پایگاه اطلاع رسانی تبیان روستای دهکرم
روانشناسی کودک .نوجوان.مشاوره ازدواج.تحصیلی.ژنتیک.سخنان نغز وزیبا.انواع تست های انلاین روانشناسی.
|
|
زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) از ديدگاه اسلام | دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 | 2:16 PM زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) از ديدگاه اسلام
دكتر احمد كتابي* چكيده پيآمدهاي ناگوار زناشويي هاي همخون، از نظر سلامت جسمي و رواني و تكامل عقلي و فكري فرزندان، تقريباً از بديهيات و مسلّمات دانش امروز است. از اين رو، بررسي ديدگاه آيين اسلام در اين خصوص ـ با توجه به تأثير تعيين كننده اي كه باورهاي ديني بر رفتارهاي اجتماعي مردم دارد و با عنايت به شيوع نسبتاً وسيع اين گونه ازدواجها در ايران، به ويژه در نقاط روستايي ـ از اهميت خاصي برخوردار است. در اين مقاله تلاش شده است، با وجود كمبود مآخذ، موضع شريعت اسلام در مورد اين ازدواجها، با توجه به منابع فقه (: كتاب، سنت، ...)، به صورتي كاملاً مستند بررسي و ارائه شود. از مجموع مباحث و مندرجات اين مقاله مي توان، با احتياط، به اين جمع بندي رسيد كه از نظر دين اسلام، زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) اگر مكروه و نامطلوب نباشد، مستحب و مورد توصيه نيست. بديهي است كه با توجّه به كم سابقه بودن اين بررسي، تشخيص صحّت و سُقم يافته هاي آن، مستلزم تتّبع و غور بيشتر و نيازمند نقّادي صاحب نظران آگاه و كارشناسان خبير است. در پايان مقاله، همچنين به آراي برخي از فلاسفه، مورخّان و علماي اخلاق اسلامي در بارة زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) اشاره و نظريات آنها جمع بندي شده است.
واژگان كليدي ازدواج با ارحام، همخوني، وراثت، محارم درآغاز سخن، جاي آن دارد كه به عنوان مقدمه، توضيحات مختصري در مورد اصطلاح «زناشويي خويشاوندي (همخون)»* و نيز در خصوص پيآمدهاي اين گونه ازدواج ارائه شود:
تعريف زناشويي خويشاوندي (همخون) زناشويي خويشاوندي (همخون) عبارتست از وصلت بين دو زوج كه با يكديگر «قرابت (= خويشاوندي) نسبي» ** (1) داشته و داراي شماري ژن مشابه ـ با ساختار يكسان ـ باشند مشروط بر اينكه ژنهاي مزبور از گذشتگان و اجدادِ پدري يا مادري آنها، به آنان منتقل شده باشد. (سروري، 1374، ص 109). به موجب تعريف ياد شده، زناشويي خويشاوندي (همخون) مستلزم تحّقق سه شرط زير است: ـ وجود قرابت نسبي بين زوجين. بنابراين، ازدواج بين افرادي كه با هم «قرابت سببي»(2) و يا «قرابت رضاعي» (3) و غيره دارند، از شمول تعريف مزبور خارج است. ـ داشتن نياكان به ويژه اجداد يا جدّات مشترك. ـ وجود تعداد زيادي ژن مشابه با ساختمان فيزيكي، شيمايي همانند در زوجين. بديهي است در صورت تحقّق شرط دوّم، شرط سوّم، علي القاعده حاصل خواهد بود.
درجه بندي خويشاوندي هاي همخون در علم وراثت، افراد برحسب نزديكي يا دوري رابطة خويشاوندي و شباهت وراثتي با يكديگر به شش مرتبه يا درجه بندي به شرح زير طبقه بندي مي شوند. (همان، صص 112ـ 110): خويشاوندان درجه يك كه شامل پدر و مادر، فرزندان، برادران و خواهران مي گردد. شباهت وراثتي در بين اين دسته از خويشاوندان، 50 درصد است. به عبارت ديگر، هر فرد با پدر، مادر، فرزندان و برادران و خواهران خود، حدود 50 درصد همانندي وراثتي دارد. اگر رقم كل ژنهاي انسان را يك ميليون و شمار ژن هاي فعّال را حدِّاقل يكصد هزار فرض كنيم، تعداد ژن هاي مشابه كه داراي ساختار فيزيكي و شيميايي همانند هستند، در خويشان درجه يك به حدود پنجاه هزار بالغ مي شود. خويشان درجه دو كه عموها، عمّه ها، دايي ها، خاله ها و برادرزادگان و خواهرزادگان را در برمي گيرد. ميزان شباهت وراثتي بين هر فرد و خويشاوندان درجة دو وي، 25 درصد و رقم ژنهاي مشابه آنها بيست و پنج هزار است. خويشان درجة سه كه مشتمل بر پسرعمو. دخترعمو، پسرخاله، دخترخاله، پسردايي، دخترعمه، پسرعمه و دختردايي مي گردد. ميزان شباهت وراثتي بين هر دو فرد از اين گروه 5/12 درصد و تعداد ژنهاي مشابه آنها بالغ بر دوازده هزار و پانصد است. شايان توجه است كه در ازدواج هاي دو طرفه يعني زناشويي هايي كه زوجين از يك سو، پسرعمو ـ دخترعمو و از سويِ ديگر پسرخاله ـ دخترخاله* باشند، شباهت وراثتي به دو برابر افزايش مي يابد. (4) (همان، ص 111). خويشان درجة چهار كه شامل نوة عمو، نوة عمه. نوة دايي و نوة خاله مي شود. ميزان شباهت وراثتي بين اين افراد 25/6 درصد و شمار ژن هاي مشترك آنها شش هزار و دويست و پنجاه است. خويشان درجة پنج كه مشتمل بر نتيجة * عمو، نتيجة عمه، نتيجة دايي و نتيجة خاله است. در اين حالت، شباهت وراثتي 125/3 درصد و رقم ژنهاي مشترك سه هزار و يكصد و بيست و پنج است. خويشان درجه شش كه شامل نبيرة** عمو نبيرة عمه، نبيرة دايي و نبيرة خاله است. شباهت وراثتي در اين گروه، 5625/1 درصد و تعداد ژنهاي مشابه يكهزار و پا نصد و شصت و دو و نيم است. طبعاً در مراتب و درجات پايين تر*** هم، ازدواج خويشاوندي قابل تصور است ولي از آنجا كه رقم ژنهاي مشابه بين زوجين اندك و احتمال وقوع چنين ازدواج هايي بسيار كم و نزديك به صفر مي باشد، بهتر است از بحث در باره آنها صرف نظر شود.
بررسي اجمالي عواقب زيستي و وراثتي زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) چنانكه گفته شد در بين افرادي كه با هم خويشاوندي همخوني ـ چه به شكل ابويني و چه به صورت ابي (= پدري) يا امي (= مادري) ـ دارند مقداري شباهت وراثتي وجود دارد كه بين حداقل 56/1 درصد تا حداكثر 50 درصد در نوسان است. (5) خطر اصلي ازدواجهاي خويشاوندي (همخون)، در واقع، در همين مشابهت وراثتي زوجين نهفته است؛ زيرا بر اثر زناشويي، ژنهاي معيوب (= بيماري زاي) نهفته اي كه كم و بيش در اكثر انسان هاي ظاهراً سالم وجود دارد، (6) به دليل مشابهت وراثتي پدر و مادر، در كنار هم قرار مي گيرد و بر اثر اين پيوستگي تقويت مي شود و از حالت «مغلوب» به حالت «غالب» تبديل مي گردد و سرانجام به صورت انواع بيماري هاي مادرزادي و معلوليت هاي جسمي و عقب ماندگي هاي مغزي و فكري، در كودكان ناشي از ازدواج هاي مزبور ظاهر مي شود. در اينجا مجال اينكه به تفصيل به چگونگي و مكانيسم اين تأثير بپردازيم فراهم نيست. از اين رو، علاقمندان را به مطالعة كتابها و مقاله هاي بي شماري كه در اين زمينة نگارش يافته و بررسي نتايج پژوهش هاي متعددي كه در اين خصوص صورت گرفته است، ارجاع مي دهيم* و تنها به ذكر دو نكتة مهم و اساسي اكتفا مي كنيم: يك ـ امروزه از نظر دانشمندان علم وراثت و متخصصّان زيست شناسي، متضّمن خطر بودن (و يا به تعبير دقيق تر، همراه با ريسك بودنِ) زناشويي هاي خويشاوندي، واقعيتي مسلّم و مورد اتفاق نظر است كه با بررسي ها و آزمون هاي مكرّر و متعدّد پزشكي، زيست سنجي و روان سنجي مورد تأييد قطعي قرار گرفته است. ** دوـ در چند دهة اخير، بر اثر تحوّلات بسيار سريع تكنولوژي و ماشيني شدن روز افزون زندگي بشر و ازدياد انواع آلودگي هاي فيزيكي و شيميايي و نيز به دليل افزايش عوارض جانبي درمان ها و داروها و عوامل مشابه...،ازدواج هاي خويشاوندي (همخون) عواقب و پي آمدهاي جديدي حاصل كرده است كه يكي از مظاهر بارز آن، بروز انواع بيماري هاي نوظهور ارثي ست. اين بيماري ها اكثراً از وقوع تغييرات شديد و ناگهاني در ژن ها ـ به صورت جهش ***ـ ناشي مي شود و در نتيجه مشابهتِ وراثتي موجود بين زوجين خويشاوند، بر وسعت دامنه و شدّت آنها افزوده مي شود. (همان، ص 300) پس از اين توضيحات مقدّماتي، كه ناگزير قدري به اطناب گراييد، به موضوع اصلي مقاله مي پردازيم و بررسي خود را تحت دو عنوان ادامه مي د هيم:
1ـ زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) در حقوق اسلامي (فقه) ازدواج هاي خويشاوندي (همخون) و اثرات و تبعات آنها از نظر سلامت جسمي و رواني فرزندان، از جملة مسائل نوظهور (با به اصطلاح «مستحدثه») ايست كه اساساً در چند دهة اخير مورد توجّه زيست شناسان و متخصّصان علم وراثت قرار گرفته است. بنابراين، نبايد انتظار داشت كه اين مساله به طور مستقل و به تفصيل در كتب و متون فقهي مورد عنايت و بررسي قرار گرفته باشد. در اين قسمت، مي كوشيم اطلاعات بسيار مختصري را كه در خصوص اين موضوع، جسته و گريخته، در بعضي منابع فقهي و يا متون مربوط به اخلاق اسلامي ذكر شده است گردآوري و جمع بندي كنيم. سخن را از قرآن ـ نخستين و مهم ترين منبع فقه ـ آغاز مي نمائيم:
كتاب (قرآن) تا آنجا كه نگارنده تفحّص كرده است، در هيچ جاي قرآن كريم، آيه اي كه مستقيماً به مسأله ازدواج هاي خويشاوندي مربوط شود، وجود ندارد. تنها آيه اي كه به نحو غيرمستقيم به اين موضوع ارتباط مي يابد، آية بيست و سوم از سورة «نساء» است كه در آن «محارم» ـ زناني كه زناشويي با آنها ممنوع است ـ به شرح زير احصاء شده اند: «حُرِمّت عليكم امّهاتكم و اخواتكم و عَمّاتكم و خالاتكم و بنات الاخ و بنات الاخت و امّهاتكم الق ارضعنكم و اخواتكم من الرضاعه و امّهات نسائكم و ربائبكم اللاتي في حجوركم من نسائكم التي دخلتم بِهنّ فلا جناح عليكم و حلائل ابنائكم الذين من اصلابكم و اَن تجمعوا بين الاختين الاماقد سلف، انّ الله كان غفوراً رحيما» برشما حرام شده (است ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و عمه هايتان و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادراني كه شيرتان داده اند (= مادر رضاعي (7) و خواهران همشيرتان (=خواهر رضاعي (8) و مادران زنانتان و دختران زنانتان ـ دختران زناني كه با آنها مقاربت كرده ايد و اگر با آنها مقاربت نكرده باشيد، در اين صورت، بر شما گناهي نيست (كه پس از طلاقِ زن با ايشان ازدواج كنيد) و (نيز) زنان حلال پسراني كه از پشت شمايند (بر شمار حرامند) و اينكه دو خواهر را همزمان به زني بگيريد (هم حرام است) مگر آنچه پيش از اين وقوع يافته است* ، به راستي خداوند بخشنده و مهربان است. **
جدول شماره 1ـ محارم (= زناني كه زناشويي با آنها حرام است) در اسلام برحسب نوع محرميت به طوري كه ملاحظه مي شود دايرة مجاز همسرگزيني بين خويشاوندان نسبي در اسلام شامل عموزادگان، عمه زادگان، دايي زادگان و خاله زادگان و فرزندان آنها ـ تا هر قدر كه پايين رود ـ مي گردد كه اين محدوده تقريباً با مفهوم انگليسي Cousin marriage مطابقت دارد. (9)
سنّت در اصطلاح فقه، «سنّت» عبارتست از گفتار، رفتار و تقرير معصوم (10) و بنابراين، به سه نوع تقسيم مي شود: قولي، فعلي و تقريري. (جعفري، 1334، ص 148). سنّت قولي كه منظور از آن گفته هايي ست كه تحت عنوان «حديث» يا «روايت» مستقيماً و يا با واسطه از معصوم نقل شده است. از نظر سنّت قولي، تقريباً هيچ روايت و يا حديث معتبري كه دالّ بر استحباب ازدواج هاي خويشاوندي (همخون) و يا حتي حاكي از نيكو بودن و يا مورد توصيه قرار گرفتن آنها باشد، نقل نشده است. (11) در مقابل، در چندين ماخذ، روايت ها و اظهار نظرهايي مشاهده مي گردد كه حاكي از كراهت و يا لااقل عدم مطلوبيت اين گونه ازدواج ها از نظر شرعي است كه ذيلاً به اهم آنها اشاره مي شود: امام محمد غزالي در اثر معروف خود: احياء علوم الدين: (كتاب : آداب النكاح)، ضمن استناد به حديثي نبوي، زناشويي با خويشاوندان نزديك را عملي نامطلوب تلّقي مي كند زيرا به اعتقاد او، اين گونه ازدواج به توليد فرزندان ضعيف منجر مي گردد: «]خصلت[ هشتم ]از خصلت هاي نيك زن (12)[ آنكه خويشاوند نزديك نباشد كه شهوت در حقّّ خويشاوند، ضعيف بود و پيغامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ فرمود: «لا تنحكوالقرابه القريبه فان الولد يخلق ضاوياً» اي (= يعني) خويشاوند نزديك را به زني مَكنيد كه فرزند، ضعيف آيد» (غزّالي، 1359، آغاز ربع عادات، ص 124) غزّالي،علّت اين ضعف را در كمبود انگيزه و تمايل جنسي در افراد نسبت به خويشاوندان نزديك جستجو مي كند و در توجيه آن به اين اصل كلي توسّل مي جويد كه آدمي به مقتضاي فطرت، بيشتر به امور جديد وغيرمتعارف راغب است تا امور عادي و معهود: «.... و آن ]ضعيف شدن اولاد[ به سبب تأثير وي ]= خويشاوندي نزديك[ باشد در تضعيف شهوت كه انگيختن شهوت به قوّت احساس نگريستن و بسودن * باشد و ]اين احساس[ را قوّتي نبود مگر در كاري غريب و جديد كه رغبت افزايد» (همان) ناگفته نماند كه مترجم فارسي احياء علوم الدين ـ مويّدالدين محمد خوارزمي (متعلق به قرن هفتم هجري) ـ ضمن شرح و توضيح مورد مذكور، متعرّض نكتة مهمي شده است كه از نظر علم وراثتِ (ژنتيكِ) امروز اهميت بسيار دارد و آن توأم شدن و تركيب يافتن خصايص مطلوب زوجين در فرزندانِ ناشي از ازدواج هاي غيرخويشاوندي و نيز در اخلاف آنهاست: «...مترجم مي گويد كه در مصاهرتِ (= ازدواج با) بيگانگان و احتراز از خويشان فايدة ديگر هست و آن فايده آن است كه: هر قومي را كمالي باشد در چيزي و چون زن و شوي از دو اصلِ مختلف باشند در فرزند، كمال هر دو فريق (= دسته، گروه) جمع شود چنانكه از «ترك» و «هندو» اگر فرزندي آيد با چهرة هندوان و لون (= رنگ) تركان باشد؛ و آمده است كه عبدالله زبير، نبيرة ابوبكر بود، هم جمال ابوبكر داشت و هم شجاعت زبير» (همان) شايان ذكر است كه خوارزمي صفات و خصايص نامطلوب را از اين قاعده مستثني مي شمارد زيرا بنا به اعتقاد او، در طبيعت، كمال، اصالت دارد و نقصان و عيب عارضي و استثنايي است: «.... و اگر كسي گويد كه: هر قومي را در چيزي نقصان باشد، پس بيم آن باشد كه در فرزند هر دو نقصان جمع شود ]در پاسخ[ گوييم؛ كمال در طبيعت، مقصود ذاتي است و نقصان به سبب عارضي لازم آيد و بدين سبب، كم اتفاق افتد كه نقصان ها جمع شود ]بلكه[ در اغلب واهمِّ ]موارد[ كمال ها فراهم آيد» * * (همان، صص 5-124) ناگفته نماند كه در شرح زبيدي بر احياء العلوم، علاوه بر حديث مزبور، احاديث ديگري با عبارات و مضامين تقريباً مشابه، ذكر شده كه از آن جمله است حديث مذكور در «صحاح جوهري» بدين شرح: «اغتربوالا تضووا» (يعني: با بيگانگان وصلت كنيد تا نسل شما ضعيف نشود) كه در توضيح آن گفته شده است كه اعراب معتقد بودند كه فرزندان مولود ازدواج هاي خويشاوندي اصولاً ضيعف به دنيا مي آيند. (13) در همان مآخذ، حديثي از طلحه بن عبدالله به روايت طيراني نقل شده است به اين شرح كه «الناكح في قومه كا لمعشَب في داره» (يعني كسي كه درصدد ازدواج با اقوام خود باشد همانند كسي است كه بخواهد در داخل خانه خود گياه بروياند). (14) (الحسيني الزبيدي، بي تا، صص 9-348)
سنّت فعلي كه منظور از آن، نحوة رفتار و عملكرد معصوم در موردي خاص مثلاً در خصوص ازدواج با خويشان است. به موجب شواهد تاريخي موجود، پيامبر و ائمه در انتخاب همسر از الگوي مشخّص و ثابتي تبعيت نمي كردند. به ديگر سخن، دايرة همسرگزيني آنها، صرف نظر از ممنوعيت هاي كلي و عمومي مقرّر در اسلام، محدوديت خاصي نداشت كما اينكه در بين همسران پيامبر، هم زنان خويشاوند مشاهده مي شوند (نظير: زينب نوة عبدالمطلب عموزادة پيغمبر، ...) و هم زنان غريبه (مثل: خديجه، عايشه (دختر ابوبكر)، حفصه (دختر عمر) (15) در بين ازدواج هاي ائمه نيز، هم به نمونه هايي از زناشوهايي خويشاوندي برمي خوريم (نظير ازدواج حضرت علي (ع) با نوة عمويش حضرت زهرا (س) و نيز وصلت حضرت زينب (س) با پسرعمويش عبدالله جعفر و زناشويي امام سجّاد (ع) با دخترِ عمويش امام حسن مجتبي (ع) و هم به موارد متعددي از ازدواج هاي برون گروهي و غيرخويشاوندي (مثل ازدواج حضرت علي (ع) با ام البنين (16) ، وصلت امام حسين (ع) با شهربانو دختر يزدگرد سوم، (17) ازدواج امام جعفر صادق (ع) با زني كنيز (كه مادر امام موسي بن جعفر (ع) بوده است) وزناشويي امام حسن عسگري (ع) با يك كنيز اصلاً رومي كه در جنگ به اسارت در آمده بود.
سنّت تقريري كه مراد از آن، موافقت ضمني معصوم با انجام يا عدم انجام يك عمل از طريق عدم ابراز مخالفت با آن است.به عبارت ديگر، سنّت تقريري به فعل يا ترك فعلي اطلاق مي شود كه پيامبر يا ائمه از آن آگاه شده ولي آن را مورد نهي قرار نداده باشند.* به حكايت شواهد موجود، هيچ سنّت تقريري كه حاكي از قائل شدن استحباب يا كراهت براي ازدواج هاي خويشاوندي از جانب معصوم باشد، روايت نشده است. 2ـ ازدواج هاي خويشاوندي در متون اخلاقي، فلسفي و تاريخي بعد از اسلام در كتابهاي تاريخي و متن هاي اخلاقي و فلسفي دوران اسلامي نيز، اشارات پراكنده اي در مورد زناشويي هاي خويشاوندي مشاهده مي شود: مقّدسي، جهانگرد و جغرافي دان شهير قرن چهارم هجري، در كتاب «احسن التفاسيم في معرفه الاقاليم» از رواج زناشويي هاي درون گروهي در بين ديلميان و سخت گيري شديد آنها در اين خصوص سخن مي گويد: «روزي من در سرايي بودم، مشاهده كردم دختري مي گريزد و مردي با شمشير آخته به دنبال او مي دود، علّت را جويا شدم، آن مرد گفت: چون به ازدواج كسي غير از خاندان ديلم در آمده، قتلش واجب است» (مقدسي. 1361، ص....) مسعودي در اثر معروف خود «مروج الذهب ...» (مورّخ 336 ه ق) از عدم مطلوبيت ازدواج هاي درون گروهي در نظر چيني ها و اعتقاد آنها به اينكه زناشويي هاي برون گروهي موجب تأمين سلامتي، تقويت بنيه و طول عمر مي شود، ياد مي كند: «مردم چين نيز چون عرب ] ها[ كه قبايل و تيره ها و رشتة نسب ها دارند، به اقوام و قبايل جدا تقسيم شده اند و سوابق قبايلي را حفظ و رعايت كرده اند. گاه باشد كه يكي شان تا پنجاه پدر يا كمتر و بيشتر نسب به «عامور» رساند. ] در ضمن[ وابستگان يك تيرة نسبي با همديگر ازدواج نكنند... و پندارند كه اين روش ماية صحّت نژاد و قوّت بنيه شود و عمر را دراز كند» (مسعودي، 1343، ص 135) شيخ الرئيس ابوعلي سينا در كتاب شفا (فصل چهارم از مقالة هشتم، فن ثاني، حيوان) با نقل گفته اي از ارسطو (از كتاب حيوان) درصدد القاي اين نظر است كه حتي حيوانات هم، از آميزش با بستگان نزديك خود نفرت دارند. (18) (حسن زاده آملي، 1377، ص 62)
امام محمد غزّالي، صاحب نظر و متفّكر قرن پنجم هم، چنانكه پيش از اين گفتيم، انتخاب زوجه را از ميان خويشاوندان نزديك امري نامطلوب تلقي مي كند. در اينجا، گفتة وي را به نقل از كتاب كيمياي سعادت كه مندرجات آن كم و بيش شبيه كتاب احياء علوم الدين است، مي آوريم: «صفت هشتم ] از صفاتي كه سنّت است نگاهداشتن (= رعايت) آن در زنان[ آنكه از خويشاوندان نزديك نبود كه در خبر است كه فرزند، از آن ضعيف آيد و مگر (= شايد كه) سبب آن باشد كه شهوت در حقِّ خويشاوندان، ضعيف تر بود»(غزّالي، 1361، جلد 1، ص....)
عنصر المعالي قابوس بن وشمگير، صاحب كتاب «قابوسنامه» (از متون اخلاقي نيمة دوم قرن پنجم)، ضمن وصاياي مختلف، به فرزندش اندرز مي دهد كه همسر خود را از خانداني (قبيله اي) ديگر برگزيند، باشد كه بر اثر اين پيوند، بيگانگان نيز در شمار خودي ها در آيند: «... وزن از قبيلة ديگر خواه تا بيگانگان را خويش كرده باشي كه اقرباء تو خود اهل تو باشند»* (قابوس بن وشمگير، 1347، ص 93)
شجاع، نويسنده كتاب انيس الناس (موّرخ 830 ه ق) نيز، با قابوس بن وشمگير هم عقيده است: به عقيدة وي، زناشويي با افراد خارج از خانواده موجب مي شود كه فرد، علاوه بر اتكاي به خاندان خود، از حمايت و مساعدتِ افراد متعلّق به خاندان ديگر هم بهره مند گردد: «چون پسرت بالغ شود، او را متأهّل ساز، اگر خواهي به صلاح آيد* و بايد كه با خويشان وصلت نكني، چه با خويش و اقربا اگر وصلت كني و اگر ِني** قبيله يكي است. پس زن از قبيلة ديگر بايد خواست تا قبيله دو گردد و معاون و قوّت شخص و تبع او از دو جا باشد» (شجاع، 1350، ص 239) اگر مجموع ملاحظات فوق الذكر را ملاك قضاوت قرار دهيم، مي توانيم به اين نتيجه برسيم كه درعصر اسلامي، برخلاف دوران پيش از اسلام. ازدواج هاي خويشاوندي از مطلوبيت و اقبال چنداني برخوردار نبوده است. و بالاخره در «تاريخ گيلان و ديلمستان» تاليف ظهيرالدين مرعشي (تولّد: 815 تا 817 وفات: 892 ه ق) در مذّمت زناشويي هاي خويشاوندي چنين آمده است: ِان اردتَ النجات فانكح غريباً و علي الاقربين لا تتوّصل فاشفِ التي حسناً و طيبا ثمرغصنه غريب موصل. اگر رستگاري خواهي زن از بيگانگان كن و از پيوند نزديكان بپرهيز چه آن بر و ميوه كه از شاخ پيوسته بر آيد شاداب تر و زيباتر و پاكيزه تر باشد. *** (دهخدا، امثال و حكم، جلد 1، ص 281) (19)
نتيجه گيري 1ـ ازدواج هاي خويشاوندي (همخون) و توجّه به عواقب آنها، از زمرة مسائل مستحدثة عصر حاضر است؛ و به همين مناسبت، در منابع فقه سنّتي فقط در سطحي بسيار محدود و به نحو غيرمستقيم و گذرا به آن پرداخته شده است. 2ـ در قرآن ـ نخستين و مهمترين منبع فقه ـ و نيز در سنّت ـ اعم از نبوي و غير نبوي ـ هيچ مدرك معتبري كه بر استحباب و يا مطلوب بودن زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) دلالت كند و به چشم نمي خورد؛ برعكس رواياتي مشاهده مي شود كه حاكي از كراهت اين نوع ازدواج است. در اين روايات، زناشويي هاي همخون عامل ايجاد فرزنداني ضعيف و نحيف تلّقي گرديده واين ضعف، معلول كمبود تمايل جنسي در نوع انسان نسبت به زنان خويشاوند تصّور شده است. 3ـ سيرة عملي و نحوة رفتار معصوم (= پيامبر ص وائمه ع) هم. موضع مشخّصي را در خصوص زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) نشان نمي دهد ولي شايد بتوان گفت كه در ميان ازدواج هايي كه از معصوم نقل شده، زناشويي هاي غيرخويشاوندي و برون گروهي از نظر آماري غلبه داشته است. 4 ـ موّرخان و مولّفانِ متون اخلاقي در دوران اسلامي عموماً نظر موافقي نسبت به زناشويي هاي خويشاوندي (همخون) ابراز نداشته اند. ملخّص كلام به عنوان قضاوتي كلي و عمومي مي توان گفت كه برخلاف تصّور عموم، ازدواجهاي خويشاوندي (همخون) ـ نه با صراحت و نه به صورت ضمني و تلويحي ـ مورد توصية شريعت اسلام و متفّكران اسلامي قرار نگرفته است.
يادداشتها 1) قرابت (= خويشاوندي ) نسبي (Blood relationship) رابطة خويشاوندي ست كه بين دو يا چند نفر به مناسبتِ زاده شدن از پدر يا مادر مشترك و يا به دليل داشتن جد و يا جدة مشترك (و نيز در جهت معكوس) پديد مي آيد. مثلاً رابطة بين دو يا چند برادر و خواهر با يكديگر و با پدر و مادرشان و برعكس و نيز رابطة بين يك پسرعمو و يك دخترعمو كه جد مشترك دارند، از اين گونه است. (جعفري، 1334 ، ص 215) 2) قرابت سببي (Kinship by marriage) ، نوعي علاقة خويشاوندي ست كه به «سببِ» ازدواج ايجاد مي شود و عبارت از رابطه ايست كه بين هريك از زن و شوهر با خويشاوندان نسبي ديگري پديد مي آيد ـ و نه بين اقوام زن واقوام شوهر. (همان، ص 214) 3) قرابت رضاعي (Fosterage) ، نوعي رابطة خويشاوندي ست كه بر اثر شيرخوردن دو يا چند كودك ـ تحت شرايط معين ـ از زني واحد، بين خود كودكان مزبور و نيز بين آنها و خويشاوندان نَسَبي (و حتي رضاعي) آنها پديد مي آيد مثلاً اگر زني، طفلي را ـ كه فرزند خود او نيست ـ شير دهد و صاحب شير ـ شوهر او ـ داراي چند فرزند باشد، نتيجتاً، بين طفل مذكور (= «مرتضع») از يك طرف و زن شيرده (= «مرضعه») و شوهر و فرزندانِ وي و ساير خويشاوندان نسبي آنها از طرف ديگر، قرابت رضاعي ايجاد مي گردد كه بر اثر آن، ازدواج بين اين طفل و مادر و پدر و برادران و خواهران رضاعي و ساير بستگان نسبي آنها حرام مي شود؛ زيرا به موجب دو قاعدة معروف فقهي، تأثير رضاع از نظر ايجاد تحريم براي ازدواج، همانند نَسَب است: و نيز: «الرضاع لحمه كلحمه النسب» (= هم شيري، قرابتي ست نظير قرابت نسب) ـ «يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب» (آنچه بر اثر نَسَب حرام است در نتيجه همشيري هم حرام مي شود) (عبده بروجردي، 1339، صص 28-282) نهاد حقوقي «رضاع» گرچه از ويژگي هاي فقه اسلامي به شمار مي رود، ولي در بعضي ديگر از اديان و فرهنگ ها ـ از آن جمله در كيش زردشت هم ـ مشاهده مي شود. (شاهرخ، 1337، ص 86) 4) اين مورد در صورتي پديد مي آيد كه دو برادر با دو خواهر ازدواج كنند و بعداً فرزندان آنها هم، با يكديگر وصلت نمايند. در اصطلاح انگليسي به اين فرزندان Double Cousins اطلاق مي شود. 5) در مورد دوقلوهاي يك تخمكي و مونوزايگوت Monozygote و حقيقي، ميزان شباهت به 100 درصد افزايش و در مورد برادران و خواهران ناتني به 25 درصد كاهش مي يابد. (سروري، همان 111-110) 6) هر فرد به ظاهر طبيعي ]و سالم[ داراي حداقل سه ژن نهفتة بيماري زاست و در برخي از افراد كه ثمرة ازدواج هاي فاميلي نزديك هستند، اين تعداد به ده ها ژن مي رسد (همان، ص 20) 7) منظور از «مادر رضاعي» زني است كه به كودكي خردسال كه زادة او نيست، حداكثر تا دو سالگي، حداقل يك شبانه روز يا 10 يا 15 مرتبه (برحسب اقوال مختلف فقها) به طور كامل مستقيماً از پستان خود، با شرايط معين شير داده باشد. (عبده بروجردي، همان ، ص 282) 8) مراد از «خواهر رضاعي» دخترِ تنيِ مادر رضاعي و يا دختر ديگري ست كه از همان زن شير خورده باشد. 9) در بعضي از متون فقهي، محدودة مجاز همسريابي در بين خويشاوندان نسبي به موجب قاعدة زير مشخص شده است: يحرم علي الانسان كل قريب عداالاولاد العمومه و الخئوله يعني براي انسان، زناشويي با تمام خويشاوندان نسبي، به جز فرزندان عمو، عمه، دايي و خاله، حرام است. (جعفري، بي تا، ص 478) 10) از نظر فقه شيعه «معصوم» شامل پيامبر (ص) و ائمه مي گردد ولي اهل سنت آن را فقط منحصر به پيامبر مي دانند. 11) اين استنتاج نگارنده، مبتني بر تفحّص و تتبّع در امّهات كتب حديث و فقه (و يا معاجم آنها) و از آن جمله: «فروع كافي»، «بحارالانوار»، «وسايل الشيعه» (كتاب نكاح)، «معجم المفهرس كتب اربعه»، «شرح لمعه» (مستحّبات نكاح) و نيز متكي بر استفسار و استعلام از تني چند از بزرگان فقه و متخصّصان متبحّر علم حديث* است. ناگفته نماند كه در ميان انبوه احاديث مربوط به نكاح، حديثي مشاهده شد كه در آن تلويحاً، ازدواج خويشاوندي، از باب صلة رحم، به طور غيرمستقيم مورد توصيه قرار گرفته و آن حديثي است منقول از حضرت سجّاد (ع) به شرح زير: «من تزوج لله و لصله الرحم توّجه الله بتاج الملك» يعني كسي كه به خاطر خدا و به انگيزة صلة رحم ازدواج كند، خداوند افسر عزّت را بر سر او مي نهد.** (مآخذ: وسايل الشيعه، كتاب النكاح، باب استحباب تزويج المراه الدينها و صلاحها و لله و لصله الرحم) و نيز من «لايحضره الفقيه» به نقل از خورشيد معرفت (غروي، بي تا، ص 240) ضمناً راقم اين سطور، در جريان بررسي مآخذ مربوط، به جملة عربي كوتاهي در تحسين ازدواج پسرعمو با دخترعمو برخورد كه متأسفانه از ضبط مآخذ آن غافل ماند به اين شرح: «نعم الزوجه بنت العم» (يعني بهترين همسر، دخترعمو است) ولي با همه جستجويي كه به عمل آورد، به هيچ نشانه يا قرينه اي كه حاكي از حديث بودن آن باشد، دست نيافت. از اين رو، احتمال مي دهد كه عبارت مزبور ضرب المثل و يا از قبيل كلمات قصار باشد. 12) غزالي در مقام توضيح و تعريف تعبير مزبور چنين مي گويد: «...و اما خصلت هايي كه خوشي زندگاني بدان حاصل شود ـ و از مراعات آن در زن چاره نبود تا دوام و توفّر (= تأمين كامل) مقاصد زوجين حاصل آيد ـ هشت است: دين ]دار بودن[، خوي خوش، خوبرويي، سبكي كاوين (= كابين، مهر) ، زايندگي، دوشيزگي، ]نيكي[ نسبت و ]بالاخره[ آنكه خويشاوند نزديك نباشد» (غزّالي ، 1359، ص...) 13) در فرهنگ و ادب عرب در دوران بعد از اسلام، انتقادها و ابراز مخالفت هايي در مورد ازدواج هاي خويشاوندي مشاهده مي شود كه غالباً جنبه توصيه و يا ضرب المثل دارد: ـ معروف است كه روزي عمربن خطّاب از علّتِ كوتاهي قدِّ افراد آل سائب ـ از قبيلة قريش ـ استفسار كرد. در پاسخ او گفته شد كه اين خصيصه، معلول وقوع ازدواج هاي خويشاوندي مكرّر در بين آنهاست. در پي اين گفتگو، عمر اين ازدواج ها را منع كرد. ـ ابن عبدربه ـ شاعر و نويسنده عرب (متوفاي 328 ه ق) ـ در كتاب «العقد الفريد» در مقام توصيف يك پهلوان چنين گفته است: او پهلواني است كه مولود وصلت با دختر عمو نمي باشد و از آنجا كه نطفة منعقده در ازدواج هاي خويشاوندي ثمرة ضعيفي را به بار مي آورد، او ضعيف نيست. ـ از الميداني ـ از ادباي قرن ششم هجري ـ منقول است كه با افرادي ازدواج كنيد كه از نظر خويشاوندي با شما فاصله دارند نه با نزديكان. و بالاخره از شيخ ابراهيم باجوري ـ از نويسندگان و فقهاي شافعي قرن سيزدهم هجري ـ عبارتي ـ از كتاب حاشيه بر شرح ابن قاسم ـ نقل شده است بدين مضمون: اگر طالب اصالت نسل ـ خصايص عالية جسمي ـ هستيد با بيگانگان وصلت كنيد و از زناشويي با خويشاوندان احتراز كنيد. بنا به ادعاي نامبرده، تمايل جنسي يك مرد نسبت به زني كه با او خويشاوندي نزديك دارد (و مثلاً دخترعموي اوست) ضعيف است و در نتيجه فرزندي هم كه از اين پيوند پديد مي آيد ضعيف خواهد بود. 14) احتمالاً كنايه از اينكه جاي مناسب براي پرورش و نشو و نماي گياه، مزرعه و صحراست نه درون خانه. 15) به احتمال زياد، در ميان همسران پيامبر، غيرخويشاوندان در اكثريت بوده اند. در تأييد اين مدعا كافي است به وابستگي هاي قبيله اي زوجه هاي پيامبر توّجه كنيم: خديجه از بني مخزوم، سوده از بني اسد، زينب بنت خزيمه از بني هلال، ميمونه از بني عامر، عايشه از بني تميم، زينب بنت جحش از بني اسد بن خزيمه، ام سلمه از بني مخزوم، جويريه از بني خزاعه، ام حبيب از بني اميه، صفيه از بني اسرائيل،...) ترديدي نيست كه در بيشتر اين وصلت ها ملاحظات سياسي ـ تأليف قلوب و ايجاد وحدت بين قبايل غالباً رقيب و يا متخاصم ـ مورد نظر بوده است. (موسوي غروي، بي تا. صص 285-286) 16) معروف است كه حضرت علي (ع) پس از درگذشت حضرت زهرا (س)، از عقيل برادرش كه در نسب شناسي شهرت داشت، درخواست كرد كه در ميان قبايل عرب، قبيله اي را كه افراد آن از نظر صحّت مزاج و قوّت بنيه و شجاعت معروف باشند در نظر بگيرد و از بين دختران آن قبيله دختري را كه از جهت سلامتي و نيروي بدني شاخص باشد انتخاب و براي او خواستگاري كند تا فرزند ناشي از اين ازدواج فحل (= پهلوان) و فارس (= اسب سوار ماهر) از كار در آيد. براي اين منظور، عقيل «ام البنين» از قبيلة بني كلاب را انتخاب و به حضرت علي معرفي كرد. مولود اين وصلت حضرت عباس (ابوالفضل ع) بود كه به مناسبت زيبايي چهره به «قمر بني هاشم» شهرت يافته و در شجاعت نيز سرآمد اقران بوده است. (پاك نژاد 1353، ج 21) 17) حضرت علي بن الحسين، زين العابدين (ع)، افتخار مي كرده كه پدرش منتسب به قبيلة قريش ـ اشرف قبايل عربستان ـ و مادرش از ايرانيهاست كه در ميان عجم از همان منزلت و مرتبة قريش برخوردارند. در اين زمينه فرزدق بيت معروفي دارد: و ان غلاماً بين كسري و هاشم لاكرم من نيطف التمائم (دهخدا، امثال و حكم، جلد 3، ص…) 18) قال المعلّم الاول ـ ارسطو ـ الجَمَل لاينزو علي امه وقد احتال بعضهم علي انزائه فلّما علم ذلك حقد علي المحتال عليه به و اهلكه و اما الفرس الكريم فقد غولط بامر ملك يقال له اسفويافس و نزا علي امّه، فلّما سغدها و عاين ذلك في ما يقال القي نفسه في وهده و عطب و قد سمعت بعض الثقات بخوارزم قريباً من هذا (شفاء جلد 1، ص 425) معلّم اول ارسطو مي گويد: شتر بر مادرش نمي جهد (با وي جماع نمي كند). شخصي با توّسل به حيله، شتري را به اين عمل واداشت. چون شتر از واقع امر آگاه گرديد، كينة وي را به دل گرفت و او را هلاك كرد. همچنين، اسبِ نجيب با مادرش آميزش نمي كند. در زمان پادشاهي به نام اسفويافس اسبي را به اشتباه انداختند و به جماع با مادرش واداشتند. پس از آنكه متوّجه قضيه شد، خود را به گودالي پرتاب كرد وهلاك گرديد. ]در پايان، ابن سينا اضافه مي كند[ قريب به همين واقعه را در خوارزم از بعضي افراد مورد اطمينان شينده ام. (حسن زاده آملي، 1377، ص 62) 19) ناگفته نماند كه در ميان صاحب نظران و متفكّران ايرانيِ دوران بعد از اسلام، ازدواج خويشاوندي موافقاني نيز دارد از آن جمله: چو پيوسته خون نباشد كسي نبايد براو بودن ايمن بسي (شاهنامه فردوسي، رزم كاوس با شاه هاماوران) هر آنگه كه بيگانه شد خويش تو بــــــدانست راز كم و بيش تـــو از او خويشتن را نگه دار باشد شب و روز بيدار و هشيار باش (نقل از بهشت سخن فردوسي دكتر مهدي حميدي، ص 54) غريب باشد هم زشت و هم گران كابين رضي الدين نيشابوري (دهخدا، امثال و حكم، جلد 2. ص 1124) (براي تفصيل بيشتر رجوع شود به احمد كتابي: ازدواج هاي فاميلي ابعاد و پيامدهاي آن)
مآخذ 1ـ الحسيني الزيبدي (بي تا)، سيدمحمد بن محدّث اتحاف الساده المتقين بشرح اسرار احياء علوم الدين (به عربي) در 10 مجلّد، ناشر: احياء التراث العربي، بيروت، جلد پنجم. 2ـ پاك نژاد، رضا (1353)، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، تهران، كتابفروشي اسلاميه، جلد 21: بهداشت نسل. ازدواج فاميلي، ازدواج موقّت. 3ـ جعفري لنگرودي، جعفر (بي تا) ترمينولوژي حقوق، تهران، انتشارات گنج دانش، چاپ دوّم. 4ـ جعفري لنگرودي، جعفر (1334) فرهنگ حقوقي، تهران، بنگاه معرفت 5ـ حسن زادة آملي، حسن (1377) (مقالة) رتق و فتق، فصلنامة ميراث جاويدان، تهران، سازمان اوقاف، شمارة 22 6ـ حميدي ، مهدي (1366) بهشت سخن، تهران، پاژنگ. 7ـ رهنما، زين العابدين (مترجم و شارح) (1352)، قرآن كريم، در 4 مجلّد، از انتشارات سازمان اوقاف 8 ـ سروري، علي، 1، (1374)، ازدواج هاي فاميلي و بيماريهاي ژنتيكي كودكان. انتشارات دانشگاه علوم پزشكي اصفهان و انتشارات نورين سپاهان، چاپ اوّل. 9ـ شاهرخ، كيخسرو (1337) آيينة آيين مزديسني، با يادداشتهاي اورنگ، تهران، افلاتون شاهرخ 10ـ شجاع، ؟ (1350)، انيس الناس، به كوشش ايرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب 11ـ عنصرالمعالي، كيكاوس بن اسكندر (1347، 1337)، قابوسنامه، به تصحيح سعيد نفيسي، تهران، كتابفروشي فروغي و نيز به تصحيح دكتر غلامحسين يوسفي، انتشارات علمي و فرهنگي 12ـ غزّالي، امام محّمد (1359) احياء علوم الدين (ترجمه فارسي) به قلم مؤيدالدين محمد خوارزمي، به كوشش حسين خديو جم، آغاز ربع عادات، انتشارات بنياد فرهنگ ايران 13ـ غزّالي، امام محمد، (1361) كيمياي سعادت، به كوشش حسين خديو جم. 2 مجلّد. تهران، انتشارات علمي و فرهنگي 14ـ كتابي، احمد (1380) ازدواج هاي فاميلي، ابعاد و پيامدهاي آن در ايران از طرح هاي مصّوب شوراي پژوهش هاي علمي كشور 15ـ مرعشي ـ ظهيرالدين، تاريخ گيلان و ديلمستان، به تصحيح دكتر منوچهر ستوده، تهران، بنياد فرهنگ ايران. 16ـ مسعودي، ابوالحسن (1343)، مروج الذهب و معادن الجوهر، به ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب 17ـ مقدسي، شمس الدين ابوعبدالله (1361)، احسن التفاسيم في معرفه الاقاليم، ترجمة: علينقي منزوي، تهران شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1361، 2 جلد 18ـ موسوي غروي. محمدجواد، خورشيد معرفت، بي جا، بي تا (احتمالاً چاپ اصفهان) 19ـ موسوي غروي، محمدجواد، (1373) مباني حقوق در اسلام، به ضميمه رسالة بلوغ، اصفهان، جهاد دانشگاهي اصفهان 20-Pati Raphacl (1902), Golden River to Golden Road. Society, culture and change in the Middle East. University of Pennsylvania Pess. PP. 135-175. مآخذ ديگر 21ـ حقيقتيان، منصور و مقدسي، شهرام (1377)، ازدواج هاي فاميلي وبروز ناتواني ها و معلوليتها در استان چهارمحال و بختياري، فصلنامة جمعيت، سازمان ثبت احوال كشور، شماره هاي 25 و 26. 22ـ دشتي رحمت آبادي، غلامرضا، منع ازدواج با محارم از ديدگاه اقوام و ملل، فصلنامة مشكوه. 23ـ صانعي، صفدر (1346)، بهداشت ازدواج از نظر اسلام، مشهد، كتابفروشي جعفري 24ـ صبور اردوبادي (1356)، همخوني از نظر ژنتيك و اسلام، انجمن علمي ـ مذهبي دانشگاه آذر آبادگان. 25ـ عسگري خانقاه، علي اصغر و شريف كمالي، محمد، انسان شناسي عمومي، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، 1378. 26ـ كرباسي صومعه سرائي، محمدعلي، مخاطرات ازدواج فاميلي ( در 2 بخش). همشهري، 16 و 17 مهر 1378 . 27ـ مولوي، دكتر محمدعلي (1348) اصول توارث انسان، انتشارات دانشگاه تهران. 28ـ مشكاني، محمدرضا و مشكاني زهرا سادات، (1375). مقايسة مرگ و مير نوزادان در ازدواجهاي خويشاوندي و غير آن در چند استان ايران، فصلنامة جمعيت، شمارة 18، سازمان ثبت احوال كشور. 29ـ ميرمحمدي، مجيد، ازدواج فاميلي چرانة، مجلة اطلاعات علمي، سال 13. شمارة 8، ص 22. 30ـ نوري دلوئي، محمدرضا، ازدواج هاي فاميلي، رشد زيست شناسي، شمارة 8، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش.
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
هوش هيجاني و روابط زناشويي | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 3:21 PM هوش هيجاني و روابط زناشويي:
اعتقاد مشاوران خانواده، راه دستيابي به ازدواجي موفق و يک زندگي خانوادگي سرشار از خوشبختي، بسيار ساده و سرراست است: «بايد بداني چه موقع معذرتخواهي کني و هنگامي که همسرت کار مورد علاقهات را انجام نداد به روي خودت نياوري.» مانند بسياري از سخنان موجز و نغز ديگر، سادگي ظاهري اين دستورالعمل، فريبنده است. در حقيقت دانستن اين که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرتخواهي کنيد و نيز برخورداري از تواناييهايي چون شکيبايي، بردباري و مدارا کردن در هنگام عصبانيت، احتياج به مهارتهاي هيجاني پيشرفته و سطح بالايي چون همدلي، کنترل خود و درک عميق نيازها و احساسات ديگران دارد. نکته جالب توجه در مورد اين مهارتها اين است که بدانيم اينها شباهت زيادي به اجزا يا ابعاد تشکيل دهنده سازه هوش هيجاني دارند. هوش هيجاني ( EI ) توسط ماير و سالووي اين گونه تعريف شده است: «توانايي درک و فهم عواطف به منظور ارزيابي افکار و خلق و خو و تنظيم آنها به گونهاي که موجب تعالي و رشد عقلاني-هيجاني گردد». در واقع اين همخواني و تجانس آشکار بين انواع تواناييهايي که هوش هيجاني را ميسازد و تواناييهايي که لازمه گفتگو و تعاملات موفقيتآميز زناشويي ميباشند، ما را به اين موضوع رهنمون ميسازد که هوش هيجاني در زمينه ازدواج موفق و زندگي زناشويي، نقشي مهم و غير قابل انکار دارد. حال سؤال اين است که هوش هيجاني به چه طريقي ميتواند زندگي زناشويي را تحت تأثير خود قرار دهد؟ و زوجين به چه نوع مهارتهاي هيجاني نياز دارند تا به کمک آنها بتوانند بر مشکلات روز افزون زندگي زناشويي خود و فراز و نشيبهاي آن فايق آيند؟ هوش هيجاني چيست؟ واژه جامع هوش هيجاني به سه دسته توانايي ذهني اشاره دارد که يک دسته آن، تواناييهاي بسيار اساسي است که دربرگيرنده ادراک و تشخيص عواطف خود و ديگران ميباشد، به عبارت ديگر، افرادي که از هوش هيجاني بالايي برخوردارند ميدانند که خود يا ديگران در يک لحظه خاص، در چه نوع حالت هيجاني به سر ميبرند. بنابراين قادرند به دقت عواطف گوناگون و متفاوتي چون خشم، ترس، احساس گناه و عشق را از هم تشخيص دهند. تواناييهاي هوش هيجاني بطور کلي عبارتند از: 1- توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران 2- توانايي استدلال کردن راجع به عواطف 3- توانايي اداره و تنظيم مؤثر عواطف اين تواناييهاي سه گانه، ظاهراً عوامل اساسي تشکيل دهنده يک زمينه غني عاطفي براي داشتن يک زندگي زناشويي سعادتمندانه محسوب ميشوند. ادراک هيجاني و روابط زوجين از سال 1995 تاکنون تحقيقات زيادي در زمينه ادراک عاطفي و روابط زناشويي صورت گرفته که نتايج آن به شرح زير است: 1- ازدواج و زندگي زناشويي يک بافت سرشار از عاطفه مي باشد. 2- در ازدواجهايي که زوجين با يکديگر در تعارض و تضاد باشند، برانگيختگيهاي هيجاني زيادتري ديده ميشود. به عبارت ديگر، بيشتر تعارضها و اختلافات بين زوجين به دليل برانگيختگيهاي هيجاني صورت ميگيرد. 3- افراد در توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران با يکديگر تفاوت دارند. مثلاً بعضي از زوجها آشکارا نسبت به علائم هيجاني همسرشان بيتوجه هستند و آنان را ناديده ميگيرند يا آمادگي سوء تعبير و عدم تشخيص صحيح اين عواطف را دارند. مثلاً حالت غمناکي يا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانيت و خشم تفسير مينمايند. 4- انسانها داراي تفاوتهاي قابل توجهي در توانايي ابراز صريح عواطف خود مي باشند. مثلاً برخي از زوجها عادت دارند پيامهاي هيجاني مبهم و گيج کنندهاي به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم ميخندند و هم اخم ميکنند). پژوهشگران دريافتهاند که ارتباط با ثبات و معناداري بين تفاوتهاي فردي در توانايي ابراز دقيق و صحيح عواطف و تشخيص آنها با شاديهاي زندگي و روابط زناشويي مطلوب وجود دارد. 5- زوجهاي خرسند در مقايسه با زوجهايي که رابطه زناشويي و هيجاني خوبي با هم ندارند، احساس همدلي بيشتري به هم نشان ميدهند و نسبت به احساسات يکديگر حساسيت بيشتري به خرج ميدهند. 6- زوجهاي ناراضي از زندگي زناشويي در عکسالعمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل ميکنند. 7- زنان بهتراز مردان در ابراز دقيق عواطف و تشخيص آنها عمل مينمايند. براي مثال وقتي که يک زن پيام هيجاني مثبتي به شوهرش ميدهد، احتمالاً از علائم غير کلامي - بدني (مثل لبخند زدن) و از يک لحن صميمانه در هنگام سخن گفتن استفاده مينمايد. از طرف ديگر، مردان تمايل به استفاده از پيامهاي مبهم و مختلط (ترکيبي) دارند. براي مثال هنگامي که مردي ميخواهد پيام هيجاني مثبتي به همسرش بدهد، اين پيام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهديدکنندهاي چون حرکات ابرو يا چشم. 8- ناتواني مردان در تشخيص و ابراز دقيق عواطف، علت مهم و اساسي ازدواجهاي ناموفق است. براي مثال در برانگيختگيهاي هيجاني بالا در طول کشمکشهاي زناشويي (که از طريق اندازهگيري علائم فيزيولوژيکي مثل ضربان قلب يا فشار خون مشخص ميشود) مرداني که از زندگي زناشويي خود راضي نميباشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمي از گوشهگيري يا انزواي هيجاني و بي عاطفگي از خود نشان ميدهند، روانشناسان آن را «حصار سنگي» ناميدند. 9- زوجهاي شاد و خوشبخت نسبت به زوجهاي ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخيص و دريافت عواطف، عملکرد بهتري از خود نشان ميدهند. 10- برخي از مردان احساس ميکنند که هم زمان از دو طرف مورد تهديد واقع مي شوند: يکي از طرف موقعيتهايي که قادر به کنترل آنها نميباشند و يکي هم از طرف عواطف ناخوشايند و منفي، چون اضطراب و اندوه که بهوسيله اين موقعيتها ايجاد ميشوند. اين مردان هنگامي که احساس آسيبپذيري و ناتواني مينمايند، عصباني ميشوند و مايل به تجربه حالتهاي هيجاني هستند تا از آن طريق احساس کنند قادر به کنترل موقعيتها ميباشند. 11- در زمينه زندگي زناشويي، وضعيت فوق بدين معني است که احتمالاً يک شوهر به تقاضاي همسرش جهت استقلال بيشتر، با واکنشهاي خشمآلود به اين نوع گستاخي پاسخ دهد تا واکنشهاي مضطربانه، و علت بروز چنين واکنشي احتمالاً ترس از دست دادن همسر است. اين خشم و عصبانيت ممکن است منجر به رفتارهاي تخريبي شود که با جنگ و دعواهاي خانوادگي و ضرب و شتمهاي جسمي و خشونتآميز همراه است. 12- در تعاملهاي پر از تنش و تعارض زندگي زناشويي، حتي شوهراني که بسيار مقاوم و شکيبا ميباشند، احساس درهم شکسته شدن مينمايند و در مقابل علائم جسماني و منفي شديدي (چون انقباضات و دردهاي معده، افزايش ضربان قلب، تعريق کف دست، سردرد و ... ) که آنان را تهديد ميکند، احساس ناتواني، اضطراب و دستپاچگي مينمايند. در چنين شرايطي، مردان ممکن است به صورت خودکار و غير ارادي دچار خشم شوند. روي هم رفته و بر اساس يافتههاي مطالعات انجام شده بر روي تعاملهاي زندگي زناشويي، فرض ميشود که اگر زوجين از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتي واضح و آشکار به يکديگر اطلاع دهند و ابراز نمايند، زندگي بهتري خواهند داشت. براي اين کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پيامدهاي عواطفشان بر زندگي زناشوييشان آگاه گردند
چرا همه دنبال پیچیدگی توی ساده ترین چیزها هستند ؟ كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
هوش هیجانی مفهوم خود را از هوش اجتماعی می گیرد. | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:59 PM
"هــوش هیجــانی"
هوش هیجانی مفهوم خود را از هوش اجتماعی می گیرد. - هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است. این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است. - توانایی اداره ی مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تنش هاست. عاملی که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف در شخص ایجاد امید و انگیزه کند. هوش هیجانی شامل 5 حیطه می باشد: 1- شناخت حالات هیجانی خویش "خود آگاهی" 2- اداره کردن هیجان ها و مدیریت آنها به روش مناسب 3- خود انگیزی: یعنی کنترل تکانش ها – تأخیر در ارضای خواسته ها 4- تشخیص وضع هیجانی دیگران و همدلی 5- برقراری رابطه با دیگران عوامل مؤثر بر هوش هیجانی : انسان هایی که هوش هیجانی بالایی دارند، انسانهای خودآگاه ، همدل، جرأتمند، با حرمت نفس، خود شکوفا ، دارای استقلال عمل ، واقع گرا، انعطاف پذیر و دارای قدرت حل مسئله هستند. - خانواده نقش غیر قابل انکاری در این زمینه دارد. نقش خانواده: مهمترین خصیصه هوش هیجانی اکتسابی بودن آن است. نحوه ی برخورد والدین با کودک در شکل گیری عاطفی کودک مؤثر است. والدینی که فاقد الگوی صحیح تربیتی هستند به احساسات و نیازهای کودک توجه نمی کنند و فرصت اکتساب و کنجکاوی را از کودک می گیرند؛ درمقابل اشتباهات کودکان موضع مستبدانه همراه تنبیه اتخاذ می کنند و نحوه ی صحیح بیان احساسات و عواطف را به کودکان آموزش نمی دهند؛ مجادله های کلامی و غیر کلامی با همسر و کودکشان دارند؛ کودکانی تربیت می کنند که فاقد هوش هیجانی لازم بوده و کفایت عاطفی وهیجانی ندارند. مدارسی در پرورش هوش هیجانی موفق اند که به ایجاد رابطهای مناسب بین دانش آموزان و معلمان، دانش آموزان و سایر اعضای مدرسه کمک می کند. (محیطی فعال، پویا و با نشاط فراهم کنند) ساختن جامعه سالم نیازمند تربیت کودکانی خلاق ، مسئول ،كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
هوش هیجانی IE و ویژگی های آن | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:31 PM
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
تاثير هوش هیجانی(هوش عاطفی) بر موفقيت انسان | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:19 PM شاید تا کنون در مورد هوش عقلانی بسیار شنیده باشید و درمورد مزایای آن زیاد گفته باشند. ولی در این یادداشت قصد داریم به هوش عاطفی بپردازیم . اصطلاحی که احتمالا کمتر توضیح داده شده است و از طرفی اثرات آن بر سعادت و خوشبختی انسان شگفت انگیز است. هوش عاطفی همچنین نقش موثری در آرامش انسان دارد. در واقع این هوش عاطفی است که می تواند هوش عقلانی را بکار گیرد و در جهت مقصودش به پیش ببرد. شاید تا کنون افراد باهوش زیادی را دیده باشید که نه در شغل و کارشان و نه در روابط خانوادگی و روابط بین فردی اشان و نه در تفریح و عشق ورزیدنشان و ... موفقیتی حاصل نکرده اند. و کسانی را هم می شناسیم که علیرغم اینکه از هوش سرشاری برخوردار نیستند زندگی آرام و موفقی داشته اند و حتی به سطوح بالای موقعیت ها اجتماعی دست یافته اند. ( داستان مسابقه خرگوش و لاک پشت )
هوش عاطفی مجموعه ای از مهارتها و شاخصهایی است که در زیر توضیح داده می شود:
1 – شناخت احساس خود : فرد باید قادر به شناخت و پیش بینی احساسات خود در موقعیت های مختلف باشد . شاید این جمله بدیهی به نظر برسد ولی باید روی آن بیشتر تامل کنیم . اشخاص زیادی هستند که یا از احساسات مختلف خود آگاهی ندارند . یا ریشه آنها را نمی فهمند. به مثالهای زیر توجه فرمائید : - نمی دانم چرا از فلانی بدم می آید. - نمی دانم چرا علیرغم اینکه خواهان موفقیت در کنکور هستم ولی هنگام مطالعه بی انگیزه هستم. - نمی دانم چرا احساس پوچی و کلافگی می کنم.
2 – کنترل احساس خود : شناختن احساس هایی چون تنفر ، عصبانیت ، افسردگی ، اضطراب ، غم و .... هزاران احساس دیگر به تنهائی کافی نیست ، بلکه باید آنها را تحت کنترل بگیریم . راننده خوب نه تنها جای ترمز ماشین را می شناسد ، بلکه به هنگام لزوم آن را در اختیار می گیرد و بر آن مسلط است.
3 – بر انگیختن و به هیجان آوردن خود : افرادی که هوش عاطفی بالا دارند ، با اندیشیدن به عواقب احتمالی یک عمل ، نسبت به انجام دادن یا ندادن آن برانگیخته می شوند. این افراد قدرت دارند که اهداف متعالی خود را تجسم کنند ، برنامه بریزند و جهت رسیدن به آنها انرژی بگذارند. پشتکار و اراده نشانه برانگیخته شدن آنهاست و این کاری است که کمتر از هوش عقلانی بر می آید.
4 – شناخت احساسات دیگران : افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در لاک خود فرو نمی روند تا فقط اسب خود را برانند. آنها تعاملات گسترده ای با اجتماع دارند و می توانند دنیا را از منظر دیگران هم ببینند . لذا این افراد تحمل بالایی نیز دارند.
5 – تنظیم روابط با دیگران : پس از شناخت احساسات دیگران ، نوبت به روابط با آنها می رسد. در اینجا تعادل و تعامل حرف اول را می زند. افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در دوستی ها و روابط بین فردیشان افراط و تفریط ندارند. آنها از هر کس انتظاری متناسب با خودش دارند. آنها می دانند که تمام آدمها شخصیت کامل و بیست نیستند. لذا توقع ندارند همه افراد همانطور عمل کنند که درست است ، یا همانطور عمل کنند که آنها دوست دارند. در واقع مردم را همانطور که هستند می پذیرند و اگر تلاشی جهت تغییر شخصیت دیگران در جهت اصلاح آنها انجام می دهند، توقع ندارند که حتما به نتیجه رضایت بخش ختم شود.
هر کدام از شاخصهای پنجگانه فوق مباحث عمده ای در روانشناسی کاربردی و وروانشناسی علمی دارد که در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم .
آیا میزان هوش عاطفی شما بالاست ؟ چرا ؟ كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
درباره هوش هيجاني چه مي دانيد؟ | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:8 PM اولين بار در سال 1990 روانشناسي به نام «سالوي» ، اصطلاح هوش هيجاني را براي بيان كيفيت و درك احساسات افراد، همدردي با احساسات ديگران و توانايي اداره مطلوب خلق و خو به كار برد. درحقيقت اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براي اتخاذ تصميمات مناسب در زندگي است. به عبارتي عاملي است كه به هنگام شكست، در شخص ايجاد انگيزه مي كند و به واسطه داشتن مهارتهاي اجتماعي بالا منجر به برقراري رابطه خوب با مردم مي شود.
تئوري هوش هيجاني ديدگاه جديدي درباره پيش بيني عوامل مؤثر بر موفقيت و همچنين پيشگيري اوليه از اختلالات رواني فراهم مي كند كه تكميل كننده علوم شناختي، علوم اعصاب و رشد كودك است. قابليتهاي هيجاني براي تدبير ماهرانه روابط با ديگران بسيار حائز اهميت است. روانشناسي به نام «گلمن» اظهار مي دارد كه هوش شناختي در بهترين شرايط تنها ۲۰ درصد از موفقيتها را باعث مي شود و 80رصد از موفقيتها به عوامل ديگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسياري از موقعيتها در گرو مهارتهايي است كه هوش هيجاني را تشكيل مي دهند. درواقع هوش هيجاني عدم موفقيت افراد با ضريب هوش بالا و همچنين موفقيت غيرمنتظره افراد داراي هوش متوسط را تعيين مي كند. يعني افرادي با داشتن هوش عمومي متوسط و هوش هيجاني بالا خيلي موفقتر از كساني هستند كه هوش عمومي بالا و هوش هيجاني پايين دارند. پس هوش هيجاني پيش بيني كننده موفقيت افراد در زندگي و نحوه برخورد مناسب با استرسها است.ا اين هوش بنا به نظر «بار-اون » 5 مولفه به شرح زير دارد كه 15 عامل در آن موثر هستند.افراد تعداد بيشتري از اين مولفه ها را در خود بيابند هوش هيجاني بالاتري دارند.
**** منبع : مقاله " درباره هوش هيجاني چه مي دانيد؟ "- تهيه كننده : فاطمه حسيني حسين آبادي -روزنامه همشهري 29 مهر 1383 كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
هوش هیجانی در بردارندهی آگاهی، | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 2:7 PM
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
| یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 1:52 PM
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
سرشت تا شخصیت | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:18 PM سرشت تا شخصیت
دکتر بهنام اوحدی روزنامه اعتماد كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |
شخصیت شناسی عطسه | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:18 PM شخصیت شناسی عطسه
شخصیت شناسی عطسه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
برخی از والدین به خصوص مادران همیشه به این مسأله فکر می کنند که چرا فرزندانشان موفق نیستند، در حالی که تمام امکانات رفاهی و تحصیلی را برای آنان فراهم کرده اند.
| |||||||||||||||||||||||
خانمها...آقایان....هویت و شخصیت خود را بشناسید... | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:15 PM
|
خانمها...آقایان....هویت و شخصیت خود را بشناسید...
● چرا خانمها به روزهای تولد و سالگردها توجه زیادی نشان میدهند؟
منبع:مجله شادکامی و موفقیت | |||||
|
خود را بشناسيد
تصور كنيد در حال خريد كردن مي باشيد و در قفـسه هـاي يك فـروشگاه دنبال يك جفت كفش مناسب براي خود مي گرديد. آنچه كه باعث ميشود تا از خـريدن مثلا" كفشي به رنگ نارنجي روشن خودداري كنيد، مطلع بودن از اوليت ها و تقدم هاي شخصيتي خود است. در مورد انتخاب همسر نيز همين اصـل بايـد رعـايـت شـود. هيـچ دليـلي وجـود نـدارد كه انسان با كسي كه هيچ تناسبـي با شـخصـيت او نـداشـتـه و هـرگز نـيـز نخواهد داشت همنشين و هم خانه شود. در عين حال شما تا زمانيكه به شخصيت خود پي نبرده ايد هيچ گاه نخواهيد توانست تشخصيص دهيد كه آيا فردي مـناسـب شـما هسـت يا خير. پيش از اينكه به مسير انتخاب همسر قدم بگذاريد دو مسـاله را بايد براي خود مشخص نماييد: نوع شخصيت و نوع عشق نوع شخصيت شما بطور كلي نوع شخصيت و نوع عشق به چند دستـه مشـخص تقسيم مي گردد. هريك از ما داراري يكي از اين انواع مي باشيم. در اینجا بطور مختصر اين نوع ها را بيان مي كنيم. انواع شخصيت
انواع عشق
خود را تجزيه و تحليل كنيد در انتهاي امتحان نتايج حاصله در اختيار شما قرار گرفته و بطور كامل از نوع شخـصـيـت خود و رفتارهايي كه باعث شكل گيري رفتار شـما شـده است مـطلع خـواهيد شد. بــه علاوه نمودارهايي كه معرف تعداد افراد مشابه با شخصيت شما است و نيز نمودارهـاي مقايسه اي بين شما و افراد هم سنتان نشان داده خواهد شد. بعد از اينكه نتايج نوع شخصيت و نوع عشق را بطور جداگانه مشاهده نموديد ميتوانيد ارتباط شخصيـت خـود را با نوع عشقتان مورد سنجش قرار دهيد. نتايج را بكار ببريد درك نوع شخصيت باعث مي شود خودتان را بهتر شناخته و نتيجتا" در انتخاب همسر آينده موفقتر عمل كنيد. اگر قبلا" ازدواج كرده ايد، آزمـون به شما كمك خواهـد نـمـود تـا تفاوتهاي ذاتي و اساسي بين خود و همسـرتـان را فهميده و درك بهتري از احساسات خود جهت حل آسانتر مشكلات پيدا نماييد. | ||
خودکشی2 | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:15 PM
| |||||||||||||||||||||||
بحران خودكشی1 | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:14 PM
|
بحران خودكشی1
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
پیش گیری از خود کشی _ چرا مردم خودکشی می کنند ؟ | شنبه هجدهم آبان 1387 | 3:13 PM
|
پیش گیری از خود کشی _ چرا مردم خودکشی می کنند ؟
خصوصيت مشترك ما بين افرادي كه اقدام به خودكشي مي كنند داشتن اين باور است كه خود كشي تنها راه حل غلبه بر احساسات غير قابل تحمل است .كشش خودكشي دراين است كه نهايتا به اين احساسات غيرقابل تحمل خاتمه مي دهد .درتراژدي خودكشي ،آشفتگي ومشكلات عاطفي به حدي شديد مي گردند كه فرد را دريافتن راه- هاي مختلف حل مشكل خود ناتوان مي سازند. رحالي كه راه حلهاي ديگري نيز وجود دارند. همه ما درطول زندگي احساس تنهائي ،افسردگي ،بي كسي ونا اميدي را تجربه مي -كنيم .مرگ يكي از اعضاي خانواده وشكست دربرقراري ارتباط از جمله مواردي هستند كه اعتماد به نفس ما را تحت تأثير قرارداده احساس بي ارزشي را در ما بوجود مي -آورند.ورشكستگيهاي اقتصادي نيز از جمله مشكلات عمدهاي هستند كه بعضي از ما در طول زندگي كم و بيش با آن مواجه ميگرديم. از آنجائي كه ساختار هيجاني هر شخص منحصر به فرد مي باشد هركدام ازما در شرايط مختلف پاسخهاي متفاوتي ميدهيم . درتشخيص اين كه آيا واقعا ٌفردي قصد خودكشي دارد لازم است اين موقعيت بحراني ،از ديدفردمورد ارزيابي قرارگيرد، چرا كه ممكن است موضوعي كه از ديد شما از اهميت كمي برخوردار است بنظر شخص ديگر بسيار مهم باشد ويا واقعه اي كه شما براي آن اهميتي قائل نميشويد براي شخص ديگر بسيار ناراحت كننده و مهم تلقي گردد. بدون توجه به ماهيت بحران ،اگر كسي احساس مي كند كه ديگر تحمل مشكلات را ندارد خطر اقدام به خودكشي ،به عنوان راه حل جذاب براي وي وجود دارد.
علائم خطر حداقل 70 درصد كساني كه اقدام به خودكشي ميكنند قبل از اقدام ،به گونهاي قصد خودشان را نشان ميدهند .آگاهي از اين نشانهها وحاد بودن مشكلات فرد ميتواند د ر پيشگيري از چنين تراژديهايي كمك كننده باشد. اگر شما فردي را مي شناسيد كه در برقراري يك ارتباط هدفمند ويا رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده درموقعيت پراسترسي قرار دارد و يا حتي به دليل شكست درامتحان دچار مشكل ميباشد لازم است درصدد يافتن ساير علائم بحران برآئيد. بسياري از افراد غالبا با ابراز جملاتي همچون " دلم مي خواهد خودم را بكشم "يا " نمي دانم چه مدت ديگر مي توانم اين فشارها ومشكلات را تحمل كنم " ،يا اينكه "من قرصهايم را براي روزي نگهداشتهام كه كارها واقعا بدتر گردد" ي" اخيرا طوري رانندگي مي كنم گوئي واقعا برايم اهميت نداردچه اتفاقي برايم پيش بيايد." ديگران را مستقيما از برنامه خود كشي خود مطلع ميگردانند.بطور كلي وجود احساس افسردگي ، ابراز درماندگي ،تنهايي ونا اميدي شديد مي تواند بيانگر افكار منجر به خودكشي درفرد باشد.گوش دادن به صحبتهاي فرد كه نشانة درخواست كمك از طرف اوست حائز اهميت بسياري است چرا كه معمولا اين گونه صحبتها تلاش نا اميدانه فرد جهت برقراري ارتباط ، دريافت كمك و درك مشكلاتش توسط ديگران مي باشد. بيشتر اوقات دررفتار بيروني افرادي كه به فكر خودكشي مي افتند تغييراتي ديده ميشود آنها ممكن است با بخشيدن اموال قيمتي خود ومرتب كردن كارهايشان خود را براي مرگ آماده كنند .آنها همچنين ممكن است از اطرافيان خود كناره گيري نموده الگوي خواب و خوراك خود را تغيير دهند ويا علاقهأشان را نسبت به فعاليتها يا ارتباطات گذشتهاشان از دست بدهند. چنين تغييرات ناگهاني وشديد مي تواند به عنوان زنگ خطر تلقي گردد چرا كه با اين تغييرات فرد خود را درموقعيتي مي بيند كه بزودي مشكلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد يافت .
باورهاي غلط وحقايقي راجع به خودكشي q باور غلط : فرد بايد ديوانه باشد كه حتي فكر خودكشي به سرش بزند . q حقيقت : بيشتر مردم گاهگاهي درطول زندگي خود درمورد خودكشي فكر كردهاند. بسياري از افرادي كه خودكشي ميكنند ويا اقدام به خود كشي حقيقت : اغلب مواقع عكس قضيه درست است ،كساني كه اقدامهاي قبلي خودكشي داشتهاند بيشتر در معرض خطر خودكشي قرار دارند.براي بعضي از اين افراد، خودكشي دردفعات دوم و سوم آسانتر ميباشد. q باور غلط :كساني كه قصد جدي خودكشي دارند هيچ كاري را نميتوان براي آنها انجام داد . q حقيقت :بيشتر بحرانها ي منجر به خودكشي ،محدود به زمان بوده و براساس افكار مبهم صورت گر فتهلند .كساني كه اقدام به خودكشي ميكنند به نحوي قصد فرار از مشكلات را دارند .درحالي كه آنها ميبايد مستقيما با مشكلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهاي ديگري را بيابند .راه حلهايي كه با كمك افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمايت آنها اين افراد قادر خواهند بود دقيق تر راجع به مسائل فكر كنند. q باور غلط: صحبت راجع به خودكشي مي تواند ايده خودكشي را در فرد بوجود آورد. q حقيقت :بحران و آشفتگيهاي هيجاني ناشي از آن ،فكر راجع به خود كشي را در ذهن فرد مستعد ايجاد نموده است .علاقمندي وصحبت مستقيم راجع به خودكشي ،اين اجازه را به فرد ميدهد فشار يا ناراحتي صحبت دربارة مشكلات خود را تجربه نمايد كه اين امر ميتواند منجر به كاهش اضطراب در وي گردد.اين گونه صحبتها همچنين باعث ميشود فردي كه قصد خودكشي دارد كمتر احساس تنهايي يا انزوا داشته واحتمالا براي وي تسكين دهنده نيز باشد.
چگونه ميتوان به فردي كه قصد خودكشي دارد كمك نمود: اغلب خودكشي ها را مي توان با اقدامهاي بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پيشگيري نمود. اگر فردي راكه قصد خودكشي دارد مي شناسيد لازم است اقدامات زير را انجام دهيد : q خونسرد باشيد:دربيشتر موارد عجلهاي دركار نيست .بنشينيد و واقعا به صحبتهاي فرد گوش فرا دهيد وضمن درك،حمايتهاي عاطفي خود را در مورد وي اعمال نمائيد. q بطور مستقيم راجع به خودكشي بحث نمائيد. بيشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمي داشته و آماده دريافت هرنوع كمكي هستند . از صحبت يا سؤال مستقيم راجع به خودكشي ،ترس و وحشتي بخود راه ندهيد. q فرد را به استفاده از روشهاي حل مسئله واقدامات مثبت تشويق وترغيب نمائيد بخاطر داشته باشيد فردي كه در موقعيت بحران عاطفي قرار دارد نمي تواند منطقي ودقيق فكر كند. اورا از هر گونه اقدام جدي وتصميمات غير قابل برگشت درموقعيت بحران باز داريد وراجع به تغييرات مثبتي كه اميد به زندگي را در وي افزايش مي دهد بحث وگفتگو نمائيد. q از ديگر افراد كمك بگيريد.عليرغم اينكه شما قصد كمك را داريد،سعي نكنيد با ايفاي نقش مشاور تمام مسئوليت را خود برعهده بگيريد .درجستجوي افرادي كه بتوانند در زمينههاي تخصصي به شما كمك كنند برآييد ،حتي اگر به قيمت از بين رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهيد فرد مشكل دار بفهمد كه شما براي وي اهميت قائليد ونسبت به او چنان علاقمنديد كه قصد گرفتن كمك از ديگران جهت رفع مشكلات وي را داريد.
اطلاعات ارائه شده را مي توان چنين خلاصه نمودكه: بحران منجر به خودكشي موقتي است .غير قابل تحمل ترين دردها و ناراحتي ها نيز مي توانند تحمل گردند .كمك هميشه در دسترس شماست . q كردهاند افراد با هوشي بودهاند كه در موقعيت بحران ، انتظار بيش از حدي از خود داشته وموقتا دچار آشفتگي وپريشاني احوال شدهاند . q باور غلط : كسا ني كه يك بار اقدام جدي براي خودكشي داشتهلند رغبتي براي اقدام مجدد ندارند .
ترجمه : نسرين مصباح منبع : University Of Illinois - Counseling Center http://iransco.org/Br_PIshgIrIkhodkoshI.asp | ||
بحران خودكشي | شنبه هجدهم آبان 1387 | 1:55 PM
| |
| http://iransco.org/Br_KhodkoshI.asp |
| شنبه هجدهم آبان 1387 | 1:25 PM
|
مجموعه ادعيه با صداي استاد فرهمند
دعای ایام هفته
|
VIRTUAL PC 2007 | شنبه هجدهم آبان 1387 | 1:20 PM


اقدام برای ترک دادن و رهنمودهایی جهت ارجاع دانشجوی معتاد | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:58 AM
| ||
|
برنامه پيشگيري اوليه از سوء مصرف مواد در محيطهاي دانشگاهي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:43 AM
|
پيشگيري چيست؟ | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:41 AM
|
| |||
| |||
|
عوارض مصرف طولاني مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:40 AM
عوارض مصرف طولاني مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه
مصرف طولاني مدت مواد موجب اختلال در بهداشت و سلامت جسمي رواني فرد ميشود كه با بروز بسياري از بيماريهاي مزمن وخطرناك همراه است. به علاوه از آنجا كه اعتياد بيشتر به هنگام ايجاد و ساخت خانواده و در ارزشمندترين سالهاي زندگي، از نظر ميزان كارآيي، بيشترين تأثير را بر زندگي خانوادگي و شغلي فرد ميگذارد.
مواد مخدر تنها به فرد مصرفكنده آسيب نميرساند بلكه به هركس كه با آن در تماس باشد آسيب ميرساند؛ و زماني كه تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد، جامعه صدمه ميبيند.
اعتياد خسارات و هزينههاي بسياري را به جامعه تحميل ميكند. بنابراين، عوارض ناشي از اعتياد شامل عوارض فردي، خانوادگي، شغلي، اجتماعي و اقتصادي ميباشد.
1) عوارض اعتياد بر سلامت جسمي و رواني فرد
آسيبهاي عضلاني
اختلالات كبدي و كليوي
عفونتهاي خطرناك (ايدز، هپاتين، كزاز)
بيماريهاي مزمن تنفسي
اختلالات قلبي ـ عروقي
سكتههاي قلبي و مغزي
آتروفي مغزي
ناتواني جنسي و عقيمي
اختلالت خواب
افسردگي
اختلالات رواني شديد و پايدار
2) عوارض خانوادگي
خشونت در خانواده شامل كودكآزاري و همسر آزاري
عفلت از فرزندان
مشكلات تحصيلي، اختلالات رواني و خودكشي فرزندان
نابساماني و آشفتگي خانواده
محدوديت در روابط سالم خارج از خانواده
افت سطح اقتصادي و اجتماعي خانواده
بي كفايتي در سرپرستي خانواده
طلاق
3) عوارض شغلي
افت اعتبار فردي و موقعيت شغلي
سوانح و حوادث حين كار
غيبت از كار
كاهش كارايي
اخراج و بيكاري
4) عوارض اقتصادي
خسارات ناشي از كاهش نيروي مولد و افزايش نيروي مصرف كنندة جامعه
هزينههاي تحمل شده به نيروهاي انتظامي و جمعآوري امكانات لازم براي مبارزه با جرايم مستقيم و غير مستقيم ناشي از مواد مخدر
صرف وقت دادگاهها و نيروهاي قضايي
هزينة نگهداري مجرمين مواد مخدر و معتادان در زندانها
هزينة مراكز بازپروري و درمانگاههاي ترك اعتياد
هزينه و خسارات ناشي از مراقبتهاي بهداشتي ثانيه شامل بيمارستانها و درمانگاهها
5) عوارض اجتماعي
ضعف پايبند به اصول اخلاقي و مذهبي
انواع جرايم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل
افزايش مشاغل كاذب و بيكاري
بي خانماني و فقر
عوارض مصرف طولاني مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:27 AM
عوارض مصرف طولاني مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه
مصرف طولاني مدت مواد موجب اختلال در بهداشت و سلامت جسمي رواني فرد ميشود كه با بروز بسياري از بيماريهاي مزمن وخطرناك همراه است. به علاوه از آنجا كه اعتياد بيشتر به هنگام ايجاد و ساخت خانواده و در ارزشمندترين سالهاي زندگي، از نظر ميزان كارآيي، بيشترين تأثير را بر زندگي خانوادگي و شغلي فرد ميگذارد.
مواد مخدر تنها به فرد مصرفكنده آسيب نميرساند بلكه به هركس كه با آن در تماس باشد آسيب ميرساند؛ و زماني كه تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد، جامعه صدمه ميبيند.
اعتياد خسارات و هزينههاي بسياري را به جامعه تحميل ميكند. بنابراين، عوارض ناشي از اعتياد شامل عوارض فردي، خانوادگي، شغلي، اجتماعي و اقتصادي ميباشد.
1) عوارض اعتياد بر سلامت جسمي و رواني فرد
آسيبهاي عضلاني
اختلالات كبدي و كليوي
عفونتهاي خطرناك (ايدز، هپاتين، كزاز)
بيماريهاي مزمن تنفسي
اختلالات قلبي ـ عروقي
سكتههاي قلبي و مغزي
آتروفي مغزي
ناتواني جنسي و عقيمي
اختلالت خواب
افسردگي
اختلالات رواني شديد و پايدار
2) عوارض خانوادگي
خشونت در خانواده شامل كودكآزاري و همسر آزاري
عفلت از فرزندان
مشكلات تحصيلي، اختلالات رواني و خودكشي فرزندان
نابساماني و آشفتگي خانواده
محدوديت در روابط سالم خارج از خانواده
افت سطح اقتصادي و اجتماعي خانواده
بي كفايتي در سرپرستي خانواده
طلاق
3) عوارض شغلي
افت اعتبار فردي و موقعيت شغلي
سوانح و حوادث حين كار
غيبت از كار
كاهش كارايي
اخراج و بيكاري
4) عوارض اقتصادي
خسارات ناشي از كاهش نيروي مولد و افزايش نيروي مصرف كنندة جامعه
هزينههاي تحمل شده به نيروهاي انتظامي و جمعآوري امكانات لازم براي مبارزه با جرايم مستقيم و غير مستقيم ناشي از مواد مخدر
صرف وقت دادگاهها و نيروهاي قضايي
هزينة نگهداري مجرمين مواد مخدر و معتادان در زندانها
هزينة مراكز بازپروري و درمانگاههاي ترك اعتياد
هزينه و خسارات ناشي از مراقبتهاي بهداشتي ثانيه شامل بيمارستانها و درمانگاهها
5) عوارض اجتماعي
ضعف پايبند به اصول اخلاقي و مذهبي
انواع جرايم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل
افزايش مشاغل كاذب و بيكاري
توتون | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:25 AM
|
| |||
| |||
|
اكستاسي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:23 AM
|
| |||
| |||
|
استروئيدها | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:22 AM
| ||
|
کوکائین | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:21 AM
| ||
|
مواد توهم زا - ال. اس. دی. | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:17 AM
|
| |||
| |||
|
مواد استنشاقي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:17 AM
، آثار مصرف و عوارض مصرف طولاني مدت آنها
شامل انواع حلالها، چسبها، رنگهاي اسپري، تينر، مواد پاك كننده، لاك غلط گيري، بنزين و...ميباشند.
به دليل سهولت دسترسي، مصرف اين مواد توسط نوجوانان نادر نيست. استنشاق اين مواد از طريق بطري، قوطي، كيسههاي پلاستيك، پارچه آغشته به مواد يا اسپري صورت ميگيرد. اين مواد مضعف سيستم عصبي مركزي هستند. نسبت به آثار اين مواد تحمل ايجاد مي شوند. اما علايم ترك آنها خفيف است.
مواد استنشاقي به سرعت از ريهها جذب شده و به مغز ميرسند. اثرات آنها چند دقيقه پس از مصرف ظاهر شده و بسته به نوع و مقدار ماده مصرفي 30 دقيقه تا چند ساعت باقي ميماند. آثار مصرف اين مواد عبارتند از:
تغييرات رفتاري يا رواني (سرخوشي و احساس خوشايند غوطهوري، خطاهاي حسي و توهم شنوايي و بينايي، اختلال قضاوت، رفتارهاي پرخاشگرانه و تكانهاي)
تهوع و استفراغ
بثورات پوستي اطراف دهان و بيني، بوي غير معمول تنفس، بقاياي ماده مصرفي روي صورت و لباسها و تحريك گلو وبيني.
اختلال تكلم، ضعف رفلكسها و آتاكسي
استوپور و اغما و مرگ (در اثر مصرف مقادير زياد)
آسيبهاي برگشت ناپذير كبدي و كليوي
آسيب عضلاني پايدار
التهاب و خونريزي گوارشي
عوارض مغزي (كاهش ضريب هوشي، صرع لوب تمپورال، آتروفي مغزي)
عوارض قلبي و ريوي (درد سينه و اسپاسم برونش)
آسيب جنيني در زنان باردار
آمفتامين ها | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:16 AM
آمفتامين ها آثار مصرف و عوارض مصرف طولاني مدت آنها:
آمفتامين ها گروهي از داروها هستند كه از نظر ساختماني با ناقلهاي عصبي نوراپي نفرين، اپي نفرين،و دوپامين مربوطند و به نام داروهاي مقلد سمپاتيك يا محرك سيستم عصبي مركزي نيز معروفند. اين تركيبات شامل متيل فنيديت، دكستروآمفتامين، و مت آمفتامين هستند.
آمفتامين اغلب براي بهبود كارآيي، كاهش خواب و ايجاد سرخوشي مورد استفاده قرار ميگيرند. معمولاً ورزشكاران، دانشجويان و رانندگان مسافتهاي طولاني، از اين مواد استفاده ميكنند. مصارف طبي آمفتامينها شامل پرتحركي كودكان، ناركولپسي، چاقي و برخي موارد افسردگي مقاوم به درمان است.
وابستگي رواني به آمفتامينها ممكن است به سرعت ظاهر شود.
آثار مصرف آمفتامين:
آثار مصرف آمفتامينها معمولاً يك تا دو روز طول ميكشد. اين آثار عبارتند از:
تغييرات رفتاري يا رواني (سرخوشي، اضطراب و بي قراري، عصبانيت، اختلال قضاوت)
تاكي كاردي
اتساع مردمك
تغييرات فشار خون
لرز
تهوع واستفراغ
اختلال عملكرد شغلي و اجتماعي
عوارض مصرف طولاني آمفتامينها:
كاهش وزن
ضايعات پوستي مزمن
برخي از بيماريهاي شديد رواني نظير اسكيزوفرنيا
بروز سايكوز شبيه اسكيزوفرنيا
اختلالات ايسكميك قلبي
الكل يكي از شايعترين مواد مورد سوء مصرف در دنياست. | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:15 AM
الكل يكي از شايعترين مواد مورد سوء مصرف در دنياست.
رفتارهاي نامناسب، پرحرفي يا كم حرفي، بي ربط حرف زدن، معاشرتي شدن يا گوشهگيري، پرخاشگري
ناتواني در انجام حركات دقيق و ظريف
تلوتلو خوردن به هنگام راه رفتن
اشكال در به خاطر سپاري وقايع
اختلال خواب
بيماريهاي معده (مثل زخم معده)، مري، كبد، لوزالمعده
سوء تغذيه
افزايش فشار خون و خطر سكتههاي قلبي و مغزي
ضعف عضلاني
ناتواني جنسي و تأخير در انزال
افزايش خطر سرطانهاي سر و گردن و دستگاه گوارش
ابتلا به فراموشي
براي جلوگيري از ايجاد فراموشي ناشي از مصرف طولاني الكل،هر فرد الكلي بايد روزانه 100 ميليگرم ويتامين
(ويتامين B1) دريافت كند.
چنانچه فردي پس از مصرف طولاني و زياد الكل، ناگهان آن را قطع كند و يا مقدار مصرف آن را كاهش دهد دچار علايم ترك ميگردد. اين علايم عبارتند از:
تعريق
افزايش ضربان قلب
لرزش شديد دستها
بيخوابي
تهوع و استفراغ
توهمات شنوايي و بينايي (شنيدن صداها يا ديدن چيزهايي كه وجود ندارد)
هيجانات شديد
اضطراب
تشنج
بيماراني كه دچار علايم ترك الكل ميشوند بايد سريعاً تحت نظر پزشك قرار گرفته و مداوا شوند در غير اين صورت خطر مرگ بيمار را تهديد ميكند.
ژورنالهاي الكترونيكي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:14 AM
| ژورنالهاي الكترونيكي | |
|
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حشيش چيست؟ | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:11 AM
| |||
|
مواد افيوني كدامند؟ | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:7 AM
|
| |||
| |||
|
آشنايي با ابزار مصرف مواد | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 9:1 AM
|
| |||
| |||
|
انواع مواد و شيو ه هاي مصرف | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 8:51 AM
|
| |||
| |||
|
عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 8:37 AM
تبيين سوء مصرف و وابستگي به مواد از ديدگاه عوامل خطرساز و محافظتكننده از اين جهت سودمند است كه افقي نو در برنامههاي پيشگيري اوليه بازميگشايد و هزينههاي سرسامآور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگي را به ميزان زيادي كاهش ميدهد.
عوامل خطرساز ويژگيها يا اتفاقاتي هستند كه اگر در شخصي وجود داشته باشند، كمتر احتمال دارد كه او به اختلال يا بيماري معيني مبتلا شود.عامل خطرساز محافظتكننده در دو قطب يك پيوستار قرار دارند.
داشتن عوامل خطرساز به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا ميشود، بلكه احتمال خطر در اين فرد افزايش مييابد. همينطور وجود عوامل محافظتكننده به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا نميشود بلكه احتمال مصونيت در مقابل بيماري براي فرد افزايش مييابد.عوامل خطرساز و محافظتكنندة بيشماري براي سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود دارد قبل از برشمردن اين عوامل، ويژگيهاي آنها در زير آمده است:
1ـ افزايشي عمل ميكنند. به اين معني كه عوامل ميتوانند با همديگر جمع شدن آنها احتمال خطر يا مصونيت افزايش مييابد. مثلاً وجود افسردگي و اضطراب و دسترسپذيري به مواد در يك شخص احتمال خطر سوء مصرف را در او افزايش ميدهد.
2ـ از نظر كميت و كيفيت متفاوتند. به اين معني كه هريك از عوامل خطرساز و محافظتكننده به لحاظ كيفيت و كميت با همديگر فرق دارند مثلاً كيفيت و چگونگي اضطراب از افسردگي متفاوت است.
3ـ اهميت آنها در اشخاص يا گروهها متفاوت است. در اشخاص يا گروههاي نژادي ممكن است اين عوامل به شكل متفاوتي عمل كننده مثلاً در گروهي دسترسپذيري به مواد اهميت بيشتر داشته باشد. در حالي كه در گروه ديگري نداشتن نگرشهاي مذهبي به عنوان عامل خطرساز عمده عمل ميكند.
4ـ تأثيرشان در زمانهاي مختلف در چرخه زندگي متفاوت است. اين عوامل بسته به اينكه فرد در چه سني به سر ميبرد و چه دوراني را پشت سر ميگذارد به لحاظ تأثير و خطرزايي يا محافظتكنندگي متفاوت هستند.
5ـ اهميت آنها در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و پيامدهاي مرتبط با آن متفاوت است. هريك از عوامل خطرساز و محافظت كننده ميتوانند در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و متفاوت عمل كنند و پيامدهاي متفاوتي داشته باشند. مثلاً افسردگي به عنوان يك عامل خطرسازي مي تواند شروع مصرف مواد را در فرد به نحو خاصي ايجاد كند و پيامدهاي متفاوتي براي فرد باعث شود.
6ـ اين عوامل ميتوانند در معرض تغيير قرار گيرند. به اين معني كه با مداخلات پيشگيرانه ميتوان افسردگي با اضطراب را در افراد يا جمعيتي خاص كاهش داد و از اين طريق احتمال خطر را كاهش داد. همينطور در افراد ميتوان عوامل محافظت كننده مثل نگرشهاي مذهبي، مهارتهاي مقابلهاي را افزايش داد و احتمال مصونيت را بيشتر كرد.در زير به عوامل خطرساز و محافظت كننده در سوءمصرف و وابستگي به مواد اشاره ميشود.
استعداد ارثي
صفات شخصيتي:
صفات ضد اجتماعي
پرخاشگري
اعتماد به نفس پايين
افسردگي اساسي
فوبي
نگرش مثبت به مواد:
ترك تحصيل
بيسرپرستي
� ثير مثبت مواد بر فرد
دوره نوجواني: مخاطرهآميزترين دوران زندگي از نظر شروع به مصرف مواد دورة نوجواني است. نوجواني دورة انتقال از كودكي به بزرگسالي و كسب هويت فردي و اجتماعي است.در اين دوره، ميل به استقلال و مخالفت با والدين به اوج خود ميرسد و نوجوان براي اثبات بلوغ و فرديت خود ارزشهاي خانواده را زير سوال ميبرد و سعي در ايجاد و تحليل ارزش هاي جديد خود دارد. مجموعة اين عوامل، علاوه بر حس كنجكاوي نياز به تحرك، تنوع و هيجان، فرد را مستعد مصرف مواد مينمايد.
ژنتيك: شواهد مختلفي از استعداد ارثي اعتياد به الكل و مواد وجود دارد. تأثير مستقيم عوامل ژنتيكي عمدتاً از طريق اثرات فارماكوكينتيك و فاركوديناميك مواد در بدن ميباشد كه تعيين كنندة تأثير ماده بر فرد است. برخي از عوامل مخاطرهآميز ديگر نيز تحت نفوذ عوامل ژنتيكي هستند مانند برخي اختلالات شخصيتي و رواني و عملكرد نامناسب تحصيلي ناشي از اختلالات يادگيري.
صفات شخصيتي: عوامل مختلف شخصيتي با مصرف مواد ارتباط دارند. از اين ميان، برخي از صفات بيشتر پيشبيني كنندة احتمال اعتياد هستند و به طور كلي فردي را تصوير ميكنند كه با ارزشها يا ساختارهاي اجتماعي مانند خانواده، مدرسه و مذهب پيوندي ندارد و يا از عهدة انطباق، كنترل يا ابزار احساسات دردناكي مثل احساس گناه، خشم و اضطراب برنميايد. اين صفات عبارتند از: عدم پذيرش ارزشهاي سنتي و رايج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نياز شديد به استقلال،صفات ضد اجتماعي، پرخاشگري شديد، احساس فقدان كنترل بر زندگي خود، اعتماد به نفس پايين، فقدان مهارتهاي اجتماعي و انطباقي. از آنجا كه اولين مصرف مواد، معمولاً از محيطهاي اجتماعي شروع مي شود هر قدر فرد قدرت تصميمگيري و مهارت ارتباطي بيشتري داشته باشد، بهتر ميتواند در مقابل فشار همسالان مقاومت كند.
اختلالات رواني: در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتياد اختلالات ديگر روانپزشكي نيز وجود دارد. شايعترين تشخيصها عبارتند از: افسردگي اساسي، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، فوبي، ديس تايمي، اختلال وسواسي ـ جبري، اختلال مانيك، مانيا، اسكيزوفرنيا.
نگرش مثبت به مواد: افرادي كه نگرشها و باورهاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از كساني كه نگرشهاي منفي دارند. اين نگرشهاي مثبت معمولاً عبارتند از: كسب بزرگي و تشخص، رفع دردهاي جسمي و خستگي، كسب آرامش رواني، توانايي مصرف مواد بدون ابتلا به اعتياد.
موقعيتهاي مخاطرهآميز فردي: بعضي از نوجوانان و جوانان درموقعيتها ياشرايط قرار دارند كه آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار ميدهد. مهمترين اين موقعيتها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران كودكي و نوجوني، ترك تحصيل، بيسرپرستي يا بي خانماني، فرار از خانه، معلوليت جسمي، ابتلا به بيماريها يا دردهاي مزمن. حوادثي مانند از دست دادن نزديكان يا بلاياي طبيعي ناگهاني نيز ممكن است منجر به واكنشهاي حاد رواني شوند. در اين حالت فرد براي كاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده ميكند.
تأثير مواد بر فرد: اين متغير وقتي وارد عمل ميشود كه ماده حداقل يك بار مصرف شده باشد. چگونگي تأثير يك ماده بر فرد، تابع خواص ذاتي مادة مصرفي و تعامل آن با فرد و موقعيت فرد مصرف كننده است. تأثير مواد بر فرد مصرف كننده، به ميزان قابل توجهي، به مشخصات او بستگي دارد. اين مشخصات عبارتند از: شرايط جسمي فرد، انتظار فرد از مواد، تجربيات قبلي تأثير مواد و مواد ديگري كه همزمان مصرف شدهاند، مواد مختلف نيز تأثيرات
متفاوتي بر وضعيت فيزيولوژيك و رواني فرد دارند، مثلاً: هروئين و كوكائين سرخوشي شديد، الكل آرامش و نيكوتين مختصري هشياري و آرامش ايجاد ميكند.
عوامل مربوط به خانواده: خانواده اولين مكان رشد شخصيت، تشكيل باورها و الگوهاي رفتاري فرد است. خانواده علاوه بر اينكه، محل حفظ و رشد افراد و كمك به حل استرس و پاتولوژي است، منبعي براي تنش، مشكل و اختلال نيز ميباشد. ناآگاهي والدين، ارتباط ضعيف والد و كودك، فقدان انضباط در خانواده، خانوادة مشتنج يا آشفته و از هم گسيخته، احتمال ارتكاب به انواع بزهكاريها مانند سوء مصرف مواد را افزايش ميدهد. همچنين والديني كه مصرف كنندة مواد هستند باعث ميشوند فرزندان با الگوبرداري از رفتار آنان، مصرف مواد را يك رفتار بهنجار تلقي كرده، رفتار مشابهي پيشه كنند.
تأثير دوستان: تقريباً در 60 درصد موارد، اولين مصرف مواد بدنبال تعارف دوستان رخ ميدهد. ارتباط و دوستي با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعدكنندگان مواد براي گرفتن تاييد رفتار خود از دوستان، سعي ميكنند آنان را وادار به همراهي با خود نمايند. گروه "همسالان" به خصوص در شروع مصرف سيگار و حشيش بسيار مؤثر هستند. بعضي از دوستيها، صرفاً حول محور مصرف مواد شكل ميگيرد نوجوانان به تعلق به يك گروه نيازمندند و اغلب پيوستن به گروههايي كه مواد مصرف ميكنند، بسيار آسان است. هرچه پيوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد، احتمال پيوند او با اين قبيل گروهها بيشتر ميشود.
عوامل مربوط به مدرسه: از آنجا كه مدرسه بعد از خانواده، مهمترين نهاد آموزشي و تربيتي است، ميتواند از راههاي زير زمينهساز مصرف مواد در نوجوانان باشد:
بيتوجهي به مصرف مواد و فقدان محدوديت يا مقررات جدي منع مصرف در مدرسه، استرسهاي شديد تحصيلي و محيطي، فقدان حمايت معلمان و مسئولان بهنگام نياز عاطفي و رواني زمان بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان.
عوامل مربوط به محل سكونت: عوامل متعددي در محيط مسكوني ميتواند موجب گرايش افراد به مصرف مواد مي شود:
فقدان ارزشهاي مذهبي و اخلاقي، شيوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل كاذب، آشفتگي و ضعف همبستگي بين افراد محل و حاشيهنشيني از جمله اين عواملند.
مشخصات فردي و عوامل محيطي بخشي از علل اعتياد هستند و بخش ديگر را بازارهاي بينالمللي مواد و عوامل اجتماعي ـ اقتصادي حاكم بر جامعه تشكيل ميدهند. اين عوامل عبارتند از:
قوانين: فقدان قوانين جدي منع توليد، خريد و فروش، حمل و مصرف مواد، موجب وفور وارزاني آن ميشود.
بازار مواد: ميزان مصرف مواد، با قيمت آن نسبت معكوس دارد. هرچه قيمت مواد كاهش يابد، تعداد افرادي كه بتوانند آن را تهيه كنند افزايش مييابد. همچنين سهلالوصول بودن مواد به تعداد مصرفكنندگان آن ميافزايد.
مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي: در جوامعي كه مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقي نميشود، بلكه جزئي از آداب و سنن جامعه و يا نشان تمدن و تشخص و وسيلة احترام و پذيرايي است، مقاومتي براي مصرف مواد وجود ندارد و سوءمصرف و اعتياد شيوع بيشتري دارد.
كمبود امكانات فرهنگي، ورزشي، تفريحي: كمبود امكانات لازم براي ارضاي نيازهاي طبيعي رواني و اجتماعي نوجوانان و جوانان از قبيل كنجكاوي، تنوع طلبي، هيجانخواهي، ماجراجويي، مورد تأييد و پذيرش قرار گرفتن و كسب موفقيت بين همسالان، موجب گرايش آنان به كسب لذت و تفنن از طريق مصرف مواد وعضويت در گروههاي غير سالم ميشوند.
عدم دسترسي به سيستمهاي خدماتي، حمايتي، مشاورهاي و درماني: در زندگي افراد، موقعيتها و مشكلاتي پيش ميآيد كه آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار ميدهد. فقدان امكانات لازم يا عدم دسترسي به خدماتي كه در چنين مواقعي بتواند فرد را از نظر رواني، مالي، شغلي، بهداشتي و اجتماعي حمايت نمايد، فرد را تنها و بيپناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعي رها ميكند.
توسعة صنعتي جامعه، مهاجرت، كمبود فرصتهاي شغلي و محروميت اقتصادي ـ اجتماعي: توسعة صنعتي، جوامع را به سمت شهري شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق ميدهد. مهاجرت باعث ميشود تا فرد، براي اولين بار، با موانع جديدي برخورد نمايد. جدايي از خانواده، ارزشهاي سنتي و ساختار حمايتي قبلي به تنهايي، انزوا و نااميدي فرد ميانجامد. كم سوادي، فقدان مهارتهاي شغلي، عدم دسترسي به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدوديت در تأمين نيازهاي حياتي و اساسي زندگي و تلاش براي بقاء، فرد را به مشاغل كاذب يا خريد و فروش مواد ميكشاند و يا براي انطباق با زندگي سخت روزمره و شيوة جديد زندگي به استفاده از شيوههاي مصنوعي مانند مصرف مواد سوق ميدهد.
عوامل شخصيتي: داشتن اعتماد به نفس بالا و مهارتهاي اجتماعي، علاوه بر كاهش استرسهاي محيطي ناشي از ارتباط با ديگران، باعث توانايي مقاومت در مقابل خواستههاي خلاف ديگران و اصرار دوستان براي مصرف ميشود. همچنين مهارتهاي انطباقي موجب ميشود كه فرد هنگام برخورد با استرس، براي حل مشكلات و تطابق با آن از شيوههاي مناسبي استفاده نمايد.
باورها وارزشها: اعتقادات و باورهاي راسخ ديني و مذهبي، فرد را در مقابل مصرف مواد محافظت ميكند. نگرش منفي به مواد، شامل باور به اعتياد آور بودن و اثرات تخريبي مواد، احتمال مصرف آن را كاهش ميدهد.
موفقيتها: موفقيتهاي تحصيلي، شغلي و اجتماعي با افزايش اعتماد به نفس، ايجاد ثبات و هدفمندي در مسير زندگي و كسب حمايتهاي لازم، فرد را از خطر مواد مخدر حافظت مينمايد.
داشتن خانوادهاي سالم و همبسته: پيوند و تعامل مثبت بين فرد و والدين از سنين كودكي موجب ارضاي نيازهاي عاطفي ـ رواني كودك ميشود. اين افرد، با تجربة روابط منطقي و قابل پيشبيني، كمتر دچار انحرافات شخصيتي ميشوند و مهارتهاي گوناگوني را كه لازمة برقراري روابط سالم بين فردي و اجتماعي است ميآموزند و با داشتن حس تعلق و وابستگي، كمتر احساس تنهايي و انزوا نموده و به دامن اعتياد كشيده نميشوند.
هشياري و حمايت خانواده، مدرسه و اطرافيان: هشياري و آگاهي والدين از خطر مصرف مواد مخدر و احتمال اعتياد فرزندان، كنترل و مراقبت كافي و تأمين حمايت و راهنمايي لازم از طرف خانواده، مدرسه، اطرافيان و دوستان سالم و صميمي، به هنگام نياز، احتمال مصرف مواد و يا سوء مصرف و اعتياد را كاهش ميدهد.
ضد ارزش بودن مصرف مواد: در محيطها و جوامعي كه به وضوح هرگونه مصرف مواد نهي ميشود و اعتبار موقعيت فردي، خانوادگي، شغلي و اجتماعي افراد مصرف كننده تنزل مييابد، نگرش منفي افراد به مواد كاهش شيوع اعتياد ميانجامد.
دسترسي به خدمات: دسترسي به خدمات حمايتي (هنگام بروز مشكلاتي مانند بيسرپرستي و از دست دادن شغل)،خدمات مشاورهاي (هنگام بروز مشكلات عاطفي يا اتخاذ تصميم مهم) و خدمات درماني (براي بيماراني كه تمايل به ترك اعتياد دارند)، موجب ميشود تا عوامل مخاطرهآميزي كه فرد ممكن است در طي زندگي با آنها روبرو شود، تشديد نشده و يا ازمان نيابند.
عدم دسترسي به مواد: هر قدر مواد در محيط زندگي فرد نايابتر و يا گرانتر باشد، احتمال مواجهه و مصرف كاهش مييابد.
راهنمای مقدماتی شناخت و پیشگیری از اعتیاد | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 8:29 AM
راهنمای مقدماتی شناخت و پیشگیری از اعتیاد در محیط های دانشگاهی
ویژه مطالعه : مسئولین ، اساتید ، کارشناسان و کارکنان آموزشی و دانشجویی
گردآوری و تألیف : دکتر عباس بخشی پور رودسری ، حمید پیروی ، مصطفی نوکنی ، زهره استوار
مقدمه
پديده اعتياد سوء مصرف مواد بعنوان يكي از مهمترين آسيبهاي اجتماعي خاصه در ميان نسل جوان توجه بسياري از متخصصان و مسئولين، سياسي فرهنگي، تربيتي و آموزشي بسياري از كشورها را به خود معطوف ساخته است.
در كشور ايران به دليل وجود بافت جوان جمعيتي اين موضوع پيچيدگي خاص خود را يافته است. لذا شناسايي و تبيين درست آن براي يافتن راهحلهاي مناسب ضروري به نظر ميرسد.
بر طبق آمار رسمي 1.500.000 فرد (بيمار) وابسته به مواد وجود دارد كه حدود 5% افراد بالغ جامعه را تشكيل ميدهند (مكري، 1380 به نقل از رحيمي و همكاران 1378).
بررسيها و آمارهاي موجود در زمينه سوء مصرف مواد در ميان جمعيت جوان دانشگاهي اطلاعات متفاوتي را بدست ميدهد، بعنوان مثال گزارش سالانه زمينهيابي دانشجويان آمريكايي كه تحت عنوان نگاهي به آينده چاپ شد (دي جونگ و همكاران 1998) آشكار ساخته است كه مصرف مواد غير قانوني در ميان دانشجويان در دهه 90 مدام رو به افزايش بوده است. در همين زمينهيابي مشخص شده كه اكثر دانشجويان، مصرف مواد مخدر را خطر جدي تلقي نميكنند.
گزارشهاي غير رسمي و شواهد باليني در دانشگاههاي ايران نيز درجاتي از مشكل را در ميان دانشجويان نشان ميدهند.بر اساس نتايج آخرين بررسيهاي انجام شده در زمينه شيوع اعتياد در ميان دانشجويان (مكري و همكاران 1382)، نسبت آمار دانشجويان معتاد به مصرف مواد با توجه به جمعيت معتاد كشور فراواني بالايي ندارد.
اما از آنجايي اين گروه نقشهاي متعدد و تعيينكنندهاي در جامعه بعهده دارند، آسيب آنان حتي در ميزان پايين لطمههاي جبران ناپذيري فردي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و غيره را بدنبال خواهد داشت؛ لذا اتخاذ برنامههاي پيشگيرانه در مورد آنان از الويت بسيار برخوردار است.
از آنجايي كه آموزش يكي از عمدهترين استراتژيهاي پيشگيرانه در زمينه سوء مصرف و وابستگي به مواد محسوب ميشود؛ طرح آموزش معاونين، مسئولين و كارشناسان امور دانشجويي دانشگاه به عنوان اولين گروههايي كه در تماس مستقيم با دانشجويان ميباشند حساسيت و اهميت بيشتري دارد. اميد است از اين طريق بتوان ضمن ارتقاء اطلاعات اين گروه نسبت به موضوع اعتياد و سوء مصرف مواد در ميان دانشجويان، حساس سازي ذهني مناسبي در راستاي اتخاذ برنامه ها و استراتژيهاي حمايتي در دانشگاه به وقوع بپيوندد و سطح مشاركت مسئولين و اوليائ امور دانشجويان را در اين زمينه افزايش دهد.
راههاي غلبه بر استرس | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 8:1 AM
استرس بخشي طبيعي از زندگي است.براي انجام وظايف، مقداري استرس لازم است اما هر امري واقعي و يا خيالي كه براي شما به عنوان يك دانشجو روي خواهد داد، خواستههايي را در پيش روي شما قرار ميدهد و شما بايد بدانيد كه چگونه اين خواستهها را كنترل كنيد.
بررسي مسائل مهم به طور منظم: تكاليف علمي جديد شما، نه فقط بر شما بلكه بر خانواده يا دوستانتان نيز تأثير ميگذارد و گاه ممكن است تضادهايي به وجود آيد . يكي از راههاي مواجهه با اين تضادها اين است كه برنامه هر ترم، را با اطرافيان خود در ميان بگذاريد و ضرورتها و پيامدهاي مثبت مطالعه را بررسي كنيد. برنامه را به اتفاق طرح ريزي كنيد.
ورزش و تمرينهاي منظم: اوقات فراغت خود را طوري برنامهريزي كنيد كه حداكثر سلامت و رضايت را به همراه داشته باشد. بدن نياز به ورزش روزانه دارد. اين بويژه درباره دانشجويان بيتحرك صادق است.
تنظيم وقت، بصورت هفتگي: فعاليتهاي هر روز خود را برنامهريزي كنيد. بايد در زمان معين مطالعه كنيد.
مطمئن باشيد كه محل مطالعه شما راحت است. محل مطالعه بايد با شخصيت شما متناسب باشد.
وسايل مورد علاقه شما بايد در محل مطالعه وجود داشته باشد تا اين محل را برايتان جالب و لذت بخش سازد.مثلاً يك پوستر، يك وسيله تزئيني يا قطعهاي از اثاث منزل.يكي ديگر از ابزارهاي برنامهريزي كه افراد موفق از آن بهره ميبرند فهرست كارهاي مهم هر هفته است. به روش زير اين ابزار را به كار بگيريد
ـ فهرستي از تكاليف آموزشي هر هفته تهيه كنيد.
ـ به ترتيب اهميت آنها را بنويسيد.
ـ اين فهرست را در محل مطالعه خود در معرض ديد قرار دهيد.
ـ در مقابل هر تكليفي كه انجام ميدهيد علامت بگذاريد.
ـ هر تكليفي را كه در طول اين هفته انجام نميشود در فهرست هفته بعد قرار دهيد.
صحبت مثبت با خود: با خود صحبت كنيد (وقتي كه تنهائيد!) زماني كه اين روش به طور صحيح انجام شود، مثبت و دلگرم كننده است. هر روز جملاتي از اين قبيل را امتحان كنيد: "امروز اين كار را به خوبي انجام دادم"، "هيچ وقت به خوبي امروز نبودم"، "جلسه مطالعه خوبي بود". عبارتهايي از اين قبيل، گام بزرگي در افزايش عزت نفس شماست و نگرش واقعبينانهتري از خودتان به شما خواهد داد.وقتي احساس ارزشمندي بكنيد، توانايي شما در مقابله با استرس به طور قابل ملاحظهاي افزايش مييابد. سپس براي مطالعه مستعدتر و آمادهتر خواهيد شد و با همه ظرفيت ياد خواهيد گرفت.
پاداش به خود: پس از يك جلسه مطالعه رضايتبخش، انجام درست يك تكليف يا كسب نمره بالا در امتحان به خود پاداش دهيد.
سرگرميها، موزيك، مطالعه مطالب سرگرم كننده و سينما رفتن اموري است كه براي دانشجويان خوب و رضايت بخش است. اين امور تجارب مثبتي است كه احساس كفايت و عشق به زندگي را در شما تقويت ميكند و نيز كل سيستم عصبي شما را آرام ميسازد.
تغذيه صحيح: اگر ميخواهيد عملكرد مؤثري داشته باشيد بايد عادت غذايي معقولي داشته باشيد.
تغذيه، غذاي منظم مركب از سبزيجات، ميوهها و حبوبات با مقدار كمي گوشت، لبنيات، ميوههاي مغزدار، تخممرغ، كمي كره مارگارين و روغن (خيلي كم)، شكر و نمك سلامت بدن را تضمين ميكند.
صبحانه را حذف نكنيد. به مقدار كافي آب بنوشيد، دست كم هشت ليوان در روزهاي گرم. قهوه. چاي ونوشابه را تا حد امكان كمتر مصرف كنيد.
شبكه حمايتي:از شبكههاي حمايت شخصي خود بهره بگيريد.
خواب و تمرينهاي آرامشبخش: بيخوابي به استرس مفرط و احتمالاً افسردگي ميانجامد. با يك خواب خوب شبانه با آنها مبارزه كنيد.
گاهي پيش ميآيد كه شبها تا ديروقت بايد مطالعه كنيد، اما هميشه اين بيخوابي را با خواب صبح يا زودتر خوابيدن جبران كنيد.
به طور مكرر ثابت شده است كه استفاده منظم از تمرينهاي آرامشبخشي و نيز تنفس عميق، منظم و كنترل شده به خويشتن داري وكاهش اضطراب كمك ميكند و باعث تجديد قوادر بيشتر افراد ميشود.اين تمرينات را امتحان كنيد:
ـ براي ده دقيقه در يك صندلي راحت قرار بگيريد.
ـ به تنفس خود توجه كنيد، به خود اجازه آرامش بدهيد.
ـ يك نفس عميق بكشيد، 3 تا 4 ثانيه آن را نگه داريد و بعد به آرامي بيرون بدهيد. اين كار را چند بار تكرار كنيد.
ـ ماهيچههاي مختلف بدنتان را به نوبت منقبض و بعد شل كنيد.
ـ با انگشتان شروع كنيد. از انگشت بزرگ شروع كنيد، آن را بكشيد بعد رها كنيد.
ـ به آرامي اين كار را در سراسر بدن خود گسترش دهيد.
ـ وقتي به ماهيچههاي سر رسيديد كار را پايان دهيد. حالا تصور كنيد كه تمام بدنتان آرام شده است. براي مدتي خود را تقريباً شل و رها كنيد.
ـ سراسر بدنتان با طراوت و آرام شده است. ماهيچهها و سيستم عصبي خود را آرام ساختيد.
فنون سادهتر:
هر چند وقت يكبار، چند نفس عميق بكشيد و بدنتان را شل كنيد، خميازه بكشيد و اندامهاي بدن را بكشيد.
به آهستگي پيادهروي كنيد.
اگر مزاحم همسايهها و اطرافيان نميشويد، فرياد بكشيد.
1ـ به كلاس برويد! حضور منظم نه تنها براي ايجاد يك رابطه خوب با استاد مهم است، بلكه از آن نظر نيز مهم است كه موجب ميشود شما چيزي از مطالب كلاس را از دست ندهيد. ممكن است اساتيد بگويند كه توجهي به حضور در كلاس ندارند. شما آن را باور نكنيد، آنها متوجه ميشوند كه چه كسي هست و چه كسي نيست.
2ـ اگر مسئلهاي ضروري پيش آمد كه موجب غيبت شما از كلاس گرديد؛ حتماً جزوات را از دوستاني كه به آنها اطمينان داريد، بگيريد. در جلسه بعدي به استاد بگوئيد كه شما جزوهاي را تهيه كردهايد ليكن براي اطمينان بيشتر از اينكه تاريخ امتحان و غيره را از دست ندادهايد؛ ميخواهيد موضوعات مطرح شده را دوباره چك كنيد. براي غيبت خود دليل تراشي نكنيد، احتمالاً استاد دليل شما را قبلاً نيز شنيده است!
3ـ تأخير نكنيد. چند دقيقه اول كلاس اغلب به اعلام امتحانات مهم آينده يا تعيين تاريخ امتحان و غيره صرف ميگردد.
4ـ ضرب المثل دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن است معمولاً يك قانونخوب تجربي است اما نه هميشه. به واكنش استاد نسبت به تأخير دانشجويان توجه كنيد، سپس عمل خود را به درستي مطابقت دهيد. اگر او از تأخير دانشجويان چشمپوشي ميكند، به معناي درست بودن اين عمل دانشجويان نيست. هر چند كه تأخير نسبت به از دست دادن كل كلاس بهتر است، ليكن چنانچه عكسالعمل استاد نسبت به تأخير، نسبتاً تند است شايد از دست دادن كلاس بهتر از ورود با تأخير باشد.
5ـ معمولاً اساتيد ساعات اداري حضور خود را در اولين جلسه هر ترم اعلام ميكنند. براي شما و اساتيد خوب است كه همديگر را بشناسيد. با هر يك از اساتيد خود قرار ملاقاتي ترتيب دهيد. البته نه بعد از پنجمين جلسه كلاس. قرار ملاقات ميتواند قبل يا بعد از كلاس و يا حتي بصورت تلفني باشد. اگر بنا به دلايلي شما بايد ملاقات را لغو نمائيد، حتماً با استاد تماس بگيريد. تدريس تنها مسئوليت استاد شما نيست؛ انتظار نداشته باشيد كه او هميشه در زمانهايي كه براي شما مناسب است؛ حضور داشته باشد.
6ـ حتي بدون در نظر گرفتن علاقه شما، ملاقات با استاد ميتواند به درك بهتر شما از آنچه كه قرار است در كلاس رخ دهد، كمك كند.
قبل از ملاقات خود مطمئن شويد كه كارهاي ذيل را انجام دادهايد:
ـ متن خود را مرور كنيد تا خود را با موضوعات مهم رشته خود آشنا سازيد.
ـ يادداشتهاي خود را مرور كنيد و موضوعات و يا نظرياتي را كه متوجه نميشويد يادداشت نمائيد.
ـ حداقل 3 تا 4 سؤال خوب درباره رشته خود بنويسيد، مانند موضوعات مهم براي مقاله يا پروژه يا سؤالاتي درباره مؤثرترين روش مطالعه دروس و غيره.
ـ اتاق استاد را شناسايي كنيد، در اين صورت شما در ملاقات خود بخاطر جستجوي اتاق استاد در آخرين دقايق خود بخاطر جستجوي اتاق استاد در آخرين دقايق، دچار تأخير نخواهيد شد.
ـ اطمينان حاصل كنيد كه لقب استاد (دكتر، پروفسور، خانم، آقا و . است) و نحوه تلفظ نام او را ميدانيد.
7ـ شناخت اساتيد مزاياي ديگري نيز ميتواند داشته باشد. اكثريت آنان افرادي دوستداشتني و صاحب دانش درباره بسياري از موضوعات وراي رشته خود هستند. ممكن است شما كشف كنيد كه با استاد خود علايق مشتركي داريد كه اين خود ميتواند پايه خوبي براي ارتباطات طولاني بعد از فارغالتحصيلي شما باشد.
ـ همچنين ممكن است شما دريابيد كه به يك حوزه ويژه بيشتر از آنچه كه قبلاًدر موردش فكر ميكرديد، علاقهمند هستيد. ايجاد يك ارتباط خوب استاد ـ شاگردي با اساتيد دانشكده مسئلهاي غير عادي نيست. نهايتاً اينكه اساتيد ممكن است اطلاعاتي درباره فرصتهاي ويژهاي داشته باشند كه براي شما مفيد است مثل كارورزيهاي تابستاني، جوايز مسابقاتي، برنامههاي كارشناسي ارشد و غيره كه معمولاً بر روي تابلو اعلانات شلوغ دانشكده نصب شده است و گاهي اوقات تشخيص دادن آنها مشكل است. استادي كه شما را ميشناسد ممكن است به عنوان كليدي در آگاه سازي شما از اين فرصتها عمل نمايد.
8ـ به موقع سر جلسه امتحان حاضر شويد. تنها زلزله، آتشسوزي، سيل و بيماريهاي و وحشتناك دليلي معتبر براي دير حاضر شدن در سر جلسه امتحان ميتواند باشد. زيرا شما نيز مانند ديگران 24 ساعت در شبانهروز داريد. ولي با اين حال شما از استاد ميخواهيد كه دليل شما را موجه بداند.
ارتباط مشخصي بين دانشجوياني كه در امتحان بصورت ضعيفي عمل ميكنند، نمره كمتري در امتحان نهايي ميگيرند يا اينكه از آن درس ميافتند و كساني كه سرجلسه امتحان دير حاضر ميشوند وجود دارد.
9ـ مؤدب بودن شما در كلاس به معناي موافقت شما با هر چيزي كه در كلاس گفته ميشود، نيست.
هنگامي كه سوالي مي پرسيد يا تقاضايي داريد، خصمانه برخورد نكنيد و يا در گوشه كلاس به استاد پشت نكنيد. هنگامي كه با مطلبي موافق نيستيد و يا اينكه آن را نفهميدهايد، با مقدمهاي مثبت صحبت خود را شروع كنيد از قبيل:
من نميفهمم چطوري اين مسئله فلان جور مي شود؟ يا شما فکر نمي کنيد که ... پرهيز کنيد.
10- نمره از ديگر مسائلي است كه گاهي اوقات استاد و دانشجو درباره آن با يكديگر توافق ندارند. هرگز وقتي كه عصباني هستيد درباره نمره بحث نكنيد. ممكن است امتحان به نظر شما غيرمنصفانه بوده باشد، ليكن با اين عنوان با استاد صحبت نكنيد. هنگامي كه نكات خود را مطرح ميكنيد؛ موارد را بصورت ويژه و مؤدبانه مطرح كنيد.
به خاطر داشته باشيد كه بدون توجه به مهارت شما در استدلال، احتمال دارد كه نمره شما در يك آزمون ويژه تغيير نكند. ليكن اگر شما مطالب خود را بخوبي مطرح ميكنيد؛ موارد را بصورت ويژه و مؤدبانه مطرح كنيد.
به خاطر داشته باشيد كه بدون توجه به مهارت شما در استدلال، احتمال دارد كه نمره شما در يك آزمون ويژه تغيير نكند. ليكن اگر شما مطالب خود را به خوبي مطرح سازيد، آزمون بعدي ممكن است ساختار بسيار بهتري داشته باشد و به نظر شما يك ارزيابي مناسب از دانش شما باشد.
11ـ بهبود يافتن تدريس اغلب به پسخوراندي كه اساتيد از دانشجويان دريافت ميدارند، بستگي دارد. از برخورد منفي در پيشنهادات خود پرهيز كنيد. پسخوراند سازمان يافته، مثبت و ويژه واقعاً ميتواند موقعيت يادگيري را بهبود بخشد.
استعمال سيگار سبب مرگ زودرس ميشود. 75% از مشكلات و ناساييهاي قلبي ناشي از مصرف سيگار است. سيگار در برگيرنده حداقل 43 نوع ماده شيميايي مسبب انواع سرطان است . . 87% از مرگهاي ناشي از سرطان ريه و همچنين 95% از مرگهايي كه در اثر بيماريهاي ريوي و نفس تنگي رخ ميدهد به سبب مصرف سيگار است. استعمال سيگار سبب تنفس بد، تغيير رنگ دندانها، بوي بد دهان، چروك پوست، كاهش توانايي در حركات ورزشي، سرفه، گلو درد،ضربان قلب بالا، فشار خون بالا و . ميشود.احتمال ابتلا به سرطان دهان و حنجره در افراد سيگاري 20% تا 30% بيشتر از افراد غير سيگاري است و احتمال ابتلاء به زخم معده و حمله قلبي و مرگ از طريق آن در افراد سيگاري دو برابر غير سيگاريهاست.در افرادي كه فشار خون يا كلسترول بالا دارند، مصرف سيگار احتمال مرگ را نسبت به افراد غير سيگاري به دو برابر افزايش ميدهد. افراد سيگاري به طور متوسط 5 تا 8 سال زودتر از افراد غير سيگاري (در شرايط يكسان) جان خود را از دست ميدهند. بد نيست خاطر نشان سازيم، مصرف سيگار از لحاظ اقتصادي نيز براي فرد سيگاري مقرون به صرفه نميباشد.
به عنوان يك دانشجو، شما اهداف متعددي داريد. اهدافي درباره تحصيل، شغل، سبك زندگي و سعادت، اهداف شما دراز مدت، ميان مدت يا كوتاه مدت است.اهداف دراز مدت: اهدافي كه ميخواهيد پس از اتمام موفقيت آميز تحصيلتان به آن برسيد. اين اهداف با اشتغال و زندگي پس از تحصيل (يعني حداقل 5 سال ديگر) مرتبطاند.
براي مثال:
ـ مدير بازرگاني در سن 30 سالگي
ـ مهندس طراحي در 6 سال
ـ معلم مدرسه در شمال كشور
ـ ثبت نام براي دكتري
اهداف دراز مدت شما چيست؟آنهارا در جدولي كه از قبل آماده كردهايد بنويسيد. اهداف ميان مدت:
اهدافي كه سال بعد يا در سالهاي باقيمانده تحصيلي خود ميخواهيد به آنها برسيد. اين اهداف
: سكوي دستيابي به اهداف دراز مدت است. براي مثال
- اخذ ليسانس مديريت بازرگاني با معدل حداقل 5/15
ـ به اتمام رساندن حداقل 40 واحد در يك سال تحصيلي و گذراندن يك پروژه عملي. اهداف ميان مدت شما چيست؟آنها را در جدولي كه تهيه كردهايد بنويسيد.
اهداف كوتاه مدت: اهدافي كه ميخواهيد فردا، هفته بعد يا در پايان نيم سال تحصيلي به آن دست يابيد. اين اهداف سكوي پيشرفت به اهداف ميان مدت است. با توجه به مشخصات رشته تحصليي خود براي نيم سال تحصيلي و هر هفته آن برنامهريزي كنيد. فهرستي از اهداف دراز مدت، ميان كوتاه مدت خود تهيه كنيد و آنها را در معرض ديد قرار دهيد تا انگيزه مطالعه را در شما تقويت كند.
دقيق بودن: آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد تا حد امكان جز به جز شرح دهيد.
- قابليت سنجش:هدف خود را با اصطلاحاتي توصيف كنيد كه به روشني قابل ارزيابي باشد.
- تحرك طلبي : براي رسيدن به هدف خود انرژي و نظم به كار ببريد.
- واقعگرا بودن: هدفي را برگزينيد كه ميدانيد واقعاً توانايي دسترسي به آن را داريد.
- وجود زمان معين براي دست يافتن: تقسيم كردن اهداف دراز مدت به بخشهاي كوچكتر و
مشخص كردن زمان دقيق رسيدن به آنها.
يكي از مهمترين رفتارهاي بين فردي، رفتار قاطعانه و يا جراتمندي است. آيا شما نيز جزءكساني هستيد كه گاهي اوقات عليرغم ميل باطني خود، ناچار به پذيرش تقاضاي ديگران شدهايد؟ آيا نميتوانيد
نارضايتي خود را از يك دوست بيان كنيد؟ آيا قبول تمجيد و تحسين را دشوار مييابيد؟ اگر پاسخ شما مثبت است، احتمالاً در زمينه رفتار قاطعانه و يا جراتمندي مشكل داريد. جراتمندي، ابراز مستقيم، صادقانه و مناسب احساسات و عقايد شما است. با رفتار قاطعانه شما مانع از سوء استفاده ديگران شده و از تحميل شدن خواستههاي ديگران برخود جلوگيري ميكنيد.اگر در گذشته رفتار قاطعانه را ناراحت كننده يافتهايد؛ شايد آن را با پرخاشگري اشتباه كردهايد. پرخاشگري يك شيوه دفاع از خود است كه در آن به حقوق شخص دگير تجاوز ميشود.
پرخاشگري به صميميت آسيب ميزند و شأن شما را در ديد ديگران پايين ميآورد، ليكن جراتمندي دفاع از خود است به گونهاي كه به حقوق شخص ديگر تجاوز نشود.
گفتار جراتمندانه:اجازه ندهيد ديگران از شما بهرهجويي كنند. بر رفتار مناسب و منصفانه داشتن اصرار بورزيد. درباره آنچه ميخواهيد و آنچه فكر ميكنيد تا حد امكان صريح باشيد. مثال "نوبت من است". و يا "لطفاً صداي ضبط را كم كنيد."
وقتي با شخصي مخالف هستيد، به دليل تمايلي كه به حفظ رابطه صلح آميز داريد،از طريق لبخند زدن، تكان دادن سر يا بذل توجه تظاهر به موافقت نكنيد.
به جاي آن، موضوع بحث را تغيير دهيد، يا به شيوه ديگري عمل كنيد. وقتي به موضوع اعتماد داريد، به صورت فعال مخالفت كنيد. مثلاً وقتي دوستي كه هميشه كارهايش را به شما تحميل ميكند، از شما مي�واهد كه كتابش را به كتابخانه پس دهيد، در اين صورت رفتار قاطعانه اين است كه بگوئيد: "ببخشيد، من اصلاً وقت ندارم و نميتوانم اين كاررا برايت انجام دهم."
وقتي شخصي داراي اقتدار و موضع بالاتر از شما ميخواهد كاري انجام دهيد كه به نظر منطقي يا لذت بخش نميآيد؛ بپرسيد چرا بايد آن كار را انجام دهيد. شما يك فرد بزرگسال هستيد و نبايد اقتدار را بدون پرسش بپذيريد. برتوضيحي كه متقاعد كننده باشد، اصرار بورزيد.
قدرداني از ديگران. تشكر، ستايش ديگران و توانايي ابراز احساسات مثبت بصورت صحيح، يكي از مهمترين مهارتهاي بين فردي است كه ميتواند به جراتمندي ما نيز كمك نمايد.
وقتي عملي انجام دادهايد كه آن را ارزشمندي تلقي ميكنيد؛ براي ديگران اين فرصت را فراهم كنيد تا از آن مطلع شوند. همچنين اجازه دهيد مردم بدانند درباره امور چه احساسي داريد. در مكالمه متكلم وحده نباشيد، اما وقتي موقعيت را مناسب يافتيد در سخن گفتن درنگ نكنيد.
نكته مهم آن است كه براي انجام رفتار قاطعانه بايد به شرايط زمان و موقعيت كاملاً توجه داشته باشيد. مثلاً اگر دوستي كه اكثر اوقات در كلاس درس حاضر نميشود و به دنبال گردش و تفريح ميرود از شما جزوه بخواهد؛ ميتوانيد به راحتي بگوئيد ـ ببخشيد، نميتوانم ـ و اين جواب مناسب است.
ليكن دادن همين پاسخ نسبت به دوستي كه به علت بيماري و يا مشكلات ديگر نتوانسته است در كلاس درس حاضر شود، منصفانه و اخلاقي نيست.
در نهايت بايد گفت كه ارتباط اجتماعي يك رابطه دو طرفه است و هر فردي هم كمك دهنده است و هم كمك گيرنده. نه درخواست كمك نشانه ضعف است و نه انجام خواستههاي ديگران. آنچه كه مهم است شرايط زماني و نيز موقعيتي است كه ارتباط برقرار ميگردد.
بنابراين در مواقعي كه احتياج به كمك وجود دارد، بايد درخواست كمك نمود و زماني كه فردي ديگر به كمك نياز دارد نيز بايد به كمك وي شتافت. با افزايش حمايت اجتماعي ميتوان به سطوح بالاتري از سلامت و بهداشت رواني و جسماني دست يافت و اثرات استرسهاي مختلف و پيامدهاي منفي آن را كاهش داد.
نقش كاركنان دانشگاه در ياري رساندن به مشكلات دانشجويي | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 7:19 AM
نرم افزارهای کاربردی اینترنت | چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 6:55 AM
|
نرم افزارهای کاربردی اینترنت |
Iternet Utility Softwares | |||||||
|
|
| ||||||
|
| |||||||
|
| |||||||
|
| |||||||
|
| |||||||
|
|
دانلود کتاب عشق برای عشق | دوشنبه سیزدهم آبان 1387 | 8:12 PM
Password : www.irebooks.com-www.ircdvd.com
|
ردیف |
نام کتاب |
نویسنده |
زبان | فرمت |
حجم |
دریافت |
|
1 |
دانلود رايگان كتاب عشق براي عشق |
مهدي امين جعفري |
FA |
|
243KB |
Download |
برای دانلود این کتاب به ادامه متن بروید
دانلود کتابهای روانشناسی | دوشنبه سیزدهم آبان 1387 | 8:6 PM
|
سری اول |
.
Password : www.irebooks.com-www.ircdvd.com
| ردیف |
نام کتاب |
نویسنده | زبان | فرمت | حجم | دریافت |
| 1 |
دانلود كتاب چگونه هر چه ندارید بدست آورید جلد1 |
جون گری | FA |
|
673KB | Download |
| 2 |
دانلود كتاب چگونه هر چه ندارید بدست آورید جلد2 |
جون گری | FA | 203KB | Download | |
| 3 |
دانلود كتاب چگونه هر چه ندارید بدست آورید جلد3 |
جون گری | FA | 614KB | Download | |
| 4 |
دانلود كتاب مطالعه موفق با تمركز |
م-حورایی | FA |
|
423KB | Download |
| 5 |
دانلود كتاب الماسهاي آگاهي |
اوشو | FA |
|
475KB | Download |
برای دانلود این کتابها به ادامه متن بروید
.
پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی | دوشنبه سیزدهم آبان 1387 | 7:48 PM
در مورد عقب ماندگی ذهنی نیز ، پیشگیری بهتر از درمان می باشد . برای اجرای پیشگیری در مورد عقب ماندگی های ذهنی نیز باید موارد زیر رعایت شود :
بررسی های اپیدمیولوژیک عقب ماندگی ذهنی
بررسی های اتیولوژیک عقب ماندگی ذهنی
آموزش بهداشت عمومی جهت پیشگری از عقب ماندگی ذهنی
آزمایش آمینوستتسیس،جلوگیری ازازدواجهای فامیلی،جلوگیری از بیماریهای زمان بارداری و حوادث زایمانی و بعد از زایمان ، آموزش بهداشت همگانی ، بالا بردن سطح اجتماعی و اقتصادی خانواده ها ، ایجاد انگیزه های محیطی و رابطه عاطفی مناسب با کودک و 000
وقتی اختلال یا حالت مربوط به عقب ماندگی ذهنی مشخص شد لازم است برای هر چه کوتاهتر ساختن دوره بیماری اقدامات لازم را انجام داد . این اقدامات ،پیشگیری ثانوی تلقی می شود .
در پیشگیری ثانوی سعی می شود با روش بیماریابی و تشخیص زود رس و اجرای درمان صحیح و پیگیری مداوم درمانی از بروز بیماری یا شدت آن کاست .
آزمایش ادرار برای تشخیص زود رس پ.کی.یو و گالاکتوسمی نمونه ای از این پیشگیری می باشد.
این پیشگیری وقتی اجرا می شود که میزان عقب ماندگی و نیز تواناییهای آنان شناسایی گردد و بر حسب این که کودک عقب مانده در کدام طبقه و جایگاه قرار می گیرد نسبت به درمان و آموزش و پرورش و توانبخشی او اقدام می شود .
تکنیکهای روان درمانی
بسیاری از کودکان عقب مانده در استفاده از زبان دچار نقص هستند . به همین دلیل ، تکنیکهایی ابداع شده است که ضرورت ارتباط کلامی را به حداقل می رساند . یکی ازتکنیکهای غیرکلامی،یازی درمانی است .
به سبب این که بازی بخش طبیعی ، یکی از فعالیت های آشنا و ذاتا“جالب است لذا در رابطه با کودکان آشفته ای که توانایی هوشی آنان ازعقب ماندگی معتدل تا پیش افتادگی فرق می کند به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد .
در روان درمانی با کودکان و بزرگسالان عقب مانده ، شماری از متخصصان از رسانه های هنری به عنوان کمک بهره برده اند. در بین این رسانه ها معمولا“ از شکلهای هنری بصری متنوع ، نقاشی با قلم مو،موسیقی و رقص استفاده می شود .
تکنیکهای کلامی روان درمانی
پالایش
همانطور که نمایش هنری و بازی می تواند به آرامش هیجانی منجر شود همانطور هم کودکان در بروز کلامی احساسات خود ، در توضیح تخیلات و خاطراتی که موجب دردسر آنها شده است و درمیان هرآنچه به آنها تحمیل شده است احساس آرامش کنند .
کاربرد بازی نقش در بیماران عقب مانده بسیار جالب است شرکت در بازی نقش موجب بهبود نوجوانان در پیش بینی ارزیابی از خود توسط دیگران و آنطور که به نظردیگران می رسند می گردد.
تا سالهای اخیر مشهورترین نوع روان درمانی،درمان گروهی بوده است . در روان درمانی گروهی ، معمولا“ یک درمانگر در فواصل منظم با 6 تا10 کودک به طورهمزمان ملاقا