعقلانی محاسبه کرد‌».
لیپر (1948؛ به نقل از بار - اون، 1997) اظهار کرد‌ که تفکر هیجانی قسمتی از تفکر منطقی و هوش کلی است و به آن‌ها کمک می‎کند‌. این فرضیات اولیه پس از نیم قرن د‌ر اند‌یشه یکی از اساتید‌ د‌انشگاه، به نام گارد‌نر متبلور شد‌. وی د‌ید‌گاه سنتی صاحب نظران هوش شناختی د‌ر اوایل قرن بیستم را وسعت بخشید‌. او معتقد‌ بود‌ که هوش ابعاد‌ متعد‌د‌ی د‌ارد‌ که ترکیبی از ابعاد‌ شناختی و عناصر هیجانی (یا به نقل از خود‌ او هوش شخصی) است. بعد‌ هیجانی مفهوم هوش چند‌ وجهی وی شامل د‌و جزء کلی است که تحت عنوان «قابلیت‌های د‌رون روانی» و «مهارت‌های بین فرد‌ی» مطرح شد‌ه‎اند‌.
هوش د‌رون فرد‌ی هوشی است که به ما کمک می‎کند‌ تا به آنچه انجام می‎د‌هیم، به افکارمان و احساسات‌مان و روابطی که بین تمام این امور وجود‌ د‌ارد‌ معنا ببخشیم، با این وجود‌ می‎توانیم یاد‌ بگیریم خود‌مان و هیجانات‌مان را به خد‌مت بگیریم. هوش بین فرد‌ی، هوشی است که به ما امکان تنظیم روابط با د‌یگران، همد‌لی با آن‌ها، برقراری ارتباطات شفاف، و برانگیختن آن‌ها و فهم ارتباط بین آن‌ها را فراهم می‎سازد‌. با این هوش می‎توانیم به د‌یگران الهام ببخشیم و اعتماد‌شان را به خود‌مان خیلی سریع جلب کنیم (بار - اون، 1997).
گارد‌نر خاطر نشان می‎کند‌ که هسته هوش بین فرد‌ی «توانایی د‌رک و ارائه پاسخ مناسب به روحیات، خلق و خو، انگیزش‎ها و خواسته‎های افراد‌ د‌یگر است». او اضافه می‎کند‌ که د‌ر هوش د‌رون فرد‌ی کلید‌ خود‌شناسی عبارت از «آگاهی د‌اشتن از احساسات شخصی خود‌ و توانایی متمایز کرد‌ن و استفاد‌ه از آن‌ها برای هد‌ایت رفتار خویش است» (گلمن، 1995).
استرنبرگ روان‌شناس د‌انشگاه ییل از مرد‌م خواست که خصوصیات یک فرد‌ با هوش را بیان کنند‌، افراد‌ بسیاری مهارت‌های مرد‌می عملی را جزء ویژگی‌های اصلی برشمرد‌ند‌. تحقیقات بیشتر، استرنبرگ را به نتیجه‎گیری ثرند‌ایک بازگرد‌اند‌ و آن این که هوش اجتماعی از توانایی تحصیلی متمایز است و همان چیزی است که افراد‌ را واد‌ار می‎کند‌ که د‌ر عرصه زند‌گی به خوبی عمل کنند‌ (د‌هشیری، 1382).
واژه هوش هیجانی برای اولین بار توسط واین پاین د‌ر رساله د‌کترا استفاد‌ه شد‌ه است ولی مایر و سالووی د‌ر سال 1990 معنای آن را توسعه د‌اد‌ند‌ (حد‌اد‌ی کوهسار، 1383). مایر و سالووی (1998) هوش هیجانی را نوعی هوش اجتماعی و مشتمل بر توانایی کنترل هیجان‎های خود‌ و د‌یگران و تمایز بین آن‌ها و استفاد‌ه از اطلاعات برای راهبرد‌ تفکر و عمل د‌انسته و آن را متشکل از مولفه‎های د‌رون فرد‌ی و میان فرد‌ی گارد‌نر می‎د‌انند‌ و د‌ر پنج حیطه به شرح زیر خلاصه می‎کنند‌:
خود‌آگاهی: آگاهی از خویشتن، توانایی خود‌نگری و تشخیص د‌اد‌ن احساس‎های خود‌ به همان گونه که وجود‌ د‌ارند‌.
اد‌اره‌ی هیجان‎ها: کنترل هیجان‎ها، و احساسات به شیوه مطلوب و تشخیص منشا این احساسات و یافتن راه‌های اد‌اره و کنترل ترس‎ها و هیجان‎ها و عصبانیت‎ها و امثال آن است.
خود‌انگیزی: جهت د‌اد‌ن و هد‌ایت عواطف و هیجان‎ها به سمت و سوی هد‌ف، خویشتن هیجانی و به تاخیر اند‌اختن خواسته‎ها و بازد‌اری تلاش‎ها است.
هم حسی: حساسیت نسبت به علایق و احساسات د‌یگران و تحمل د‌ید‌گاه‎های آنان و بها د‌اد‌ن به تفاوت‎های موجود‌ بین مرد‌م د‌ر رابطه با احساسات خود‌ نسبت به اشیاء و امور است.
تنظیم روابط: اد‌اره هیجان‎های د‌یگران و برخورد‌اری از مهارت‎های اجتماعی است.
اما کسی که توانست هوش هیجانی را بر سر زبان‌ها بیاورد‌ و د‌ر سطح جهان مطرح کند‌ و از نظریه به کاربرد‌ نزد‌یک سازد‌، د‌انیل گلمن (1995) است.
گلمن د‌ر سال 1994 و اوایل 1995 بر آن شد‌ که کتابی د‌ر مورد‌ سواد‌آموزی هیجانی تالیف کند‌. وی برای این کار از تعد‌اد‌ی مد‌ارس د‌ید‌ن کرد‌ تا ببیند‌ مد‌ارس برای رشد‌ هیجانی د‌انش‎آموزان از چه روش‌هایی استفاد‌ه می‎کنند‌، او همچنان جهت تالیف خود‌ مطالعاتی د‌اشته است تا اینکه با نظرات میر و سالووی آشنا می‎شود‌. سرانجام کتابی د‌ر سال 1995 تحت عنوان هوش هیجانی توسط گلمن تالیف می‎شود‌. وی د‌ر این کتاب اطلاعاتی پیرامون مغز، هیجانات و رفتار گرد‌آوری نمود‌ه است و برخی از عقاید‌ خود‌ را نیز د‌ر این کتاب مطرح کرد‌ه است. او نتوانست توجه محققین و علاقمند‌ان به هوش را به خود‌ جلب کند‌، این کتاب به میزان زیاد‌ی موجب انتقاد‌های جد‌ی از سوی برخی محافل د‌انشگاهی گرد‌ید‌ اما کتاب د‌وم او یعنی «هوش هیجانی د‌ر محیط کار» (1998) توانست به بسیاری از ابهامات پاسخ د‌هد‌.
بلاک و بلاک (1980؛ به نقل از سالووی و مایر و کارسو، 2002) با کاربرد‌ ابزاری د‌ریافتند‌ که ابعاد‌ مهم هوش هیجانی، را می‌توان‌ اطیمنان به خود‌، خوش‎بینی و تعاد‌ل هیجانی د‌انست. افراد‌ د‌ارای هوش هیجانی بالا از خود‌کنترلی و خود‌انگیزی بالایی برخورد‌ارند‌، زند‌گی‎شان معناد‌ار است و اصولی و مسوولیت‎پذیر هستند‌، عواطف خود‌ را به د‌رستی تد‌بیر و ابراز می‎کنند‌، قانعند‌ و نسبت به د‌یگران حساس و مراقبند‌، زند‌گی هیجانی پربار و متعاد‌لی دارند، با خود‌شان، با د‌یگران و محیط اجتماعی‎شان راحتند‌، اجتماعی، خود‌ انگیخته و با نشاطند‌ و تجارب جد‌ید‌ را می‎پذیرند‌.
روون بار - اون (1997) مد‌لی چند‌ عاملی برای هوش هیجانی تد‌وین کرد‌ه است، وی معتقد‌ است که هوش هیجانی مجموعه‎ای از توانایی‌ها، قابلیت‌ها و مهارت‌هایی است که فرد‌ را برای سازگاری موثر با محیط و کسب موفقیت د‌ر زند‌گی تجهیز می‎کند‌ و صفت هیجان د‌ر این نوع هوش رکن اساسی است که آنرا از هوش شناختی متمایز می‎کند‌.
از د‌ید‌گاه بار - اون (1997) هوش هیجانی د‌ارای ابعاد‌ عاملی است. وی 15 بعد‌ هیجان را عنوان می‎کند‌ که با استفاد‌ه از خرد‌ه مقیاس‌های پرسشنامه بهر هیجانی بار - اون اند‌ازه‎گیری می‎شود‌. هوش هیجانی و مهارت‌های هیجانی، اجتماعی طی زمان، رشد‌ و تغییر می‎کند‌ و می‎توان با آموزش و برنامه‎های اصلاحی مانند‌ تکنیک‎های د‌رمانی آن‌ها را بهبود‌ بخشید‌.
گرچه سازه هوش هیجانی مربوط به د‌ه سال اخیر است، ولی مقالات و مطالعات انجام گرفته در این حیطه د‌ر طی این سال‌ها، د‌ر مقایسه با سایر حوزه‎های روان‌شناسی بی‎نظیر بود‌ه است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین د‌ر خصوص د‌رک تمایز بین منطق و هیجان محسوب می‎شود‌. بر خلاف مباحث اولیه، د‌ر اینجا فکر و هیجان به عنوان یک موضوع برای سازگاری و هوشمند‌ی د‌ر نظر گرفته شد‌ه است.


منابع

حد‌اد‌ی کوهسار، علی اکبر (1383)، بررسی مقایسه‏ای رابطه هوش هیجانی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی د‌ر د‌انشجویان شاهد‌ و غیرشاهد‌ د‌انشگاه تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد‌، روان‌شناسی بالینی، د‌انشکد‌ه علوم انسانی، د‌انشگاه شاهد‌.
خسرو جاوید‌، مهناز (1381)، بررسی اعتبار و روایی سازه مقیاس هوش هیجانی شوت د‌ر نوجوانان، پایان نامه کارشناسی ارشد‌ روان‌شناسی عمومی، د‌انشکد‌ه علوم انسانی، د‌انشگاه تربیت مد‌رس.
د‌هشیری، غلامرضا (1382)، هنجاریابی پرسشنامه بهر هیجانی بار اون (EQ-I) برای ارزیابی جنبه‏های مختلف هوش د‌انشجویان د‌انشگاه‌های تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد‌ روان‌شناسی، د‌انشکد‌ه روان‌شناسی و علوم تربیتی، د‌انشگاه علامه طباطبایی تهران.
شامراد‌ لو، مهران (1383)، مقایسه نقش هوش هیجانی و هوش شناختی د‌ر پیش بینی پیشرفت تحصیلی د‌انش آموزان پیش د‌انشگاهی شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد‌ روان‌شناسی تربیتی، د‌انشکد‌ه روان‌شناسی و علوم تربیتی، د‌انشگاه شهید‌ بهشتی تهران.

Bar-on, R. (1997). Bar-on Emotional Quotient
Inventory (EQ-I): Technical manual Toronto, Canada: Multi-Health Systems.
Goleman, Daniel (1995). Emotional Intelligence what it can matter more than IQ. New Yourk : Bantam Book.
Mayar, J. D. & Salovay, P. (1998), The intelligence of emotional intelligence. 17. 433-442.
Goleman, Daniel (1998). Working with emotional intelligence. New Yourk Bantan.
Salovay, P. , Carso, D. , & Mayer, J. D. (2002). Emotional intelligence. In R. J. Sternberg (Ed.), Handbook of intelligence (2nd ed.). New Yourk :
http://www.atcce.com/files/html/237.htmمنبع
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

| یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 1:52 PM 

هوش هيجاني  
 استاد: دکتر حسن احدي --دانشجوي دکتري روانشناسي : محسن خورشيدزاده - قسمت دوم

 مدل هاي هوش هيجاني
هريک از الگوهاي نظري در مفهوم هوش هيجاني از دو ديدگاه طرح مي شود: ديدگاههاي توانايي, ديدگاههاي مرکب.
ديدگاه هاي توانايي هوش هيجاني را بطور کامل , برآمده از توانايي ذهني مي دانند و از اين رو به عنوان هوش خالص مي نامند. در مقابل ديدگاههاي مرکب , هوش هيجاني را ترکيبي از توانايي هاي ذهني و ويژگي هاي شخصيتي از قبيل خوش بيني و خرسندي مي دانند. در حال حاضر تنها مدل توانايي هوش هيجاني از سوي جان ماير و پيتر سالووي ارائه شده است. مدلهاي مرکب هوش هيجاني نيز با مفاهيم و روحي متفاوت ارائه شده است. بار- آن , گلمن , دولويکس و هيگس و.... ارائه کننده مدلهاي گوناگون مرکب از هوش هيجاني هستند.
و در مجموع مهمترين مدلهاي مختلف هوش هيجاني عبارتند از :
1- مدل ماير وسالووي
2- مدل گلمن
3- مدل بار- آن
4- مدل دولويکس و هيگس
مدل ماير و سالووي , مدل توانايي هوش هيجاني
اين دو دانشمند بيان کردند که افراد در توانايي شان براي پردازش اطلاعات مربوط به يک واقعه هيجاني و توانايي شان در ارتباط دادن پردازش هيجاني جهت شناخت وسيع تر, متفاوتند.
مفهوم هوش هيجاني ماير و سالووي بيان مي کند که هوش هيجاني داراي 2 حيطه است. حيطه مفهوم هوش تجربي ( توانايي احساس کردن, پاسخگويي و استفاده درست از اطلاعات هيجاني) و حيطه استراتژيک ( توانايي فهم و مديريت هيجان),  هرحيطه نيز به دو شاخه تقسيم مي شود.
1- احساس و ابراز هيجان
2- تسهيل تفکر بوسيله هيجان
3- فهم و درک هيجان
4- تنظيم و مديريت هيجان
1-احساس و ابراز هيجان
هوش هيجاني با ظرفيت بيان احساسات شروع مي گردد . احساس هيجاني شامل ثبت , توجه و معني سازي پيام هاي هيجاني است به آن صورتي که در حالات صورت , تن صدا يا محصولات هنري - فرهنگي بيان گرديده اند . توانايي افراد در توجه با ارزيابي و ابراز حالات هيجاني خود و ديگران متفاوت است. بعنوان مثال افراد آلکسي تيميک  احتمالا به دليل دشواري تشخيص احساسات, قادر به ابراز هيجاناتشان به صورت کلامي نيستند . افرادي که با سرعت و دقت هيجاناتشان را ارزيابي و بيان مي کنند بهتر مي توانند به افراد و محيط اطراف خود پاسخ دهند.
2- تسهيل تفکر بوسيله هيجان
تسهيل هيجاني تفکر , متمرکز بر اين موضوع است که چگونه هيجان بر روي سيستم شناختي اثر مي نمايد و به اين ترتيب چگونه مي تواند براي حل مساله , استدلال , تصميم گيري و کارهاي خلاق به کار رود. شناخت مي تواند بوسيله هيجان (ا ضطراب , ترس ... ,) مختل گردد و يا در سيستم شناختي الويت ايجاد کند که به چيزمهمي توجه کند و به آن بپردازد .
گاهي اوقات هيجانها  مي توانند شناختها را تغيير دهند . هنگامي که شخص خوشحال است آنها  مثبت و وقتي غمگين است منفي مي شوند. اين تغييرات سيستم شناختي را وادار مي کند که چيزها را از ديدگاه هاي مختلف ببيند . تفاوت بين شک نمودن و قبول کردن. اين مساله باعث مي شود که فرد عميق تر و خلاقانه تر در مورد يک مساله بيانديشد.
3- فهم و درک هيجان
اساسي ترين قابليت در اين سطح , شامل نامگذاري هيجانها با لغات مي باشد. کسي که بتواند هيجانها را درک کند و معني آنها را بفهمد از نعمت ظرفيت درک روابط بين شخص برخوردار مي باشد.افراد با هوش هيجاني بالا , توانايي تشخيص اصطلاحاتي که براي توصيف هيجانات در مجموعه اي از کلمات آشنا و گروهي از عبارات هيجاني که در طبقه اي از کلمات نامشخص ترتيب يافته اند را دارند.
4- تنظيم و مديريت هيجان
مديريت هيجان به معني توانايي ارتباط با يک هيجان براساس کاربرد آن در موقعيتي معين است . سطح مطلوب کنترل و تنظيم هيجانها در تعادل آنهاست . کوشش براي کوچک سازي يا از بين بردن هيجاها ممکن است هوش هيجاني را سرکوب نمايد. افراد از روش ها و فنون متعددي براي تنظيم خلق خود استفاده مي کنند که از آن طريق بتوانند هيجان هاي ديگران را کنترل کنند. روش فعالانه تنظيم خلق شامل ترکيبي از آرام سازي , کنترل استرس , تلاشهاي شناختي و ورزش ممکن است موثرترين روشها براي تغيير خلق منفي باشد.
مدل گلمن از هوش هيجاني
گلمن مدلي از هوش هيجاني ارائه کرد که بيست و پنج شايستگي را در پنج خوشه جاي داده بود يا به عبارت ديگر مدل هوش هيجاني گلمن داراي 5 حوزه است:
1-حوزه آگاهي شامل آگاهي هيجاني , ارزيابي صحيح از حوزه اعتماد به نفس
2 -حوزه کنترلي شامل قابليت اعتماد: وجدان , انطباق پذيري , نو آوري , حوزه کنترلي
3- خود انگيختگي شامل گام برداشتن به سوي هدف, قصد , پيشگام بودن , خودکنترلي
4- همدلي شامل درک ديگران , رشد ديگران
5- تنظيم روابط شامل تاثيرگذاري, ارتباطات , مديريت رهبري , تعارض , سرعت دادن به تغيير, برقراري پيوند,همکاري و تعاون
1- خود آگاهي يا آگاهي از هيجانات خود
حوزه آگاهي محور اصلي هوش هيجاني است. گلمن خودآگاهي را درک عميق و روشن از احساسات و هيجانات و نقاط قوت و ضعف آنها تعريف مي کند.
2- حوزه کنترلي يا کنترل هيجانات
کنترل هيجانات به شيوه اي مناسب مهارتي است که بدنبال حوزه آگاهي ايجاد مي شود. اشخاص کارآمد در اين حيطه بهتر مي توانند از هيجانات منفي نظير نااميدي , اضطراب , تحريک پذيري رهايي يابند و در فراز و نشيب هاي زندگي کمتر با مشکل مواجه مي شوند و يا در صورت بروز مشکل به سرعت مي توانند از موقعيت مشکل را به شرايط مطلوب باز گردند.
ارسطو : عصباني شدن آسان است. همه مي توانند عصباني شوند . اما عصباني شدن در مقابل شخص صحيح , به ميزان صحيح ,  در زمان صحيح به طريق صحيح و به دليل صحيح کار آساني نيست.
3- خود انگيختگي
اين مولفه مربوط به تمرکز هيجان ها براي دستيابي به اهداف مورد نظر مي باشد. بسياري از روانشناسان خود انگيزه را شرط بقا» مي نامند. افراد خود انگيخته ارضا» و سرکوب خواسته ها را به تاخير مي اندازند. آنها همواره در تکاپو و حرکت هستند , تمايل دارند که همواره , موثر و مولد باشند. از نظر گلمن خود انگيزه زبان سائق پيشرفت مي باشد و کوششي است جهت رسيدن به حد مطلوبي از فظيلت .
4- همدلي
همدلي اساس مهارت مردمي است. درک احساسات و هيجانات ديگران و به کارگيري يک عمل و واکنش مناسب , همدلي بيشتر به معني تامل و ملاحضه احساسات ديگران است نه تاييد و تحسين احساسات ديگران .
شرط واکنش مناسب در مقابل ديگران درک نوع احساسات طرف مقابل مي باشد . متخصصان هوش هيجاني معتقدند که نشانه اصلي هوشياري اجتماعي توان معمولي مي باشد.

http://www.afarineshdaily.ir/afarinesh/News.aspx?NID=33813 منبع

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

سرشت تا شخصیت | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:18 PM 

سرشت تا شخصیت
شخصیت از دیدگاه روان پزشکی به معنای الگوی کلی است که کردار و شیوه بیان احساسات و تجربیات درون ذهنی آدمی را می شناساند. از این رو تمامیت وجودی آدمی را در هر دو جنبه اجتماعی و شخصی زندگی او نمایان ساخته و توصیفی کلی و همه سونگر از او بازگو می کند. به بیان دیگر، شخصیت بازتابی از پیش بینی هایی ویژه درباره چگونگی و شیوه رفتار افراد در شرایط گوناگون است و سرنخ هایی پیرامون توانایی ها و ناتوانی های پنداری و کرداری ایشان در زندگی نشان می دهد.
شخصیت همچون گرایش جنسی، پیوستارگونه (طیف مدار) است و از ویژگی (تریت) آغاز شده تا ویژگی پررنگ و سپس اختلال شخصیت ادامه می یابد.
هر آدمی، همچون دیگر پستانداران و بلکه جانوران، دست کم دارای یک یا چند دسته صفت شخصیتی در اندازه ویژگی است و هیچ کس نمی تواند خود را از ویژگی های شخصیتی نابرخوردار و رها بداند و بشناساند.
برای فهم بهتر این مطلب، نمونه یی را بیان می کنم؛ گربه یی در خانه یا مجتمع شما نوزاد می آورد. پس از چند هفته که بچه گربه ها چشم باز کردند و به راه و جست وخیز و شیطنت افتادند شما از داستان این زایمان آگاه می شوید و برای تماشای بچه گربه ها به سوی لانه و پناهگاه آنها می روید. آیا همه بچه گربه ها در برخورد با شما و همراهان تان برخوردی یکسان دارند؟ یکی فرار را بر قرار برتری می بخشد، دیگری به پیش می آید و چنگ و دندان های شیری اش را بی باکانه نشان دلاوری می سازد، دیگری بر پشت می خوابد و ناز و کرشمه در پیش می گیرد و یکی هم بی اعتنایی پیشه کرده و به نیمه باز کردن یک چشم بسنده می کند و چندان تحویل تان نمی گیرد،
الگوی کرداری سگ ها، میمون ها، کوسه ها و... نیز از یکی به دیگری متفاوت و ناهمگون است. در اجتماع و دنیای آدمیان نیز شیوه های رفتاری و بنیان های شناختی و ذهنی افراد، درون مایه ها و درخشش های گوناگون دارد.
به راستی شخصیت آدمی چگونه پدید می آید؟ نقش عوامل زیستی (بیولوژیک) در آن ژرف تر، سترگ تر و نیرومندتر است یا عوامل محیطی، پرورشی و به اصطلاح روانی - اجتماعی (سایکوسوشیال) و تا چه اندازه دگرگونی پذیر و این رو و آن رو شدنی است؟
بیان تعریف جامع و توصیف کامل شخصیت و اجزای زیستی، روانی و اجتماعی آن به گونه یی کوته وار و گزیده نگاشت بی گمان نه تنها دشوار که گیج کننده است. از این رو در این نوشتار کوشش من بر بیان پیش نیازهای لازم و کافی مبحث «صفات (ویژگی ها) و اختلالات شخصیت» خواهد بود و از شرح بی کم وکاست نکات و جزئیات تخصصی (که در شکیبایی توده اجتماع نمی گنجند) پرهیز خواهم کرد.
به طور کلی، شخصیت را پدید آمده از دو بخش «سرشت» و «کاراکتر» می دانند. هرچند در دیدگاه های نوین، «انگیزش (انگیختگی)» و «روان (در معنا و مفهوم هوشیاری، آگاهی از خویشتن یا درون مایه روحانی)» را نیز از زیرساخت های شخصیت بیان می کنند.
سرشت، زیرمجموعه ژنتیک و زیست چهره شخصیت است که به باور پژوهشگران گوناگون از چهار تا حتی هفت نسل پیش تر آدم برایش به ارث می رسد. تاکنون چهار سرشت (مزاج) زیرساختاری در شخصیت آدمی تعریف شده است؛
۱) پرهیز از آسیب
۲) جست وجوی تازگی (نوجویی)
۳) وابستگی به پاداش
۴) پایداری و استواری.
هر یک از این چهار سرشت می توانند ابعاد ویژه خود را داشته باشند و رها از دیگری، بالا، پایین یا متوسط باشند. برای نمونه، پرهیز از آسیب بالا به ترس، نگرانی، شرم، بدبینی و دوراندیشی می انجامد و دوری از آسیب پایین به دلاوری، بی باکی، خونگرمی، خوش بینی و کردار بی درنگ. تازه خواهی بالا، کندوکاو پیرامون، کردار تکانشی، ولخرجی، خوشی خواهی و برانگیختگی بسیار را در پی دارد و نوجویی پایین به توداری و درون گرایی، کردار و گفتار سنجیده، مقتصدانه پول خرج کردن و خویشتنداری می انجامد.
وابستگی به پاداش بالا سبب می شود که آدمی، همدل، احساساتی، گشاده رو، پرحرارت، دلبسته و وابسته باشد و وابستگی به پاداش پایین، آدمی را بی تفاوت و کم تفاوت، سرد، نجوش، مستقل و خودایستا می کند.
پایداری و استواری بالا به سختکوشی، قاطع و راسخ عمل کردن، پرشور و کمال گرا بودن می انجامد و پایداری و استواری پایین، تنبلی و کم کاری، لوس و سست اراده و نیرو بودن و بسنده کردن به واقعیت جاری را پدید می آورد.
برای هر یک از چهار سرشت زیست شناختی که بیان شد، پیام رسان های عصبی مغزی (نوروترنس میترها)، جایگاه های کارکردی مغزی و حتی کروموزوم ها و جایگاه های ژنی ویژه یی هویدا شده است که اندازه جنب وجوش و حضور آنها با بالا، پایین و میانه بودن هر یک از این چهار سرشت نسبتی مشخص دارد. برای نمونه، گابا و سروتونین رافه پشتی مغز را با پرهیز از آسیب، دوپامین مغز را با نوجویی، نوراپی نفرین و سروتونین رافه میانی مغز را با وابستگی به پاداش و گلوتامات و سروتونین رافه پشتی مغز را با پایداری و استواری آدمی (و دیگر پستانداران) مرتبط می دانند. این چهار سرشت زیست ساختار و ژن بنیاد به گونه یی نزدیک با چهار هیجان بنیادین یعنی ترس (پرهیز از آسیب بالا)، خشم (نوجویی بالا)، دلبستگی (وابستگی به پاداش) و آزخواهی و جاه جویی (پایداری و استواری بالا) پیوسته و همبسته اند. این چهار سرشت را آدمی از دیرباز، بسته به اندازه، به نام ها و واژگانی دیگر شناخته است؛ بلغمی (پایداری و استواری بسیار)، سودایی (نوجویی و تازه خواهی سرشار)، دموی (وابستگی فراوان به پاداش) و صفراوی (پرهیز از آسیب بالا).
ناهمگونی های سرشتی که هنگام زاده شدن نااستوار باقی مانده اند گرایش بدان دارند که طی دومین و سومین سال زندگی راسخ و استوار شوند. در پژوهشی انجام شده در شمار فراوانی از کودکان سوئدی هویدا شد که ارزیابی و سنجش این ویژگی های سرشتی در پایان دهه نخست زندگی به خوبی می تواند بازگو و پیش بینی کننده ویژگی های شخصیتی سنین پانزده، هجده و بیست و هفت سالگی باشد. به گونه یی تکرارپذیر دیده شده که این چهار بعد سرشتی زیست بنیاد در سامانه های نژادی، فرهنگی و سیاسی ناهمگون، ارثی، یک جور و گیتی مدار بوده و در آغاز زندگی خیلی زود خود را نمایان می سازند. در بیشترین اندازه دو سوی بالا و پایین این چهار سرشت، در برهم کنش با پیرامون هم سود و هم زیان رخ می دهند. از این رو بالا و پایین بودن به خودی خود سازش مدارانه و سودمند دانسته نمی شود.
اما سرشت زیست بنیاد آدمی به تنهایی شخصیت او را پدید نمی آورد. آنچه فرد در فرآیند تربیت و آموزش و پرورش در خانه و کوچه و مهد و دبستان و مهمانی و خودمانی می آموزد و در یاد ماندگار می سازد و سپس با پاداش یا بی اعتنایی فراگیر، ریشه دار و استوار شده یا با کیفر یا بی اعتنایی، دچار فرومایگی و فروپاشی می شود نیز بسیار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود. همین هاست که آرام آرام طی دهه نخست و دوم زندگی و از طریق فرآیندهای شناختی ذهن، «کاراکتر» (مشخصه) آدمی را می آفرینند. چیستی و چگونگی برهم کنش «کاراکتر» با سرشت، سرنوشت شخصیت آدمی را پدید می آورد. بعدها همین «شخصیت» است که با سود جستن از «اختیار» آدمی، در چالش و کشمکش با «جبر» روزگار، سرنوشت او را رقم می زند. در ادامه مبحث «شخصیت و ما ایرانیان» و پایان این مجموعه نوشتار، به چیستی و چگونگی چالش و کشمکش «جبر» و «اختیار» و چیرگی آن یک بر دیگری نیز دست خواهیم یافت. اما اکنون گزیری جز شکیبایی نیست.

دکتر بهنام اوحدی
روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

روزنامه اعتماد

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

شخصیت شناسی عطسه | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:18 PM 

ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
شخصیت شناسی عطسه

شخصیت شناسی عطسه

عطسه

بسیاری از مردم از نوع عطسه کردن خود نزد دیگران خجل و شرمسار هستند. عطسه های بلند و پیاپی می تواند در جمع ، مزاحمت های گاه و بیگاه ایجاد کند، اما اکنون براساس مطالعات انجام شده از سوی برخی از دانشمندان و روانشناسان، معلوم شده که نوع عطسه انسان ها می تواند بازگوکننده ی شخصیت آنها باشد. این آزمایش ها شامل مطالعه برروی صداهای مختلفی است که مردم به هنگام عطسه کردن از خود تولید می کنند. همه می دانند که افراد به گونه های مختلف عطسه می کنند و شاید به همین دلیل است که هیچ دو نفری، شخصیتی مشابه ندارند. اکنون بگویید چگونه و با چه صدایی عطسه می کنید تا بگوییم البته تاحدی چه شخصیتی دارید و نکات پنهان آن چیست؟

 

افرادی که با صدای بلند عطسه می کنند: این افراد عموما تمایل دارند که رهبران و روسایی با نفوذ و خوب باشند. روان شناسان بر این اعتقادند که صدای بلند عطسه این افراد، نشان دهنده میزان نفوذی است که آنها دوست دارند بر دیگران داشته باشند. این افراد می توانند به راحتی در دیگران نفوذ کنند و آنها را به سمت و سویی که خود تمایل دارند سوق دهند. این افراد عموما مدیرانی لایق، کارآمد رهبرانی با نفوذند.  آنها شخصیت قدرتمندی دارند که به آنها کمک می کند در حوزه مدیریت بسیار شجاع و زیرکانه عمل کنند. در حوزه اجتماعی سخنوری عالی و بی مثال هستند. این افراد می توانند با نفوذ کلام خود موضوع بحث را به آن طریقی که خود می خواهند پیگیری کنند. معمولا زندگی بر وفق مرادشان است و در خانه و خانواده نیز می توانند از نفوذی بی اندازه برخوردار باشند.

عطسه

 

افرادی که ملایم عطسه می کنند: این افراد عموما شخصیتی آرام، با وقار، وفادار و وابسته دارند. در روان شناسی گفته می شود که این افراد نمی توانند بدون وابستگی به غیر، کاری از پیش ببرند. شخصیت وابسته آنها نشان دهنده ی آن است که باید حتما در موارد مهم تصمیم گیری، شخص دیگری آنها را به سمت و سوی مورد نظر سوق دهد. این افراد می توانند و می خواهند که به مردم خدمت کنند و این خدمت را در چارچوب آنچه آنها تمایل دارند انجام می دهند. بسیاری از این افراد اگر چه منزوی به معنای عام کلمه نیستند ولی چندان هم از بودن در اجتماعات احساس رضایت نمی کنند. شخصیت آرام آنها تنها در خدمت به دیگران خلاصه می شود. این افراد بسیار وفادار و در زندگی ثابت قدم هستند. در حوزه کاری به لحاظ آرامی ممکن است تاثیر چندانی در جمع نداشته باشند ولی همین منش آرام آنها باعث می شود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعی نیز پرهیز از تجمع و قیل و قال های روزانه شعار اصلی آنان است ولی در این بین انجام دادن کارها و وظایف اصلی که برعهده آنهاست به هیچ وجه فراموش نمی شود.

افرادی که به هنگام عطسه جلو دهان خود را می گیرند: طبق پژوهش های انجام شده افرادی که به هنگام عطسه کردن جلو دهان خود را می گیرند بسیار موقر و به لحاظ روحی متعادل هستند. این افراد معمولا در هیچ زمینه ای چه به لحاظ عرفی و چه به لحاظ شرعی، خلاف نمی کنند. روانشناسان بر این عقیده اند که این افراد معمولا زندگی آرام، متعادل و کم دردسری دارند. متانت و وقار در تمام اعمال و رفتار این اشخاص مشهود است و رعایت آداب و معاشرت از خصایص ذاتی این افراد و نشان دهنده ی نوع نگرش آنها به زندگی است. آنها می گویند زندگی همچون رودخانه آرامی است که فقط برخی اوقات مواج می شود و نیازی نیست که شما سرعت حرکت آن را تند یا کند کنید. دست را جلو دهان گرفتن به هنگام عطسه یا سرفه، نشان می دهد که این افراد در حوزه کاری خود نیز افرادی قابل اطمینان و با وقارند و مدیران همیشه از آنها به عنوان افرادی قابل اعتماد یاد می کنند. در حوزه اجتماعی و در جمع دوستان حضورشان همیشه مایه قوت قلب است، هر چند که در برخی از اجتماعات دوستانه که بسیار صمیمی است حضور این افراد به منزله آن است که بسیاری از موارد معاشرتی که ممکن است در جمعی اینچنینی نادیده گرفته شود، باید رعایت شود و این کار ممکن است برای برخی افراد، خوشایند نباشد.

عطسه

افرادی که ریز و سریع عطسه می کنند: گفته می شود که این افراد، غالبا شخصیتی تند و تیز دارند. تند تند صحبت می کنند و دوست دارند هر مساله ای را فورا حل کرده و به سراغ مساله بعدی بروند! این افراد بسیار باهوش، اهل مطالعه و نکته سنج هستند. مطالعه برای این نوع افراد بهترین سرگرمی است و از هر فرصتی برای کتاب خواندن استفاده می کنند. این افراد کارمندانی نمونه اند که می توانند در هر سطحی نمونه بودن خود را نشان دهند. در حوزه کاری، افرادی شایسته، لایق و قابل اعتمادند و حاضر نیستند هیچ چیزی را با اعتماد دیگران به خود عوض کنند. حس همکاری و همیاری در این افراد به شدت بالاست هر چند دیگران در بعضی از موارد عدم همکاری با آنها را به دلیل بیش از حد خوب و صادق بودنشان، ترجیح می دهند. در حوزه اجتماعی، ممکن است محبوبیت دیگر گروه ها را نداشته باشند، اما در موقعیت های مختلف اجتماعی اگر بتوانند پایه ریزی و برنامه ریزی خوبی داشته باشند، قادر خواهند بود «خود» واقعی خویش را به نمایش بگذارند. در حوزه خانه و خانواده نیز، چنانچه یاری موافق داشته باشند، پیروز می شوند. معمولا دیگران به سختی آنها را درک می کنند، اما چنانچه روحیه آنها شناخته شود، آن وقت متوجه می شوند که دوستانی ثابت قدم پیدا کرده اند!

منبع : روز نامه ابتکار

سایت تبیان

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

شخصیت های ناموفق چه ویژگیهایی دارند؟ | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:16 PM 

 
برخی از والدین به خصوص مادران همیشه به این مسأله فکر می کنند که چرا فرزندانشان موفق نیستند، در حالی که تمام امکانات رفاهی و تحصیلی را برای آنان فراهم کرده اند.

هر انسانی به لحاظ شخصیتی ویژگی هایی دارد که با شناخت دقیق آن می تواند موفق تر از پیش زندگی کند، چون علاوه بر این که افراد به نکات مثبت شخصیت خود پی می برد، درصدد تقویت آن بر می آید، نقاط ضعف شخصیتی خویش را نیز شناخته و برای رفع آن تلاش می کنند. در چنین شرایطی افراد می توانند در خود تحول به وجود آورده، آن را به فرزندانشان نیز منتقل کنند.
برخی از والدین به خصوص مادران همیشه به این مسأله فکر می کنند که چرا فرزندانشان موفق نیستند، در حالی که تمام امکانات رفاهی و تحصیلی را برای آنان فراهم کرده اند. وقتی از آن ها سؤال می شود که فرزندتان چه نوع شخصیتی دارد، پاسخ می دهند که سر به هوا یا خجالتی است، مؤدب یا بی تفاوت است و... .
البته گاهی آن ها از فرزندانی با سن بالای ۲۵ سالصحبت می کنند!
اما به راستی چرا بعضی ها در زندگی موفق نمی شوند؟ این سؤالی است که سال ها ذهن محققان را به خود مشغول کرده است. البته آن ها به پاسخ هایی نیز دست یافته اند که بد نیست شما هم به عنوان مادر یا همسر برخی از این پاسخ ها را بدانید.
آن ها طی مطالعاتی که در زمینه رفتار انسان انجام داده اند به سه نوع شخصیت «ناموفق» برخورد کرده اند که به رغم تلاش فراوان کمتر به هدف خود رسیده اند. ما در این مقاله شما را با مشخصات این سه تیپ شخصیتی بیشتر آشنا می کنیم.

● شخصیت خیالپرداز
خیالپردازان در سرزمین «آرزو» و «هرگز» زندگی می کنند. آن ها به خود می گویند «من هم یک روزی...». این گونه افراد تمام وجودشان نظر و ایده است. اما دریغ از ذره ای تلاش برای رسیدن به این نظرها، آن ها همیشه حرف می زنند و بهترین راه حل ها را در نظر می پرورانند، اما هرگز به هیچ کدام عمل نمی کنند چون اصولاً آستین همت بالا نمی زنند.
اغلب شخصیت های خیالپرداز افرادی باهوش هستند که در دوران کودکی و نوجوانی مسؤولیت لازم از سوی والدین به آن ها داده نشده است و یا از رسیدن به خواسته های طبیعی شان محروم مانده اند. آن ها همچنین دارای والدینی هستند که وعده های فراوانی به فرزندان خود می دهند بدون آن که به آن عمل کنند.
این گونه افراد به تدریج از دنیای واقعی جدا می شوند و نسبت به جریانات و حوادث اطراف خود اهمیت نمی دهند، در نتیجه چون در خیال خود انسان های موفقی هستند، در دنیای بیرونی یا واقعی برای کسب موفقیت تلاش جدی نمی کنند و چه بسا که موفقیت های مناسبی را هم با همین سهل انگاری از دست می دهند.

● شخصیت مضطرب
این گروه پیشرفت بسیار کمی در زندگی خود دارند، زیرا همیشه نگرانند و دوست دارند همه چیز بدون دردسر پیش برود. تنها به امروز فکر می کنند و کمتر پیش می آید برنامه ای برای فردا داشته باشند یا از گذشته پند بگیرند.
این افراد اغلب با وانمود کردن به کسب موفقیت یا پیشرفت، ترس خود را از آینده پنهان می کنند. ترس، بزرگترین عامل سازنده شخصیت های مضطرب است. به عنوان مثال والدینی که فرزندشان را به دلایل گوناگون از چیزهای مختلف می ترسانند با این رفتار، شخصیت مضطرب را در فرزندشان پرورش می دهند.
مسؤولیت ندادن به فرزند از ترس این که مبادا کار را خراب کند، ترساندن وی از تاریکی، دکتر، آمپول و حتی ترساندن فرزند از پدر (به عنوان عامل قدرت) از عوامل مهم شکل گیری شخصیت مضطرب در فرد است. ترساندن بچه ها از پدر به آن ها می آموزد که از عامل قدرت و آدم های قدرتمند دوری کنند و ترساندشان از تاریکی به آن ها یاد می دهد که از ناشناخته ها بترسند و قدم در راهی نگذارند که نمی شناسند. اینان در بزرگسالی افرادی می شوند که دوست دارند هفته ای بی دردسر را پشت سر بگذارند و زودتر به آخر هفته برسند. آن ها در هنگام وقوع حوادث و اتفاقات به جای آن که به راه حل فکر کنند، می گویند: “خدا را شکر که از این بدتر نشد.“
مسؤولیت دادن به فرزندان عاملی است که آنان را شجاع، رقابت جو، کارآمد و متکی به خود بار می آورد، زیرا آن ها در حین انجام مسؤولیت بر ترس ها و ضعف ها غلبه می کنند و خلاقیتشان رشد می یابد.

● شخصیت قربانی
این گروه افرادی هستند که ذهنشان با سوابق گذشته و چیزهای کنترل ناپذیر اشغال شده است. این عده خود را بدون یار و یاور می دانند و کسانی هستند که مرتباً خود را با هر شرایطی وفق می دهند و از عزت نفس بسیار کمی برخوردارند.
دارندگان این نوع شخصیت اغلب خانواده خود را سرزنش می کنند و در حرف هایشان می گویند که پدر و مادر خوبی نداشته اند تا از راهنمایی های آنان بهره مند شوند. وقتی بیشتر ریشه یابی کنیم، پی می بریم که به آن ها در کودکی ارزش داده نشده و معمولاً با جملات منفی با آن ها گفت و گو شده است، بنابراین آن ها نیز یاد گرفته اند که با جملات منفی با خود صحبت کنند. (منظور از صحبت با خود، همان حالت درونی است که در طول روز احساس می کنیم و بر طبق آن درباره کارهای روزانه خود به تصمیم گیری می رسیم)
شخصیت های قربانی، تصمیم گیری های مناسبی ندارند، چون همیشه کلماتی مانند «نتوانستن» و «نشدن» را تداعی می کنند. زیرا کودک در سنین پایین هر چه رفتار و کلمات آموخته شده را تکرار کند و در روابط اجتماعی به کار برد امکان این که آن را به بزرگسالی خود منتقل کند، بیش تر می شود.بنابراین، با توجه به این که والدین اولین معلم کودک هستند، نقشی اساسی و ماندگار در ساختن انسان هایی ناموفق دارند، به همین دلیل اگر به طوری جدی در پی یافتن راه های جدید جهت ارتباطات سالم و محبت آمیز در خانواده باشند، از بسیاری اختلافات زناشویی و عدم درک متقابل خود با همسر و فرزندانشان پیشگیری خواهند کرد و کانون خانواده مستحکم تر، آرامش بخش تر و دلپذیرتر می شود.
منبع : http://www.iranhealers.com

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

خانمها...آقایان....هویت و شخصیت خود را بشناسید... | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:15 PM 

خانمها...آقایان....هویت و شخصیت خود را بشناسید...

 

 

 

به یقین، هر کسی بارها از خود پرسیده ”من کیستم“، ”هویت من کدام است؟“ تا معیارها و ارزش‌های واقعی خود را نشناسیم و ندانیم چه کسی هستیم و هویت خود را به‌درستی نشناسیم، هرگز قادر نخواهیم بود.

● چرا خانم‌ها به روزهای تولد و سالگردها توجه زیادی نشان می‌دهند؟


برخلاف باورهای عموی که بیشتر مردم تصور می‌کنند خود و حتی دیگران را مانند کف دستشان می‌شناسند، یکی از موارد اساسی که هر زن و مرد با آن روبه‌رو است، شناخت ”هویت واقعی“ خویشتن است“ چرا که به‌علت پیچیده بودن شخصیت انسان‌‌ها، شناخت ”هویت و شخصیت واقعی“ خویش و اینکه ”کی هستند“ یا ”چی هستند“ بسیار مشکل بوده و به تخصص و دانائی و توانائی فراوانی نیاز دارد. بنابراین، شناخت ”هویت و شخصیت خویشتن“ به‌صورت عدسی، فقط به کمک کارشناسان ماهر، خیره و متخصص امکان‌پذیر است بسیاری از انسان‌ها معیار و ارزش‌های واقعی خود را نمی‌شناسند و نمی‌دانند کسیتند... و نمی‌دانند از زندگی چه می‌خواهند و ... نمی‌توانند به موقع تصمیم‌های لازم و قاطع بگیرند. نمی‌توانند خود را در مسیر کامیابی‌ها قرار بدهند... بیشتر افراد در تردیدها، ناامیدی‌ها و نگرانی‌ها رها شده و سرگردان می‌مانند.
به‌طور کلی، اگر هویت خود را به‌درستی بشناسیم و بدانیم کیستم و آن وقت همان‌طوری که هستیم، خود را بپذیریم. از کیفیت زندگی بهتری بهره‌مند می‌شویم و زندگی مطبوعی در انتظار ما است.
به یقین، هر کسی بارها از خود پرسیده ”من کیستم“، ”هویت من کدام است؟“ تا معیارها و ارزش‌های واقعی خود را نشناسیم و ندانیم چه کسی هستیم و هویت خود را به‌درستی نشناسیم، هرگز قادر نخواهیم بود. درون و ذهن خود را به درستی کشف کنیم و به پرورش و گسترش آن کمک کنیم و زندگی خود را در جهت مثبت تغییر دهیم، هر فردی با تصویر ذهنی و باورهایش شناخته می‌شود، چرا که شخصیت و هویت هر کس، تحت‌تأثیر تصویر ذهنی و باورها شکل گرفته و ساخته می‌شود و هر فردی با توجه به تصویر ذهنی و باورها و اندیشه‌های خود، با رویدادهای بیرونی برخورد می‌کند و احساس‌ها و عملکرد لازم را از خود بروز می‌دهد. حتی اگر تصویر ذهنی و باورهای ما این باشد که فردی لایق، شایسته و موفق هستیم یا فردی بیچاره، بدبخت و ناموفق می‌باشیم، احساس‌ها و عملکردمان در هر موردی، مطابق باورهای‌مان عمل می‌کنند.
به‌طور نمونه وقتی باور ما این باشد که سوپ قورباغه چیز بدی است. از خوردن آن خودداری می‌کنیم. بدون توجه به اینکه ممکن است سوپ قورباغه بسیار خوشمزه، جالب و مفید باشد، ولی چون از کودکی به ما گفته‌اند قورباغه موجودی کثیف و چندش‌آور است، باورمان شده است که قورباغه موجود بدی است. بنابراین از دیدن و خوردن آن بدمان می‌آید.
باید بدانیم که در این سیاره، هر انسانی یگانه، بی‌همتا و محصربه‌فرد است. هویت این انسان یگانه از طریق عملکردش مورد ارزیابی و داوری قرار می‌گیرد و شناخته می‌شود؛ به این معنی وقتی از کسی رفتار خوب و شایسته‌ای ببینیم و آن رفتار چندین بار تکرار گردد، می‌گوئیم آن شخص، آدم خوبی است. بنابراین از او خوشمان می‌آید و به او اعتماد می‌کنیم. حتی نحوهٔ داوری ما نسبت به خودمان نیز، براساس رفتار و عملکردمان است.
یکی از تفاوت‌های مهم بین زنان و مردان، توجه به زمان جریان‌های زندگی و به خاطر سپردن تاریخ‌ها است. به یاد داشتن تاریخ مناسبت‌ها برای زنان همانند به خاطر سپردن موجودی بانکی برای مردان است و از اهمیت فراوانی برخوردار است. برای زنان، داشتن روزهای تولد و سالگردها، اهمیت دارد و با جشن گرفتن آن روزها را گرامی می‌دارند، از نظر بیشتر مردان، توجه به روزهای تولد و سالگردها و برگزاری جشن‌ها، بیشتر کاری کودکانه جلوه می‌کند.
زنان از بی‌توجهی مردان به سالگردها در حیرت هستند و مردان از توجه و دقت خانم‌ها به این مراسم، در شگفت می‌باشند! به‌طور کلی درک چرخهٔ زندگی از نظر مردان و زنان متفاوت است. ثبت زمان جریان‌های جاری زندگی به‌صورت خودکار در ذهن صورت می‌گیرد، ولی خانم‌ها آنها را با دقت بیشتری پی‌گیری می‌کنند و در به یادآوری آنها حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند. در واقع زنان با به یاد آوردن موضوع‌های مورد بحث، آنها را جشن می‌گیرند و خوشبختی خود را گرامی می‌دارند.


▪ به مردان توصیه می‌شود که:
هرگز روزهای سالگرد، تولد و ازدواج را فراموش نکنید. در این روزها به همسرتان یادداشت‌های کوتاه و متن‌های عاشقانه همراه با هدیه بدهید که اثر معجزه‌آسائی دارد. آقایان بدانند وقتی زنی به هسمرش می‌گوید برای تهیه هدیه، خودت را به زحمت نینداز، در واقع از ته دل می‌خواهد آن را تهیه کنید! در واقع مفهوم این گفته که به خاطر من به خودت زحمت نده یعنی اینکه به طور دقیق همان کار را باید بکنی!


▪ آقایان توجه کنند که:
از آنجائی که قدرت سازش در زنان زیاد است، خیلی زود به سختی‌ها عادت می‌کنند. ولی اگر زنی تصور کند قربانی عشق خود شده است دیر یا زود علیه شوهر خود قیام خواهد کرد.
▪ آقایان توجه کنند که:
خانم‌ها با وجود اینکه به دنبال برابری و آزادی هستن، ولی دوست دارند مورد حمایت (شوهر) قوی و محکم قرار گیرند. به این علت زنان به مردان توانمند احترام می‌گذارند و آنان را مورد تحسین قرار می‌دهند؛ چرا که می‌خواهند به او تکیه کنند. مردان هم از اینکه حامی همسرشان باشند، لذت می‌برند. بنابراین به خانم توصیه می‌شود به‌جای افتخار و تکیه کردن به پدر، برادر، خواهر و ... به شوهر خود تکیه و افتخار کنند تا همسر خود را هر چه بیشتر به سوی خویش جذب نمایند.


▪ خانم‌ها توجه کنند که:
برای مردان پیروزی و غلبه بر مانع‌ها و حل مشکل‌ها و انجام دادن درست کارها بسیار مهم است، به‌عبارت دیگر، برای مردان بسیار اهمیت دارد که کارها را درست و بدون اشتباه انجام دهند، چرا که وقتی اشتباهی کنند به غرور و خودباوری آنان لطمه وارد می‌شود و اعتمادبه‌نفسشان متزلزل می‌گرد و شخصیتشان زیر سؤال می‌‌رود. به این علت مردها از اشتباه کردن متنفر هستند، از اینکه به آنان گفته شود اشتباه می‌کنند، بدشان می‌آید، حتی از اینکه دیگران بفهمند که آنان اشتباه کرده‌اند، خیلی ناراحت می‌شوند. آقایان از اینکه با دیگر مردان مقایسه شوند متنفر هستند. اگر مردی را نصیحت کنید، احساس بی‌لیاقتی می‌کند. مردها کمتر عذرخواهی می‌کنند. چرا که با عذرخواهی، احساس شکست می‌کنند.


▪ خانم‌ها توجه کنند که:
مردان در مقابل انتقادها و سرزنش‌ها حساس بوده و واکنش نشان می‌دهند. از کارهای انجام یافته و نیافته‌ای درست یا نادرست خود دفاع می‌کنند، دلیل می‌آورند، عصبانی و خشمگین می‌شوند، حتی به‌منظور رهائی از فشارهای واردهٔ بیرونی و درونی، ممکن است به راحتی دروغ بگویند، تا خود را از فشارها و گرفتاری‌های موجود نجات بدهند؛ در حالی که ممکن است خود متوجه اشتباه خود شوند، ولی از بیان آن خودداری می‌کنند. چرا که فکر می‌کنند با این کارها به حفظ غرور خودباوری و اعتمادبه‌نفسشان کمک می‌کنند. بنابراین برای اخذ نتیجهٔ مثبت به خانم‌ها توصیه می‌شود بپذیرند که مردان در برابر انتقادها و سرزنش‌ها، بسیار حساس هستند و به‌جای انتقاد از عملکرد شوهرها و به‌جای انگشت گذاشتن روی نکته‌های منفی و اشتباه‌های همسرشان، بهتر است روی نقاط و عملکردهای مثبت همسرشان تأکید ورزند تا در ایجاد تعادل و توازن و در ساخت زندگی مشترک شاد و موفق، نقش سازندهٔ خود را ایفاء کنند.
▪ آقایان بدانند که:
همسرتان انتظار دارد که به پرسش‌هایش توجه کنید و کوتاه جواب ندهید و زمانی‌که با شما حرف می‌زند، روزنامه نخوانید و تلویزیون تماشا نکنید. در مورد کارهای روزانه‌اش در مورد آشپزخانه از او پرسش کنید به او کمک کنید و در مورد بچه‌ها نظر او را به حساب بیاورید.
▪ آقایان بدانند که:
همسر شما انتظار دارد همیشه و در همه حال حامی او باشید، حق را در مورد دوستانش، به او بدهید و اگر از کسی ناراحت شد، جانب او را بگیرید همبستگی او را بپذیرید نه وابستگی‌اش را. خانم‌ها هم توجه کنند که مردها نیز به عشق و حمایت همسرشان نیاز مبرم دارند.
▪ آقایان بدانند که:
همسرش دوست دارد به چهره، لباس، آشپزی، رفتار و کردارش توجه کرده و از آنها تعریف کنید که نیاز به تأیید و تشویق شما دارند، به آزادی‌های او احترام بگذارید، همسرتان می‌خواهد با هم پرواز کنید و در این راه به او کمک کنید.
▪ خانم‌ها بدانند که:
همسرتان نیاز دارد غذاهای خوشمزه میل کند؛ از روابط جنسی عالی، بسیار آرام می‌گیرد و احساس خیلی خوبی نسبت به شما پیدا می‌کند، در این صورت است که به بسیاری از نیازها و درخواست‌های شما جواب مثبت می‌دهد.
▪ خانم‌ها توجه کنند که:
مردان همانند زنان به تحسین، حسن‌جوئی و تمجید به‌ویژه از طرف شما نیاز دارند، هر چند وانمود کنند که از تعریف بدشان می‌آید.
جالب است بدانیم که خانم‌ها به راحتی گریه می‌کنند و لحظه‌ای دیگر می‌توانند شاد باشند، در حالی که مردان فقط در مواقع ناتوانی و بیچارگی به گریه می‌افتند.
▪ خانم‌ها و آقاها بدانند که:
در زندگی چیزی به‌دست می‌آوریم که انتظارش را داریم، بنابراین اگر انتظار آن را داشته باشیم که زندگی زناشوئی خوبی خواهیم داشت... یا زندگی زناشوئی بدی نصیبمان خواهد شد... یا همسرم به من خیانت خواهد کرد.. یا همسر بداخلاق و غیرقابل تحمل نصیب من می‌گردد... یا برای بهتر شدن زندگی مشترک به‌طور حتم موفق خواهم شد... یا هر چه تلاش و کوشش کنم. زندگی مشترکمان نه تنها بهتر نمی‌شود، بلکه روز به روز بدتر می‌گردد و ... به‌طور کلی به‌ هر چیزی که بیشتر فکر کنیم و انتظارش را بکشیم، همان برای ما اتفاق می‌افتد؛ بنابراین با تفکر مثبت به زندگی مشترک نگاه کنیم و همیشه انتظار داشتن زندگی مشترک شاد، پرطراوت و عالی را داشته باشیم.
▪ خانم‌ها و آقاها توجه کنند که:
بیشتر زمان‌ها (مردان و زنان) فکر می‌کنند که مسبب همهٔ درد، رنج، عذاب، ناراحتی، بیماری، فقر، ناموفق بودن و ناشاد شدن و راضی نمودن از زندگیشان، دیگری یا دیگران هستند چرا که اگر فکر کنیم که مشکل‌ها، مانع‌ها و مصیبت‌ها را خود به‌وجود آورده‌ایم. حالمان بد می‌شود و تحت شرایط شدید روانی قرار می‌گیریم. بنابراین در بسیاری از مواقع، بسیاری از علت‌های مشکل‌ها و مانع‌ها را به گردن دیگری می‌اندازیم و فرافکنی می‌کنیم.
▪ خانم‌ها و آقاها بدانند که:
برای اینکه زندگی مشترک شاد و موفقی داشته باشید، احساس کنید که آدم خوشبختی هستید، به نکته‌های مثبت، به دارندگی‌های خود و همسرتان توجه کنید، از مقایسهٔ خویشتن و زندگی مشترک خود با دیگران خودداری کنید. خود را عادت بدهید نکته‌های مثبت خود و دیگران را ببینند و آنها را بیان کرده و حسن‌جوئی کنید و بدانید که منفی‌نگری و احساس بدبختی دائمی، می‌تواند یک نوع بیماری روانی باشد و همانند بسیاری از بیماری‌های دیگر برای کسانی‌که معتقد به درمان‌پذیری آن هستند، قابل علاج می‌باشد. برای درمان هر بیماری نیاز به آگاهی، خواستن، تلاش و شهامت است.

منبع:مجله شادکامی و موفقیت

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 14:4  توسط مدیریت سایت انجمن روانشناسی بهروان  |  نظر بدهید

 
خود را بشناسيد

تصور كنيد در حال خريد كردن مي باشيد و در قفـسه هـاي يك فـروشگاه دنبال يك جفت كفش مناسب براي خود مي گرديد. آنچه كه باعث ميشود تا از خـريدن مثلا" كفشي به رنگ نارنجي روشن خودداري كنيد، مطلع بودن از اوليت ها و تقدم هاي شخصيتي خود است. 

   در مورد انتخاب همسر نيز همين اصـل بايـد رعـايـت شـود. هيـچ دليـلي وجـود نـدارد كه انسان با كسي كه هيچ تناسبـي با شـخصـيت او نـداشـتـه و هـرگز نـيـز نخواهد داشت همنشين و هم خانه شود. در عين حال شما تا زمانيكه به شخصيت خود پي نبرده ايد هيچ گاه نخواهيد توانست تشخصيص دهيد كه آيا فردي مـناسـب شـما هسـت يا خير. پيش از اينكه به مسير انتخاب همسر قدم بگذاريد دو مسـاله را بايد براي خود مشخص نماييد: نوع شخصيت و نوع عشق

نوع شخصيت شما

بطور كلي نوع شخصيت و نوع عشق به چند دستـه مشـخص تقسيم مي گردد. هريك از ما داراري يكي از اين انواع مي باشيم. در اینجا بطور مختصر اين نوع ها را بيان مي كنيم.

انواع شخصيت

  • جستجو گر: ماجرا جو و مخاطـره طـلب. او تـرسي از برهم زدن قوانين و عادتها ندارد.
  • رهبر: يك انسان اهل ريسك كه دوست ندارد هيچ فرصتي را از دست بدهد. يك رهبر هميشه نسبت به هوادارانش بي نهايت با وفا و صادق است.        
  • سنت گرا: با تـجـهـيز به حـواس پـنجگانه و بـكـارگيري مهارتهاي عملي در طلب پايداري و استواري است. دوستانش او را قابل اعتماد مي پندارند.
  • فرد گرا: در مسيـرهايش مستقل است. او شخصي كنجكاو و مملو از شگفتي و مسائل غير منتظره مي باشد. 
  • ياغي: يك قـلب شـكاك كـه روحـيـه ستيزه جويي داشته و فقط از خود طرفداري مي كند.
  • بخشنده: انساني بسيار سخاوتمند كه دوست دارد همه را ياري و كمك نمايد.
  • خالق: كنجكاو و احسـاسـاتي بـه هـمراه مـزاجـي آتشين، دوست دارد از طريق موازنه، جهان را به مكاني مناسبتر مبدل كند.
  • قهرمان: يك بـرنـده طـبـيعـي، قـهــرمان با سختيها و مشقات زندگي با تحمل و شجاعت برخورد مي كند.
  • پشتيبان: آرام و منطقي، ديـگران بـه او اطـميـنان كرده و نقطه اي قابل اتكا براي خود مي دانند.
  • يكسان ساز: فردي بـا تـجربه و تـوانا كه ميتواند خودش را با هر وضعيتي تطابق دهد.
  • ملاحظه گر: ذاتا" محـتـاط و هـوشـيـار اسـت. مـوقـيـعت ها و ديـگران را پيش از انجام اعمال نابهنگام، مشاهده و مراعات مي كند.

انواع عشق

  • رومانتيك. اگر شـمـا آدمـي رمـانـتـيك هستيد، عشق همه چيز شما است؛ يك ارتباط عميق بين معنويت، جنسيت و احساس.
  • احساسي. عشق شما شديد و آتشين است. در لحظه زندگي مي كنيد.
  • مقدر: باور داريد كه عشق از قبل مقـدر و تعيين شده است و روح همسر، شما را به تكامل مي رساند.
  • خود انگيز: عشق در نظر شما كاملا" طبيعي و براي سرگرمي تصور مي شود؛ اگر چنين نباشد احساس خوبي نسبت به عشق نخواهيد داشت.
  • مشهود: بسيار اساسي، آنچه كه شما بـه دنـبـالش مـي گرديد همدمي ابدي براي تمام مدت عمر است، عشقي پايدار كه هميشه همراه شما خواهد ماند.
  • محتاط: ذاتا" واقع بين هستيد مي دانيد كه در عشق رنج و جـدايي وجـود دارد ولي اين باعث عدم درگير شدن شما نميگردد.

خود را تجزيه و تحليل كنيد

در انتهاي امتحان نتايج حاصله در اختيار شما قرار گرفته و بطور كامل از نوع شخـصـيـت خود و رفتارهايي كه باعث شكل گيري رفتار شـما شـده است مـطلع خـواهيد شد. بــه علاوه نمودارهايي كه معرف تعداد افراد مشابه با شخصيت شما است و نيز نمودارهـاي مقايسه اي  بين شما و افراد هم سنتان نشان داده خواهد شد. بعد از اينكه نتايج نوع شخصيت و نوع عشق را بطور جداگانه مشاهده نموديد ميتوانيد ارتباط شخصيـت خـود را با نوع عشقتان مورد سنجش قرار دهيد.

نتايج را بكار ببريد

درك نوع شخصيت باعث مي شود خودتان را بهتر شناخته و نتيجتا" در انتخاب همسر آينده موفقتر عمل كنيد. اگر قبلا" ازدواج كرده ايد، آزمـون به شما كمك خواهـد نـمـود تـا تفاوتهاي ذاتي و اساسي بين خود و همسـرتـان را فهميده و درك بهتري از احساسات خود جهت حل آسانتر مشكلات پيدا  نماييد.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

خودکشی2 | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:15 PM 

 
كسی كه حرف خود كشی را می زند به آن عمل نمی كند . اینطور نیست این یك باور غلط است . متخصصین بهداشت روان ( روانپزشك ، روانشناس) همیشه حرف بیمار را جدی می گیرند.
خود كشی به معنای خاتمه زندگی به دست خود فرد است ، اگر كسی دست به خود كشی بزند ولی زنده بماند به این رفتار اقدام به خود كشی می گوئیم. در حال حاضر در جهان بیش از یك میلیون نفر در سال خود كشی می كنند و ۲۰ – ۱۰ میلیون نفر دست به خود كشی می زنند . در غرب ( مغرب زمین) قربانیان اصلی خود كشی مردان مسن هستند. در ایران قربانی اصلی زنان جوان می باشند. نكته بسیار مهم اینست كه خود كشی در بسیاری از موارد قابل پیشگیری است.
● باور های غلط درباره خود كشی :
▪ كسی كه حرف خود كشی را می زند به آن عمل نمی كند . اینطور نیست این یك باور غلط است . متخصصین بهداشت روان ( روانپزشك ، روانشناس) همیشه حرف بیمار را جدی می گیرند.
▪ افراد خود كش افراد ضعیفی هستند یا ایمان ندارند . كسی كه خود كشی می كند در بسیاری از موارد دچار بیماریهای روانپزشكی از جمله افسردگی است، بنا براین ما با بیمار طرف هستیم و نه آدم ضعیف یا بی ایمان و بیمار نیاز به درمان دارد.
● علل خود كشی :
۱) بیماریهای روانپزشكی مثل افسردگی اساسی ، اختلال دو قطبی، الكلیسم، اعتیاد.
۲) علل اجتماعی فرهنگی شامل تقلید، تحت تاثیر قرارگرفتن رسانه ها، ور شكستگی ، بیكاری ، اپیدمی خود كشی.
۳) علل روانشناختی : شكست در عشق، كنكور یا هر شكست دیگر، استرس ها ( اختلافات زنا شویی)
عوامل پیشبینی كننده ( پیش گوئی )خود كشی:
جوان، متاهل و زن سن زیر ۳۰ سال سابقه قبلی اقدام به خود كشی ، سابقه خانوادگی خود كشی ، افسردگی، احساس درماندگی و بی كسی ، تهدید یا ابراز خود كشی ، اعتیاد .
● چطور حدس بزنیم عزیز ما در معرض خطر خود كشی است؟
▪ اگر اخیرا" حرف از مرگ و مردن می زند و می گوید زندگی به چه درد می خورد ، آخرش كه چی ، آخرش كه باید رفت، آخرش كه همه می میرند، ایكاش می مردم ، مرگ بهتر از زندگانی، خوش به حال آنهایی كه مردند.
▪ اگر به تازگی رفتار شخص عوض شده ، كم حرف و ساكت شده ، مرتب توی فكر یا توی خودش است، به تازگی خیلی مهربان شده است، اشیاء خود را می بخشد.
▪ اگر تهدید به خودكشی كرده یا درباره خود كشی حرف می زند.
به سخنان او با دقت و همدلی گوش كنید مبادا اورا نصیحت كنید به او بگوئید درك می كنم كه در موقعیت سختی گیر افتاده ای نگوئید مگر دیوانه شده ای ! مگر بچه ای! مگر می خواهی بری جهنم، جواب خدا را چی می دهی؟ بیماری افسردگی كه از علل اصلی خود كشی است قابل پیشگیری و درمان است. حتما" فرد را به روانپزشك یا روانشاس معرفی كنید خودتان هم با او نزد دكتر بروید اگر فرد از مراجعه به دكتر خودداری كرد خودتان به دكتر مراجعه كنیدو راه حل بخواهید به یاد داشته باشید " پیشگیری از خود كشی یك وظیفه همگانی است" ، فرد خود كش نباید تنها بماند و در صورت توصیه روانپزشك ممكن است نیاز به بستری شدن در بخش روانپزشكی یك بیمارستان باشد.
انستیتو روانپزشکی تهران
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

بحران خودكشی1 | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:14 PM 

 
بحران خودكشی1
یك بحران خودكشی معمولاً توسط یك تجربه آسیب زا و یا مجموعه ای از تجارب كه احساس ارزشمندی شخص را پایمال می كنند, ایجاد می شود. این تجارب شامل یك فقدان اساسی, ناكامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشكلات شخصی دراز مدت می باشند.
آیا تاكنون با پیشامدهای ناكام كننده ای در زندگی مواجه شده اید، طوری كه دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاكنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره ای از زندگی خود به مرگ فكر كرده اند ولی تعداد بسیار كمی از آنها واقعاً به خودكشی عمل می كنند. بحران خودكشی تجربه ای مغشوش كننده, دردناك و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودكشی, تعیین عوامل ایجاد كننده بحران, فهم احساسات شخص خودكشی كننده و مواجهه با افكار خودكشی گرا مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.
● چه چیزی به بحران خودكشی منجر می شود؟
یك بحران خودكشی معمولاً توسط یك تجربه آسیب زا و یا مجموعه ای از تجارب كه احساس ارزشمندی شخص را پایمال می كنند, ایجاد می شود. این تجارب شامل یك فقدان اساسی, ناكامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشكلات شخصی دراز مدت می باشند. زمانی كه نظام مقابله ای شخص قادر به رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد, افسردگی و یأس ناشی از آن می تواند شخص را به افكار خودكشی آسیب پذیر نماید.
● احساسات شخص خودكشی كننده
عموماً شخص در معرض خودكشی به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی كناره گیری می كند. او در پس انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی می نماید. نیروی لازم برای عملكردهای روزانه كاهش می یابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد می شوند. خواب, خوراك و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج می گردند. شخص ممكن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری كند, در خواب مشكل داشته باشد, كلاس درس یا كار خود را فراموش كند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم, آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر می گیرد.
● شیوه های مواجهه با افكار خودكشی
در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودكشی ذكر شده است. نكته كلیدی برای پیشرفت از طریق این حالت, برقرار كردن رابطه با یك شخص و مشاركت در یافتن راههای جایگزین جهت (توجیه) زندگی (زنده ماندن) است.
۱) ترسها، ناكامی ها و نگرانی های خود را با والدین, دوست, همسر, استاد, مشاور یا یك روحانی در میان بگذارید. اگر شما راه حلی برای مشكلات ندارید به این معنی نیست كه برای آن مشكلات دیگر هیچ راه حلی وجود ندارد. ابراز افكار و احساساتتان آغاز كننده فرایندی است كه از طریق آن نیرو, امید و احساس ارزشمندی مجدداً ایجاد شده و به كشف راه حل های دیگر جهت حل و فصل بحران منجر می گردد. اگر افكار خودكشی پیش از چند روز طول كشید, كمك حرفه ای و تخصصی الزامی خواهد بود.
۲) آنچه را كه موجب ناراحتی شما می شود بطور مشخص بنویسید. علاوه بر این, چگونگی رویارویی تان با مشكلات را معین كنید. با مشخص كردن آنچه جهت مقابله با یك موضوع خاص انجام می دهید, دریچه ذهن خود را برای راه حلهای دیگر باز می گذارید.
۳) افكار مثبت را جایگزین افكار منفی كنید. اگر شما بطور دائمی درباره نقائص, تقصیرها و بدبیاری های زندگی خود تعمق و تفكر نمائید، خود پنداره و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید كرد. تمركز بر اسنادها, توانایی ها و مشاركت های شخصی مثبت, نگرشی متعادل در مورد خود و توانایی هایتان ایجاد خواهد كرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنید.
۴) كسانی را كه در صورت كشتن خودتان زندگی آنها آسیب خواهد دید, مشخص كنید. تعیین اینكه آیا كسی در زندگی خود به شما نیازمند است, كاری سخت است. بهرحال, ما همه در شبكه های اجتماعی درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود دارد كه رابطه ای معنی دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشید كه شما به حساب می آئید (برای دیگران مهم هستید), ارزشمندید و استحقاق این را دارید كه چیزها را بهتر سازید.
زندگی در دوره هایی از زمان سخت می گردد, همه فراز و نشیب دارند. یك بخش از خوبی زندگی در این است كه شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود.
اگر شما از افسردگی, ناامیدی و افكار خودكشی در رنج هستید, مطمئن باشید كه مراجعه به متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار كمك كننده خواهد بود.
دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

پیش گیری از خود کشی _ چرا مردم خودکشی می کنند ؟ | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:13 PM 

پیش گیری از خود کشی _ چرا مردم خودکشی می کنند ؟

 

 

خصوصيت مشترك ما بين افرادي كه اقدام به خودكشي مي كنند داشتن اين باور است كه خود كشي تنها راه حل غلبه بر احساسات غير قابل تحمل است .كشش خودكشي دراين است كه نهايتا به اين احساسات غيرقابل تحمل خاتمه مي دهد .درتراژدي خودكشي ،آشفتگي ومشكلات عاطفي به حدي شديد مي گردند كه فرد را دريافتن راه- هاي مختلف حل مشكل خود ناتوان مي سازند. رحالي كه راه حل‌هاي ديگري نيز وجود دارند.

همه ما درطول زندگي احساس تنهائي ،افسردگي ،بي كسي ونا اميدي را تجربه مي -كنيم .مرگ يكي از اعضاي خانواده وشكست دربرقراري ارتباط از جمله مواردي هستند كه اعتماد به نفس ما را تحت تأثير قرارداده احساس بي ارزشي را در ما  بوجود مي -آورند.ورشكستگي‌هاي اقتصادي نيز از جمله مشكلات عمده‌اي هستند كه بعضي از ما در طول زندگي كم و بيش با آن مواجه مي‌گرديم.  از آنجائي كه ساختار هيجاني هر شخص منحصر به فرد مي باشد هركدام ازما در شرايط مختلف پاسخهاي متفاوتي مي‌دهيم .

درتشخيص  اين كه آيا واقعا ٌفردي قصد خودكشي دارد لازم است اين موقعيت بحراني ،از ديدفردمورد ارزيابي قرارگيرد، چرا كه ممكن است موضوعي كه از ديد شما از اهميت كمي برخوردار است بنظر شخص ديگر بسيار مهم باشد ويا واقعه اي كه شما براي آن اهميتي قائل نمي‌شويد براي شخص ديگر بسيار ناراحت كننده و مهم تلقي گردد.

بدون توجه به ماهيت بحران ،اگر كسي احساس مي كند كه ديگر تحمل مشكلات را ندارد خطر اقدام به خودكشي ،به عنوان راه حل جذاب براي وي وجود دارد.

 

                              علائم خطر

حداقل 70 درصد كساني كه اقدام به خودكشي مي‌كنند قبل از اقدام ،به گونه‌اي قصد خودشان را نشان مي‌دهند .آگاهي از اين نشانه‌ها وحاد بودن مشكلات فرد ميتواند د ر پيشگيري از چنين تراژديهايي كمك كننده باشد. اگر شما فردي  را مي شناسيد كه در برقراري يك ارتباط هدفمند ويا رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده درموقعيت پراسترسي قرار دارد و يا حتي به دليل شكست درامتحان دچار مشكل مي‌باشد لازم است درصدد يافتن ساير علائم بحران برآئيد.

بسياري از افراد غالبا با ابراز جملاتي همچون " دلم مي خواهد خودم را بكشم   "يا  " نمي دانم چه مدت ديگر مي توانم اين فشارها ومشكلات را تحمل كنم " ،يا اينكه "من قرص‌هايم را براي روزي نگهداشته‌ام كه كارها واقعا بدتر گردد" ي" اخيرا طوري رانندگي مي كنم گوئي واقعا برايم اهميت نداردچه اتفاقي برايم پيش بيايد." ديگران را مستقيما از برنامه خود كشي خود مطلع ميگردانند.بطور كلي وجود احساس افسردگي ، ابراز درماندگي ،تنهايي ونا اميدي شديد مي تواند بيانگر افكار منجر به خودكشي درفرد باشد.گوش دادن به صحبتهاي فرد كه نشانة درخواست كمك از طرف اوست حائز اهميت بسياري است چرا كه معمولا اين گونه صحبتها تلاش نا اميدانه فرد جهت برقراري ارتباط ، دريافت كمك و درك مشكلاتش توسط ديگران مي باشد.

بيشتر اوقات دررفتار بيروني افرادي كه به فكر خودكشي مي افتند تغييراتي ديده مي‌شود آنها ممكن است با بخشيدن اموال قيمتي خود ومرتب كردن كارهايشان خود را براي مرگ آماده كنند .آنها همچنين ممكن است از اطرافيان خود كناره گيري نموده الگوي خواب و خوراك خود را تغيير دهند ويا علاقه‌أشان را نسبت به فعاليتها يا ارتباطات  گذشته‌اشان از دست بدهند.

چنين تغييرات ناگهاني وشديد مي تواند به عنوان زنگ خطر تلقي گردد چرا كه با اين تغييرات فرد خود را درموقعيتي مي بيند كه بزودي مشكلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد يافت .

 

                                باورهاي غلط وحقايقي راجع به خودكشي

q                                باور غلط : فرد بايد ديوانه باشد كه حتي فكر خودكشي به سرش بزند .

q                                حقيقت : بيشتر مردم گاهگاهي درطول زندگي خود درمورد خودكشي فكر كرده‌اند. بسياري از افرادي كه خودكشي مي‌كنند ويا اقدام به خود كشي حقيقت : اغلب مواقع عكس قضيه درست است ،كساني كه اقدام‌هاي قبلي خودكشي داشته‌اند بيشتر در معرض خطر خودكشي قرار دارند.براي بعضي از اين افراد، خودكشي دردفعات دوم  و سوم آسانتر مي‌باشد.

q                                باور غلط :كساني كه قصد جدي خودكشي دارند هيچ كاري را نمي‌توان براي آنها انجام داد .

q                                حقيقت :بيشتر بحرانها ي منجر به خودكشي ،محدود به زمان بوده و براساس افكار مبهم صورت گر فته‌لند .كساني كه اقدام به خودكشي مي‌كنند به نحوي قصد فرار از مشكلات را دارند .درحالي كه آنها مي‌بايد مستقيما با مشكلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهاي ديگري را بيابند .راه حلهايي كه با كمك افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمايت آنها اين افراد قادر خواهند بود دقيق تر راجع به مسائل فكر كنند.

q                                باور غلط: صحبت راجع به خودكشي مي تواند ايده خودكشي را در فرد بوجود آورد.

q                                حقيقت :بحران و آشفتگي‌هاي هيجاني ناشي از آن ،فكر راجع  به خود كشي را در ذهن فرد مستعد ايجاد نموده است .علاقمندي وصحبت مستقيم راجع به خودكشي ،اين اجازه را به فرد مي‌دهد فشار يا ناراحتي صحبت دربارة مشكلات خود را تجربه نمايد كه اين امر مي‌تواند منجر به كاهش اضطراب در وي گردد.اين گونه صحبتها همچنين باعث مي‌شود فردي كه قصد خودكشي دارد كمتر احساس تنهايي يا انزوا داشته واحتمالا براي وي تسكين دهنده نيز باشد.

 

                                چگونه ميتوان به فردي كه قصد خودكشي دارد كمك نمود:

اغلب خودكشي ها را مي توان با اقدام‌هاي بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پيشگيري نمود. اگر فردي راكه قصد خودكشي دارد مي شناسيد لازم است اقدامات زير را انجام دهيد :

q                                خونسرد باشيد:دربيشتر موارد عجله‌اي دركار نيست .بنشينيد و واقعا به صحبتهاي فرد گوش فرا دهيد وضمن درك،حمايتهاي عاطفي خود را در مورد وي اعمال نمائيد.

q                                بطور مستقيم راجع به خودكشي بحث نمائيد. بيشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمي داشته و آماده دريافت هرنوع كمكي هستند . از صحبت يا سؤال مستقيم راجع به خودكشي ،ترس و وحشتي بخود راه ندهيد.

q                                فرد را به استفاده از روش‌هاي حل مسئله واقدامات مثبت تشويق وترغيب نمائيد بخاطر داشته باشيد فردي كه در موقعيت بحران عاطفي قرار دارد نمي تواند منطقي ودقيق فكر كند. اورا از هر گونه اقدام جدي وتصميمات غير قابل برگشت درموقعيت بحران باز داريد وراجع به تغييرات مثبتي كه اميد به زندگي را در وي افزايش مي دهد بحث وگفتگو نمائيد.

q                                از ديگر افراد كمك بگيريد.عليرغم اينكه شما قصد كمك را داريد،سعي نكنيد با ايفاي نقش مشاور تمام مسئوليت را خود برعهده بگيريد .درجستجوي افرادي كه بتوانند در زمينه‌هاي تخصصي به شما كمك كنند برآييد ،حتي اگر به قيمت از بين رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهيد فرد مشكل دار بفهمد كه شما براي وي اهميت قائليد ونسبت به او چنان علاقمنديد كه قصد گرفتن كمك از ديگران جهت رفع مشكلات وي را داريد.

 

                                اطلاعات ارائه شده را مي توان چنين خلاصه نمودكه:

بحران منجر به خودكشي موقتي است .غير قابل تحمل ترين دردها و ناراحتي ها نيز مي توانند تحمل گردند .كمك هميشه در دسترس شماست .

q           كرده‌اند افراد با هوشي بوده‌اند كه در موقعيت بحران ، انتظار بيش از حدي از خود داشته وموقتا دچار آشفتگي وپريشاني احوال شده‌اند .

q           باور غلط : كسا ني كه يك بار اقدام جدي براي خودكشي داشته‌لند رغبتي براي اقدام مجدد ندارند .

 

ترجمه : نسرين مصباح

منبع :  University  Of Illinois - Counseling Center

http://iransco.org/Br_PIshgIrIkhodkoshI.asp

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

بحران خودكشي | شنبه هجدهم آبان 1387 | 1:55 PM 

 

بحران خودكشي

   آيا تاكنون با پيشامدهاي ناكام كننده اي در زندگي مواجه شده ايد، طوري كه دلتان بخواهد به همه چيز خاتمه دهيد؟ آيا تاكنون مرگ به عنوان راه حلي بهتر از مبارزه با زندگي برايتان مطرح شده است؟ بسياري از مردم در دوره اي از زندگي خود به مرگ فكر كرده اند ولي تعداد بسيار كمي از آنها واقعاً به خودكشي عمل مي كنند. بحران خودكشي تجربه اي مغشوش كننده, دردناك و سخت است. براي بيرون آمدن از بحران خودكشي, تعيين عوامل ايجاد كننده بحران, فهم احساسات شخص خودكشي كننده و مواجهه با افكار خودكشي گرا مسائل بسيار مهم و اساسي هستند.

چه چيزي به بحران خودكشي منجر مي شود؟

يك بحران خودكشي معمولاً توسط يك تجربه آسيب زا و يا مجموعه اي از تجارب كه احساس ارزشمندي شخص را پايمال مي كنند, ايجاد مي شود. اين تجارب شامل يك فقدان اساسي, ناكامي در نيل به اهداف شخصي و يا مشكلات شخصي دراز مدت مي باشند. زماني كه نظام مقابله اي شخص قادر به رويارويي با تجارب منفي زندگي نباشد, افسردگي و يأس ناشي از آن مي تواند شخص را به افكار خودكشي آسيب پذير نمايد.

 احساسات شخص خودكشي كننده

عموماً شخص در معرض خودكشي به دليل احساس بيگانگي از تعاملات اجتماعي كناره گيري مي كند. او در پس انبوه جمعيت احساس انزوا و تنهايي مي نمايد. نيروي لازم براي عملكردهاي روزانه كاهش مي يابد. احساس خستگي و نوسانات خلقي ايجاد مي شوند. خواب, خوراك و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج مي گردند. شخص ممكن است بدليل سخت و غير قابل تحمل بودن الزامات زندگي از خوردن خودداري كند, در خواب مشكل داشته باشد, كلاس درس يا كار خود را فراموش كند و از آرايش ظاهري خود غفلت نمايد. عواطف خشم, آسيب و غمگيني احساس نااميدي و درماندگي فرد را در بر مي گيرد.

شيوه هاي مواجهه با افكار خودكشي

در زير چند راهبرد جهت مواجهه با معماي بحران خودكشي ذكر شده است. نكته كليدي براي پيشرفت از طريق اين حالت, برقرار كردن رابطه با يك شخص و مشاركت در يافتن راههاي جايگزين جهت (توجيه) زندگي (زنده ماندن) است.

        1)    ترسها، ناكامي ها و نگراني هاي خود را با والدين, دوست, همسر, استاد, مشاور يا يك روحاني در ميان بگذاريد. اگر شما راه حلي براي مشكلات نداريد به اين معني نيست كه براي آن مشكلات ديگر هيچ راه حلي وجود ندارد. ابراز افكار و احساساتتان آغاز كننده فرايندي است كه از طريق آن نيرو, اميد و احساس ارزشمندي مجدداً ايجاد شده و به كشف راه حل هاي ديگر جهت حل و فصل بحران منجر مي گردد. اگر افكار خودكشي پيش از چند روز طول كشيد, كمك حرفه اي و تخصصي الزامي خواهد بود.

 

        2)   آنچه را كه موجب ناراحتي شما مي شود بطور مشخص بنويسيد. علاوه بر اين, چگونگي رويارويي تان با مشكلات را معين كنيد. با مشخص كردن آنچه جهت مقابله با يك موضوع خاص انجام مي دهيد, دريچه ذهن خود را براي راه حلهاي ديگر باز مي گذاريد.

 

        3)       افكار مثبت را جايگزين افكار منفي كنيد. اگر شما بطور دائمي درباره نقائص, تقصيرها و بدبياري هاي زندگي خود تعمق و تفكر نمائيد، خود پنداره و نگرشي منفي در مورد آينده را دروني خواهيد كرد. تمركز بر اسنادها, توانايي ها و مشاركت هاي شخصي مثبت, نگرشي متعادل در  مورد خود و توانايي هايتان ايجاد خواهد كرد. در بعضي اوقات جهت ايجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنيد.

 

        4)     كساني را كه در صورت كشتن خودتان زندگي آنها آسيب خواهد ديد, مشخص كنيد. تعيين اينكه آيا كسي در زندگي خود به شما نيازمند است, كاري سخت است. بهرحال, ما همه در شبكه هاي اجتماعي درگير هستيم و در هر لحظه از زمان شخصي وجود دارد كه رابطه اي معني دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشيد كه شما به حساب مي آئيد (براي ديگران مهم هستيد), ارزشمنديد و استحقاق اين را داريد كه چيزها را بهتر سازيد.

  زندگي در دوره هايي از زمان سخت مي گردد, همه فراز و نشيب دارند. يك بخش از خوبي زندگي در اين است كه شما اميدواريد فردا بهتر از ديروز خواهد بود.

  اگر شما از افسردگي, نااميدي و افكار خودكشي در رنج هستيد, مطمئن باشيد كه مراجعه به متخصصين بهداشت رواني براي شما بسيار كمك كننده خواهد بود.

ترجمه : مجيد محمودعليلو , كارشناس دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم, تحقيقات و فناوري و  همكار مركز مشاوره دانشگاه تهران

 http://iransco.org/Br_KhodkoshI.asp
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

| شنبه هجدهم آبان 1387 | 1:25 PM 

دعای عرفه (انصاریان)

دعای کمیل (ارضی)

دعای کمیل (انصاریان)

دعای کمیل (کافی)

دعای کمیل (منصوری)

دعای کمیل (طاهری)

دعای مجیر (ارضی)

دعای مجیر (حدادیان)

دعای ندبه (انصاریان)

دعای ندبه (کافی)

دعای ندبه (منصوری)

دعای سمات (کافی)

دعای توسل (رستگار)

دعای توسل (سماواتی)

حدیث کسا (حدادیان)

حدیث کسا (کافی)

مناجات حضرت علی (ع) (نورایی)

مناجات حضرت علی (ع) (رفیعی)

مناجات حضرت علی (ع) (طاهری)

زیارت آل یاسین (موسوی)

دعای عهد (موسوی)

زیارت امین الله (سماواتی)

زیارت امین الله (طاهری)

زیارت عاشورا (ارضی)

زیارت عاشورا (منصوی)

زیارت عاشورا (طاهری)

زیارت حضرت زهرا (س) (طاهری)

زیارت جامعه کبیره (ارضی)

 

دعای ابو حمزه ثمالی (رفیعی)

دعای سحر (صالحی)

دعای جوشن کبیر (مرشدلو)

دعای افتتاح (ارضی)

دعای افتتاح (حدادیان)

دعای افتتاح (طاهری)

مراسم احیا (حدادیان)

مراسم احیا (طاهری)

 

 

مجموعه ادعيه با صداي استاد فرهمند

 

 

 

زیارت آل یاسین

دعای فرج

دعای عهد

دعای عظم البلا

دعای ندبه

دعای صباح

دعای توسل

دعای مشلول

زیارت روز جمعه

دعای اللهم اصلح

زیارت آل یاسین (لهجه عربی)

 

مناجات 1

مناجات 2

 

 

 

 

دعای ایام هفته

 

دعای شنبه

دعای یکشنبه                                                                                                                           

دعای دوشنبه

دعای سه شنبه

دعای چهار شنبه

دعای پنج شنبه

دعای جمعه

منبع:وبلاگ دانشجویان حقوق ابادان
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

VIRTUAL PC 2007 | شنبه هجدهم آبان 1387 | 1:20 PM 

تعداد دريافت :928
حجم فايل :31.72 MB
1387/8/2
احتمالا تا به حال بر روی ویندوز خود در حال کار کردن بودید و ناگهان به موردی برخوردید که نیاز به نصب ویندوز 98 داشتید به کمک این نرم افزار شما قادر به این خواهید بود که بدون نصب ویندوز و یا دردسر های آن مانند پارتیشن بندی و ... ویندوزی در کامپیوتر خود با همه ی خصوصیات آن داشته باشید.این برنامه به صورت مجازی محیطی دلچسب را برای شما به وجود می آورد. پس از نصب نرم افزار شما یک کامپیوتر مجازی رو در کامپیوتر خانگی خودتون شبیه سازی میکنین. یعنی میتونید در این کامپیوتر مجازی مثل کامپیوتر واقعی خودتون ویندوز نصب کنید ، پارتیشن بندی کنید ، فایلها رو به اشتراک بگذارید ، و از همه مهمتر ویندوز اصلی خودتون رو با کمک این برنامه تعمیر کنید! ناگفته نماند که شما هر بلائی که دلتون میخواد میتونید سر این این سیتم مجازی و ویندوزش بیارین چون هیچ تأثیری روی کامپیوتر و ویندوز اصلیتون نداره. مطمئن باشین. این نرم افزار معمولاً بیشتر مورد استفاده برنامه نویسان قرار میگیره تا بتونن با خیالی راحت و آسوده برنامه های اجرائی خودشون رو در محیط مجازی این نرم افزار به نمایش بزارن و از خطرهای احتمالی که ممکنه برای سیستم عامل پیش بیاد جلوگیری کنن.
    
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

اقدام برای ترک دادن و رهنمودهایی جهت ارجاع دانشجوی معتاد | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:58 AM 

برای موفق شدن هزار راه نرفته وجود دارد

 

اقدام برای ترک دادن و رهنمودهایی جهت ارجاع دانشجوی معتاد

   تمام معتادان مستقيما براي ترك اعتياد مراجعه نمي كنند. بسياري از آنان ممكن است براي حل مشكلات طبي ، رواني ، اجتماعي ثانويه اعتياد به مراكز درماني مراجعه نمايند. شما بايد به اين نشانه هاي غيرمستقيم آگاه بوده و در شناسايي معتادان هوشيار باشيد. وجود هر يك از علايم زير مي تواند نشان دهندهٌ سوء مصرف مواد باشد.

ابتلاء به علايم جسمي و يا بيماريهايي كه ممكن است از سوء مصرف مواد ناشي شوند. مانند : يبوست مزمن ، تپش قلب ، عفونت هاي پوستي ، التهاي معده ، بيماريهاي كبدي .مسموميت دارويي (اقدام به خودكشي و يا مسموميت اتفاقي )حوادث و تصادفات مكرر

علايم خاص روانپزشكي مانند : تغييرات رفتاري ، پرخاشگري ، افسردگي ، بي تفاوتي ، ناتواني جنسي ، توهم و يا هذيان ، كاهش سطح هوشياري مشكلات قانوني مكرر،انجام ندادن وظايف خانوادگي ، افت كاركرد شغلي فرد و يا تغييرات شخصيتي درخواست بي دليل يا بيش از حد براي تحويز داروهاي آرامبخش و مسكن .

چگونه مي‌توانم با دانشجويي كه سوء مصرف مواد يا الكل دارد، صحبت كنم؟

بدون شك اين كار از مشكل‌ترين وظيفه‌هاي شماست. بدانيد بعضي از افراد مشكل را ناديده مي‌گيرند و بر اين گمانند كه مشكل خودبخود حل مي‌شود. بخاطر داشته باشيد كه مشكلات مربوط به سوء مصرف و وابستگي به مواد هر روز بدتر و بدتر مي‌شوند. و اين مسووليت شماست كه به اين مشكل رسيدگي كنيد. افراد جهت تغيير از مراحلي مي‌گذرند. بنابراين بدانيد تغيير براحتي صورت نمي‌گيرد.

مراحل تغيير

1ـ مرحله پيش تامل: افراد در اين مرحله درباره مصرف مواد نگراني ندارند و تغيير رفتارشان را مدنظر قرار نمي‌دهند.در اين مرحله شما مي‌توانيد دو كار انجام دهيد.

الف ـ شك دانشجو را در مورد اين باور كه مصرف مواد بي‌ضرر است برانگيزيد.

ب ـ اين باور را در دانشجو ايجاد كنيد كه سوء‌مصرف مواد در حال حاضر يا اينده نتايج منفي در پي خواهد داشت.

2ـ مرحله تامل: در مرحله تامل،‌ افراد مايلند كه به مشكلات آنها توجه شود ولي باز هم احتمال ندارد كه با اراده خود به قطع مصرف فكر كنند.

در اين مرحله شما مي‌توانيد كارهايي زير انجام دهيد:

الف: در مورد سود و زيانها و پيامدهاي همراه با سوء مصرف مواد براي مراجع بازخورد سازنده فراهم سازيد.

ب: مراجع را تشويق كنيد تا الگوي رفتاري منفي (سوء مصرف مواد) را تغيير دهد.

ج: موانع عاطفي و عيني دانشجو را جهت تغيير مورد شناسايي قرار دهيد.

د: دانشجو را نسبت به منابع سازگاري و فردي و سبك زندگي عاري از مواد آگاه كنيد.

3ـ مرحله آمادگي: در مرحله آمادگي، افراد قصد دارند به منظور قطع مصرف دارو يا مواد به اعمالي دست بزنند ولي به توانايي پيشرفت در اين مسير اطمينان ندارند.

در اين مرحله شما مي‌توانيد كارهايي زير را انجام دهيد:

1ـ هدف‌هاي دانشجو و استراتژيهاي او براي تغيير روشن كنيد.

ب: درباره درمانهاي مختلف و منابع كمك دهي كه در اختيار دانشجو مي‌تواند قرار گيرد صحبت كنيد.

ج: با اجازه دانشجو تجربه و توصيه خود را ارائه كنيد.

د: از او بپرسيد كه چه كسي ميتواند به او كمك كند.

هـ: مشكلات عمده مثل مسائل قانوني، مالي يا سلامتي او را جويا شويد.

4ـ مرحله اقدام: ‌دراين مرحله افراد مصرف مواد را كاهش مي‌دهند.شما مي‌توانيد در اين مرحله اقدامات زير را انجام

 دهيد:

الف: دانشجو را تشويق كنيد كه برنامه درماني را ادامه دهد و اهيمت بهبودي را به او گوشزد كنيد.

ب: مشكلات مراجعان را در مراحل اوليه درمان به آنها گوشزد كنيد.

ج: به دانشجو كمك از موقعيت‌هاي پرخطر جهت مصرف مواد پرهيز كند.

د: به دانشجو كمك كنيد تقويت كننده‌‌هاي جديد در زندگي خود پيدا كند.

هـ: از حمايت عاطفي و خانوادگي او مطلع شويد و به او كمك كنيد اين حمايت را بدست آورد.

در اين مرحله شما مي‌توانيد اقدامات زير را انجام دهيد.

الف: به دانشجو كمك كنيد كه او منابع لذتي غير از مصرف مواد پيدا كنيد.

ب: از تغيير سبك زندگي دانشجو بعد از ترك مواد حمايت كنيد.

ج: كفايت شخصي دانشجو و اينكه مي‌تواند بدون مصرف مواد نيز زندگي كند تائيد كنيد.

د: تماس حمايتي خود را با او حفظ كنيد.

در برخورد اول با دانشجويي كه گمان مي‌كنيد مواد مصرف مي‌كند نكات كلي زير بايد مدنظر قرار دهيد.

هميشه در يك جلسه رويارو با دانشجو صحبت كنيد. سعي كنيد جلسه را محرمانه و خصوصي نگه داريد.

با احترام با دانشجو رفتار كنيد.

بسياري از افراد به هنگام صحبت كردن عصباني و پرخاشگر هستند. سعي كنيد خشم خود را كنترل كنيد تا موضوع تحت الشعاع قرار نگيرد

آرام باشيد.

قضاوت نكنيد.

 بر عملكرد تحصيلي دانشجو تمركز كنيد.

به طور مستند و مستدل براي دانشجو مثال بياوريد.

در مورد قوانين تهديد نكنيد.

در ارتباط خود با دانشجو علاقه خود را جهت كمك به او بيان كنيد.

 در همين وقت از محدوديت‌هاي خود در جهت كمك به او واقف باشيد.

آشنايي خود را با سرويس‌هاي حمايتي و مراكز مشاوره و درماني نشان دهيد.

آگاه باشيد كه ارزشهاي شخصي و اعتقادات شما بر دانشجو تأثير گذار نباشد و در اين بين طرفي شما خدشه‌دار نشود.

بدانيد كه دانشجو ممكن است احساسي غير واقعي در مورد قدرت شما و دانشگاه داشته باشد و تصور كند كه شما زندگي و آينده او را مي‌خواهيد كنترل كنيد. اين احساس او را بفهميد.

اعتماد و اطمينان او را جلب كنيد. اتحادي كه بين شما و دانشجو ايجاد مي‌شود پايه و اساس اعتماد او را فراهم مي‌سازد و همين اعتماد به او كمك مي‌كند تا رفتار سوء مصرف خود را تغيير دهد.

در هنگام اشاره به مشكل و صحبت راجع‌به سوء مصرف مواد، دانشجو ممكن است مكانيسم‌هاي دفاعي زير را مورد استفاده قرار دهد:

انكار: دانشجو وجود مشكل را انكار مي‌كند و اظهار مي‌دارد شما و ديگران اشتباه مي‌كنيد.

كارهايي كه مي‌توانيد بدين هنگام انجام دهيد:

آرام بمانيد.

بر عملكرد تحصيلي يا شغلي دانشجو در اين اواخر اشاره كنيد.

فقط بر موضوعات شغلي و تحصيلي او اشاره كنيد و تمركز خود را بر اين موضوعات قرار دهيد.

*   نكته: ممكن است در اين هنگام دانشجو بخواهد درباره موضوعات شخصي كه باعث افت عملكرد او شده است صحبت كند.

تهديد: دانشجو ممكن است شما را تهديد به شكايت كند. يا اينكه بگويد اگر او را به حال خود وانگذاري در محل دانشكده يا خوابگاه قشقرق به راه مي‌اندازد.

1ـ به دانشجو بگوئيد كه او ممكن است هركاري مي‌‌خواهد بكند اما شما به عنوان يك استاد يا كارمند وظيفه داريد خط و مشي دانشگاه را رعايت كنيد و راه‌حلي پيدا كنيد كه هم دانشگاه و هم دانشجو متقابلاً سود ببرند.

2ـ اگر فكر مي‌كنيد كه در حال از دست دادن بي طرفي خود هستيد، يا براي حل تمارض بوجود آمده نياز به كمك داريد. از فرد ديگري كمك بخواهيد.

دليل تراشي: دانشجو به منظور اجتناب از موضوع اصلي، عذر و بهانه‌هايي مي‌آورد.

اگر اين ترم اين قدر درسهايم سخت نبودند،‌ من اينقدر گرفتار نمي‌شدم، يا اينكه شبها مجبورم بخاطر اينكه بيدار بمانم مواد مصرف كنم.

2ـ بر عملكرد تحصيلي يا شغلي دانشجو در اين اواخر اشاره كنيد.

3ـ به شخص كمك كنيد بداند كه راه‌حلي جهت كمك و درمان او وجود دارد.

خشم: دانشجو خشمگين مي‌شود. فرياد مي‌كشد تا شما از عنوان كردن مطلب درست برداريد كارهايي كه مي‌توانيد بدين هنگام انجام دهيد.

واكنش نشان ندهيد.

اجازه دهيد دانشجو آرامش خود را بازيابد.

 پس از آرامش دوباره، از آن جايي كه مطلب را قطع كرده‌ايد، مجدداً شروع كنيد.

اگر ضروري است، ترتيب جلسه ديگر بدهيد.

* نكته: نادر است كه يك دانشجو در بار اول صحبت‌هاي شما را قبول كند و به درمان مراجعه كند.

رهنمودهايي كلي جهت ارجاع دانشجو

1ـ وقتي فكر مي‌كنيد دانشجويي ممكن است از خدمات مشاوره‌اي يا درماني بهره ببرد، مستقيماً به او بگوئيد.

 سعي نكنيد دانشجو را فريب دهيد.

مثال: بنظر مي‌رسد كه اين وضعيت براي شما استرس‌آميز باشد بطوري كه سلامتي شما را تهديد مي‌كند و به پيشرفت تحصيلي شما نيز لطمه وارد مي‌كند، بسياري از افراد از اينكه به چنين مراكزي مراجعه كرده‌اند، آنرا مفيد يافته‌اند.

2ـ روشن سازيد كه توجه شما به علت نگراني از وضعيت اوست. فقط الگوهاي رفتاري او رامدنظر قرار دهيد واز برچسب معتاد بودن به او بپرهيزيد.

مثال: شما تقريباً در اين ماه در اكثر كلاسها غيبت داشته‌اي و به نظر مي‌رسد مشكلاتي داشته‌ايد چنين جمله‌اي نگوئيد: تو قبلاً دانشجوي خوبي بودي اما اكنون غير قابل اعتمادي،‌ تو معتاد شده‌اي.

3ـ عجله نكنيد. بجز درموارد اورژانس، به دانشجو اجازه دهيد حق انتخاب داشته باشد كه مراجعه بكند يا خير. اگر دانشجو شكاك است يا به هر دليلي مايل نيست،‌ بپذيرد. تا دانشجو احساس آزادي كند بدون اينكه شما را طرد كند. به دانشجو فرصت دهيد تا خود فكر كند. اگر دانشجو با صحبت امتناع كرده به تصميم او احترام بگذاريد. اما موضوع را در زمان مناسب ديگر پيگيري كنيد. اگر شما سماجت كنيد در گشوده شده را براي هميشه مي‌بنديد و جايي براي توصيه‌هاي بيشتر باقي نمي‌گذاريد و دانشجو احساس مي‌كند براي حفظ استقلالش توصيه‌هاي شما را نپذيرد.

مثال: بسياري از افراد از رفتن به مركز مشاوره بي ميل هستند و درباره آن فكر نمي‌كنند. تا اينجا صحبت در اين باره كافي است و ما مي‌توانيم در فرصت ديگر در اين باره صحبت كنيم.

* نكته: به خاطر داشته باشيد تصميم نهايي جهت مراجعه با دانشجوست نه با شما. گرجه اين مساله براي شما دردناك است.

4ـ اگر دانشجو رفتن به مركز مشاوره يا بيمارستان با پذيرفت، به هر سوال يا نگراني كه او در مورد مشاوره دارد توجه كنيد. (موضوع اعتماد، يا اينكه او ديوانه نيست). اطلاعاتي كه بين شما رد و بدل مي‌شوند بسيار مهم هستند.

بعد از اينكه با دانشجو در مورد لزوم رفتن به مركز مشاوره صحبت كرديد شما مي‌توانيد چنين جمله‌اي به او بگوئيد:

 ما مي‌توانيم به مركز زنگ بزنيم و آمدن شما را اطلاع دهيم. آيا دوست داري من زنگ بزنم يا خودتان اينكار را انجام مي‌دهيد.

5ـ به دانشجو بگوئيد اگر او مايل باشد شما مشتاق هستيد اطلاعاتي در مورد ماهيت سوء مصرف مواد به او بدهيد.

 اگر دانشجو در آن زمان براي تماس با مركز مشاوره آماده نيست او را تشويق كنيد كه به زودي تماس برقرار كند.

6ـ علاقه خود را نشان دهيد و حمايت مداوم فراهم آوريد.

7ـ ممكن است شما به مركز مشاوره زنگ بزنيد و بپرسيد كه آيا دانشجو مراجعه كرده يا خير. مراكز مشاوره يا درماني به خاطر مساله رازداري ممكن است چيزي به شما نگويند. اين مساله نبايد شما را نااميد كند.

نكته: موضوع اعتماد يك نقش مهم در پذيرفتن درمان از سوي دانشجو دارد. گاهي لازم است درمان در مركزي دور از دانشكده يا خوابگاه صورت گيرد. گاهي نيز لازم است فرد در ساعاتي در برنامه درماني حضور يابد و بقيه لحظات در دانشكده و خوابگاه حاضر باشد.

وقتي دانشجويي در محيط دانشگاه يا خوابگاه تحت تأثير مواد است شما چه كار مي‌توانيد انجام دهيد؟

اگر حدس زديد كه دانشجو مواد يا الكل مصرف كرده است، شما وظيفه داريد هم دانشجو و هم بقيه افراد را از خطرات احتمال مواظبت كنيد.

1ـ دانشجو را با اين مطلب كه آيا او الكل نوشيده يا تحت تاثير مواد است، رويارو نكنيد. در اين موقع بهتر است او به مركز بهداشت يا بيمارستاني جهت ارزيابي اعزام گردد.

وقتي احساس كرديد كه به دانشجو اخيراً وظايف و عملكرد تحصيلي خود را به درستي انجام نمي‌دهد، بهترين كار ارجاع او جهت ارزيابي پزشكي است. بعد از اينكه شما مشكل را تشخيص داديد بهترين كار ارجاع است و تلف كردن زمان معقولانه نيست. وقتي دانشجو بنظر مي‌رسد نمي‌تواند وظايف و عملكرد خود را بدرستي انجام دهد، شما

 بهتر است فوراً در مورد بيماري جسمي پرس و جو كنيد. بدانيد كه بعضي از علائم جسمي مربوط به سوء‌مصرف مواد و الكل ممكن است به ديگر مشكلات بهداشتي نيز مربوط باشند.

اگر به نظر شما، دانشجو اخيراً وظايف خود را بدرستي انجام نمي‌دهد،‌ شما بايد قدم‌هاي زير را برداريد:

1ـ اگر دانشجو در انجام تكاليفش ناتوان است. او را فوراً به مراكز درماني ارجاع دهيد. اگر دانشجو از رفتن به مركز درماني امتناع مي‌ورزد. از اعضاي خانواده دانشجو بخواهيد ترتيب اينكار را بدهند. بستگي به شرايط ممكن لازم باشد آمبولانس يا پليس خبر كنيد.

2ـ خيلي مفيد است قبل از بردن و يا رفتن دانشجو به مركز درماني، شما خبر دهيد.

3ـ بعد از انجام معاينات فيزيكي، پزشك مركز شما يا سرپرست دانشگاه يا خوابگاه را مطلع خواهد كرد كه آيا دانشجو:

الف ـ مي‌تواند به دانشكده برگردد.

ب ـ بايد درمركز جهت اقدامات دراني بيشتر نگه داشته شود.

ج ـ مستقيماً به يك مركز بستري ارجاع داده شود.

د ـ يا اينكه به خانه برود.

4ـ اگر دانشجو نياز است به خانه برود، وظيفه شما است كه ترتيب اعزام ايشان را به خانه بدهيد به او اجازه رانندگي يا كار با ابزار دقيق نبايد داده شود. اين مطلب در طي تماس حضوري يا تلفني يا خانواده دانشجو بايد گفته شود.

 ايده‌آل اين است كه يك عضو خانواده دانشجو همراه دانشجو باشد.

5ـ وقتي دانشجو سفارش شد به خانه برود، پزشك مركز نبايد اين دليل كه چرا دانشجو بايد به خانه برود افشاء كند.

 بلكه فقط مي‌تواند اظهار كند فعلاً دانشجو نمي‌تواند در دانشكده باشد. بعد از اينكه ترتيب انتقال دانشجو به خانه داده شد هر اقدام مشاوره‌اي يا هرگونه مداخله‌اي بعدي بايد مشخص شود.

6ـ مهم است كه دانشگاه وضعيت دانشجو را پيگيري كند و با او صحبت كند.

7ـ قبل از اينكه دانشجو به دانشكده برگدد بايد جلسه ارزيابي وضعيت سلامت ايشان انجام گيرد.

* نكته:‌ يك قانون سرانگشتي بسيار مهم اينست كه شما به هنگام رويارويي با دانشجويي كه فكر مي‌كنيد الكل يا مواد مصرف كرده نبايد حدس خود را اظهار كنيد. شما در موقعيتي نيستيد كه بتوانيد ارزيابي كنيد. وظيفه شما اين است كه عملكرد و وضعيت تحصيلي آنها را ارزيابي كنيد و كاري كنيد كه آنها احساس كنند به كمك نياز دارند. اگر آنها دست نياز به سوي شما دراز كنند مطمئناً ارزيابي آنها نيز در يك زمينه مناسب انجام مي‌شود. بسياري از افراد بيشتر راحت خواهند بود كه در مركز درماني در مورد مصرف مواد يا الكل خود صحبت كنند.به هنگام تماس با يك مركز يا بيمارستان موارد زير را در نظر بگيريد.

نام دانشجو، خودتان و دانشكده

موقعيت خود را شرح دهيد و نوع كمكي كه مورد نياز است توضيح دهيد.

اگر شخص خطرناك است يا امكان فرار ناگهاني او وجود دارد توصيف دقيق شخص لازم است

آگاه باشيد كه پاسخ پزشك يا فرد پاسخ دهنده به تلفن شما ممكن است كوتاه باشد.

http://iransco.orgمنبع
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

برنامه پيشگيري اوليه از سوء مصرف مواد در محيط‌هاي دانشگاهي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:43 AM 

   

1ـ بر مبناي بررسي‌هاي انجام گرفته (دي جونگ و همكاران، 1998؛ آستين، 1997)، راهبرد پيشگيري سه بخشي (Tree-Pronged Prevention Strategy)، كه از سه برنامه موفق پيشگيرانه مبتني بر محيط دانشگاه (College - Based Prevention) به دست آمده، تأييدات بسياري به دست آورده است، اين سه برنامه عبارتند از:

1ـ برنامه ادغام در برنامه درسي (Curriculum infusion program)

2ـ فعاليت رسانه‌اي در زمينه هنجاري اجتماعي (Social norms media campaign

3ـ طرح آموزش همگنان (Peer-education project)

1ـ برنامة ادغام در برنامه درسي

    در اين برنامه، موضوعات پيشگيري از سوء مصرف مواد و الكل درون برنامه‌هاي درس، در طيفي از دروس ارائه شونده از سوي دانشكده‌ها گنجانده مي‌شود. خصوصاً رشته‌هايي چون روانشناسي، جامعه شناسي، علوم ارتباطات، حقوق و علوم سياسي، تاريخ، اقتصاد و مديريت كه قابليت بهترين براي جذب محتواهاي پيشگيرانه دارند و مي‌توانند در دروس خود به انتقال و ادغام موضوعات در زمينه پيشگيري از مصرف مواد بپردازند. براي مثال، در دانشكده علوم اجتماعي و جامعه شناسي، طي يك يا چند هفته مي‌توان از اين موضوع بحث كرد كه چگونه هنجارهاي اجتماعي بر رفتار مصرف مواد اثر مي‌گذارد يا در كلاسهاي دانشكده حقوق،‌ راههايي را كه مصرف مواد و الكل بهاقدامات خشونت بار ياجنايي مي‌انجامـد، موضوع بحث قرار گيرد. در نتيجه هر رشته به فراخور محتواي ويژه خود، دانشجويان را در معرض پيام‌هايي در ارتباط با سوء مصرف مواد قرار مي‌دهد. اين مدل بر اين فرض استوار است كه مشكلات مرتبط با سوء مصرف مواد ناشي از بي توجهي دانشجويان نسبت به خطرات مصرف است.

2ـ فعاليت رسانه‌اي در زمينه هنجارهاي اجتماعي  در اين برنامه، به منظور مبارزه با سوء فهم‌هاي گسترده دانشجويان در زمينه‌ هنجارهاي اجتماعي مربتط با سوء مصرف مواد تلاش مي‌شود. هدف اصلاح سوء فهم‌ها است. در اين زمينه از طريق مجلات، مقالات دانشجويي، تبليغات، سمينارهاي دانشجويي، پوستر و بروشور، در زمينه پيشگيري از مصرف اقدام صورت مي‌گيرد.

    اقدامات رسانه‌اي در بوفه‌ها، كافه‌ها و ديگر فضاهايي كه دانشجويان در آن گردهم مي‌آيند، انجام مي‌گيرد و تصحيح نگرش و باورهاي فرد، هدف قرار مي‌گيرد.
3ـ طرح آموزش همگنان

    در اين برنامه دانشجوياني با شرايط خاص (براي مثال، ورزشكار بودن، عضو انجمن خاص بودن و موفق در تحصيل بودن انتخاب مي شوند و آموزش مي‌گيرند تا روي ساير دانشجويان خصوصاً اعضاي انجمن‌هايي كه خود عضوي از آن هستند، برنامه‌هاي پيشگيرانه و حمايتي را به كار بگذارند. از جمله وظايف اين مربيان بهداشتي،‌ فراهم‌سازي زمينه براي گردهم آيي‌هاي سالم اجتماعي، تشكيلشب‌هاي فيلم، كنسرت، كارگاههاي آموزشي با هدايت متخصصان باليني در زمينه پيشگيري از سوء مصرف و نيز تشخيص به هنگام دانشجويان داراي مشكل اعتياد و ارجاع آنها به مراكز خدمات بهداشتي است. مي‌توان با تدوين و اجراي اين طرح توان عملي مداخله پيگشيرانه را افزايش داد.

    اجراي همزمان سه برنامه فوق زير چتر واحد و تحت عنوان راهبرد پيشگيري سه بخشي، گام مؤثري در عرصه دانشگاهها به حساب مي‌آيد و دانشجويان را در برابر مخاطرات رو به افزايش سوء مصرف مصونيت مي‌بخشد.

اهداف كلي برنامه

بالا بردن سطح دانش دانشجويان نسبت به خطرات مصرف مواد

تغيير در نگرش‌هاي دانشجويان نسبت به مصرف مواد

كاهش مصرف مواد در دانشجويان

پيشرفت در عملكرد تحصيلي دانشجويان

پيشرفت در وضعيت جسمي، رواني، اجتماعي و عاطفي كليه دانشجويان

پيشرفت در رشد تحصيلي و اجتماعي كليه دانشجويان و بالا بردن سطح سلامت محيط دانشگاه و جامعهپيشرفت در آمادگي‌هاي دانشجويان در مسير شهروند مناسبي شدن و توسعه  جامعه مدني

اهداف خاص

با توجه به سه مؤلفه مندرج در راهبرد پيشگيرانه سه بخشي، اهداف خاص را مي‌توان به قرار زير صورت بندي كرد:

افزايش مشاركت اساتيد دانشگاه بعنوان هدايت‌كنندگان پيشگيري از سوء مصرف مواد.فراهم سازي زمينه براي دانشجويان جهت دريافت آموزش دربارة خطرات سوء مصرف مواد و پيشگيري از آن.

اصلاح نظر دانشجويان دربارة شيوع سوء مصرف مواد در دانشگاه.

افزايش نقش حمايتي محيط دانشگاهي در زمينه پرهيز و امساك از سوء‌مصرف مواد.

افزايش نقش رهبري مسئولان ورزشي، مربيان و دانشجويان موفق در پيشگيري از سوء مصرف موادافزايش مشاركت پيشگيرانه دانشجويان در زمينه سوء مصرف مواد.

افزايش نقش دانشجويان ورزشكار، دانشجويان موفق و دناشجويان عضو انجمن‌هاي دانشجويي در زمينه فراگيري از خطرات سوء مصرف و نحوه پيشگيري از آن.

افزايش حمايت محيطي در زمينه امساك از مصرف در ميان دانشجويان.

آماجها

1ـ ادغام آموزشي

1-1 در اولين سال، با همياري دانشكده‌ها، دست كم يك دوره درسي با برنامه‌ درسي پيشگيري از سوء مصرف مواد اجرا (infusion) شود. دانشجويان سال اول لازم است يك مقاله در زمينه پيشگيي از سوء مصرف مواد ارائه كنند

2-1 در اولين سال، 50 درصد از دانشجويان در سمينار سوء مصرف مواد در ترم اول ثبت نام كنند و 50 درصد ديگر در ترم دوم آن.

3-1 در دومين سال، دانشكده‌ها دومين دوره درسي را به موضوعات پيشگيري به اجرا گذارند.

2ـ فعاليتهاي رسانه‌اي

1-2 دو سر مقاله از مجله دانشجويي در هر ترم تحصيلي به موضوعات پيشگيري از سوء مصرف مواد اختصاص يابد.

2-2 دو مقاله از مجله دانشجويي در هر ترم تحصيلي به موضوعات پيشگيري از سوء‌ مصرف مواد اختصاص يابد.

3-2 در هر ترم تحصيلي 10 صفحه از صفحات آگهي مجلات دانشجويي به تبليغ پيشگيري از سوء مصرف اختصاص يابد.

4-2 نصب پوسترهايي در زمينه پيشگيري از سوء مصرف مواد در هر طبقه خوابگاهها و مكانهايي كه دانشجويان در آن گردهم مي‌آيند.

5-2 آموزش به درصدي از دانشجويان تا مسابقات آموزشي را در زمينه موضوعات پيشگيري در سراسر سال تحصيلي به اجرا درآورند.

6-2 اجراي 5 مسابقه آموزشي در ترم تحصيلي در محيط‌هايي كه دانشجويان گردهم‌ مي‌آيند.

3ـ آموزش همگنان

1-3 آموزش درصدي از دانشجويان (به نسبت 1 به 20) در محيط خوابگاهها به عنوان مربي بهداشتي همگنان.

2-3 آموزش دست كم 5 دانشجوي زن ورزشكار و 2 مربي ورزشي در فضاي ورزشي دانشگاه.

3-3 اجراي دست كم دو كارگاه آموزشي پيشگيرانه از سوء مصرف مواد با تيم‌هاي ورزشي و دو كارگاه آموزشي در ميان انجمن‌هاي دانشجويي يا خوابگاههاي دانشجويي در ترم تحصيلي.

4-3 حمايت و فراهم سازي زمينه براي گردهم‌آيي سالم اجتماعي در سال، در هر گردهم‌آيي سالم دست كم 50 دانشجو لازم است شركت داشته باشند.

راهكار و روش

در ابتدا برنامه لازم است دانشكده‌ها و رشته‌هايي كه در ترم آتي در دوره‌هاي درسي خود، موضوع پيشگيري از مواد را ادغام مي‌كنند مشخص شوند و با همياري رياست دانشكده‌ها معاونتهاي آموزشي و دانشجويي فرهنگي و اساتيد درباره تعداد جلسات و محتواي مواد آموزشي اجماع صورت گيرد.

در ترم اول و دوم سال تحصيلي، دانشكده‌هاي مختلف دو سمينار در زمينه پيشگيري از مواد اجرا كنند و دانشجويان جديدالورود به نسبت مساوي در يكي از دو سمينار ثبت نام كنند.

در ترم اول و دوم سال تحصيلي، دو سرمقاله و دو مقاله در مجلات دانشجويي به موضوع پيشگيري از مواد اختصاص يابد و در سطح وسيع توزيع گردد.

در طول سال تحصيلي، از طريق تهيه پوستر، بروشور، و... تبليغات وسيع در زمينه مضووع پيشگيري از مواد صورت گيرد.

در هر دانشكده به كمك انجمن‌هاي خود جوش دانشجويي، درصدي از دانشجويان در زمينه اجراي مسابقات آموزشي در زمينه پيشگيري از سوء مصرف مواد در ترم اول سال آموزش ديده و در دو ترم تحصيلي 10 مسابقه آموزشي با جوايز به اجرا درآيد.

در ترم نخست سال تحصيي بر مبناي سوابق تحصيلي دانشجويان سال دوم يا سوم تحصيلي دانشجوياني به نسبت 1 به 20 انتخاب و مورد آموزش قرار گيرند. (بعنوان مربي بهداشتي همگن) و زير نظر مركز مشاوره به ارائه خدمات (برگزاري كارگاهها، گردهم آيي‌هاي سالم، ارجاع به هنگام، حمايت، توزيع اطلاعات و..." مي پردازند. روند شكل گرفته در سال اول در سالهاي آتي تكرار مي‌شود.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

پيشگيري چيست؟ | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:41 AM 

زمين خوردن مهم نيست، مهم دوباره برخاستن است

       پيشگيري چيست؟

 بر طبق نظر مركز پيشگيري از سوء مصرف مواد (CSAP) يكي از سه مركز تحت نظرمديريت سرويس‌هاي بهداشت رواني و سوءمصرف مواد (SAMSHA)، بخشي از خدمات بهداشت عمومي آمريكا، دپارتمان خدمات انساني و بهداشتي، پيشگيري بعنوان مجموعه كوششهاي ما براي تامين زندگي سالم و سازنده براي همه افراد گفته مي‌شود.

پيشگيري سبك‌هاي زندگي سازنده را ارتقاء و بهبود مي‌بخشد كه اين سبكها مخالف سوء مصرف مواد است و ايجاد محيط‌هاي اجتماعي را تشويق مي‌كند كه سبك‌هاي زندگي عاري از مواد را تسهيل مي‌كند. پيشگيري باعث جلوگيري از مشكلات مربوط به سوء مصرف مواد مي‌شود.

پيشگيري موفق از تنباكو، الكل، و ديگر مواد به اين معني است كه نوجوانان، زنان حامله و ديگر جمعيت‌هاي در معرض خطر، الكل، تنباكو و ديگر مواد را مصرف نكنند. پيشگيري خطر مصرف مواد را كاهش مي‌دهد و محيط ايمن را بوجود مي‌آورد. پيشگيري موفق منجر به كاهش در مرگ و ميرهاي مربوط به ترافيك، خشونت. HIV./AIDS و ديگر بيماريهاي مقاربتي جنسي (STDs)، تجاوز، حاملگي نوجوان، سوء رفتار با كودك، سرطان و بيماري قلبي، صدمات و تروما و ديگر مشكلات مربوط به سوء مصرف مواد مي‌شود. پيشگيري فرآيند پويايي است كه بايد مرتبط با هر نسل باشد و استمرار پيدا كند.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

عوارض مصرف طولاني مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:40 AM 

     عوارض مصرف طولاني مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه

مصرف طولاني مدت مواد موجب اختلال در بهداشت و سلامت جسمي رواني فرد مي‌شود كه با بروز بسياري از بيماري‌هاي مزمن وخطرناك همراه است. به علاوه از آنجا كه اعتياد بيشتر به هنگام ايجاد و ساخت خانواده و در ارزشمندترين سال‌هاي زندگي،‌ از نظر ميزان كارآيي، بيشترين تأثير را بر زندگي خانوادگي و شغلي فرد مي‌گذارد.

    مواد مخدر تنها به فرد مصرف‌كنده آسيب نمي‌رساند بلكه به هركس كه با آن در تماس باشد آسيب مي‌رساند؛ و زماني كه تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد، جامعه صدمه مي‌بيند.

اعتياد خسارات و هزينه‌هاي بسياري را به جامعه تحميل مي‌كند. بنابراين، عوارض ناشي از اعتياد شامل عوارض فردي، خانوادگي، شغلي، اجتماعي و اقتصادي مي‌باشد.

1) عوارض اعتياد بر سلامت جسمي و رواني فرد

آسيب‌هاي عضلاني

اختلالات كبدي و كليوي

عفونت‌هاي خطرناك (ايدز، هپاتين، كزاز)

بيماريهاي مزمن تنفسي

اختلالات قلبي ـ عروقي

سكته‌هاي قلبي و مغزي

آتروفي مغزي

ناتواني جنسي و عقيمي

اختلالت خواب

افسردگي

اختلالات رواني شديد و پايدار

2) عوارض خانوادگي

خشونت در خانواده شامل كودك‌آزاري و همسر آزاري

عفلت از فرزندان

مشكلات تحصيلي،‌ اختلالات رواني و خودكشي فرزندان

نابساماني و آشفتگي خانواده

محدوديت در روابط سالم خارج از خانواده

افت سطح اقتصادي و اجتماعي خانواده

بي كفايتي در سرپرستي خانواده

طلاق

3) عوارض شغلي

افت اعتبار فردي و موقعيت شغلي

سوانح و حوادث حين كار

غيبت از كار

كاهش كارايي

اخراج و بيكاري

4) عوارض اقتصادي

خسارات ناشي از كاهش نيروي مولد و افزايش نيروي مصرف كنندة جامعه

هزينه‌هاي تحمل شده به نيروهاي انتظامي و جمع‌آوري امكانات لازم براي مبارزه با جرايم مستقيم و غير مستقيم ناشي از مواد مخدر

صرف وقت دادگاه‌ها و نيروهاي قضايي

هزينة نگهداري مجرمين مواد مخدر و معتادان در زندان‌ها

هزينة مراكز بازپروري و درمانگا‌ه‌هاي ترك اعتياد

هزينه‌ و خسارات ناشي از مراقبت‌هاي بهداشتي ثانيه شامل بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها

5) عوارض اجتماعي

ضعف پاي‌بند به اصول اخلاقي و مذهبي

انواع جرايم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل

افزايش مشاغل كاذب و بيكاري

بي خانماني و فقر

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

عوارض مصرف طولاني مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:27 AM 

 

     عوارض مصرف طولاني مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه

مصرف طولاني مدت مواد موجب اختلال در بهداشت و سلامت جسمي رواني فرد مي‌شود كه با بروز بسياري از بيماري‌هاي مزمن وخطرناك همراه است. به علاوه از آنجا كه اعتياد بيشتر به هنگام ايجاد و ساخت خانواده و در ارزشمندترين سال‌هاي زندگي،‌ از نظر ميزان كارآيي، بيشترين تأثير را بر زندگي خانوادگي و شغلي فرد مي‌گذارد.

    مواد مخدر تنها به فرد مصرف‌كنده آسيب نمي‌رساند بلكه به هركس كه با آن در تماس باشد آسيب مي‌رساند؛ و زماني كه تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد، جامعه صدمه مي‌بيند.

اعتياد خسارات و هزينه‌هاي بسياري را به جامعه تحميل مي‌كند. بنابراين، عوارض ناشي از اعتياد شامل عوارض فردي، خانوادگي، شغلي، اجتماعي و اقتصادي مي‌باشد.

1) عوارض اعتياد بر سلامت جسمي و رواني فرد

آسيب‌هاي عضلاني

اختلالات كبدي و كليوي

عفونت‌هاي خطرناك (ايدز، هپاتين، كزاز)

بيماريهاي مزمن تنفسي

اختلالات قلبي ـ عروقي

سكته‌هاي قلبي و مغزي

آتروفي مغزي

ناتواني جنسي و عقيمي

اختلالت خواب

افسردگي

اختلالات رواني شديد و پايدار

2) عوارض خانوادگي

خشونت در خانواده شامل كودك‌آزاري و همسر آزاري

عفلت از فرزندان

مشكلات تحصيلي،‌ اختلالات رواني و خودكشي فرزندان

نابساماني و آشفتگي خانواده

محدوديت در روابط سالم خارج از خانواده

افت سطح اقتصادي و اجتماعي خانواده

بي كفايتي در سرپرستي خانواده

طلاق

3) عوارض شغلي

افت اعتبار فردي و موقعيت شغلي

سوانح و حوادث حين كار

غيبت از كار

كاهش كارايي

اخراج و بيكاري

4) عوارض اقتصادي

خسارات ناشي از كاهش نيروي مولد و افزايش نيروي مصرف كنندة جامعه

هزينه‌هاي تحمل شده به نيروهاي انتظامي و جمع‌آوري امكانات لازم براي مبارزه با جرايم مستقيم و غير مستقيم ناشي از مواد مخدر

صرف وقت دادگاه‌ها و نيروهاي قضايي

هزينة نگهداري مجرمين مواد مخدر و معتادان در زندان‌ها

هزينة مراكز بازپروري و درمانگا‌ه‌هاي ترك اعتياد

هزينه‌ و خسارات ناشي از مراقبت‌هاي بهداشتي ثانيه شامل بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها

5) عوارض اجتماعي

ضعف پاي‌بند به اصول اخلاقي و مذهبي

انواع جرايم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل

افزايش مشاغل كاذب و بيكاري

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

توتون | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:25 AM 

هر آنچه ما هستیم نتیجه افکاری است ، که داشته ایم

 

  توتون

     توتون كه از گياه نيكوتيناتا باكوم به دست مي‌آيد قرنهاست كه از سوي انسانها مصرف مي‌شود. اين ماده را مي‌توان دود كرد، جويد يا استنشاق نمود. اولين گزارش درباره اعتياد زايي توتون، در جمله جهان جديد به چاپ رسيد. در آن جمله اعلام شده بود كه سربازان اسپانيائي ميل زيادي به سيگار كشيدن دارند و نمي‌توانند مصرف توتون را متوقف كنند.

    وقتي در سال 1828 توانستند نيكوتين را از برگ‌هاي توتون جدا سازند، دانشمندان مطالعه روي تأثيرات اين ماده روي خضر و بدن را آغاز كردند. اين پژوهش‌ها در واقع نشان‌ دادند كه توتون هزاران ماده شيميايي دارد. اما جزء اصلي آن كه روي مغز اثر مي‌گذارد و موجب اعتياد مي‌شود، نيكوتين است. تحقيقات اخير نشان داده‌اند كه اعتياد ناشي از نيكوتين فوق‌العاده قوي است و قدرت اعتيادآوري آن به اندازه ساير مواد مانند هروئين و كوكائين است.    برخي از آثار نيكوتين عبارتند از تغيير در نظم تنفس و فشار خون، گرفتگي عروق و افزايش هشياري،‌ بسياري از تأثيرات نيكوتين بواسطه تأثيرات آن روي سيستم عصبي مركزي و پيراموني ايجاد مي شود.

 

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

اكستاسي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:23 AM 

سرنوشت و آینده ما همان است که می اندیشیم و فکر می کنیم

 

    اكستاسي

متيل نيديوكسي مت آمفتامين كه معمولاً به اختصار MDMA  يا اكتساسي خوانده مي‌شود (يك داروي غير قانوني است كه هم ويژگي محرك زاها را دارد و هم توهم‌زاها. اين قرص به نام قرص شادي‌آورنيز نام برده مي شود وجوانان در كلوپها و باشگاهها از آن استفاده مي‌كنند. با اينكه MDMA توهمان  آشكاري ايجاد نمي‌كند بسياري از افراد، دچار تحريف زماني و ادراكي مي شوند. اين ماده در انسان و حيوان، بيش فعالي شبيه به آمفتامين را ايجاد مي‌كنند و مانند ساير محرك‌ها به نظر مي‌رسد:

1ـ وابستگي زيادي را ايجاد مي‌كنند.

2ـ اين ماده ضربان قلب را افزايش مي‌دهد.

3ـ فشار خون را بالا مي‌برد.

4ـ تنظيم حرارت بدن را دچار اختلال مي‌كند.

5ـ حرارت بدن را افزايش مي‌دهد.

6ـ باعث نارسايي قلبي و كليوي درباره افراد مي‌شود.

MDMA يك داروي صناعي است. نوعاً به شكل كپسول يا قرص است. معمولاً از راه دهان مصرف مي شود. بعضاً گزارش شده به شيوه‌هاي ديگري چون تزريقي و استنشاق نيز مصرف مي‌شود.

اثرات حاد MDMA بسته به ميزان مصرف بين سه تا شش ساعت معمولاً طول مي‌كشد MDMA به خوبي از راه معده‌اي ـ روده‌اي جذب مي‌شود و پس از يك ساعت از زمان مصرف به بالاترين سطح خود مي‌رسد.

اثرات MDMA

1ـ مشكلات حافظه

2ـ آسيب مغزي

3ـ‌ افسردگي

4ـ‌ گمگشتگي

5ـ مشكلات خواب

6ـ اضطراب

7ـ رفتارهاي پرخاشگرانهپژوهشهايي نشان مي دهند كه مصرف قرص شادي‌آور درميان دانش‌اموزان دبيرستاني هر ساله رو به افزايش است. مطالعات همه‌گير شناسي نشان مي‌دهد كه مصرف اين قرص از موقعيت‌هايي چون ميهماني‌ها و كلوپ ها به دبيرستان‌ها و دانشگاهها و ديگر محيط هاي اجتماعي كشيده شده است.

 بنظر مي‌رسد كه دانشجويان اين قرص را به خاطر اثرات نشاط‌آور آن مصرف مي‌كنند تا بتوانند از خستگي ناشي از كار روزانه رهايي پيدا كنند. به نظر مي‌رسد كه توصيه دوستان فراواني اين قرص را در جمعيت دانشجويي بيشتر كرده است. از جهتي ممكن است انگي كه بواسطه مواد افيوني مثل ترياك يا هروئين به افراد زده مي‌شود با مصرف اين قرص برداشته شود.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

استروئيدها | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:22 AM 

کسی که به خود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد

 

استروئيدها

استروئيدها آنابوليك مواد شيميائي هستند كه با تستسترون ياهورمون جنسي مردانه مشابه و از سوي تعداد زيادي نوجوان براي افزايش حجم عضلات مورد استفاده قرار مي‌گيرند. با اينكه استروئيدهاي آنابوليك در ساختن عضلات كاملاً موثر واقع مي‌شوند اما مي‌توانند به بسياري از اندام‌هاي بدن آسيب وارد كنند. از جمله:

 كبد، كليده‌ها و قلب. آنها همچنين مصرف كنندگان را به وابستگي مي‌كشانند به ويژه وقتي در دوزهاي بالا مصرف مي‌شوند كه اين مسأله در بسياري از بدنسازان ورزشكاران متداول است.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

کوکائین | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:21 AM 

سه لغت مهم كه مي توانيد به شكل يك جمله به خود بگوييد اين است : " بله من مي توانم "

 

کوکائین

  كوكائين يكي از اعتيادآورترين و خطرناك‌ترين مواد مورد سوء مصرف است. اين ماده از گياه Erythroxylon Coca بدست مي‌آيد. وابستگي رواني به كوكائين ممكن است پس از يكبار مصرف به وجود آيد. كوكائين وابستگي جسمي نيز ايجاد مي‌كند، اما علايم ترك آن نسبت به ترك مواد افيوني خفيف‌تر است.

       آثار مصرف كوكائين:

آثار مصرف كوكائين بلافاصله ظاهر شده و 30 تا 60 دقيقه بعد رفع مي‌شوند. به همين علت افراد نوابسته به كوكائين ممكن است هر نيم تا يك ساعت يك بار، براي مصرف مجدد، از جمع يا محل كار خارج شوند. اين آثار عبارتند از:

  • تحريك سيستم اتونوم (تاكي كاردي، اتساع مردمك، تعريق)

  • تهوع و استفراغ

  • علايم رواني (سرخوشي يا بي تفاوتي، اضطراب و عصبانيت، هذيانهاي پارانوئيد، توهم شنوايي، توهم بينايي،

  •  توهم لامسه بصورت احساس خزيدن حشرات زير پوست، كاهش تمركز)

  • رفتارهاي اجباري و تكراري

  • اختلال عملكرد شغلي و اجتماعي

  • عوارض مصرف طولاني كوكائين

  • احتقان، تورم، خونريزي و زخم مخاط بيني

  • سوراخ شدن تيغه مياني بيني

  • تيك

  • سردرد شبه ميگرني

  • كاهش وزن

  • عوارض قلبي (آريتيم، انفاركتوس ميوكارد)

  • حوادث عروقي مغز

  • تشنج

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

مواد توهم زا - ال. اس. دی. | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:17 AM 

جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست

مواد توهم زا -  ال. اس. دی.

مواد توهم‌زا دسته‌اي از مواد هستند كه سبب ايجاد تغييراتي در خلق و ادراك مي‌شوند. سردستة اين گروه از مواد (L.S.D) Lysergic Acid Diethylamide است. تحمل نسبت به اين داروها خيلي سريع و پس از 3 تا 4 روز مصرف مستمر پديد مي‌ايد. وابستگي جسماني به توهم‌زاها بوجود نمي‌آيد و با قطع مصرف آنها علايم ترك ظاهر نمي‌شود،‌ اما وابستگي رواني مي‌تواند پديد آيد.

آثار مصرف L.S.D:

آثار L.S.D دو ساعت پس از مصرف ظاهر شده و معمولاً 8 تا 14 ساعت دوام دارد. اين آثار عبارتند از:

  • تغييرات رفتاري يا رواني (اضطراب، واكنش پاتيك، ترس از ديوانگي، ‌افسردگي، افكار پارانوييد، اختلال قضاوت، رفتارهاي خود آزارانه و حتي خودكشي)

  • اختلال ادراكي (مسخ شخصيت، مسخ واقعيت، ‌توهم خطاي حسي، حس آميزي بصورت درآميختن ادراكات مثل شنيد رنگها ياديدن صداها)

  • تحريك سيستم اتونوم (لرزش، تعريق، تاكي كاردي)

  • اختلال تعادل

  • افت عملكرد شغلي و اجتماعي

عوارض مصرف طولاني L.S.D:

  • اختلالات رواني شديد و ديرپا (اضطراب و سايكوز)

  • flashback  (علايم ادراكي ناشي از مصرف بدون مصرف اخير L.S.D)

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

مواد استنشاقي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:17 AM 

 ، آثار مصرف و عوارض مصرف طولاني مدت آنها

شامل انواع حلالها، چسبها، رنگهاي اسپري، تينر، مواد پاك كننده، لاك غلط گيري، بنزين و...مي‌باشند.

 به دليل سهولت دسترسي، مصرف اين مواد توسط نوجوانان نادر نيست. استنشاق اين مواد از  طريق بطري، قوطي، كيسه‌هاي پلاستيك، پارچه آغشته به مواد يا اسپري صورت مي‌گيرد. اين مواد مضعف سيستم عصبي مركزي هستند. نسبت به آثار اين مواد تحمل ايجاد مي شوند. اما علايم ترك آنها خفيف است.

         آثار مصرف مواد استنشاقي:

             مواد استنشاقي به سرعت از ريه‌ها جذب شده و به مغز مي‌رسند. اثرات آنها چند دقيقه پس از مصرف ظاهر شده و بسته به نوع و مقدار ماده مصرفي 30 دقيقه تا چند ساعت باقي مي‌ماند. آثار مصرف اين مواد عبارتند از:

  •             تغييرات رفتاري يا رواني (سرخوشي و احساس خوشايند غوطه‌وري، خطاهاي حسي و توهم شنوايي و بينايي، اختلال قضاوت، رفتارهاي پرخاشگرانه و تكانه‌اي)

  • تهوع و استفراغ

  • بثورات پوستي اطراف دهان و بيني، بوي غير معمول تنفس، بقاياي ماده مصرفي روي صورت و لباسها و تحريك گلو وبيني.

  • اختلال تكلم، ضعف رفلكسها و آتاكسي

  • استوپور و اغما و مرگ (در اثر مصرف مقادير زياد)

           عوارض مصرف طولاني مواد استنشاقي

  •             آسيبهاي برگشت ناپذير كبدي و كليوي

  •             آسيب عضلاني پايدار

  •             التهاب و خونريزي گوارشي

  •             عوارض مغزي (كاهش ضريب هوشي، صرع لوب تمپورال، آتروفي مغزي)

  •             عوارض قلبي و ريوي (درد سينه و اسپاسم برونش)

  •             آسيب جنيني در زنان باردار

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

آمفتامين ها | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:16 AM 

 

آمفتامين ها  آثار مصرف و عوارض مصرف طولاني مدت آنها:

آمفتامين ها  گروهي‌ از داروها هستند كه از نظر ساختماني با ناقل‌هاي عصبي نوراپي نفرين، اپي نفرين،و دوپامين مربوطند و به نام داروهاي مقلد سمپاتيك يا محرك سيستم عصبي مركزي نيز معروفند. اين تركيبات شامل متيل فنيديت، دكستروآمفتامين، و مت آمفتامين هستند.

           آمفتامين اغلب براي بهبود كارآيي، كاهش خواب و ايجاد سرخوشي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. معمولاً ورزشكاران، دانشجويان و رانندگان مسافتهاي طولاني، از اين مواد استفاده مي‌كنند. مصارف طبي  آمفتامين‌ها شامل پرتحركي كودكان، ناركولپسي، چاقي و برخي موارد افسردگي مقاوم به درمان است.

           وابستگي رواني به آمفتامين‌ها ممكن است به سرعت ظاهر شود.

     آثار مصرف آمفتامين:

آثار مصرف آمفتامين‌ها معمولاً يك تا دو روز طول مي‌كشد. اين آثار عبارتند از:

  • تغييرات رفتاري يا رواني (سرخوشي، اضطراب و بي قراري، عصبانيت، اختلال قضاوت)

  • تاكي كاردي

  • اتساع مردمك

  • تغييرات فشار خون

  • لرز

  • تهوع واستفراغ

  • اختلال عملكرد شغلي و اجتماعي

    عوارض مصرف طولاني آمفتامين‌ها:

  • كاهش وزن

  • ضايعات پوستي مزمن

  • برخي از بيماريهاي شديد رواني نظير اسكيزوفرنيا

  • بروز سايكوز شبيه اسكيزوفرنيا

  • اختلالات ايسكميك قلبي

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

الكل يكي از شايع‌ترين مواد مورد سوء مصرف در دنياست. | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:15 AM 

 

   الكل يكي از شايع‌ترين مواد مورد سوء مصرف در دنياست.

    آثار مصرف الكل

  • رفتارهاي نامناسب، پرحرفي يا كم حرفي، بي ربط حرف زدن، معاشرتي شدن يا گوشه‌گيري، پرخاشگري

  • ناتواني در انجام حركات دقيق و ظريف

  • تلوتلو خوردن به هنگام راه رفتن

  • اشكال در به خاطر سپاري وقايع

عوارض مصرف طولاني الكل

  • اختلال خواب

  • بيماري‌‌هاي معده (مثل زخم معده)، مري، كبد، لوزالمعده

  • سوء تغذيه

  • افزايش فشار خون و خطر سكته‌هاي قلبي و مغزي

  • ضعف عضلاني

  • ناتواني جنسي و تأخير در انزال

  • افزايش خطر سرطانهاي سر و گردن و دستگاه گوارش

  • ابتلا به فراموشي

  • براي جلوگيري از ايجاد فراموشي ناشي از مصرف طولاني الكل،‌هر فرد الكلي بايد روزانه 100 ميلي‌گرم ويتامين

  •  (ويتامين B1) دريافت كند.

علايم ترك الكل

  • چنانچه فردي پس از مصرف طولاني و زياد الكل، ناگهان آن را قطع كند و يا مقدار مصرف آن را كاهش دهد دچار علايم ترك مي‌گردد. اين علايم عبارتند از:

  • تعريق

  • افزايش ضربان قلب

  • لرزش شديد دستها

  • بي‌خوابي

  • تهوع و استفراغ

  • توهمات شنوايي و بينايي (شنيدن صداها يا ديدن چيزهايي كه وجود ندارد)

  • هيجانات شديد

  • اضطراب

  • تشنج

  • بيماراني كه دچار علايم ترك الكل مي‌شوند بايد سريعاً تحت نظر پزشك قرار گرفته و مداوا شوند در غير اين صورت خطر مرگ بيمار را تهديد مي‌كند.

 

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

ژورنالهاي الكترونيكي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:14 AM 

 
ژورنالهاي الكترونيكي چاپ ارسال به دوست

            

نوع اطلاعات  موضوع         ژورنالهاي الكترونيكي
   كليه پايگاهها و ژورنالهاي قابل دسترس در دانشگاه يزد

IDL Yazduni (All Scientific (databases & E-Journals

 ليست پايگاهها با قابليت دسترسي تمام متن

 از 1998 تاكنون تمام متن  كليه موضوعات

ScienceDirect  ( Elsevier & (Academic Press 

 ش. 1997 تاكنون چكيده
 
 از 1996 تا كنون تمام متن
از ش. 1 تا 1996 چكيده
 كليه موضوعات

Oxford Journals

 چكيده پايان نامه ها  كليه موضوعات

ProQuest Dissertation Abstracts 

 متن كامل  كليه موضوعات

   ( ProQuest ( ProQuest 5000  

 متن كامل  كليه موضوعات

 EBSCO  

 ليست پايگاهها با قابليت دسترسي به چكيده مقالات

 چكيده  كليه موضوعات

Springer 

 چكيده  فن آوري اطلاعات

ACM : Association for Computing Machinery

 چكيده  شيمي و علوم وابسته

ACS : American Chemical Society

 چكيده  مهندسي راه و ساختمان

ASCE : American society of Civil Engineering

 چكيده  مهندسي مكانيك

ASME : American Society of Mechanical Engineering

 چكيده  الكترونيك كامپيوتر

IEEE Journals & Magazines

 چكيده

 مديريت و علوم وابسته،

حسابداري و كتابداري و ...

Emerald

 چکیده  كليه موضوعات

wiley InterScience

 چكيده  كليه موضوعات

 Thomson Gale

 چكيده  فيزيك و علوم وابسته

 (IOP (Institute of Physics

 چكيده  كليه موضوعات

 SAGE Publicatoins

 چكيده  كليه موضوعات

 Blackwell Synergy

 چكيده  كليه موضوعات

 Cambridge Journals

 چكيده  كليه موضوعات

Taylor & Francis Journal

 

 
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

حشيش چيست؟ | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:11 AM 

براي موفق شدن بدانيد كه حق اشتباه داريد

 

    از گياه شاهدانة هندي مواد مختلفي به دست مي‌آيد كه به نام‌هاي حشيش، ماري جوانا،‌ علف، بنگ، گراس و جوينت شناخته مي‌شوند.

  •      آثار مصرف حشيش:

  • تغيير در درك رنگ و صدا

  • افزايش اشتها

  • تند شدن ضربان قلب

  • قرمزي چشمها

  • اختلال حافظه، گيجي و بي توجهي به اطراف

  • به هم خوردن تعادل حركتي

  • علايم رواني شديد مثل شنيدن صداهاي غير واقعي، صحبتهاي نامربوط، رفتارهاي غير عادي، اضطراب و افسردگي

     عوارض مصرف طولاني حشيش:

  • بيماريهاي تنفسي مزمن و سرطان ريه

  • نازايي در زن و عقيمي در مرد

  • از بين رفتن سلولهاي مغزي (پوك شدن مغز)

  • تشنج

  • اختلال رواني شديد و پايدار

  • كم شدن علاقه و انگيزه براي زندگي، شغل و روابط اجتماعي و خانوادگي

آيا حشيش اعتياد آور است؟      بلي.

    برخلاف عقيدة رايج بين مردم كه فكر مي‌كنند حشيش باعث اعتياد نمي شود، "حشيش اعتيادآور است".1570;ور است".

 كسي كه مدتي حشيش مصرف كند، به راحتي قادر به ترك مصرف آن نخواهد بود و در صورت مصرف نكردن دچار علايمي مثل اضطراب، بي قراري، بي خوابي، درد عضلاني، اسهال،‌ تهوع و استفراغ مي‌شود. از همه مهمتر اينكه ترك حشيش به علت فشار رواني شديد و احساس اشتياق فراوان براي مصرف بسيار مشكل است و مصرف‌كنندگان بايد بدانند كه در صورت يكي دوبار مصرف كردن حشيش ممكن است به آن معتاد شوند.

 

منبع:سایت مشاوره مرکزی
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

مواد افيوني كدامند؟ | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:7 AM 

در برخورد با محیط تازه و ناشناخته به خود فرصت دهید ، زمان به شما کمک خواهد کرد

      مواد افيوني كدامند؟
 

    ترياك، شيره و سوخته ترياك، كدئين، هروئين و مرفين انواعي از مواد افيوني هستند كه از گياه خشخاش به دست مي‌آيند. در ايران مواد افيوني شايع‌ترين مواد غير قانوني مورد مصرف مي‌باشند.

آثار مصرف مواد افيوني

ابتدا احساس لذت و سرخوشي و سپس كج خلقي و افسردگي

احساس گرما وگل انداختن صورت

تنگ شدن مردمك چشمها

گيجي و رخوت

تهوع و استفراغ

ضعيف شدن تنفس

اغما و مرگ در اثرمصرف مقادير زياد مواد

عوارض مصرف طولاني مواد افيوني

اعتياد (مواد افيوني به شدت اعتياد آورند و معمولاً پس از چند بار مصرف وابستگي ايجاد مي‌كنند)

يبوست

تيره شدن پوست

كاهش ميل و توانايي جنسي در مردان

نامرتب شدن قاعدگي در زنان

بي‌توجهي به وضعيت بهداشتي و سلامتي

كاهش وزن

چرت زدن دايمي

افسردگي

عفونتهاي خطرناك مثل ايدز، عفونت كبدي و كزاز در اثر تزريق

علايم ترك مواد افيوني

    وقتي فردي به مواد افيوني معتاد شد، قطع ناگهاني مصرف آنها باعث بروز علايم ناخوشايندي مي‌شود كه 6 تا 8 ساعت پس از آخرين بار مصرف ظاهر شده و تا 10 روز باقي مي‌ماند. اوج شدت اين علايم روزهاي دوم و سوم پس از قطع است. اين علايم عبارتند از:

درد استخواني و عضلاني

دل پيچه و اسهال

آبريزش از چشم و بيني

عطسه، سكسكه و خميازه

سيخ شدن موهاي بدن و احساس سرما و لرز

بي قراري

بي خوابي

عصبانيت و پرخاشگري

اين علايم پس از چند روز رفع مي‌شوند، اما اشتياق به مصرف مواد تا چند ماه باقي مي‌ماند و همين اشتياق ممكن است سبب مصرف مجدد شود.

منبع:دفتر مشاوره مرکزی
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

آشنايي با ابزار مصرف مواد | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:1 AM 

هميشه راه برای همه هموار نيست، زندگی برخورد با موانع، غلبه بر آنها و حرکت است

 

هدف از آشنايي با ابزار مصرف مواد،‌ افزايش توانايي در شناسايي مبتلايان احتمالي به اعتياد در محيط زندگي و منطقة تحت پوشش شماست. همچنين آموزش اين موارد به والدين، براي هشياري بيشتر آنان و تشخيص زود هنگام مصرف مواد توسط فرزندانشان اهميت دارد. روشهاي مصرف مواد كاملاً تابع فرد و شرايط محيطي است. اين روشها متعدد هستند و معمولاً از وسايل بسيار ساده و در دسترس كه به طور طبيعي در همه جا وجود دارد استفاده مي‌شوند.

ابزارهايي كه وجود آنها حاكي از مصرف مواد مي‌باشند كه عبارتند از:

            وافور، قليان، چپق، پيپ، ابر كوچك؛سيخ، ميله، سنجاق باز شده و سوزنهايي كه سر آن سياه شده باشد؛قوطي كنسرو يا شيشة مربا كه در آن سوراخ باشد و يا قوطي روغن يك ليتري كه بالاي آن تنگ شده باشد؛  سرنگ‌هاي مستعمل، قطره چكان؛ زرورق پاكت سيگار كه باز و پهن شده باشد،‌ اسكناسهاي لوله شده؛ لوله‌هائي بطور حدود 20 سانتيمتر از جنس‌هاي مختلف به ويژه كاغذ، مقوا، چوب، ني، لوله‌هاي حصيري و لولة خودكار؛ قاشق غذاخوري و چايخوري سياه شده؛   تكه‌هاي پلاستيك و كاغذ در اندازه‌هاي حدود 15*15 سانتي‌متر؛ تكه‌هاي دستال كاغذي‌، پنبه، اسفنج،‌فيلتر سيگار كه گوشه‌هاي آن سوخته باشد؛  وجود آب ليمو، جوهر ليمو، ليموترش در اطاق يا محلهاي غير معمول؛ پوكه‌هاي آمپول

http://iransco.org
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

انواع مواد و شيو ه هاي مصرف | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 8:51 AM 

آنان كه در انتظار زمان نشسته اند، آن را از دست داده اند

 
   انواع مواد و شيو ه هاي مصرف
            مواد افيوني

ترياك :  ترياك از گياه خشخاش به دست مي‌آيد. منشأ هروئين،‌كدئين و مرفين نيز از همين ماده است.

 

رنگ و شكل: ترياك معمولاً به رنگ قهوه‌اي سير و داراي قوامي خميري است كه   بويي شبيه به آمونياك يا ادرار مانده داده و هنگام سوختن بوي خاصي شبيه چسب دوقلو مي‌دهد. بسته‌بندي آن به صورت لول، حبه قند و يا كيك مي‌باشد.

 

سوختة ترياك: پس از مصرف تدخيني (كشيدن) ترياك ماده‌اي به رنگ قهوه‌اي سوخته و براق به دست مي‌آيد كه "سوخته" نام دارد. گاهي آن را در آب حل كرده و به صورت شربت بنفش رنگي مصرف مي‌كنند.

 

شيرة ترياك: سوختة ترياك را در آب حل مي‌كنند و مي‌جوشانند سپس آن را از صافي عبور مي‌دهند. آنچه باقي مي‌ماند "تفاله" نام دارد. محلول حاصل را مجدداً حرارت مي‌دهند. با اين كار مادة خميري و سفت و غليظي به رنگ قهوه‌اي روشن به دست مي‌آيد كه "شيره" نام دارد.

          روش‌هاي مصرف:

    1ـ تدخين (دود كردن): ابزارهاي مورد استفاده براي تدخين عبارتند از: منقل، وافور، چپق،‌نگاري (وسيله‌اي شبيه چپق كه براي مصرف شيره بكار مي‌رود)، قليان، ذغال‌هاي نيمه سوخته، سيخ، ميله و سنجاق بازد شده‌اي كه سر آن سياه شده باشد. در روش سيخ و سنگ، سر سيخ را داغ كرده با سنجاق، ترياك را بر روي آن مي‌گذارند و با لوله‌اي دود حاصل را وارد ريه‌ها مي‌كنند.ي‌كنند.

2ـ خوردن: اين روش را بيشتر، افرادي كه بيماري جسمي دارند يا مدت طولاني از روش تدخين استفاده كرده‌اند، به كار مي‌برند. ترياك را معمولاً بعد از غذا مي‌خورند. در اين روش مصرف، وسيله و اثر دال بر مصرف وجود ندارد.

3ـ تزريق: در اين روش، ترياك را در داخل آب حل كرده و در يك قاشق مي‌ريزند و آن را كمي حرارت مي‌دهند. سپس آن را روي تكة پنبه يا اسفنج مي‌ريزند و با سرنگ مي‌كشند و داخل وريد تزريق مي‌كنند. معمولاً معتادان بي بضاعت از اين روش استفاده مي‌كنند. وجود سرنگ‌هاي كهنه وچندبار مصرف شده، قاشق سياه شده، تكه‌هاي پنبه يا اسفنج، علامت مصرف تزريقي ماده است.

          �       هروئين

يكي از مشتقات نيمه مصنوعي مرفين است. هروئين پودر بسيار نرم و سفيد رنگي است كه اشكال بسيار ناخالص آن قهوه‌اي رنگ مي‌باشد. هروئين را درتكه‌هاي پلاستيك به شكل مخروطي بسته‌بندي مي‌كنند و سر آن را با آتش مي‌بندند. در اين حالت آب در آن نفوذ نمي‌كند و در مواقع خطر مي‌توانند آن را ببلعند و پس از دفع از آن استفاده كنند. وزن بسته‌هاي هروئين 5 سانتي‌ گرمي، ربعي (4/1 گرم)، 5/2 و 5 گرمي است. هروئين موجود در بازار معمولاً ا5 تا 10 درصد هروئين دارد و بقيه آن شير خشك، پودر بيكربنات و پودر گلوكز است.

          روش هاي مصرف:

1ـ تدخين: در اين روش، هروئين را روي زرورق سيگار مي‌ريزند و از زير با دستمال كاغذي لوله شده و يا تكه‌هاي مقواي باريك كه با كبريت آتش زده شده باشد، كمي حرارت مي‌دهند و دود حاصل را از راه دهان بالا مي‌كشند. گاهي هروئين را با باربيتورات تركيب نموده و تدخين مي‌‌كنند كه به نام "شكار اژده" معروف است. وجود تكه‌هاي دستمال كاغذي لوله‌ شده نيمه سوخته يا تكه‌هاي باريك مقوا و يا زرورقي كه روية آلومينيومي آن سياه شده باشد علامت مصرف تدخيني هروئين است.

 

2ـ استنشاق (دماغي): در اين روش كه معمولاً توسط معتادان غير حرفه‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، هروئين را روي كاغذ صافي مي‌ريزند و با استفاده از اسكناس لوله‌ شده آن را از طريق بيني بالا مي‌كشند.

 

3ـ تزريق: در اين روش، هروئين را با آب ليمو، جوهر ليمو، يا قرص ويتامين C  در قاشق حل كرده و كمي حرارت مي‌دهند. سپس از طريق سرنگ به زير جلد يا داخل وريد تزريق مي‌كنند.

�                               كدئين:

ماده سفيد رنگي است كه به صورت قرص‌هاي خالص يا به صورت تركيب با   استامينوفن، آسپيرين يا شربت‌هاي ضد سرفه مورداستفاده معتادان قرار   مي‌گيرد.

 

مصرف مكرر و بدون دليل و يا با بهانه‌هاي بي مورد قرص‌هاي آسپيرين كدئينه يا   استامينوفن كدئينه نشانه‌اي از اعتياد به مواد مي‌باشد.

 

�                       مرفين:

                        پودري سفيد يا كرم (و گاهي به رنگ قرمز آجري) تلخ مزه و بي‌بو است. اين ماده در حال خالص نرم يا ورقه‌اي به رنگ سفيد تا زرد كم‌رنگ مي‌باشد.   مرفين به صورت آمپول هاي 10 و 20 گرمي مورد مصرف پزشگي قرار مي گيرد.به صورت زير جلدي، داخل عضلاني و داخل وريدي مصرف مي‌شود.

 

                                  حشيش:

 

از سرشاخه‌هاي گياه شاهدانه كه بوته‌اي شبيه به گزنه است به دست مي‌آيد:

حشيش: ماده‌اي به رنگ سبز خاكستري و گاهي قهوه‌اي مايل به سبز با قوامي سفت است.

             روش‌ مصرف:

1ـ تدخين: معمولاً حشيش را گرم مي‌كنند تا بصورت پودر درآيد و سپس آن را با توتون سيگار مخلوط مي‌كنند و درون كاغذ سيگار مي‌ريزند و مي‌كشند.

2ـ خوردن: حشيش را با شيرين با نوشابه مخلوط مي‌كنندو آن را مي‌خورند، مي‌جوند يا مي‌نوشند.

         ماري جوانا:

        ماده‌اي شبيه توتون، سبز رنگ و زبر است كه به روش تدخيني مصرف مي شود.

 

�          چرس، گانجا، بنگ و روغن حشيش ساير موادي هستند كه از شاهدانه به دست مي‌آيند.

            مواد استنشاقي

عمدة اين مواد عبارتند از: چسب،‌ بنزين، مايع سوخت، فندك، تينرهاي نقاشي، اتر، مايع خشك‌شويي.

روش مصرف

 براي استعمال برخي از اين مواد ابتدا يك دستمال يا تكه‌اي پارچه را به آن آغشته نموده سپس آن را در مقابل دهان يا بيني گرفته استنشاق مي‌نمايند. برخي ديگر از اين مواد مستقيماً از ظرف مربوطه استنشاق مي‌شوند.

                  كوكائين:

مادة بلوري سفيد رنگي است كه از برگ‌هاي گياه كوكا به دست مي‌آيد.

روش‌هاي مصرف: استنشاقي و تدخيني

             مواد توهم‌زا:

    يكي از مهمترين اين موارد L.S.D است که به اشکال مختلف مانند قرص نقره‌اي خاكستري رنگ، پودر سفيد رنگ، كپسول و مايع صاف و روشن و بدون رنگ و بو يافت مي‌شود.

         روش مصرف

 معمولاً گرد يا مايع آن را روي حبه قند مي‌ريزند و مي‌خورند.

        فن سيكليدين (P.C.P)

به صورت پودر كريستالي به رنگ‌هاي مختلف و يا مايع ديده مي‌شود.

روش هاي مصرف: تزريقي، خوراكي، استنشاقي و تدخيني (به وسيلة سيگار دست پيچ يا پيپ)

داروهايي كه مصرف پزشكي دارند

برخي از داروهايي كه براي درمان بيماري‌ها تجويز مي‌گردند در صورت مصرف نابجا مي‌توانند اعتيادآور باشند. عمده‌ترين اين داروها عبارتند از:

داروهاي مسكن ـ خواب‌آور مانند بنزوديازپين‌ها (ديازپام، كلرديازپوكسايد، اكسازپام و.) و باربيتوراتها (فنوباريتال، سكوباريتال، آموباريتال، پنتوباريتال و.)قرص‌هاي ضد درد مانند استامينافن كدئين،‌ آسپيرين كدئين و شربت‌هاي ضد سرفه و خلط آور حاوي كدئيو

 

آمفتامين‌ها

قرص‌هاي دي فنوكسيلات

قرص هاي بيپريدين‌ (آرتان)

http://iransco.org/Et_DShenasai.asp
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 8:37 AM 

عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد

        تبيين سوء مصرف و وابستگي به مواد از ديدگاه عوامل خطر‌ساز و محافظت‌كننده از اين جهت سودمند است كه افقي نو در برنامه‌هاي پيشگيري اوليه باز‌مي‌گشايد و هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگي را به ميزان زيادي كاهش مي‌دهد.

عوامل خطرساز ويژگيها يا اتفاقاتي هستند كه اگر در شخصي وجود داشته باشند،‌ كمتر احتمال دارد كه او به اختلال يا بيماري معيني مبتلا شود.عامل خطرساز محافظت‌كننده در دو قطب يك پيوستار قرار دارند.

 داشتن عوامل خطرساز به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا مي‌شود، بلكه احتمال خطر در اين فرد افزايش مي‌يابد. همينطور وجود عوامل محافظت‌كننده به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا نمي‌شود بلكه احتمال مصونيت در مقابل بيماري براي فرد افزايش مي‌يابد.عوامل خطرساز و محافظت‌كنندة بيشماري براي سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود دارد قبل از برشمردن اين عوامل، ويژگيهاي آنها در زير آمده است:

1ـ افزايشي عمل مي‌كنند. به اين معني كه عوامل مي‌توانند با همديگر جمع شدن آنها احتمال خطر يا مصونيت افزايش مي‌يابد. مثلاً وجود افسردگي و اضطراب و دسترس‌پذيري به مواد در يك شخص احتمال خطر سوء مصرف را در او افزايش مي‌دهد.

2ـ از نظر كميت و كيفيت متفاوتند. به اين معني كه هريك از عوامل خطر‌ساز و محافظت‌كننده به لحاظ كيفيت و كميت با همديگر فرق دارند مثلاً كيفيت و چگونگي اضطراب از افسردگي متفاوت است.

3ـ اهميت آنها در اشخاص يا گروهها متفاوت است. در اشخاص يا گروههاي نژادي ممكن است اين عوامل به شكل متفاوتي عمل‌ كننده مثلاً در گروهي دسترس‌پذيري به مواد اهميت بيشتر داشته باشد. در حالي كه در گروه ديگري نداشتن نگرشهاي مذهبي به عنوان عامل خطرساز عمده عمل مي‌كند.

4ـ تأثير‌شان در زمانهاي مختلف در چرخه زندگي متفاوت است. اين عوامل بسته به اينكه فرد در چه سني به سر مي‌برد و چه دوراني را پشت سر مي‌گذارد به لحاظ تأثير و خطرزايي يا محافظت‌كنندگي متفاوت هستند.

5ـ اهميت آنها در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و پيامدهاي مرتبط با آن متفاوت است. هريك از عوامل خطرساز و محافظت كننده مي‌توانند در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و متفاوت عمل كنند و پيامدهاي متفاوتي داشته باشند. مثلاً افسردگي به عنوان يك عامل خطرسازي مي تواند شروع مصرف مواد را در فرد به نحو خاصي ايجاد كند و پيامدهاي متفاوتي براي فرد باعث شود.

6ـ اين عوامل مي‌توانند در معرض تغيير قرار گيرند. به اين معني كه با مداخلات پيشگيرانه مي‌توان افسردگي با اضطراب را در افراد يا جمعيتي خاص كاهش داد و از اين طريق احتمال خطر را كاهش داد. همينطور در افراد مي‌توان عوامل محافظت كننده مثل نگرشهاي مذهبي،‌ مهارتهاي مقابله‌اي را افزايش داد و احتمال مصونيت را بيشتر كرد.در زير به عوامل خطرساز و محافظت كننده در سوء‌مصرف و وابستگي به مواد اشاره مي‌شود.

عوامل مخاطره آميز:
                        دوره نوجواني

استعداد ارثي

 

صفات شخصيتي:

 

صفات ضد اجتماعي

 

پرخاشگري

 

اعتماد به نفس پايين

 

�                             اختلالات رواني:

 

افسردگي اساسي

 

فوبي

 

نگرش مثبت به مواد:

 

�                             موقعيت‌‌هاي مخاطره‌آميز:

 

ترك تحصيل

 

بي‌سرپرستي

 

�                             ثير مثبت مواد بر فرد

 

      دوره نوجواني: مخاطره‌آميزترين دوران زندگي از نظر شروع به مصرف مواد دورة نوجواني است. نوجواني دورة انتقال از كودكي به بزرگسالي و كسب هويت فردي و اجتماعي است.در اين دوره، ميل به استقلال و مخالفت با والدين به اوج خود مي‌رسد و نوجوان براي اثبات بلوغ و فرديت خود ارزشهاي خانواده را زير سوال مي‌برد و سعي در ايجاد و تحليل ارزش هاي جديد خود دارد. مجموعة اين عوامل، علاوه بر حس كنجكاوي نياز به تحرك، تنوع و هيجان، فرد را مستعد مصرف مواد مي‌نمايد.

ژنتيك:‌ شواهد مختلفي از استعداد ارثي اعتياد به الكل و مواد وجود دارد. تأثير مستقيم عوامل ژنتيكي عمدتاً از طريق اثرات فارماكوكينتيك و فاركوديناميك مواد در بدن مي‌باشد كه تعيين كنندة تأثير ماده بر فرد است. برخي از عوامل مخاطره‌آميز ديگر نيز تحت نفوذ عوامل ژنتيكي هستند مانند برخي اختلالات شخصيتي و رواني و عملكرد نامناسب تحصيلي ناشي از اختلالات يادگيري.

صفات شخصيتي: عوامل مختلف شخصيتي با مصرف مواد ارتباط دارند. از اين ميان، برخي از صفات بيشتر پيش‌‌بيني كنندة احتمال اعتياد هستند و به طور كلي فردي را تصوير مي‌كنند كه با ارزش‌ها يا ساختار‌هاي اجتماعي مانند خانواده،‌ مدرسه و مذهب پيوندي ندارد و يا از عهدة انطباق، كنترل يا ابزار احساسات دردناكي مثل احساس گناه، خشم و اضطراب برنمي‌ايد. اين صفات عبارتند از: عدم پذيرش ارزش‌هاي سنتي و رايج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نياز شديد به استقلال،‌صفات ضد اجتماعي، پرخاشگري شديد، احساس فقدان كنترل بر زندگي خود، اعتماد به نفس پايين، فقدان مهارت‌هاي اجتماعي و انطباقي. از آنجا كه اولين مصرف مواد، معمولاً از محيط‌هاي اجتماعي شروع مي شود هر قدر فرد قدرت تصميم‌گيري و مهارت ارتباطي بيشتري داشته باشد، بهتر مي‌تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت كند.

اختلالات رواني: در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتياد اختلالات ديگر روانپزشكي نيز وجود دارد. شايع‌ترين تشخيص‌ها عبارتند از: ‌افسردگي اساسي، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، فوبي، ديس تايمي، اختلال وسواسي ـ جبري، اختلال  مانيك، مانيا، اسكيزوفرنيا.

نگرش مثبت به مواد: افرادي كه نگرش‌ها و باورهاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند،‌ احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از كساني كه نگرش‌هاي منفي دارند. اين نگرش‌هاي مثبت معمولاً عبارتند از: كسب بزرگي و تشخص، رفع دردهاي جسمي و خستگي، كسب آرامش رواني، توانايي مصرف مواد بدون ابتلا به اعتياد.

موقعيت‌هاي مخاطره‌آميز فردي: بعضي از نوجوانان و جوانان درموقعيت‌ها ياشرايط قرار دارند كه آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار مي‌دهد. مهمترين اين موقعيت‌ها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران كودكي و نوجوني، ترك تحصيل، بي‌سرپرستي يا بي خانماني، فرار از خانه، معلوليت جسمي، ابتلا به بيماريها يا دردهاي مزمن. حوادثي مانند از دست دادن نزديكان يا بلاياي طبيعي ناگهاني نيز ممكن است منجر به واكنش‌هاي حاد رواني شوند. در اين حالت فرد براي كاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده مي‌كند.

تأثير مواد بر فرد: اين متغير وقتي وارد عمل مي‌شود كه ماده حداقل يك بار مصرف شده باشد. چگونگي تأثير يك ماده بر فرد، تابع خواص ذاتي مادة مصرفي و تعامل آن با فرد و موقعيت فرد مصرف كننده است. تأثير مواد بر فرد مصرف كننده، به ميزان قابل توجهي، به مشخصات او بستگي دارد. اين مشخصات عبارتند از: شرايط جسمي فرد، انتظار فرد از مواد، تجربيات قبلي تأثير مواد و مواد ديگري كه هم‌زمان مصرف شده‌اند، مواد مختلف نيز تأثيرات

 متفاوتي بر وضعيت فيزيولوژيك و رواني فرد دارند، مثلاً‌: هروئين و كوكائين سرخوشي شديد، الكل آرامش و نيكوتين مختصري هشياري و آرامش ايجاد مي‌كند.

عوامل مربوط به خانواده: خانواده اولين مكان رشد شخصيت، تشكيل باورها و الگوهاي رفتاري فرد است. خانواده علاوه بر اينكه، محل حفظ و رشد افراد و كمك به حل استرس و پاتولوژي است، منبعي براي تنش، مشكل و اختلال نيز مي‌باشد. ناآگاهي والدين، ارتباط ضعيف والد و كودك،‌ فقدان انضباط در خانواده،‌ خانوادة مشتنج يا آشفته و از هم گسيخته، احتمال ارتكاب به انواع بزهكاري‌ها مانند سوء مصرف مواد را افزايش مي‌دهد. همچنين والديني كه مصرف كنندة‌ مواد هستند باعث مي‌شوند فرزندان با الگوبرداري از رفتار آنان، مصرف مواد را يك رفتار بهنجار تلقي كرده، رفتار مشابهي پيشه كنند.

تأثير دوستان: تقريباً در 60 درصد موارد، اولين مصرف مواد بدنبال تعارف دوستان رخ مي‌دهد. ارتباط و دوستي با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد‌كنندگان مواد براي گرفتن تاييد رفتار خود از دوستان، سعي مي‌كنند آنان را وادار به همراهي با خود نمايند. گروه "همسالان" به خصوص در شروع مصرف سيگار و حشيش بسيار مؤثر هستند. بعضي از دوستي‌ها، صرفاً حول محور مصرف مواد شكل مي‌گيرد نوجوانان به تعلق به يك گروه نيازمندند و اغلب پيوستن به گروههايي كه مواد مصرف مي‌كنند، ‌بسيار آسان است. هرچه پيوند فرد با خانواده، ‌مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد،‌ احتمال پيوند او با اين قبيل گروهها بيشتر مي‌شود.

عوامل مربوط به مدرسه: از آنجا كه مدرسه بعد از خانواده، مهم‌ترين نهاد آموزشي و تربيتي است، مي‌تواند از راه‌هاي زير زمينه‌ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد:

بي‌توجهي به مصرف مواد و فقدان محدوديت يا مقررات جدي منع مصرف در مدرسه، استرس‌هاي شديد تحصيلي و محيطي، فقدان حمايت معلمان و مسئولان بهنگام نياز عاطفي و رواني زمان بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان.

عوامل مربوط به محل سكونت: عوامل متعددي در محيط مسكوني مي‌تواند موجب گرايش افراد به مصرف مواد مي شود:

فقدان ارزش‌هاي مذهبي و اخلاقي،‌ شيوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل كاذب، آشفتگي و ضعف همبستگي بين افراد محل و حاشيه‌نشيني از جمله اين عواملند.

مشخصات فردي و عوامل محيطي بخشي از علل اعتياد هستند و بخش ديگر را بازارهاي بين‌المللي مواد و عوامل اجتماعي ـ اقتصادي حاكم بر جامعه تشكيل مي‌دهند. اين عوامل عبارتند از:

قوانين: فقدان قوانين جدي منع توليد، خريد و فروش، حمل و مصرف مواد، موجب وفور وارزاني آن مي‌شود.

بازار مواد: ميزان مصرف مواد، با قيمت آن نسبت معكوس دارد. هرچه قيمت مواد كاهش يابد، تعداد افرادي كه بتوانند آن را تهيه كنند افزايش مي‌يابد. همچنين سهل‌الوصول بودن مواد به تعداد مصرف‌كنندگان آن مي‌افزايد.

مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي: در جوامعي كه مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقي نمي‌شود، بلكه جزئي از آداب و سنن جامعه و يا نشان تمدن و تشخص و وسيلة احترام و پذيرايي است، مقاومتي براي مصرف مواد وجود ندارد و سوء‌مصرف و اعتياد شيوع بيشتري دارد.

كمبود امكانات فرهنگي، ورزشي، تفريحي: كمبود امكانات لازم براي ارضاي نيازهاي طبيعي رواني و اجتماعي نوجوانان و جوانان از قبيل كنجكاوي، تنوع طلبي، هيجان‌خواهي، ماجراجويي، مورد تأييد و پذيرش قرار گرفتن و كسب موفقيت بين همسالان، موجب گرايش آنان به كسب لذت و تفنن از طريق مصرف مواد وعضويت در گروه‌هاي غير سالم مي‌شوند.

عدم دسترسي به سيستم‌هاي خدماتي، حمايتي، مشاوره‌اي و درماني: در زندگي افراد، موقعيت‌ها و مشكلاتي پيش مي‌آيد كه آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار مي‌دهد. فقدان امكانات لازم يا عدم دسترسي به خدماتي كه در چنين مواقعي بتواند فرد را از نظر رواني، مالي، شغلي، بهداشتي و اجتماعي حمايت نمايد، فرد را تنها و بي‌پناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعي رها مي‌كند.

توسعة صنعتي جامعه، مهاجرت، كمبود فرصت‌هاي شغلي و محروميت اقتصادي ـ اجتماعي: توسعة صنعتي، جوامع را به سمت شهري شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق مي‌دهد. مهاجرت باعث مي‌شود تا فرد، براي اولين بار، با موانع جديدي برخورد نمايد. جدايي از خانواده، ارزش‌هاي سنتي و ساختار حمايتي قبلي به تنهايي، انزوا و نااميدي فرد مي‌انجامد. كم سوادي،‌ فقدان مهارت‌‌هاي شغلي، عدم دسترسي به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدوديت در تأمين نيازهاي حياتي و اساسي زندگي و تلاش براي بقاء، فرد را به مشاغل كاذب يا خريد و فروش مواد مي‌كشاند و يا براي انطباق با زندگي سخت روزمره و شيوة جديد زندگي به استفاده از شيوه‌هاي مصنوعي مانند مصرف مواد سوق مي‌دهد.

عوامل شخصيتي: داشتن اعتماد به نفس بالا و مهارتهاي اجتماعي، علاوه بر كاهش استرس‌هاي محيطي ناشي از ارتباط با ديگران، باعث توانايي مقاومت در مقابل خواسته‌هاي خلاف ديگران و اصرار دوستان براي مصرف مي‌شود. همچنين مهارتهاي انطباقي موجب مي‌شود كه فرد هنگام برخورد با استرس، براي حل مشكلات و تطابق با آن از شيوه‌هاي مناسبي استفاده نمايد.

باورها وارزش‌ها: اعتقادات و باورهاي راسخ ديني و مذهبي، فرد را در مقابل مصرف مواد محافظت مي‌كند. نگرش منفي به مواد، شامل باور به اعتياد آور بودن و اثرات تخريبي مواد،‌ احتمال مصرف آن را كاهش مي‌دهد.

موفقيت‌ها: موفقيت‌هاي تحصيلي، شغلي و اجتماعي با افزايش اعتماد به نفس، ايجاد ثبات و هدفمندي در مسير زندگي و كسب حمايت‌هاي لازم، فرد را از خطر مواد مخدر حافظت مي‌نمايد.

داشتن خانواده‌اي سالم و همبسته: پيوند و تعامل مثبت بين فرد و والدين از سنين كودكي موجب ارضاي نيازهاي عاطفي ـ رواني كودك مي‌شود. اين افرد، با تجربة روابط منطقي و قابل پيش‌بيني، كمتر دچار انحرافات شخصيتي مي‌شوند و مهارتهاي گوناگوني را كه لازمة برقراري روابط سالم بين فردي و اجتماعي است مي‌آموزند و با داشتن حس تعلق و وابستگي، كمتر احساس تنهايي و انزوا نموده و به دامن اعتياد كشيده نمي‌شوند.

             هشياري و حمايت خانواده، ‌مدرسه و اطرافيان: هشياري و آگاهي والدين از خطر مصرف مواد مخدر و        احتمال اعتياد فرزندان،‌ كنترل و مراقبت كافي و تأمين حمايت و راهنمايي لازم از طرف خانواده،‌ مدرسه، اطرافيان و دوستان سالم و صميمي، به هنگام نياز،‌ احتمال مصرف مواد و يا سوء مصرف و اعتياد را كاهش مي‌دهد.

ضد ارزش بودن مصرف مواد: در محيط‌ها و جوامعي كه به وضوح هرگونه مصرف مواد نهي مي‌شود و اعتبار موقعيت فردي، خانوادگي، شغلي و اجتماعي افراد مصرف كننده تنزل مي‌يابد، نگرش منفي افراد به مواد كاهش شيوع اعتياد مي‌انجامد.

دسترسي به خدمات: دسترسي به خدمات حمايتي (هنگام بروز مشكلاتي مانند بي‌سرپرستي و از دست دادن شغل)،‌خدمات مشاوره‌اي (هنگام بروز مشكلات عاطفي يا اتخاذ تصميم مهم) و خدمات درماني (براي بيماراني كه تمايل به ترك اعتياد دارند)، موجب مي‌شود تا عوامل مخاطره‌آميزي كه فرد ممكن است در طي زندگي با آنها روبرو شود،‌ تشديد نشده و يا ازمان نيابند.

عدم دسترسي به مواد: هر قدر مواد در محيط زندگي فرد ناياب‌تر و يا گران‌تر باشد، احتمال مواجهه و مصرف كاهش مي‌يابد.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

راهنمای مقدماتی شناخت و پیشگیری از اعتیاد | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 8:29 AM 

 

راهنمای مقدماتی شناخت و پیشگیری از اعتیاد در محیط های دانشگاهی

ویژه مطالعه : مسئولین ، اساتید ، کارشناسان و کارکنان آموزشی و دانشجویی

گردآوری و تألیف : دکتر عباس بخشی پور رودسری ، حمید پیروی ، مصطفی نوکنی ، زهره استوار

 

مقدمه

    پديده اعتياد سوء مصرف مواد بعنوان يكي از مهمترين آسيب‌هاي اجتماعي خاصه در ميان نسل جوان توجه بسياري از متخصصان و مسئولين، سياسي فرهنگي، تربيتي و آموزشي بسياري از كشورها را به خود معطوف ساخته است.

    در كشور ايران  به دليل وجود بافت جوان جمعيتي اين موضوع پيچيدگي خاص خود را يافته است. لذا شناسايي و تبيين درست آن براي يافتن ‌راه‌حلهاي مناسب ضروري به نظر مي‌رسد.

بر طبق آمار رسمي 1.500.000 فرد (بيمار) وابسته به مواد وجود دارد كه حدود 5% افراد بالغ جامعه را تشكيل مي‌دهند (مكري، 1380 به نقل از رحيمي و همكاران 1378).

    بررسيها و آمارهاي موجود در زمينه سوء مصرف مواد در ميان جمعيت جوان دانشگاهي اطلاعات متفاوتي را بدست مي‌دهد، بعنوان مثال گزارش سالانه زمينه‌يابي دانشجويان آمريكايي كه تحت عنوان نگاهي به آينده چاپ شد (دي جونگ و همكاران 1998) آشكار ساخته است كه مصرف مواد غير قانوني در ميان دانشجويان در دهه 90 مدام رو به افزايش بوده است. در همين زمينه‌يابي مشخص شده كه اكثر دانشجويان، مصرف مواد مخدر را خطر جدي تلقي نمي‌كنند.

گزارشهاي غير رسمي و شواهد باليني در دانشگاههاي ايران نيز درجاتي از مشكل را در ميان دانشجويان نشان مي‌دهند.بر اساس نتايج آخرين بررسي‌هاي انجام شده در زمينه شيوع اعتياد در ميان دانشجويان (مكري و همكاران 1382)، نسبت آمار دانشجويان معتاد به مصرف مواد با توجه به جمعيت معتاد كشور فراواني بالايي ندارد.

 اما از آنجايي اين گروه نقش‌هاي متعدد و تعيين‌كننده‌اي در جامعه بعهده دارند، آسيب آنان حتي در ميزان پايين لطمه‌هاي جبران ناپذيري فردي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و غيره را بدنبال خواهد داشت؛ لذا اتخاذ برنامه‌هاي پيشگيرانه در مورد آنان از الويت بسيار برخوردار است.

از آنجايي كه آموزش يكي از عمده‌ترين استراتژيهاي پيشگيرانه در زمينه سوء مصرف و وابستگي به مواد محسوب مي‌شود؛ طرح آموزش معاونين، مسئولين و كارشناسان امور دانشجويي  دانشگاه به عنوان اولين گروههايي كه در تماس مستقيم با دانشجويان مي‌باشند حساسيت و اهميت بيشتري دارد. اميد است از اين طريق بتوان ضمن ارتقاء اطلاعات اين گروه نسبت به موضوع اعتياد و سوء مصرف مواد در ميان دانشجويان، حساس سازي ذهني مناسبي در راستاي اتخاذ برنامه ها ‌و استراتژيهاي حمايتي در دانشگاه به وقوع بپيوندد و سطح مشاركت مسئولين و اوليائ امور دانشجويان را در اين زمينه افزايش دهد.

 

http://iransco.org/Et_AMoghadame.asp

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

راههاي غلبه بر استرس | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 8:1 AM 

 

استرس بخشي طبيعي از زندگي است.براي انجام وظايف، مقداري استرس لازم است اما هر امري واقعي و يا خيالي كه براي شما به عنوان يك دانشجو روي خواهد داد، خواسته‌هايي را در پيش روي شما قرار مي‌دهد و شما بايد بدانيد كه چگونه اين خواسته‌ها را كنترل كنيد.

چگونه با استرس مقابله كنيم؟

بررسي مسائل مهم به طور منظم: تكاليف علمي جديد شما، نه فقط بر شما بلكه بر خانواده يا دوستانتان نيز تأثير مي‌گذارد و گاه ممكن است تضادهايي به وجود آيد . يكي از راه‌هاي مواجهه با اين تضادها اين است كه برنامه هر ترم، را با اطرافيان خود در ميان بگذاريد و ضرورت‌ها و پيامدهاي مثبت مطالعه را بررسي كنيد. برنامه را به اتفاق طرح ‌ريزي كنيد.

ورزش و تمرين‌هاي منظم: اوقات فراغت خود را طوري برنامه‌ريزي كنيد كه حداكثر سلامت و رضايت را به همراه داشته باشد. بدن نياز به ورزش روزانه دارد. اين بويژه درباره دانشجويان بي‌تحرك صادق است.

تنظيم وقت، بصورت هفتگي: فعاليت‌هاي هر روز خود را برنامه‌ريزي كنيد. بايد در زمان معين مطالعه كنيد.

 مطمئن باشيد كه محل مطالعه شما راحت است. محل مطالعه بايد با شخصيت شما متناسب باشد.

 وسايل مورد علاقه شما بايد در محل مطالعه وجود داشته باشد تا اين محل را برايتان جالب و لذت بخش سازد.مثلاً يك پوستر، يك وسيله تزئيني يا قطعه‌اي از اثاث منزل.يكي ديگر از ابزارهاي برنامه‌ريزي كه افراد  موفق از آن بهره مي‌برند فهرست كارهاي مهم هر هفته است. به روش زير اين ابزار را به كار بگيريد

ـ فهرستي از تكاليف آموزشي هر هفته تهيه كنيد.

ـ به ترتيب اهميت آنها را بنويسيد.

ـ اين فهرست را در محل مطالعه خود در معرض ديد قرار دهيد.

ـ در مقابل هر تكليفي كه انجام مي‌دهيد علامت بگذاريد.

ـ هر تكليفي را كه در طول اين هفته انجام نمي‌شود در فهرست هفته بعد قرار دهيد.

صحبت مثبت با خود: با خود صحبت كنيد (وقتي كه تنهائيد!)  زماني كه اين روش به طور صحيح انجام شود، مثبت و دلگرم كننده است. هر روز جملاتي از اين قبيل را امتحان كنيد: "امروز اين كار را به خوبي انجام دادم"، "هيچ وقت به خوبي امروز نبودم"، "جلسه مطالعه خوبي بود". عبارت‌هايي از اين قبيل، گام بزرگي در افزايش‌ عزت نفس شماست و نگرش واقع‌بينانه‌تري از خودتان به شما خواهد داد.وقتي احساس ارزشمندي بكنيد، توانايي شما در مقابله با استرس به طور قابل ملاحظه‌اي افزايش مي‌يابد. سپس براي مطالعه مستعدتر و آماده‌تر خواهيد شد و با همه ظرفيت ياد خواهيد گرفت.

   پاداش به خود: پس از يك جلسه مطالعه رضايت‌بخش، انجام درست يك تكليف يا كسب نمره بالا در امتحان به خود پاداش دهيد.

سرگرمي‌ها، موزيك، مطالعه مطالب سرگرم كننده و سينما رفتن اموري است كه براي دانشجويان خوب و رضايت بخش است. اين امور تجارب مثبتي است كه احساس كفايت و عشق به زندگي را در شما تقويت مي‌كند و نيز كل سيستم عصبي شما را آرام مي‌سازد.

تغذيه صحيح: اگر مي‌خواهيد عملكرد مؤثري داشته باشيد بايد عادت غذايي معقولي داشته باشيد.

 تغذيه، غذاي منظم مركب از سبزيجات، ميوه‌ها و حبوبات با مقدار كمي گوشت، لبنيات، ميوه‌هاي مغزدار، تخم‌مرغ، كمي كره مارگارين و روغن (خيلي كم)، شكر و نمك سلامت بدن را تضمين مي‌كند.

 صبحانه را حذف نكنيد. به مقدار كافي آب بنوشيد، دست كم هشت ليوان در روزهاي گرم. قهوه. چاي ونوشابه را تا حد امكان كمتر مصرف كنيد.

شبكه حمايتي:‌از شبكه‌هاي حمايت شخصي خود بهره بگيريد.

خواب و تمرين‌هاي آرامش‌بخش: بي‌خوابي به استرس مفرط و احتمالاً افسردگي مي‌انجامد. با يك خواب خوب شبانه با آنها مبارزه كنيد.

 گاهي پيش مي‌آيد كه شب‌ها تا ديروقت بايد مطالعه كنيد، اما هميشه اين بي‌خوابي را با خواب صبح يا زودتر خوابيدن جبران كنيد.

به طور مكرر ثابت شده است كه استفاده منظم از تمرين‌هاي آرامش‌بخشي و نيز تنفس عميق، منظم و كنترل شده به خويشتن داري وكاهش اضطراب كمك مي‌كند و باعث تجديد قوادر بيشتر افراد مي‌شود.اين تمرينات را امتحان كنيد:

    ـ براي ده دقيقه در يك صندلي راحت قرار بگيريد.

ـ به تنفس خود توجه كنيد، به خود اجازه آرامش بدهيد.

ـ يك نفس عميق بكشيد، 3 تا 4 ثانيه آن را نگه داريد و بعد به آرامي بيرون بدهيد. اين كار را چند بار تكرار كنيد.

ـ ماهيچه‌هاي مختلف بدنتان را به نوبت منقبض و بعد شل كنيد.

ـ با انگشتان شروع كنيد. از انگشت بزرگ شروع كنيد، آن را بكشيد بعد رها كنيد.

ـ به آرامي اين كار را در سراسر بدن خود گسترش دهيد.

ـ وقتي به ماهيچه‌هاي سر رسيديد كار را پايان دهيد. حالا تصور كنيد كه تمام بدنتان آرام شده است. براي مدتي خود را تقريباً شل و رها كنيد.

ـ سراسر بدنتان با طراوت و آرام شده است. ماهيچه‌ها و سيستم عصبي خود را آرام ساختيد.

فنون ساده‌تر:

هر چند وقت يكبار، چند نفس عميق بكشيد و بدنتان را شل كنيد، خميازه بكشيد و اندام‌هاي بدن را بكشيد.

به آهستگي پياده‌روي كنيد.

اگر مزاحم همسايه‌ها و اطرافيان نمي‌شويد، فرياد بكشيد.

چگونه با استاد خود روابط بهتري برقرار كنيم؟

1ـ به كلاس برويد! حضور منظم نه تنها براي ايجاد يك رابطه خوب با استاد مهم است، بلكه از آن نظر نيز مهم است كه موجب مي‌شود شما چيزي از مطالب كلاس را از دست ندهيد. ممكن است اساتيد بگويند كه توجهي به حضور در كلاس ندارند. شما آن را باور نكنيد، آنها متوجه مي‌شوند كه چه كسي هست و چه كسي نيست.

2ـ اگر مسئله‌اي ضروري پيش آمد كه موجب غيبت شما از كلاس گرديد؛ حتماً جزوات را از دوستاني كه به آنها اطمينان داريد، بگيريد. در جلسه بعدي به استاد بگوئيد كه شما جزوه‌اي را تهيه كرده‌ايد ليكن براي اطمينان بيشتر از اينكه تاريخ امتحان و غيره را از دست نداده‌ايد؛ مي‌خواهيد موضوعات مطرح شده را دوباره چك كنيد. براي غيبت خود دليل تراشي نكنيد،‌ احتمالاً‌ استاد دليل شما را قبلاً نيز شنيده است!

3ـ تأخير نكنيد. چند دقيقه اول كلاس اغلب به اعلام امتحانات مهم آينده يا تعيين تاريخ امتحان و غيره صرف مي‌گردد.

    4ـ ضرب المثل دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن است معمولاً يك قانونخوب تجربي است اما نه هميشه. به واكنش استاد نسبت به تأخير دانشجويان توجه كنيد، سپس عمل خود را به درستي مطابقت دهيد. اگر او از تأخير دانشجويان چشم‌پوشي مي‌كند، به معناي درست بودن اين عمل دانشجويان نيست. هر چند كه تأخير نسبت به از دست دادن كل كلاس بهتر است، ليكن چنانچه عكس‌العمل استاد نسبت به تأخير، نسبتاً‌ تند است شايد از دست دادن كلاس بهتر از ورود با تأخير باشد.

    5ـ معمولاً اساتيد ساعات اداري حضور خود را در اولين جلسه هر ترم اعلام مي‌كنند. براي شما و اساتيد خوب است كه همديگر را بشناسيد. با هر يك از اساتيد خود قرار ملاقاتي ترتيب دهيد. البته نه بعد از پنجمين جلسه كلاس. قرار ملاقات مي‌تواند قبل يا بعد از كلاس و يا حتي بصورت تلفني باشد. اگر بنا به دلايلي شما بايد ملاقات را لغو نمائيد، حتماً با استاد تماس بگيريد. تدريس تنها مسئوليت استاد شما نيست؛ انتظار نداشته باشيد كه او هميشه در زمان‌هايي كه براي شما مناسب است؛ حضور داشته باشد.

6ـ حتي بدون در نظر گرفتن علاقه شما، ملاقات با استاد مي‌تواند به درك بهتر شما از آنچه كه قرار است در كلاس رخ دهد، كمك كند.

 قبل از ملاقات خود مطمئن شويد كه كارهاي ذيل را انجام داده‌ايد:

ـ متن خود را مرور كنيد تا خود را با موضوعات مهم رشته خود آشنا سازيد.

   ـ يادداشت‌هاي خود را مرور كنيد و موضوعات و يا نظرياتي را كه متوجه نمي‌شويد يادداشت نمائيد.

ـ حداقل 3 تا 4 سؤال خوب درباره رشته خود بنويسيد، مانند موضوعات مهم براي مقاله يا پروژه يا سؤالاتي درباره مؤثرترين روش مطالعه دروس و غيره.

ـ اتاق استاد را شناسايي كنيد، در اين صورت شما در ملاقات خود بخاطر جستجوي اتاق استاد در آخرين دقايق خود بخاطر جستجوي اتاق استاد در آخرين دقايق، دچار تأخير نخواهيد شد.

ـ اطمينان حاصل كنيد كه لقب استاد (دكتر، پروفسور، خانم، آقا و . است) و نحوه تلفظ نام او را مي‌دانيد.

    7ـ شناخت اساتيد مزاياي ديگري نيز مي‌تواند داشته باشد. اكثريت آنان افرادي دوست‌داشتني و صاحب دانش درباره بسياري از موضوعات وراي رشته خود هستند. ممكن است شما كشف كنيد كه با استاد خود علايق مشتركي داريد كه اين خود مي‌تواند پايه خوبي براي ارتباطات طولاني بعد از فارغ‌التحصيلي شما باشد.

ـ همچنين ممكن است شما دريابيد كه به يك حوزه ويژه بيشتر از آنچه كه قبلاً‌در موردش فكر مي‌كرديد، علاقه‌مند هستيد. ايجاد يك ارتباط خوب استاد ـ شاگردي با اساتيد دانشكده مسئله‌اي غير عادي نيست. نهايتاً‌ اينكه اساتيد ممكن است اطلاعاتي درباره فرصت‌هاي ويژه‌اي داشته باشند كه براي شما مفيد است مثل كارورزي‌هاي تابستاني، جوايز مسابقاتي، برنامه‌هاي كارشناسي ارشد و غيره كه معمولاً بر  روي تابلو اعلانات شلوغ دانشكده نصب شده است و گاهي اوقات تشخيص دادن آنها مشكل است. استادي كه شما را مي‌شناسد ممكن است به عنوان كليدي در آ‎گاه سازي شما از اين فرصت‌ها عمل نمايد.

8ـ به موقع سر جلسه امتحان حاضر شويد. تنها زلزله، آتش‌سوزي، سيل و بيماريهاي و وحشتناك دليلي معتبر براي دير حاضر شدن در سر جلسه امتحان مي‌تواند باشد. زيرا شما نيز مانند ديگران 24 ساعت در شبانه‌روز داريد. ولي با اين حال شما از استاد مي‌خواهيد كه دليل شما را موجه بداند.

 ارتباط مشخصي بين دانشجوياني كه در امتحان بصورت ضعيفي عمل مي‌كنند، نمره كمتري در امتحان نهايي مي‌گيرند يا اينكه از آن درس مي‌افتند و كساني كه سرجلسه امتحان دير حاضر مي‌شوند وجود دارد.

    9ـ مؤدب بودن شما در كلاس به معناي موافقت شما با هر چيزي كه در كلاس گفته مي‌شود، نيست.

 هنگامي كه سوالي مي پرسيد يا تقاضايي داريد، خصمانه برخورد نكنيد و يا در گوشه كلاس به استاد پشت نكنيد. هنگامي كه با مطلبي موافق نيستيد و يا اينكه آن را نفهميده‌ايد، با مقدمه‌اي مثبت صحبت خود را شروع كنيد از قبيل:

من نمي‌فهمم چطوري اين مسئله فلان جور مي شود؟ يا شما فکر نمي کنيد که ... پرهيز کنيد.

10- نمره از ديگر مسائلي است كه گاهي اوقات استاد و دانشجو درباره آن با يكديگر توافق ندارند. هرگز وقتي كه عصباني هستيد درباره نمره بحث نكنيد. ممكن است امتحان به نظر شما غيرمنصفانه بوده باشد، ليكن با اين عنوان با استاد صحبت نكنيد. هنگامي كه نكات خود را مطرح مي‌كنيد؛ موارد را بصورت ويژه و مؤدبانه مطرح كنيد.

به خاطر داشته باشيد كه بدون توجه به مهارت شما در استدلال، احتمال دارد كه نمره شما در يك آزمون ويژه تغيير نكند. ليكن اگر شما مطالب خود را بخوبي مطرح مي‌كنيد؛ موارد را بصورت ويژه و مؤدبانه مطرح كنيد.

به خاطر داشته باشيد كه بدون توجه به مهارت شما در استدلال، احتمال دارد كه نمره شما در يك آزمون ويژه تغيير نكند. ليكن اگر شما مطالب خود را به خوبي مطرح سازيد، آزمون بعدي ممكن است ساختار بسيار بهتري داشته باشد و به نظر شما يك ارزيابي مناسب از دانش شما باشد.

11ـ بهبود يافتن تدريس اغلب به پسخوراندي كه اساتيد از دانشجويان دريافت مي‌دارند، بستگي دارد. از برخورد منفي در پيشنهادات خود پرهيز كنيد. پسخوراند سازمان يافته، مثبت و ويژه واقعاً مي‌تواند موقعيت يادگيري را بهبود بخشد.

آيا مي‌دانيد استعمال سيگار تا چه حد آسيب رسان است؟

استعمال سيگار سبب مرگ زودرس مي‌شود. 75% از مشكلات و ناسايي‌هاي قلبي ناشي از مصرف سيگار است. سيگار در برگيرنده حداقل 43 نوع ماده شيميايي مسبب انواع سرطان است . . 87% از مرگ‌هاي ناشي از سرطان ريه و همچنين 95% از مرگ‌هايي كه در اثر بيماريهاي ريوي و نفس تنگي رخ مي‌دهد به سبب مصرف سيگار است. استعمال سيگار سبب تنفس بد، تغيير رنگ دندان‌ها، بوي بد دهان، چروك پوست، كاهش توانايي در حركات ورزشي، سرفه، گلو درد،‌ضربان قلب بالا، فشار خون بالا و . مي‌شود.احتمال ابتلا به سرطان دهان و حنجره در افراد سيگاري 20% تا 30% بيشتر از افراد غير سيگاري است و احتمال ابتلاء به زخم معده و حمله قلبي و مرگ از طريق آن در افراد سيگاري دو برابر غير سيگاري‌هاست.در افرادي كه فشار خون يا كلسترول بالا دارند، مصرف سيگار احتمال مرگ را نسبت به افراد غير سيگاري به دو برابر افزايش مي‌دهد. افراد سيگاري به طور متوسط 5 تا 8 سال زودتر از افراد غير سيگاري (در شرايط يكسان) جان خود را از دست مي‌دهند. بد نيست خاطر نشان سازيم، مصرف سيگار از لحاظ اقتصادي نيز براي فرد سيگاري مقرون به صرفه نمي‌باشد.

برنامه‌ريزي و حفظ اهداف

به عنوان يك دانشجو، شما اهداف متعددي داريد. اهدافي درباره تحصيل، شغل، سبك زندگي و سعادت، اهداف شما دراز مدت، ميان مدت يا كوتاه مدت است.اهداف دراز مدت: اهدافي كه مي‌خواهيد پس از اتمام موفقيت آميز تحصيل‌تان به آن برسيد. اين اهداف با اشتغال و زندگي پس از تحصيل (يعني حداقل 5 سال ديگر) مرتبط‌اند.

براي مثال:

ـ مدير بازرگاني در سن 30 سالگي

ـ مهندس طراحي در 6 سال

ـ معلم مدرسه در شمال كشور

ـ ثبت نام براي دكتري

اهداف دراز مدت شما چيست؟‌آنهارا در جدولي كه از قبل آماده كرده‌ايد بنويسيد. اهداف ميان مدت:

 اهدافي كه سال بعد يا در سال‌هاي باقيمانده تحصيلي خود مي‌خواهيد به آنها برسيد. اين اهداف

:  سكوي دستيابي به اهداف دراز مدت است. براي مثال

 - اخذ ليسانس مديريت بازرگاني با معدل حداقل 5/15

 ـ به اتمام رساندن حداقل 40 واحد در يك سال تحصيلي و گذراندن يك پروژه عملي. اهداف ميان مدت شما چيست؟‌آنها را در جدولي كه تهيه كرده‌ايد بنويسيد.

اهداف كوتاه مدت: اهدافي كه مي‌خواهيد فردا، هفته بعد يا در پايان نيم سال تحصيلي به آن دست يابيد. اين اهداف سكوي پيشرفت به اهداف ميان مدت است. با توجه به مشخصات رشته تحصليي خود براي نيم سال تحصيلي و هر هفته آن برنامه‌ريزي كنيد. فهرستي از اهداف دراز مدت، ميان كوتاه مدت خود تهيه كنيد و آنها را در معرض ديد قرار دهيد تا انگيزه مطالعه را در شما تقويت كند.

ويژگي‌هاي يك هدف سودمند

دقيق بودن: آنچه را كه مي‌خواهيد انجام دهيد تا حد امكان جز به جز شرح دهيد.

-    قابليت سنجش:‌هدف خود را با اصطلاحاتي توصيف كنيد كه به روشني قابل ارزيابي باشد.

-   تحرك طلبي : براي رسيدن به هدف خود انرژي و نظم به كار ببريد.

     -   واقع‌گرا بودن: هدفي را برگزينيد كه مي‌دانيد واقعاً توانايي دسترسي به آن را داريد.

-   وجود زمان معين براي دست يافتن: تقسيم كردن اهداف دراز مدت به بخش‌هاي كوچكتر و

 مشخص    كردن زمان دقيق رسيدن به آنها.

 فنون خاص جراتمندي

يكي از مهم‌ترين رفتارهاي بين فردي، رفتار قاطعانه و يا جراتمندي است. آيا شما نيز جزء‌كساني هستيد كه گاهي اوقات عليرغم ميل باطني خود، ناچار به پذيرش تقاضاي ديگران شده‌ايد؟ آيا نمي‌توانيد

 نارضايتي خود را از يك دوست بيان كنيد؟ آيا قبول تمجيد و تحسين را دشوار مي‌يابيد؟ اگر پاسخ شما مثبت است، احتمالاً در زمينه رفتار قاطعانه و يا جراتمندي مشكل داريد. جراتمندي، ابراز مستقيم، صادقانه و مناسب احساسات و عقايد شما است. با رفتار قاطعانه شما مانع از سوء استفاده ديگران شده و از تحميل شدن خواسته‌هاي ديگران برخود جلوگيري مي‌كنيد.اگر در گذشته رفتار قاطعانه را ناراحت كننده يافته‌ايد؛ شايد آن را با پرخاشگري اشتباه كرده‌ايد. پرخاشگري يك شيوه دفاع از خود است كه در آن به حقوق شخص دگير تجاوز مي‌شود.

 پرخاشگري به صميميت آسيب مي‌زند و شأن شما را در ديد ديگران پايين مي‌آورد، ليكن جراتمندي دفاع از خود است به گونه‌اي كه به حقوق شخص ديگر تجاوز نشود.

اجزاء رفتار جرأتمندانه :

گفتار جراتمندانه:اجازه ندهيد ديگران از شما بهره‌جويي كنند. بر رفتار مناسب و منصفانه داشتن اصرار بورزيد. درباره آنچه مي‌خواهيد و آنچه فكر مي‌كنيد تا حد امكان صريح باشيد. مثال "نوبت من است". و يا "لطفاً صداي ضبط را كم كنيد."

مخالفت فعالانه:

وقتي با شخصي مخالف هستيد، به دليل تمايلي كه به حفظ رابطه صلح آميز داريد،‌از طريق لبخند زدن، تكان دادن سر يا بذل توجه تظاهر به موافقت نكنيد.

 به جاي آن، موضوع بحث را تغيير دهيد، يا به شيوه ديگري عمل كنيد. وقتي به موضوع اعتماد داريد، به صورت فعال مخالفت كنيد. مثلاً وقتي دوستي كه هميشه كارهايش را به شما تحميل مي‌كند، از شما مي‌�واهد كه كتابش را به كتابخانه پس دهيد، در اين صورت رفتار قاطعانه اين است كه بگوئيد: "ببخشيد، من اصلاً وقت ندارم و نمي‌توانم اين كاررا برايت انجام دهم."

پرسيدن چرا:

وقتي شخصي داراي اقتدار و موضع بالاتر از شما مي‌خواهد كاري انجام دهيد كه به نظر منطقي يا لذت بخش نمي‌آيد؛ بپرسيد چرا بايد آن كار را انجام دهيد. شما يك فرد بزرگسال هستيد و نبايد اقتدار را بدون پرسش بپذيريد. برتوضيحي كه متقاعد كننده باشد، اصرار بورزيد.

احساسات مثبت خود را ابراز كنيد:

قدرداني از ديگران. تشكر، ستايش ديگران و توانايي ابراز احساسات مثبت بصورت صحيح، يكي از مهم‌ترين مهارت‌هاي بين فردي است كه مي‌تواند به جراتمندي ما نيز كمك نمايد.

با خودتان صحبت كنيد:

وقتي عملي انجام داده‌ايد كه آن را ارزشمندي تلقي مي‌كنيد؛ براي ديگران اين فرصت را فراهم كنيد تا از آن مطلع شوند. همچنين اجازه دهيد مردم بدانند درباره امور چه احساسي داريد. در مكالمه متكلم وحده نباشيد، اما وقتي موقعيت را مناسب يافتيد در سخن گفتن درنگ نكنيد.

 نكته

نكته مهم آن است كه براي انجام رفتار قاطعانه بايد به شرايط زمان و موقعيت كاملاً توجه داشته باشيد. مثلاً اگر دوستي كه اكثر اوقات در كلاس درس حاضر نمي‌شود و به دنبال گردش و تفريح مي‌رود از شما جزوه بخواهد؛ مي‌توانيد به راحتي بگوئيد ـ ببخشيد، نمي‌توانم ـ و اين جواب مناسب است.

 ليكن دادن همين پاسخ نسبت به دوستي كه به علت بيماري و يا مشكلات ديگر نتوانسته است در كلاس درس حاضر شود، منصفانه و اخلاقي نيست.

در نهايت بايد گفت كه ارتباط اجتماعي يك رابطه دو طرفه است و هر فردي هم كمك دهنده است و هم كمك گيرنده. نه درخواست كمك نشانه‌ ضعف است و نه انجام خواسته‌هاي ديگران. آنچه كه مهم است شرايط زماني و نيز موقعيتي است كه ارتباط برقرار مي‌گردد.

بنابراين در مواقعي كه احتياج به كمك وجود دارد، بايد درخواست كمك نمود و زماني كه فردي ديگر به كمك نياز دارد نيز بايد به كمك وي شتافت. با افزايش حمايت اجتماعي مي‌توان به سطوح بالاتري از سلامت و بهداشت رواني و جسماني دست يافت و اثرات استرس‌هاي مختلف و پيامدهاي منفي آن را كاهش داد.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

نقش كاركنان دانشگاه در ياري رساندن به مشكلات دانشجويي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 7:19 AM 

دانشجويان در طي دوره تحصيلات خود، استرسها و فشارهاي زيادي تجربه مي‌كنند (استرسهاي تحصيلي ، اجتماعي و مالي). بسياري از آنها با اين فشارها بطور موفقيت آميز مقابله مي كنند اما برخي از پا در مي آيند و مستأصل مي شوند. به دليل اينكه اختلالات عاطفي و رفتاري معمولاً روي عملكرد تحصيلي يا تعاملات اجتماعي دانشجويان تاثيرات سوء مي گذارند، شما در مقام يك عضو دانشگاه، معمولاً در موقعيت مناسبي براي تشخيص دانشجويان داراي مشكل قرار مي گيريد. اما شما نمي توانيد به هر دانشجويي كه داراي مشكل است كمك كنيد و يا شايد هر دانشجويي نيز كمك شما را نپذيرد. عليرغم اين واقعيت، ما معتقديم شما مي توانيد با برقراري رابطه اي صحيح، نقش مهمي در بازيابي تعادل هيجاني دانشجويان كه لازمه مقابله با فشارهاي زندگي است، ايفاء كنيد.اكثر استرسهايي كه دانشجويان تجربه مي كنند فشارهاي مربوط به مرحله گذار هستند؛ يعني، كم و بيش همه انسانها در دوره گذر از نوجواني به جواني اين فشارها را تجربه مي كنند. فرد نقش هاي جديدي را مي پذيرد و به تكاليف جديد گردن مي نهد. البته در مورد داشنجويان، نقشها و تكاليف مي تواند كمي پيچيده تر باشد. جامعه، خانواده و نيز دانشگاه، انتظارات خاصي از دانشجويان دارند. اكثر دانشجويان دور از خانواده بسر مي برند و مدام مورد ارزيابي قرار مي گيرند. جدايي يكباره از محيط مأنوس خانوادگي و دايره دوستان و ورود به فضايي يكسر متفاوت، همراه با شكل گيري انتظاراتي كاملاً جديد، فشار مضاعفي را بر فرد فرد دانشجويان وارد مي كند. تذكر اين نكته نيز ضروري است كه بسياري از بيماريهاي عمده رواني، اغلب براي نخستين بار در دهة سوم زندگي ظهور مي يابند. در نتيجه ظهور پاره اي از علايم در دانشجويي خاص مي تواند فراتر از يك واكنش طبيعي به مرحله گذار رشدي تلقي شود و بروز نخستين نشانه ها و علايم يك مشكل رواني جدي تعبير گردد.
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

نرم افزارهای کاربردی اینترنت | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 6:55 AM 

  

نرم افزارهای کاربردی اینترنت

 

Iternet Utility Softwares

     

موزیلا فایرفاکس 2

 

   نرم افزار مرورگر صفحات وب فایر فاکس از شرکت موزیلا :
  • از محبوبترین مرورگرهای اینترنتی با سرعت بارگذاری بسیار بالا
  • مشاهده صفحات متعدد تنها در یک پنجره ( تب بروزینگ )
  • از نرم افزارهای اپن سورس ( کد باز ) و مجانی
  • قابلیت نسب بر روی همه نسخه های ویندوز ، لینوکس و مکینتاش
 
 

Mozilla Firefox 2.0

 

 
 

اینترنت اکسپلورر 7

 

   نرم افزار مرورگر اینترنت اکسپلورر از شرکت مایکروسافت :

  • از محبوبترین مرورگرهای اینترنتی

  • مشاهده صفحات متعدد تنها در یک پنجره ( تب بروزینگ )

  • مشاهده شمای کوچک تمامی پنجره های باز شده تنها در یک پنجره

  • دارای نرم افزار ضد جاسوسی

  • پاپ آپ بلاکر

  • قابلیت بزرگنمایی و کوچک نمایی صفحه

  • قابلیت جستجو در تمامی صفحات مشاهده شده

 
 

Internet explorer v 7 ( IE )

 

  • Open multiple websites in one Internet Explorer window with tabbed browsing. See thumbnail images of all open tabs in a single view. Organize multiple tabs into a single tab group and save it as a favorite.

  • Internet Explorer 7 automatically shrinks text for improved printing , so all webpage content fits on your final printed page. Print options also include adjustable margins, customizable page layouts, removable headers and footers, and changeable print space.

  • Internet Explorer 7 can deliver the latest updates from your favorite sites to you. Subscribe to RSS feeds through Internet Explorer 7, and get instant access to personalized sports, news, and shopping feeds that keep you up to date on the latest information online.

  • Search the Internet directly from the browser frame using your favorite search provider with the instant search box.

  • Robust new Internet Explorer 7 architecture and improved security features help protect you against malicious software, and help to keep your personal data safe from fraudulent websites and online phishing scams.

 

اپرا 9

 

   نرم افزار مرورگر اپرا از شرکت :

  • یکی از نرم افزارهای معروف مرورگر صفحات وب

  • مشاهده صفحات متعدد تنها در یک پنجره ( تب بروزینگ )

 
 

Opera 9

 

   It's a fast, fun and easy way to browse the Web.

  • Opera 9 comes loaded with the tools to keep you productive and safe. Try it today, it's absolutely free!

  • Browse offline anywhere, anytime at breakneck speeds

  • Save your sites to HTML-Help (CHM)

  • Zip up the Web

  • Capture only the information you want

 

نت اسکیپ 8

 

   نرم افزار مرورگر وب نت اسکیپ :

  • نرم افزار معروف مرورگر اینترنتی

 
 

Netscape Browser 8.1.2

 

 
 

یاهو مسنجر 8

 

   معروف ترین نرم افزار چت یا گپ اینترنتی :

 
 

Yahoo Messenger 8.1

 

 

 

وب زیپ 7

 

    از معروف ترین نرم افزار ها برای دانلود سایت :

  • دانلود تمامی صفحات یک سایت و مشاهده آنها به صورت لوکال بر روی کامپیوتر شخصی خود

  • شماره سریال : 98B8-4CDB-4517-A0B5-F0F7

 
 

web Zip 7.0

 

   Download Web sites to your hard disk

  • Use WebZIP to download web pages or entire web sites, including images, sounds and other media files to your hard drive, so you can browse them offline.
 
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

دانلود کتاب عشق برای عشق | دوشنبه سیزدهم آبان 1387 | 8:12 PM 

                                                 

Password :   www.irebooks.com-www.ircdvd.com

ردیف

نام کتاب

نویسنده

زبان فرمت

حجم

دریافت

1

دانلود رايگان كتاب عشق براي عشق

مهدي امين جعفري

FA

PDF

243KB

Download

برای دانلود این کتاب به ادامه متن بروید


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

دانلود کتابهای روانشناسی | دوشنبه سیزدهم آبان 1387 | 8:6 PM 

سری اول

.

Password :   www.irebooks.com-www.ircdvd.com

ردیف

نام کتاب

نویسنده زبان فرمت حجم دریافت
1

دانلود كتاب چگونه هر چه ندارید بدست آورید جلد1

جون گری FA

PDF

673KB Download
2

دانلود كتاب چگونه هر چه ندارید بدست آورید جلد2

جون گری FA PDF 203KB Download
3

دانلود كتاب چگونه هر چه ندارید بدست آورید جلد3

جون گری FA PDF 614KB Download
4

 دانلود كتاب مطالعه موفق با تمركز

م-حورایی FA

PDF

423KB Download
5

 دانلود كتاب الماسهاي آگاهي

اوشو FA

PDF

475KB Download

برای دانلود این کتابها به ادامه متن بروید

.

 


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی | دوشنبه سیزدهم آبان 1387 | 7:48 PM 

 

 

در مورد عقب ماندگی ذهنی نیز ، پیشگیری  بهتر از درمان  می باشد . برای  اجرای  پیشگیری در مورد عقب ماندگی های ذهنی نیز باید موارد زیر رعایت شود :

بررسی های اپیدمیولوژیک عقب ماندگی ذهنی

بررسی های اتیولوژیک عقب ماندگی ذهنی

آموزش بهداشت عمومی جهت پیشگری از عقب ماندگی ذهنی

آزمایش آمینوستتسیس،جلوگیری ازازدواجهای   فامیلی،جلوگیری از بیماریهای زمان بارداری و حوادث  زایمانی و بعد از زایمان ، آموزش بهداشت همگانی ، بالا بردن  سطح  اجتماعی  و اقتصادی  خانواده ها  ،  ایجاد  انگیزه های محیطی  و رابطه  عاطفی مناسب  با  کودک   و 000

وقتی  اختلال  یا  حالت  مربوط  به عقب ماندگی ذهنی مشخص شد لازم است برای هر  چه   کوتاهتر ساختن   دوره  بیماری اقدامات  لازم  را انجام  داد . این اقدامات ،پیشگیری ثانوی تلقی می شود .

در پیشگیری  ثانوی  سعی می شود با روش بیماریابی  و تشخیص  زود رس  و  اجرای درمان  صحیح  و پیگیری  مداوم درمانی از بروز بیماری یا شدت آن کاست .

آزمایش  ادرار  برای   تشخیص   زود رس پ.کی.یو  و  گالاکتوسمی  نمونه ای  از این پیشگیری می باشد.

این پیشگیری وقتی اجرا می شود که میزان عقب ماندگی و نیز تواناییهای آنان شناسایی گردد و بر حسب این که کودک  عقب مانده در کدام طبقه و جایگاه قرار می گیرد نسبت به درمان و آموزش و پرورش و توانبخشی او اقدام می شود .

 

      

 

 

    تکنیکهای روان درمانی

   بسیاری از کودکان عقب مانده در استفاده از زبان دچار نقص هستند . به همین دلیل ، تکنیکهایی ابداع شده است که ضرورت ارتباط کلامی را به حداقل می رساند . یکی ازتکنیکهای غیرکلامی،یازی درمانی است .

  به سبب این که بازی بخش طبیعی ، یکی از فعالیت های آشنا و ذاتا“جالب است لذا در رابطه با کودکان آشفته ای که توانایی هوشی آنان ازعقب ماندگی معتدل تا پیش افتادگی  فرق  می کند  به  طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد .

در روان درمانی با کودکان و بزرگسالان عقب مانده ،  شماری  از متخصصان  از رسانه های هنری به  عنوان  کمک بهره برده اند. در بین این رسانه ها معمولا“ از شکلهای هنری بصری متنوع ، نقاشی  با قلم مو،موسیقی و رقص استفاده می شود .

 

                                    تکنیکهای کلامی روان درمانی

                      پالایش

همانطور که نمایش هنری و بازی می تواند  به آرامش هیجانی منجر شود همانطور هم کودکان در بروز کلامی  احساسات  خود ،  در توضیح تخیلات و خاطراتی که موجب دردسر آنها شده است و درمیان هرآنچه به آنها تحمیل شده است احساس آرامش کنند .

کاربرد بازی نقش در بیماران عقب مانده بسیار جالب  است  شرکت در بازی نقش موجب  بهبود  نوجوانان  در   پیش بینی ارزیابی از خود  توسط دیگران و آنطور که به نظردیگران می رسند می گردد.

تا سالهای اخیر مشهورترین نوع روان درمانی،درمان گروهی بوده است . در روان  درمانی  گروهی ، معمولا“ یک درمانگر در فواصل  منظم  با 6 تا10   کودک به طورهمزمان ملاقا