تبليغاتX

پایگاه اطلاع رسانی تبیان روستای دهکرم

روانشناسی کودک .نوجوان.مشاوره ازدواج.تحصیلی.ژنتیک.سخنان نغز وزیبا.انواع تست های انلاین روانشناسی.







اطلاعات قرآنی(روانشناسی در قرآن) | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 9:16 PM 

 

پرسش:

۱-چند آیه در مورد موضوعات روان‌شناسی در قرآن وجود دارد؟

۲-منابعی برای روان‌شناسی در قرآن معرفی كنید.

پاسخ:


معرفی كتاب:
منابع پیشنهادی در مورد موضوع روان‌شناسی و قرآن عبارتند از:
1. قرآن‌ و روان‌شناسی، محمد عثمان نجاتی، ترجمه عباس عرب، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1369.
2. روان‌شناسی اسلامی، علامه محمدتقی جعفری، انتشارات پیام آزادی، 1378.
3. رؤیا از نظر دین و روان‌شناسی، محمدرضا رضوان طلب، انتشارات شفق، 1379.
4. روان‌شناسی در قرآن كریم، امان الله خلجی موحد، مركز نشر علوم و معارف قرآن كریم، 1383.
5. روان‌شناسی رشد، جمعی از نویسندگان (حوزه و دانشگاه)، نشر حوزه و دانشگاه، 1375.

1 . این عدد با توجه به شمارش آیات ارائه شده د ركتاب «قرآن و روان‌شناسی» نوشته دكتر «محمد عثمان نجاتی» می‌باشد.
2 . نمل / 35 و 36.
3 . مصباح المنیر، فیومی، ص 321، نشر دارالهجره، 1405 هـ .
4 . تفسیر نمونه، ج 12، ص 247. نشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ 14، سال 1376.
5 . توبه / 127.
6 . نمونه، ج 8، ص 204، چ 18.
7 . بقره / 69.
8 . معجم الفروق اللغویه، ابی هلال عسكری و سید نور الدین جزایری، ص 277، نشر موسسه نشر اسلامی، سال 1412.
9 . روان‌شناسی رنگ‌ها، ماكس لوشر، ص 87، نشر حسام.
10 . روان‌شناسی رشد (2) با نگرش به منابع اسلامی، جمعی از نویسندگان، ج 2، ص 636، دفتر همكاری حوزه و دانشگاه.
11 . نحل / 78.
12 . الرحمن / 4 و 3.
13 . المیزان، علامه طباطبایی، ج 19، ص 95 و 96.
14 . همان، ص 717.
15 . آل عمران / 46.
16 . مریم / 29.
17 موارد دیگر: لقمان / 12 تا 17 و نساء / 34 و 35.
18 . روم / 21.
19 . همان / 978.
20 . نور / 33.
21 . انفال / 73.
22 . همان، ص 965.
23 . انشقاق / 6.

قرآن كریم كتابی است كه برای هدایت انسان از جانب خداوند متعال نازل شده است.
در این مجموعه‌ی انسان‌ساز بیاناتی آمده است كه با توجه به این كه موضوع آن‌ها انسان و تربیت اوست، می‌توان آن آیات را در بردارنده‌ی موضوعی از موضوعات روان‌شناسی دانست.
در مورد آیات روان‌شناسی باید گفت: به علت گستردگی موضوع روان‌شناسی، شمارش آیات در این مورد سخت و دشوار است. ولی برخی با طرح موضوعات مختلف روان‌شناسی و بیان آیات مربوط به آن موضوعات؛ حدود هفتصد آیه1 را در این موضوع بر شمرده‌اند. كه البته این رقم و موضوعات ذیل آیات آن، جای تأمل دارد، ما در اینجا تعدادی از مهم‌ترین آیات مطرح شده در مجموعه‌های مختلف را با ذكر موضوع آیه در ذیل می‌آوریم:
1. ارزیابی شخصیت براساس روان‌شناسی:
در داستان حضرت سلیمان می‌خوانیم:
«وَإِنِّی مُرْسِلَةٌ إِلَیْهِم بِهَدِیَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ فَلَمَّا جَاءَ سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانی اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتَاكُمْ بَلْ أَنتُم بِهَدِیَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ»2
« و در واقع من هدیه‏اى به سوى آنان مى‏فرستم، پس بنگرم كه فرستادگان با چه چیزى باز مى‏گردند.»
36. و هنگامى‏كه (فرستاده ملكه) نزد سلیمان آمد، (سلیمان) گفت: «آیا [مرا] با مال امداد مى‏رسانید؟! پس آنچه خدا [به من‏] داده، بهتر است از آنچه به شما داده است؛ بلكه شما فقط به هدیه خود شادمان مى‏شوید.»
2. شخصیت:
در سوره‌ی اسراء آیه‌ی 84 می‌فرماید:
«قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى‏ شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى‏ سَبِیلاً»
بگو: «همه بر طبق (روش و خُلق و خوى) خویش عمل مى‏كنند؛ و پروردگارتان داناتر است، به كسى كه او ره‏یافته‏تر است.»
توضیح: «شاكله» از ماده «شكل» به معنای «مهار كردن حیوان» است.3 به خود مهار «شكال» گفته می‌شود و از آنجا كه روحیات و سجایا و عادت‌های هر انسانی او را به رویه‌ای خاص مقید می‌كند به آن «شاكله» گویند.4
3. واكنش‌های روانی، افشاگر راز درون:
خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
«وَإِذا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى‏ بَعْضٍ هَلْ یَرَاكُم مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُوا صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَیَفْقَهُونَ»5
«و هنگامى كه سوره‏اى فرو فرستاده شود، برخى آن (منافق)ان به برخى (دیگر) نگاه مى‏كنند (در حالى كه مى‏گویند:) آیا هیچ كس شما را مى‏بیند؟ سپس منصرف مى‏شوند (و بیرون مى‏روند)؛ خدا دل‏هایشان را (از رحمت) منصرف ساخته؛ بخاطر آنكه آنان گروهى هستند كه فهم عمیق نمى‏كنند.»
در این آیه نیز به خوبی نشان داده شده است كه حركت‌های منافقان در هنگام نزول قرآن به گونه‌ای بود كه از احساس خطر آنها حكایت می‌كرد؛ به عبارت دیگر با نزول قرآن واكنش‌های غیرارادی همراه با ترس كه از نفاق آنها نشأت گرفته بود از آنها بروز می‌كرد. این واكنش‌ها بیان‌گر درون ملتهب و نگران منافقان بود.6
4. تقسیم شخصیت براساس عقیده:
از جمله مباحث روان‌شناسی شخصیت، تقسیم موضوع براساس معیارهای گوناگون جهت بررسی دقیق‌تر موضوع می‌باشد.
در قرآن كریم با توجه به اهمیت این موضوع، شخصیت به سه دسته «مؤمن»، «كافر» و «منافق» تقسیم شده است و در موقعیت‌های گوناگون، ویژگی‌های هر كدام به خوبی بیان شده است. این تقسیم در اول سوره‌ی بقره آیات اول تا بیستم بیان شده است.
5. روان‌شناسی رنگ‌ها:
از جمله مباحث روان‌شناسی كه در سال‌های اخیر به آن توجه بیشتری شده است روان‌شناسی رنگ است. این موضوع در آیاتی از قرآن از جمله آیه‌ی:
«قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَ»7
گفتند: «براى ما از پروردگارت بخواه تا براى ما روشن بیان كند كه رنگ آن (گاو) چگونه است؟» (موسى) گفت كه او مى‏گوید: «در حقیقت آن گاوى زرد است كه رنگش یكدست است، كه بینندگان را شاد سازد.»
در این آیه سخن از گاو زرد رنگی است كه هر بیننده‌ای، با دیدن آن شادی درونی پیدا می‌كند.
كلمه «تسرّ» به معنای خوشحالی حقیقی و درونی می‌باشد.8 چرا كه از ماده «سرّ» به معنای «پنهان» گرفته شده است. این شادی ممكن است آشكار نشود. لذا از ماده «فرح» استفاده نكرده است. ذكر این نكته لازم است كه نقیض «سر»، «حزن» است و نقیض «فرح»، «غم» و اندوه است.
از طرفی با بررسی های انجام گرفته «رنگ زرد» باعث آرامش و سرور باطنی انسان می‌شود لذا معمولاً در خوابگاه‌های روان درمانی، از رنگ زرد برای لباس‌های بیماران استفاده می‌شود.9
6. روان‌شناسی رشد:
1 ـ 6. رشد در كودك و مراحل آن.10
«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»11
«خداوند شما را از رحم مادرانتان بیرون آورد در حالی كه هیچ نمی‌دانستید، و به شما گوش و چشم‌ها و قلب عطا فرمود تا اینكه شكر به جا آورید.»
2 ـ 6. رشد زبان:
«خلق الانسان علّمه البیان»12
«انسان را خلق كرد، به او گفتار را تعلیم داد.»
توضیح: مرحوم علامه طباطبایی(ره) در این مورد می‌نویسند:
«زبان ]تنها عامل[ ایجاد آوا توسط سیستم آوایی بدن، و یا چند گونگی صوت در انسان نیست بلكه انسان با الهامی كه از سوی خدای بزرگ به او شده توانایی یافته كه با كاربرد حروف و تركیب آنها واژه‌ای بسازد كه رساننده معنایی خاص باشد و بدان وسیله آن چه را حس و ادراك مخاطب به آن نمی‌رسد مجسم سازد...»13
3 ـ 6. عوامل موثر در رشد زبان:
در رشد زبان یك سلسله عوامل مادی كه قابل اثبات در آزمایشگاه‌ها می‌باشد دخالت دارد. كه برخی از این عوامل عبارتند از: تلویزیون، رسش بدنی، سلامت بدن، هوش، محیط خانواده و...14
ولی در قرآن از آن جا كه علت را منحصر در ماده نمی‌داند علت «غیرمادی» را برای رشد زبان برخی افراد ثابت می‌داند و می‌فرماید:
«وَیُكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِینَ»15 و آیه «كَیْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیّاً»16
و در گهواره و میان سالی با مردم سخن خواهد گفت.» «چگونه با كودكی كه در گهواره است سخن گوییم...»
این «علت غیرمادی»، «اراده خداوند» است كه به صورت اعجاز در حضرت عیسی(ع) تجلی كرده است.
4 ـ 6. خانواده:
خانواده از عوامل مؤثر در رشد انسان است. قرآن كریم با تأكید بر ایجاد خانواده‌ی سالم و آرام، بر این نكته تاكید كرده است و می‌فرماید:17
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ»18
«و از نشانه‏هاى او این است كه همسرانى از (جنس) خودتان براى شما آفرید، تا بدان‏ها آرامش یابید، و در بین شما دوستى و رحمت قرارداد؛ قطعاً در آن‏[ها ]نشانه‏هایى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند.»
5 ـ 6. رشد شخصیت:
تأكید قرآن بر این نكته كه محرومیت جنسی لزوماً موجب آسیب نیست. این نظریه بر خلاف نظریه‌ی «فروید» است ولی با نظر «مزلو» قابل تفسیر است.19
«وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لاَ یَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى‏ یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»20
«و كسانى كه (وسایل) ازدواج نمى‏یابند، باید خویشتندارى كنند تا خدا از بخشش خود آنان را توانگر سازد. و از میان آنچه (از بردگان) مالك شده‏اید، كسانى كه خواستار (قرارداد آزادى =) مُكاتبه هستند، پس با آنان (قرارداد) مُكاتبه ببندید، اگر در (آزادى) ایشان نیكى مى‏دانید؛ و از مال خدا كه به شما داده، به آنان بدهید. و كنیزان جوانسال خود را اگر پاكدامنى را مى‏خواهند، بر تجاوزكارى (= زنا) به اكراه وامَدارید، تا (كالاى) ناپایدار زندگى پست (دنیا) را بجویید؛ و هر كس آنان را (بر این كار) به اكراه وادار كند (و پشیمان شود،) پس بعد از اكراه آنان خدا بسیار آمرزنده [و] مهرورز است.»
قابل ذكر است كه اسلام در مورد تنظیم مسایل جنسی در جامعه، اهمیت زیادی قایل است21 ولی همان طور كه گفته شد لزوماً محرومیت جنسی را موجب آسیب نمی‌داند.
6 ـ 6. كفایت اجتماعی:
كفایت اجتماعی عبارت است از: «قابلیتی كه كودك می‌تواند به وسیله‌ی آن از منابع محیطی بهره جوید و نتیجه‌ی رشدی خوبی به دست آورد.»22
از قرآن كریم نیز ویژگی نیاز به پیشرفت را در آدمی می‌توان استنباط كرد:
«یَاأَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاَقِیهِ»23
اى انسان! در حقیقت تو به سوى پروردگارت كاملاً تلاش مى‏كنى (و رنج مى‏كشى) و او را ملاقات مى‏كنى.
جمع‌بندی:
گفته شد قرآن كتابی است كه برای تربیت انسان نازل شد و در مواقع ضرورت پرده از اسرار علمی موجود در طبیعت برداشته است. از جمله موارد اشاره شده آیاتی است كه در موضوع روان‌شناسی نازل شده است. در متن مواردی را برای نمونه آورده‌ایم هر چند از نظر موضوع و از لحاظ آیات منحصر به موارد مذكور نیست
.
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

رابطه قرآن و روا‌نشناسي | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 9:9 PM 

رابطه قرآن و روا‌نشناسي

مقدمه:

در تفكر اسلامي عقيده بر اين است كه ويژگيهاي منحصر به فردانسان و ساختار زندگي وي، به گونه‌اي است كه براي رفتارهاي اجتماعي و فردي خويش، و همچنين براي سعادت ابدي، نيازمند راهنمايي الهي و قوانين و ضوابطي است كه ازسوي خداوند توسط وحي تامين گردد. بديهي است كه سخن برخلقت ناقص انسان نيست تا وحي براي تكميل كمبودهاي انسان از جهت آفرينش مورد نظر باشد بلكه وحي و قرآن، قوانين و نيازهاي انسان و جامعه انساني را مورد بررسي قرار مي‌دهد كه انسان را از ناموس فطري دور مي‌سازد، و فطرت آدمي را به فساد و تباهي مي‌كشاند.

بدين ترتيب هدف قرآن باز گردانيدن انسان به فطرت پاك و برگردانيدن قوانين ناقص بشري به قانون الهي است، و لذا قرآن، كتاب آموزش نظريه‌اي نيست كه در تلاش چيره شدن بر طبيعت بوسيله انديشه و نظر باشد، و زمينه را براي غلبه روح بر ماده فراهم كند. بلكه تلاش قرآن در آن است كه ايمان را بر اساس هماهنگي ميان محسوسات و معقولات بنا كند، به گونه اي كه انسان با داشتن ايمان تنها در جهان غيب به سر نبرد، و همه زندگيش را هم در جهان خالص ماده نگذراند، بلكه در زندگي ميان نيروها و طبيعت‌ها تعادل ايجاد كند، و معنويت را در همه جاي زندگي مادي فراهم گرداند.

وضعيت موجود گر چه از تدوين روانشناسي به عنوان يك علم، مدت زمان زيادي نمي‌گذرد، و در اين فاصله، تحقيقات چشمگيري صورت پذيرفته و دست‌آوردهاي گرانبهايي در اختيار محققان قرار گرفته است، اما انسان هنوز بسياري از علومي را كه مي‌بايست بياموزد، نياموخته‌است و علي رغم كوشش‌هاي فراوان كه در زمينه‌هاي تعليم و تربيت و پرورش انسان‌ها به عمل آمد‌ه، اما اين تلاش‌ها كامل نبوده و مورد انتظار و متناسب با نيازهاي فطري انسان را به بار نياورده‌است، بلكه هنوز جرائم، انحرافها و مشكلات روحي و رواني وجود دارد و در برخي موارد به صورت روز افزوني رو به گسترش است. حاكميت رويكرد مادي بر روان شناسي غربي علي‌رغم ظهور مكاتب متنوع در اين گستره، موجبات ناكامي روان‌شناسي را در بسياري از زمينه‌هاي روحي و رواني در كمك به انسان و حل مشكلات و اختلالات رواني او را فراهم كرده است، به گونه‌اي كه اين زمزمه معمولأ شنيده مي شود كه: ميانگين بهبود بيماران عصبي، عملأثابت و راكد مانده است.[1]

امّا خوشبختانه در ميان صاحبنظران علوم اجتماعي ، گرايشهايي حاكي از توجه بيشتر به دين براي دستيابي به سلامت روان و درمان بيماري‌ها پيدا شده است. ايشان معتقدند، در ايمان به خدا، نيروي خارق العاده‌اي وجود دارد كه نوعي قدرت معنوي به انسان مي‌بخشد كه در تحمل سختيهاي زندگي او را كمك مي كند و از نگراني و اضطرابي كه بسياري ار مردم قرن ما در معرض ابتلاي آن هستند دور مي‌سازد . در همين راستا كارل يونگ، روانكاو مشهور مي‌گويد: در طول سي‌سال گذشته افراد زيادي از مليت‌هاي مختلف جهان متمدن، با من مشورت كرده‌اند، به جراُ ت مي‌توانم بگويم كه تك تك آنها به اين دليل قرباني بيماري رواني شده بودند كه آن چيزي را كه اديان در هر زماني به پيروان خود مي‌دهند، فاقد بودند و فرد فرد آنها وقتي كه به دين و ديدگاههاي ديني بازگشته بودند بطور كامل درمان شدند.[2]

ما معتقديم درست است كه روان‌شناسي در تمام زواياي زندگي بشري حضور يافته است به گونه‌اي كه انسان از هيچ كدام بي‌نياز نيست. ولي بايد توجه داشت كه در سلسله مراتب تكاملي موجودات، هرقدر بالاتر برويم، پيچيدگي و در نتيجه پيش بيني ‌ناپذيري‌ها، بيشتر مي شود، بعد انساني انسان، و قانون مندي‌هاي حاكم بر آن، با ديگر موجودات جهان هستي ، قابل مقايسه نخواهد بود، از همين روي بايد توجه داشت كه روان‌شناسي محصول دست بشر است كه به عنوان يك علم تجربي ، فضاي بسيارمحدودي را پيش پاي خود قرار داده است، در حاليكه دين تبيين و تنظيم سبك زندگي انسانها را رسالت خود مي داند و براي تصميم‌گيري‌ها و رفتارهاي ريزو درشت زندگي انسان ، دستورالعمل داشته و مسلماتي دارد كه مستند به خالق بشر ، و داراي اعتبار ويژه‌اي است، چرا كه آفريدگار، به طبيعت و اسرار آفرينش مخلوق خود، داناتر است« الا يعلم من خلق و هو اللطيف الخبير» آيا آن خدايي كه مردم را آفريده ،‌عالم و بر اسرار آنها نيست؟ حال آنكه او به همه چيز آگاه است[3]). و بديهي است كه اساسي‌ترين منبع و سند ديني كه به اعتقاد مسلمانان حتي كلمات و الفاظش نيز، عين كلمات و الفاظ خداوند متعال هستند كه كلام الله مي‌خوانندش، همان قرآن كريم مي‌باشد.

قرآن كريم به منظور دست‌يابي به خودشناسي و رشد شخصيت و ارتقاي نفس انسان به مدارج كمال انساني، مناسب ترين و بهترين راهي را كه بتواند زمينة خوشبختي دنيا و آخرت او را فراهم كند، به وي نشان داده است.

در قرآن كريم آيات بسياري وجود دارد كه فطرت وجودي انسان و حالات گوناگون روان او را متذكر شده و راههاي تهذيب و تربيت و معالجة روان انسان را نشان داده است و سؤالاتي كه ريشه در درون ذات آدمي دارد و از اعماق وجود انسان سرچشمه گرفته و اختصاص به قشر و گروه خاصي ندارد و در محدودة زمان و مكان خاص هم قرار نمي‌گيرد، ازقبيل اينكه: از كجا آمده‌ام ؟ براي چه آمده‌ام ؟ به كجا مي‌روم ؟ چرا بايد بروم؟ چه بايد بكنم ؟ سؤالاتي كه معماهاي وجود انسان هستند، را پاسخ مي‌دهد. و همچنين برخي از آيات قرآني حاوي دستورات و سفارش‌هايي در زمينه‌هاي متفاوت است كه در آرامش رواني و روحي انسان تأثير مثبت داشته و موجب رفع اضطراب و نگراني هاي بشري شده و در نهايت او را به تعادل مي‌رساند.

به عنوان نمونه برخي از نتايج تحقيقات انجام شده در باب تأثيرات آموزه‌هاي قرآن در بهداشت رواني فردي و اجتماعي عبارتند از :

- اعتقاد به معاد و تأثير آن در تأمين بهداشت رواني

- دستور ازدواج و تشكيل خانواده و تأثيرات آن در آرامش فردي و سلامت محيط اجتماع

- آيات قرآن در مورد محبت، صله رحم، بخشش به ديگران و تأثييرات مثبت آن در جامعه

- ممنوعيت سوءظن ، تجسس ، تهمت، غيبت وتأثيرات آنها بر جامعه و فرد

- تأثير نماز بر آرامش رواني

- دعوت قرآن به صبر و تأثير آن در كاهش فشارهاي رواني

- دميدن روح اميد و ممنوعيت نااميدي در قرآن و تأثير آن به كاهش افسردگي

- دعوت قرآن به توكل به خدا و تأثير آن بر حل مشكلات و آرامش رواني

- تأثير ياد خدا در آرامش دل و رفع اضطراب و نگراني

- ممنوعيت خودكشي در قرآن و تأثير آن در پايين آمدن آمار خودكشي در جوامع مذهبي

- تأكيد بر محبت به پدر و مادر و تأثير آن در سلامت رواني خانواده[4].

و.....

ارتباط بين قرآن وروان‌شناسي

ارتباط بين قرآن و روان‌شناسي را مي‌توان از سه جنبه مورد نظر قرار داد:

الف : روان‌شناسي و قرآن:

به عنوان دو منبع معرفت مجزاي از يكديگر ملاحظه و مقايسه مي‌شوند. در اين مقايسه، وجوه اشتراك و ، افتراق، هر يك در حل مشكلات بشر مورد توجه قرار مي‌گيرد.و با استفاده از آگاهي‌هاي تخصصي روان‌شناسي ، به تحليل روان‌شناختي مفاهيم قرآن مي‌پردازيم.

ب : روان‌شناسي قرآن:

در اين زمينه قرآن به عنوان يك موضوع مورد بررسي روان‌شناختي قرار مي‌گيرد كه چرا و چگونه و در چه شرايط زماني و مكاني به وجود آمده است؟ كدام آيات قرآن را مي‌توان تحليل روان‌شناختي نمود؟

ج: روان‌شناسي قرآني (روان‌شناسي اسلام):

منظور اين است كه روانشناسي در بستر فرهنگ قرآن و اهلبيت عليهم السلام و با توجه به تفسير و تأويل آيات قرآني ، تكون و رشد يابد، از مباني هستي شناختي ، معرفت شناختي ، و انسان شناختي قرآن متأثر گردد . يعني با اندوخته‌هاي اسلامي و قرآني و از ديدگاه يك روان‌شناسِ قرآن شناس كه ابعاد مختلف فردي و اجتماعي انسان و اسلام را خوب مي‌شناسد ، وارد حيطه روانشناسي شد، و البته بديهي است كه براي فهم دقيق آيات قرآني چنانكه مي‌توان از برخي آيات قرآن كريم مي‌توان استنتاج كرد دو نوع متفاوت معرفت لازم است. معرفت اول همانا خواندن كتاب خداست كه در آن هر آنچه از اهميت مذهبي برخوردار است آمده است. معرفت دوم ، معرفت به كتاب خلقت و جهان طبيعت است كه در آن همه چيز وجود دارد . در واقع قرآن و جهان طبيعت آينه‌ي يكديگرند، قرآن راهنمايي براي واقعيت موجود ، و واقعيت موجود راهنمايي براي قران است، خواندن قرآن به شناخت جهان از جمله انسان رهنمون مي‌شود همانطور كه بازخواني جهان ما را به سوي قرآن رهنمون مي‌شود، بدين معنا كه مطالعه قرآن و جهان هر كدام به ديگري منتهي مي‌شوند. آناني كه تنها كتاب اول را مي‌خوانند و فقط به وحي تكيه مي‌كنند ، معرفت نسبت به جهان واقع را ناديده گرفته و مذهب را به چيزي رازآلود تبديل مي‌كند و ارزشي براي انسان و طبيعت قايل نبوده و كار برد ساير علوم (جامعه شناسي ، تاريخ ، اقتصاد، روان‌شناسي و ...) را ناديده مي‌گيرند. آنان نيز كه تنها كتاب دوم را مي‌خوانند تدريجا به تفكر مادي منتهي شده و درك و تلقي آنها از انسان منحصر به بعد مادي و جسماني مي‌گردد.

يادآوري:

1) آياتي كه در خصوص روان انسان، در قرآن كريم وجود دارند، به مثابة نشانه‌هايي هستند كه انسان براي شناختن خود و خصلت‌هاي گوناگونش مي‌تواند از آنها راهنمايي بجويد و به كمك حقايقي كه قرآن در بارة انسان وصفات و حالات رواني او متذكر شده به ساختن شخصيت، تكامل آن و بهداشت رواني اقدام كرد .

2) در مورد انسان آنقدر اختلاف نظر و عقيده وجود دارد كه نه تنها قابل جمع نمي‌باشند بلكه آدمي را به سرگرداني و حيرت نيز مي‌كشانند ، از همين روي مي‌توان گفت كه مكاتب بشري هنوز نتوانسته اند انسان را درست تفسير كرده و ابعاد وجودي‌اش را مشخص سازند .

3) انسان شناسي قران به گونه اي است كه انسان را محدود نمي سازد ،تك بعدي به انسان نمي نگرد ،بلكه از ديدگاه قران انسان مو جودي است كه علاوه بر بعد جسماني داراي روحي مجرد است. در عين حال بر خلاف ساير مكاتب، انسان را بصورت يك كل واحد مطرح در نظر مي‌گيرد.

4) در قرآن علاوه برگزاره‌هايي كه مستقيما موضوعات روان شناختي مي پردازد، گزاره‌‌هاي ديگري نيز وجود دارد كه به مباني انسان شناختي، هستي شناختي، معرفت شناختي روان شناسي، مربوط مي‌شود و قابل استناد است.[5]

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. كاوياني، محمد، حوزه و دانشگاه (كتاب دوم)،ص175.

[2]. عثمان، نجاتي، قرآن و روان شناسي،ص336.

[3]. ملك/14

[4]. رضايي، محمدرضا، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن جلد دوم، ص 402.

[5]. كاوياني، محمد، حوزه و دانشگاه (كتاب دوم)،ص181.

محمدرضا حاتمي-
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

دلایـل زیـادی وجود دارد که ثابت می کـنـد دعـا مؤثر است. | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 9:8 PM 

  

دلایـل زیـادی وجود دارد که ثابت می کـنـد دعـا مؤثر است.

بسیـاری از تحقیـقات عـلـمی صحــت این مطلب را نشـان

میدهند.

 

تحقیقی که در سال 1993 برروی 10،000 كارمند دولتی در

طول 26 سال انجام گرفت،نشان داد که افراد متدين بسیار

کـمتر از افـراد کافر، بـه خـــاطر مشکلات قلبی-عروقی جان

می سپارند. و در تحقیقی که در سال 1995 در يك کالج بر روی 250 نفر بعد از جراحی قلب باز انجام گرفت، اینطور نتیجه گیری شد که آندسته از افراد که ارتباطات مذهبی و حمایت اجتماعی داشته اند، 12 مرتبه کمتر از آنها که فاقد آن بوده اند، جان سپرده اند.

 

در تلاش برای درک افسردگی ناشی از بستری شدن در بیمارستان، محققان يك دانشگاه 1000 بیمار بستری شده در بیمارستان که عادت به انجام امور مذهبی از قبیل نماز و دعا داشته اند را از سال 1987 تا 1989 مورد بررسی قرار داده و دریافته اند که این افراد بسیار بهتر از دیگران با مشکلات سلامتی خود کنار می آیند.

 

يك مركز اخیراً هیئتی را برای تشخیص مزایا و فواید ادغام داروهای متعارف با درمان های رفتاری و تکنیک های تمدد اعصاب برای درمان فشارخون، تشکیل داده است. این گروه دریافتند که ترکیب این دو روش درمانی با یکدیگر، که نماز و دعا یکی از اجزاء مهم آن بود، می تواند باعث پایین آوردن سرعت تنفس ، ضربان قلب، و فشارخون فرد شود.

 

دانشگاه مکزیکو مشغول مطالعه بر روی قدرت دعا و نماز برای درمان افراد الکلی است. همچنین تحقیقی نیز درمورد دعا و درمان در دانشگاه باستیر در حال انجام است. مطمئناً دنبال کردن یک شیوه زندگی مذهبی و روحانی می تواند باعث بهبود و ارتقاء سلامتی شود. افراد دیندار و مذهبی معمولاً بسیار کمتر به دنبال خطراتی مثل سیگار، الکل و همبستر شدن با افراد ناشناس می روند. اما، درک عملکرد شفاعت و دعای دیگران برای افراد کافر و بی اعتقاد بسیار دشوار است.

 

در مهمترین و گسترده ترین تحقیقات مربوط به تاثیر شفاعت و دعا، متخصص قلب شناس، راندولف بیرد، روی 393 بیمار بستری شده در واحد مراقبت های بیماری کرونری قلب در بیمارستان عمومی سان فرانسیسکو، بررسی هایی انجام داده است. برای برخی از این بیماران توسط گروه های خانگی، دعا و نیایش هایی انجام شده، اما برای برخی این دعا و نیایش انجام نگرفت. کلیه مردان و زنان بیمار مورد مراقبت های پزشکی یکسان قرار گرفتند. در این تحقیق، نه پزشکان و پرستاران و نه خود بیماران نمی دانستند که دعا و نیایش برای کدامیک از بیماران انجام می شود.

 

نتایج این تحقیق بسیار چشمگیر بوده و موجب تعجب بسیاری متخصصین و دانشمندان قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که آندسته از بیمارانی که مراقبت های پزشکی آنان با دعا و نیایش برای سلامت آنها ادغام شده بود، نیاز به داروی کمتری داشته و تجهیزات تهویه به مدت زمان کمتری برای آنها استفاده شده و وضعیت سلامتی آنها نیز نسبت به سایر بیماران بسیار بهتر بوده است. بیمارانی که برای آنها دعا  و نیایش انجام گرفت:

 

بسیار کمتر از بیماران دیگر به آنتی بیوتیک احتیاج پیدا کردند (3 بیمار درمقابل 16 بیمار)

بسیار کمتر از بیماران دیگر به ورم و آماس ریوی مبتلا شدند—وضعیتی که در آن ریه به خاطر پمپاژ نادرس قلب، پر از مایع می شود) (6 بیمار درمقابل 18 بیمار)

بسیار کمتر از بیماران دیگر نیاز به فرو کردن لوله به درون گلو برای کمک به تنفس شدند (0 بیمار درمقابل 12 بیمار)

كمتر جان سپردند (اما تفاوت از روی آمار مشخص نبود).

حتی آزمایشات بسیار دیگری بر روی شرکت کننده های غیر انسان انجام گرفت. در تحقیقی که بر روی 131 آزمایش کنترل شده بر روی درمان های معنوی و مذهبی انجام گرفت، مشخص شد گندم هاییکه برای رشد آنها دعا شده بود، بلندتر شدند، مخمرهایی که برای آنها دعا شده بود، با تاثیرات سیانید مقابله کردند،  و .... لاری دوسی، پرآوازه ترین متخصص دعا و درمان در جهان می گوید، "من به این آزمایشات می بالم. چون این آزمایشات از انسانها تشکیل نشده است. شما می توانید صدها بار آنها را تکرار کنید. این می تواند بهترین دلیل و مدرک باشد که دعا می تواند دنیا را تغییر دهد."

 

لاری دوسی در کتاب "واژه های شفابخش" خود، با همکاری هیئت مؤسسه ملی سلامت در واشنگتن، 100 آزمایش که اکثر آنها در ادبیات راروانشناسی به چاپ رسیده است، درمورد تاثیرات دعا/تجسم فکری، مورد بررسی قرار داده است. بیش نیمی از این آزمایشات بر روی رویش و سبز شدن جوانه ها تا التیام زخم ها تاثیراتی را نشان داده است.

 

در چند آزمایش، داوطلبان تحریک یا تعویق رشد باکتری و قارچ را تجسم کرده و از فاصله ای 15 مایل دورتر، نتایج بسیار مثبتی را به دست آوردند.

در بنیاد علم ذهن در سن آنتونیو، تگزاس، محققان از 32 داوطلب نمونه خون گرفته، گلوبول های قرمز آنها را جدا کرده، نمونه ها را در اتاقی در آنطرف ساختمان قرار دادند. بعد محققان گلوبول های قرمز را در محلولی که باعث ورم و ترکیدن آنها می شد قرار دادند—روندی که دقیقاً قابل ارزیابی است. بعد محققان از داوطلبان خواستند تا برای حفظ برخی گلوبول های قرمز دعا کنند. برای کمک به تجسم سازی آنها، محققان تصاویری رنگی از این گلوبول های قرمز در اختیار داوطلبان قرار دادند. دعا و نیایش به طرز شگفت انگیزی روند ترکیدن این گلوبول ها را کند کرد.

در تحقیق دیگری که در همان بنیاد انجام گرفت، از داوطلبان در یک اتاق در یک طرف ساختمان، خواسته شد تا داوطلبان موجود در اتاقی دیگر در آنطرف ساختمان را تجسم سازی کنند تا آرامتر یا پرسروصدا تر شوند. نتایج تحقیق نشان داد که این تجسم سازی بر روی روحیه داوطلبان تاثیر بسزایی داشته است.

این تحقیقات و آزمایشات نشان داده است که دعا و نیایش می تواند شکل های مختلفی داشته باشد. نتایج نه تنها وقتی افراد برای پی آمدهای مشخص و آشکار دعا می کردند، بلکه برای زمانی که برای هیچ چیز مشخصی هم دعا می کردند، اتفاق افتاد.

 

یک رفتار ساده برای عادت دعا و نمازخوانی، حس نافذی از تقدس و یکدلی، نگرانی و دلسوزی برای موجود نیازمند، موقعیت را برای درمان و شفای آن موجود فراهم میکند.

 

آزمایشات همچنین نشان داده است که دعا و نیایش بر موارد زیر نیز تاثیرگذار بوده است:

 

فشارخون بالا

زخم و جراحت ها

حملات قلبی

سردرد

اضطراب

شرکت کننده های این آزمایشات عبارت بوده اند از:

 

آب

آنزیم ها

باکتری

قارچ

مخمر

گلوبول های قرمز خون

سلول های سرطانی

سلول های تنظیم کننده ضربان قلب

دانه ها

گیاهان

خزه و جلبک دریایی

حشرات

موش

جوجه

فرایندهایی که تحت تاثیر دعا و نیایش بوده اند عبارتند از:

 

فعالیت آنزیم ها

سرعت رشد گلوبول های سفید خون

تغییر و دگرگونی باکتری ها

رویش و جوانه زنی دانه ها و بذرهای مختلف

سرعت سلول ها تنظیم کننده ضربان قلب

سرعت بهبود و التیام زخم ها

اندازه تومرها و تیروئید

زمان لازم برای بیدار شدن از بیهوشی

تاثیرات مستقلی مثل فعالیت الکتروپوستی پوست، مقدار تحلیل و خونکافت گلوبول های قرمز و سطح هموگلوبین.

اینکه فردی که دعا می کند پیش کسی باشد که برای او دعا خوانده می شود یا نه، تاثیری در قدرت دعا ندارد. شما می توانید برای کسی که بسیار دور از شماست دعا کنید و نتیجه بگیرید.

 

هیچ چیز نمی تواند اثر دعا را متوقف کند. در یک تحقیق، موضوع تحقیق در قفسی گذاشته شده و اطراف آن با انواع و اقسان نیروهای الکترومگنتیک پوشیده شد، اما تاثیر دعا همچنان از آن عبور کرد.

 

باوجود شواهد و مدارک علمی، محققین دیگر تصدیق می کنند که دری کردن دعا از یک فرد بیمار کاری عاری از مسئولیت است. در کنفرانس بوستون که تحت پشتیبانی مدرسه پزشکی هاروارد بود، یکی از شرکت کننده ها پیش بینی کرد که فقط در 10 سال آینده، از بیماران نه تنها درمورد سابقه پزشکیشان، بلکه درمورد سیستم اعتقادی و مذهبیشان نیز سؤال می شود.

 

ایده شفابخشی از دور این روزها در حال بررسی است. دنیای کامپیوتر و اینترنت مملو از افرادی است که تقاضاهای خود را برای گروه های دعا و نیایش ارسال می کنند. آنها که به شفابخشی از دور اعتقاد دارند، دقیقاً نمی دانند که چطور عمل می کند، اما تئوری های بسیار زیادی در این رابطه وجود دارد. برخی می گویند، اینکار از طریق ارسال یک انرژی نافذ اما نامشخص به فرد نیازمند صورت می گیرد. دیگران، از جمله دوسِی ، می گویند علم فیزیک کوانتوم می تواند در این زمینه نقش داشته باشد.

 

در نبود اطلاعات موثق، این مسئله همچنان به صورت یک راز باقی خواهد ماند.

 

توضیح نوع دیگر دعا و نیایش، که در آن فرد بیمار برای درمان و بهبودی خود دعا می کند، از نظر علمی ساده تر است. باتوجه به فواید بارز مدیتیشن برای سلامتی—پایین آوردن فشارخون، کاهش مشکلات قلبی—چندان دشوار نیست که ببینیم دعا و نیایش، که کاملاً شبیه به مدیتیشن و تمدد اعصاب است، می تواند همان تاثیرات را تخفیف دهد.

 

طبق کونیگ از دانشگاه دوک، "وقتی دعا و نیایش باعث متعال و آرام شدن فرد شود، کورتیزول، اپینفرین و نوپینفرین—هورمون هایی که درغده آدرنال در واکنش به استرس ساخته می شود-- را بازمی دارد. این مواد شیمیایی جنگ یا گریز، در طول زمان میتواند باعث به خطر انداختن سیستم ایمنی بدن، و بالا بردن احتمال ابتلا به مشکلات و بیماری های مختلف از قبیل بیماری های قلبی، سکته، زخم های گوارشی، و اختلال التهاب روده شود. متخصصین بسیار عقیده دارند که با احساس آرامش، که می تواند از فردی به فرد دیگر منتقل شده یا در خود فرد ایجاد شود، سیستم دفاعی بدن فرد تقویت می شود. البته داستان کهن از انجیل و مذاهب شرقی، درمان را با ایمان مرتبط می دانند. از اینرو منطقی است که فرض کنیم چیزی مثل دعا و نیایش که حس آرامش و راحتی را ایجاد می کند می تواند در بهبودی بیماری شما نقش داشته باشد.

 

تحقیقات جدید علمی نشان می دهد که می توان از دعا بعنوان درمان جایگزین به جای مدیتیشن، ورزش، یا گیاهان طبی استفاده کرد. در تحقیقی که روی 91،000 نفر در مریلند انجام گرفت، نشان داده شد که افرادیکه به طور منظم به کلیسا می روند، تا %50 کمتر از آنها که به کلیسا نمی روند به خاطر بیماری های قلبی جان می سپارند و تا %53 کمتر اقدام به خودکشی می کنند. این افراد همچنین فشارخون پایین تری دارند.

 

بسیاری از پزشکان عقیده دارند که اگر آنها قبل و بعد از جراحی یا قبل از شروع یکسری دارو برای بیمار، همراه با بیمار خود دعا کنند، می تواند در بهبودی بیمار تاثیرگذار باشد. سی مدرسه پزشکی در امریکا، درس های تاثیر ایمان در پزشکی را ارائه می دهند.

 

دکتر متیو، پروفسور پزشکی در دانشگاه جورج تاون در واشنگتن عقیده دارد، "دعا بسیار مؤثر است. "دکتر متیو تحقیقاتی را ارائه می دهد که در آن مشخص شده افرادیکه دعا و نماز می خوانند، کمتر مریض و بیمار می شوند و سریعتر از جراحی و سایر بیماری ها بهبود می یابند و بهتر با مشکل و بیمای خود کنار می آیند."

 

 

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

سوالى اساسي، دين چيست؟ | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 9:5 PM 


تعريف دين به “گرايش به امر متعالي” تعبير و تعريف صوابى نمى‌باشد. هر چند، تعريف ماهوى از دين ميسر نيست، ولى ارائه تعريف مفهومى از آن ممکن است، زيرا تعريف ماهوى شى بيان ماهيات و ذاتيات آن است. تعريف اشياء به جنس و فصل به صورت حد تام يا حد ناقص، تعريف ماهوى است، اما تعريف دين به اين امور امکان‌پذير نيست، زيرا دين (که مجموعه قواعد اعتقادي، اخلاقى و مفهومى و حقوقى است)، “وحدت حقيقى ندارد و هر آنچه فاقد وحدت حقيقى است، وجود حقيقى ندارد و چيزى که فاقد وجود حقيقى است ماهيت ندارد و فاقد ماهيت، جنس و فصل ندارد”.

جناب آقاى دکتر حسين سليمي، در سخنرانى هفتگى انجمن علمى علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى با موضوع “دين و فرهنگ دينى در عصر جهانى شدن” بياناتى را ايراد فرمودند (1) که در ذيل به نقد و بررسى آنها مى‌‌پردازيم. ايشان “دين را به معناى پديده‌اى تعريف کرد[ند] که گرايش به امر متعالى را در بر مى‌گيرد. شاخصه‌هاى اصلى ديندارى را نيز اعتقاد به امر ماورا ء و قدسى و تاثير اين اعتقاد در اخلاق فردى و اجتماعى [مى‌دانند]“.
در بادى امر، اين نکته به ذهن مى‌رسد که تعريف ايشان از دين،‌تعريف جامعى نيست. به بيان ديگر، تعريف دين به “گرايش به امر متعالي” تعبير و تعريف صوابى نمى‌باشد. هر چند، تعريف ماهوى از دين ميسر نيست، ولى ارائه تعريف مفهومى از آن ممکن است، زيرا تعريف ماهوى شى بيان ماهيات و ذاتيات آن است. تعريف اشياء به جنس و فصل به صورت حد تام يا حد ناقص، تعريف ماهوى است، اما تعريف دين به اين امور امکان‌پذير نيست، زيرا دين (که مجموعه قواعد اعتقادي، اخلاقى و مفهومى و حقوقى است)، “وحدت حقيقى ندارد و هر آنچه فاقد وحدت حقيقى است، وجود حقيقى ندارد و چيزى که فاقد وجود حقيقى است ماهيت ندارد و فاقد ماهيت، جنس و فصل ندارد”.(2)
از اين رو، تعريف دين به حد تام يا ناقص، امکان‌پذير نيست. به ديگر سخن،‌دين تعريف منطقى مرکب از جنس و فصل ندارد، ليکن تعريف مفهومى دين ميسر است و در تعريف دين مى‌توان گفت:”دين مجموعه عقايد، قوانين و مقرراتى است که هم به اصول بينشى بشر نظر دارد و هم درباره اصول گرايشى وى سخن مى‌گويد و هم اخلاق و شئون زندگى او را زير پوشش دارد”.(3)به ديگر سخن دين مجموعه عقايد، اخلاق و قوانين و مقرراتى است که براى فرد و جامعه انسانى و پرورش انسان‌ها از طريق وحى و عقل در اختيار آنان قرار دارد.
به علاوه، در تعريف دين بايد از خلط ميان دين و تدين، يا دين وايمان اجتناب کرد. واضح است تعريف دين به اعتقاد به “هستى‌هاى روحاني” يا “امرى ماورائى و قدسي” کاشف از خلط ميان دين وايمان وتدين و ديندارى است. در حالى که ايمان و تدين با دين فرق دارد. زيرا “تدين و ايمان،‌وصف انسان است ولى دين حقيقتى پيام‌گونه است که خداوند آن را در اختيار انسان قرار مى‌دهد”(4)
همچنين در تعريف دين عنايت به اين نکته شايسته و بايسته است که ميان اديان سنتى مبتنى بر وحى و آموزه‌هاى الهى با دين رتوش شده مدرن که دين را صرفا تحويل دين به ايمان و تجربه دينى يا آخرت گرايى تفسير و تبيين مى‌کنند، تمايز اساسى و آشکار وجود دارد. بر اساس وجوه مختلفى که براى اديان اصيل الهى وجود دارد، يکسرى عناصر و مولفه‌هاى بعضا مشترک يا مجزا ومتفاوت براى آنها متصور است که هر گونه اظهار نظر پيرامون دين، بدون عنايت به آن عناصر و مولفه‌ها فاقد مبنا، قوام واستحکام لازم است.
موارد زير را مى‌توان از عناصر و مولفه‌هاى اديان اصيل الهى برشمرد:
1 - ارائه تفسيرى از جهان بر اساس يک هستى شناسى خاص
2 - تمايز ميان دو حوزه مقدس و نامقدس
3 - وجود اتوريته يک بنيانگذار کاريزماتيک که در بيشتر اديان وجود دارد
4 - وجود يک نوع تعبد و تقليد در برابر بنيانگذار کاريزماتيک
5 - وجود فهرستى از اعتقادات پيرامون موجودات برتر، معاد
6 - شعاير و مناسک عبادى
7 - تجربه ديني،‌هر دينى صرفا يکسرى مفاهيم و اعتقادات فلسفى نيست بلکه براى پيروانش يکسرى تجربه به ارمغان مى‌آورد که خصوصيتش اين است که با علم حضوري، درک مى‌شود که لزوما هم عرفانى نيستند، بلکه تجربه دينى و معنوى هستند.
8 - هدف‌گذارى خير يا سعادت نهايي! که اين خير و سعادت کلى و نهايى در اديان در جهانى ديگر اتفاق مى‌افتد هر چند که برخى اديان اين سعادت را در اين دنيا ارائه مى‌کنند.
9 - هويت بخشى فردى و جمعي،‌ الف- اديان اصيل الهي، هويت فردى ايجاد مى‌کنند. يعنى شخص از طريق دين، خودش را به عنوان يک فرد مى‌شناسد،‌ مى‌تواند به واسطه دين از خودش تعريف ارائه دهد: من مسلمانم. شيعه هستم. ب- هويت بخشى جمعى که تحت عناوينى همچون امت اسلامى تبلور مى‌يابد.
10 - نهاد اجتماعى دين:‌ که اين نهاد اجتماعى در مقولاتى همچون مساجد، معابد، سازمان روحانيت و کارکرد‌هاى اجتماعى تجلى پيدا مى‌کند.
تعريف دين به امر ماورائى و قدسى يا کم توجهى يا بى‌توجهى به عناصر و مولفه‌هاى ديگر اديان اصيل، که مختصرا بيان شد اساسا نوعى تحويل و فرو کاستن دين است که فرآيندى بشرى و منطبق بر اصول اومانيستى (انسان محوري) است و از سويى روتوش کردن دين است.با نگاه فرو کاهشى به دين،‌باب مغالطات بسيارى باز مى‌شود که رهزن اذهان مى‌شوند.اگر ما شاخصه اصلى دين را اعتقاد به امر قدسى دانستيم،‌شايد به سادگى بتوان از عبادات يا احکام معاملات و نيز ابعاد سياسى و اجتماعى دين به عنوان امور عرضى دين دست کشيد و آنها را مخصوص به دوران صدر اسلام دانست. اگر چنين تفکراتى را در ميان روشنفکران دينى مى‌بينيم،‌ناشى از همان مغالطه در تعريف دين است.
پى‌نوشت‌ها:
1 - روزنامه اعتماد، يکشنبه9/2/86،شماره 1379، ص 6
2 - عبدالله جوادى آملى ،‌دين شناسي، نشر اسراء، چاپ اول، 1381 ه- ش. ص 27
3 - همان
4 - همان

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

تفاوت زن ومرد ازدیدگاه اسلام | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 9:4 PM 

آيا اسلام نگاه مردانه به انسان دارد؟ آيا زن مقام پايين تري نزد خداوند نسبت به مرد دارد؟ چرا حجاب براي زن الزامي است؟ چرا احكام زنان و مردان متفاوت است؟
اينگونه سؤالات هميشه درگيري ذهني عده اي بوده و هست و جواب دادن به آن، نياز به آشنايي با اسلام و شناخت شباهت ها و تفاوت هاي زن و مرد دارد.
قرآن بين زن و مرد تفاوتي از لحاظ استعداد روحي قايل نمي شود و در كنار مردان بزرگي چون انبياي الهي، از زنان مؤمن و بزرگي ياد مي كند. از جمله ي اينها مادران موسي و عيسي است. در سوره ي آل عمران اينگونه آمده است كه: «اي مريم! خدا تو را برگزيد و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان برتري داده است.» قرآن وجود زن را نه شر و بلا، بلكه مايه ي خير، آرامش و تسكين مرد مي داند.

 

 

آيا اسلام نگاه مردانه به انسان
اسلام برخلاف برخي نظريات حقارت بار كه وجود زن را مقدمه اي براي وجود مرد مي دانند و اصالت را به مرد مي دهند، زمين و آسمان و ابر و باد و گياه و حيوان را در اختيار انسان مي داند و هيچ كدام از زن و مرد را مقدمه ي وجود ديگري نمي داند. از ديدگاه اسلام، مرد و زن در جهت آفرينش و ماهيت انساني يكسانند و نسبت به ديگري برتري ذاتي ندارند. برتري هر كس، چه زن و چه مرد، در اسلام با ملاك ديگري سنجيده مي شود كه آن تقواست.
در عين حال، تفاوت هاي بين زن و مرد قابل انكار نيست و از اين جهت، اسلام بر خلاف آنچه در جهان امروز مي‌گذرد، حقوق واحد يا وظايف و احکام يكسانی قايل نشده است. لذا برخي همين تفاوت در حقوق و وظايف را دست مايه قرار داده‌اند و مي گويند اگر اسلام زن را انسانی تمام عيار و مساوي با مرد مي دانست، حقوقی مشابه و مساوي براي او قايل مي شد. در حالي كه بايد گفت اگرچه زن و مرد در موارد زيادي با هم اشتراك دارند، اما در ابعاد مختلفي مانند ابعاد روحي و جسمي با يكديگر متفاوت اند و اين تفاوت منجر به ايجاد تفاوت هايي میان زن و مرد مي شود.
در اين ميان پرداختن به موضوع حقوق و وظايف زن يكي از مسايلي است كه امروزه تا حدي بيشتر به آن توجه مي شود و مورد عنايت است. ولي پرداخت صحيح موضوع زن از ديدگاه اسلام و پاسخ گويي به شبهه‌هاي مطرح شده در اين زمينه، از مسايلي است كه تا حدي مورد غفلت و گاه تغافل واقع شده است.
"فريبا برجي" از كارشناسان مسايل زنان، در اين زمينه معتقد است: «امروزه بسياري از نظريه پردازان مسایل زنان، اعتقاد دارند ميان "جنس" و "جنسيت" تمايز آشكار وجود دارد و نمي توان عوارض و تبعات جنسيت را صرفاً به جنس نسبت داد. هرچند شرايط و ويژگي هاي فيزيولوژيكي و زيستي ويژه اي در مورد يك جنس خاص موجب شده است كه ضوابط و معيارهاي اجتماعي و عرفي و جنسيتي ويژه اي براي او در نظر گرفته شود.»
او همچنين با طرح اين سؤال كه با وجود آنكه در تعاليم عاليه اسلامي رعايت حقوق و مصالح زنان به گونه اي برجسته و بارز گنجانيده شده است، اما موجوديت اجتماعي و مشاركت واقعي آنان در رهبري و هدايت جوامع اسلامي تا اين اندازه پايين و كم است، در پاسخ به عوامل متعددی از جمله عوامل و موانع تاريخي، فيزيكي و فيزيولوژيكي، فرهنگي و خانوادگي، موانع مديريتي و رهبري زنان درجامعه و موانع حقوق و قانوني حضور و مشاركت زنان در جامعه اشاره مي كند.
كتاب "حقوق زن"، از سري كتاب هاي پرسمان كانون انديشه جوان است كه به سؤالات اصلي در اين زمينه پاسخ مي دهد. "حميد كريمي"، نويسنده ي اين كتاب، در مورد تأليف كتاب خود مي گويد: «سؤالات اين كتاب، از كتاب "نقد" شماره 12 كه درباره ي حقوق زن بود، استخراج شد. همچنين مراکز نهاد رهبري دردانشگاه ها سؤالاتي ارائه كرده بودند كه مهمترين آنها انتخاب شد. براي جواب دادن به اين سؤالات ابتدا قرار بود كتاب نقد شماره 12 و تعدادي از كتاب هاي شهید مطهري و چند كتاب ديگر لحاظ شود و همان ها دسته بندي گردد، ولي بعد، منابع اصلاح و اضافه شد.»
كريمي از کتاب های شهید مطهری، "زن در آيينه ي جلال و جمالِ" آقاي جوادي آملي، كتاب آقاي مصباح درباره ي حقوق زن در قرآن و "معارف دين" آقاي صافي گلپايگاني به عنوان چارچوب های اساسی مباحث طرح شده در کتاب خود یاد کرد و گفت: «کتاب نقد شماره های 16 و 17 مهمترین منبع برای شروع تألیف این کتاب بود. زماني كه كتاب چاپ شد، بحث حقوق زن و حضور او در عرصه هاي مختلف و شبهات در این زمينه فراگير بود، چرا که بيشترين شبهاتي كه بعد از جنگ مطرح شده، در همین زمينه است.
جاي اينگونه كتاب ها خالي بوده و هنوز هم جاي كار دارد.»
وی درباره ي جامعيت اين كتاب معتقد است: «اگر دقت شود، عمده ترین و اصلی ترین حرف ها تا حدی در قالب پرسش و پاسخ، به صورتی موجز آمده است. جواب ها می توانست مستندتر و دقیق تر هم بررسی شود، ولی از آنجا که قرار بود کتاب محدود و دانشجویی و در عین حال فراگیر و خلاصه باشد، همانطور که می بینید پاسخ ها مختصر است.»
اين كتاب در 220 صفحه و چهار فصل به مسايل مرتبط با حقوق زنان پرداخته است. در فصل اول طی سه بخش به "آفرينش زن" اشاره کرده؛ تفاوت زن و مرد را بررسي و به شبهاتی در مورد عقل زنان پاسخ داده است. فصل دوم كه "فلسفه ي احكام زنان" نام دارد نیز به بررسي سؤالاتي در زمينه ي فلسفه ي احكام زنان، ارث و ديه ي زن، قصاص زن و مرد پرداخته، همچنين سؤالاتي اساسي درباره ي شهادت، مرجعيت، امامت و قضاوت زن در اين فصل مطرح شده است.
آيا خواستگاري مرد از زن، اهانت به زن نيست؟ چرا اجازه ي مادر براي ازدواج دختر شرط قرار نگرفته است؟ آيا مهريه توهين به مقام انساني زن نيست؟ آيا پرداخت نفقه به معناي نفي استقلال زن نيست؟ چرا در اسلام تعدد شوهر حرام است ولي تعدد زن جايز است؟ آيا ازدواج موقت با حيثيت انساني زن منافات ندارد؟ آیا در اسلام و قرآن اجازه ي كتك زدن و خشونت نسبت به زن، به مرد داده شده است؟ آيا حق طلاق مخصوص مردان است؟ چرا در اسلام حق حضانت و نگهداري از كودك به طور يكسان براي زن و مرد قايل نشده است؟ و سؤالاتی از این قبیل، سؤالاتی هستند که پاسخ آنها را در بلندترین فصل کتاب یعنی فصل سوم، با عنوان "حقوق مدنی زن" می توان جستجو نمود.
و اما مسایل "حجاب" و چرایی های آن در زمینه حکمت و حدود حجاب مباحثی است که نویسنده در فصل آخر به آنها پرداخته است. همچنين در اين فصل، بخشي را نیز به سؤالات مطروحه پیرامون رابطه ي زن و مرد اختصاص داده است.
اين كتاب به علت سادگي و اهميت موضوع، از جمله كتاب هايي است كه فروش مناسبي داشته و كاربردي بودن و روانی متن، نکات ارزشمندی است که آن را جهت مطالعه قابل توصیه نموده است. 

«خداوند بزرگ آنگاه كه آدم را از خاك آفريد به ملائكه فرمان داد تا او را سجده كنند، خوابي عميق بر او چيره ساخت، سپس مخلوقي جديد بيافريد...كه وقتي به حركت درآمد، از حركت او به خود آمد. چون بدان نگريست، ديد زيباست و همانند خود اوست، جز اينكه زن است... آدم در اين هنگام گفت: خداوندا! اين مخلوق زيبا كيست كه من نسبت به او چنين احساس انس مي كنم؟ خداوند گفت: اين بنده‌ي من حوّاست...» امام صادق (عليه السلام) (1)

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

روان شناسي اسلامي | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 9:1 PM 

روان شناسي اسلامي

   تعريف

ماحصل تعريف روان شناسي اسلامي در سال 1962 كه از طرف دكتر احمد فؤاد الاهواني مطرح گرديد اين است كه: «روان شناسي اسلامي شاخه اي از روان شناسي است كه به مباحث ديني نزد مسلمانان مي پردازد.»[3] با توجه به نظريه هاي مختلف كه در روان شناسي اسلامي مطرح است تعريف جامعي كه مي توان ارايه كرد: «روان شناسي اسلامي، مطالعة علمي رفتار است كه با فرهنگ و جهان بيني اسلامي متناسب باشد.»[4]

موضوع روان شناسي اسلامي

موضوع روان شناسي اسلامي فراتر از بعد ظاهري و فيزيولوژيكي، بعد باطني و پنهاني رفتار انسان است. يعني رفتار انسان با عنايت به اسباب ظاهري و باطني آن.[5]

اصول موضوعه روان شناسي اسلامي

برخي از اصول موضوعه روان شناسي اسلامي كه در كتاب هاي علم النفس الاسلامي و روان شناسي اسلامي بيان شده است «بحث از طبيعت انسان، هدفمندي و انگيزه و علاقه و بحث از نفس و ماهيت آن، احوال نفس و حالات و عوامل فساد و صلاح نفس، علاقه نفس به جسم، روح و قلب، بحث از افكار و وسوسه، و درباره اميد به زندگي و مسايل زندگي دنيا و سپس آخرت»[6] و موضوع «شهوت، فطرت، تضادهاي موجود بين آنها، عوامل تقويت كننده و تضعيف كننده هر كدام، مكانيسم بروز اختلال هاي رواني واكنشي و غير واكنشي، معيارهاي بيماري و سلامت رواني، ارايه سبك و روش زندگي»[7] از اصول موضوعه روان شناسي اسلامي مي باشد.

فايده و كاربرد

مكتب روان شناسي اسلامي هم مانند هر يك از مكاتب روان شناسي، پشتوانة فلسفي دارد،‌زير بناي تفكر روان شناسي اسلامي از مفاهيم ديني گرفته شده است كه آن را در چارچوب علمي بيان مي كند. «ما بر اساس مفاهيم روان شناختي كه در كتاب و سنت آمده است، مي توانيم هم يك ديدگاه روان شناختي داشته باشيم و هم قانون مندي هاي خاص روان شناختي را از آن استخراج كنيم مثلاً در آية 19 انفال (اِن تتقو الله يجعل لكم فرقاناً) هواپرستي و هواخواهي ها موجب مي شود كه انسان حقايق را به گونه اي ديگر ببيند و واقعيت ها را با همان تحليل ها بسنجد. ما ادعا نمي كنيم كه قرآن و سنت در همة زمينه هاي روان شناسي مطلب دارد، بايد در اين رابطه تلاش كنيم و اين مفاهيم را به دست آوريم. مفاهيمي كه بدست مي آوريم يا هماهنگ با يافته هاي علمي است، در اين صورت اطمينان بيشتري نسبت به يافته هاي علمي پيدا مي كنيم و حتي ممكن است آنها در نزد ما اعتبار و ارزش بيشتري پيدا كند و يا به يك سري مفاهيم و موضوعات روان شناسي برخورد مي كنيم كه روان شناسي موجود به آن نپرداخته است، اين نيز براي يك روان شناس مفيد خواهد بود؛ چرا كه افق جديدي را فراروي او مي گشايد. فايده ديگر اين كار اين است كه چه بسا ممكن است مطالبي را بدست بياوريم كه با تحقيقات موجود در روان شناختي هماهنگ نباشد،‌اين نيز زمينه ساز تحقيقات عميق و گسترده تر در هر دو منبع و روش خواهد شد.»[8]

تاريخچه

«اساسي ترين عامل اهتمام و توجه و تكاپوي جدي متفكران اسلامي دربارة انسان شناسي و بالخصوص پيرامون روان شناسي، تأكيد شديد قرآن مجيد و احاديث كاملاً معتبر از باني بزرگ اسلام پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ است كه با اشكال و عبارات گوناگون شناخت و اصلاح نفس را مطرح فرموده اند تا آنجا كه براي وصول به خداشناسي، خودشناسي را مقدمه لازم معرفي فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» از طرف ديگر پس از دوران رنسانس، روان شناسي مانند ديگر علوم تدريجاً از مادر اصلي خود كه فلسفه بود جدا شده و به جريان افتاد. در نتيجه روان شناسي معاصر در دو قرن 19 و 20 با برچسب دانشگاهي رسمي در غرب و شرق به راه افتاد به طوري كه تدريجاً از ديدگاه اكثريت متفكران علوم انساني، طريق منحصر براي روان آدمي تلقي گشته در نتيجه، علمي به عنوان علم النفس اسلامي از ديدگاه دانشگاهي ناپديد شد.»[9] «در ابتداي قرن 20 دوباره به فعاليت دانشگاهي پرداخت و پيرامون موضوعات روان شناسي اسلامي بحث هايي صورت گرفت كه رسالة دكتراي دكتر محمد عثمان النجاتي تحت عنوان «الادراك الحسي عند ابن سينا» در سال 1942 ميلادي به رشتة تحرير درآمد و اولين كتاب با عنوان روان شناسي اسلامي تحت عنوان «الدراسات النفسيه عندالمسلمين والغزالي» منتشر گرديد. سپس دامنة بحث گسترده شد و مجلاتي در اين زمينه منتشر شد كه مجلة «المسلم» در نوامبر 1974 به چاپ رسيد.»[10] سپس در گوشه و كنار ملت هاي مسلمان همايش ها و كنگره هايي برگزار گرديد. در كشور جمهوري اسلامي ايران نيز قبل از انقلاب ممكن است به صورت متفرقه از سوي كساني نظير شهيد مطهري (ره) كارهايي صورت مي گرفته، ولي گرايش به روان شناسي اسلامي با ابتكار بزرگاني چون علامه مصباح يزدي (دام ظله) و استاد غروي (مد ظله) قبل از انقلاب در مؤسسة در راه حق آغاز و هم اكنون در مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) و پژوهشكده حوزه و دانشگاه ادامه دارد و حاصل آن كتابهايي نظير روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي و مكتب هاي روان شناسي و نقد آن و چندين رساله و پايان نامه نيز با اين گرايش به رشتة تحرير درآمده است كه هر سال رشد و تعالي اين گرايش فزوني دارد.

جايگاه روان شناسي در قرآن و سنت

قرآن و روايات با عبارات مختلف به موضوعاتي نظير شناخت و اصلاح نفس و خودشناسي مي پردازند و بر نقش روان بر رفتار تأكيد مي كنند. از سويي براي هر يك از اصول موضوعه روان شناسي اسلامي دستوراتي دارد كه به اهميت اين مسئله اشاره دارد. تا جايي كه قرآن (29 حجر) خلقت انسان را از روح خود مي داند. در كلام وحي و روايات به واژگاني مانند سكون، روح، سلام و... پرداخته است كه تشريح آن نيازمند تفصيل است. نكتة اساسي، توجهي است كه از ابتداي خلقت انسان تا بي نهايت از طرف خدا به انسان شده است كه تمام آن براي به سعادت و آرامش رسيدن انسان است و لاجرم رفتار انسان قطره اي از نظرگاه اقيانوس بي كران آفريننده است.

مقايسه با علوم غير اسلامي

تفاوتي كه از طرف برخي از مخالفين روان شناسي اسلامي مطرح مي شود اين است كه آيا روان شناسي اسلامي علم است يا خير و ثانياً آيا اصول روان شناسي اسلامي علمي است؟

براي پاسخ به اين دو سؤال ابتدا بايد علم، روش علمي، وظيفه علم و نظرية علمي را تعريف كنيم. «علم عبارت است از كاربرد روش علمي در پيدا كردن جواب براي مسايل حل شدني»[11] و روش علمي «تلاشي است نظامدار براي پاسخ دادن به پرسش هاي خاصي (كه حل شدني باشد اما نتوان فوري و با سرعت بدانها جواب داد). با آن كه شاخه هاي علوم متفاوت با يكديگرند و فنون پژوهش علمي نيز ممكن است از يك علم به علم ديگر، به گونه قابل ملاحظه اي متفاوت باشد، ساختار همه آنها متكي بر يك نظام منطقي است و در همة آنها يك فلسفه مشترك به نام «روش علمي» وجود دارد. ويژگي و جنبة كلي (و جهاني) همين «روش علمي»‌ است كه جست و جو و كاوش براي قوانين كلي حاكم بر رفتار را در بر مي گيرد.»[12] و «مهم ترين وظيفة هر علم تدوين و توسعه تئوري است. (كرلينگر، 1973؛ اشميت، 1992)»[13] و نظريه علمي «نظريه مجموعه اي از مفهوم، تعريف و فرضيه مرتبط به هم كه با مشخص كردن روابط ميان متغيرها، ديد و يا نظري منظم و منسجم از پديده هاي مورد بحث به دست مي دهد و هدفش تبيين و پيش بيني پديده هاست.»[14]

با توجه به تعاريف فوق روان شناسي اسلامي به دليل اين كه نظامدار بوده و ساختار آن متكي بر يك نظام منطقي است، يك علم است. و «بنابر اصول خود به تعريف مفهوم و فرضيه مرتبط با هم در مورد عامل حيات، شهوت، فطرت، تضادهاي موجود بين آنها، عوامل تقويت كننده و تضعيف كننده هر كدام، مكانيسم بروز اختلال هاي رواني واكنشي و غير واكنشي، معيارهاي بيماري و سلامت رواني، ارايه سبك و روش زندگي در مقياس وسيع پرداخته و به طور كلي، در هر يك از شاخه هاي مربوط به روان شناسي فردي و اجتماعي و هر جنبه اي كه به انسان مربوط مي گردد، ديدگاه اختصاصي خويش را دارد. از سوي ديگر مهم ترين خصوصيت و فايده اي كه نظريه براي استفاده كننده آن در بردارد عبارتند از منظم كردن يافته ها، ايجاد فرضيه، توان پيش بيني و توان تبيين؛ مكتب روان شناسي اسلامي تمام فعل و انفعال هاي فردي و اجتماعي انسان را در وجود دو جريان ذاتي و غير اكتسابي به نام فطرت و شهوت خلاصه مي نمايد و به تضاد بين اين دو جريان معتقد است و عوامل تقويت كننده و ضعف هر كدام را بيان مي كند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . سيدني، الن، شولتز و دوان. پي . شولتز؛ ترجمه علي اكبر سيف و ديگران، تاريخ روان شناسي نوين، ج 1، ص 19و 20.

[2] . ترجمه و تلخيص از نويسنده: دكتر صالح بن ابراهيم الصنيع، دراسات في التاصيل الاسلامي لعلم النفس، ص 10 و 11.

[3] . همان، ص 11.

[4] . مجلة معرفت، ‌ش 50، ص 10، استاد حجت الاسلام غروي، مدير گروه روان شناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) و پژوهشكده حوزه و دانشگاه.

[5] . همان، با تغيير و تلخيص.

[6] . ترجمه و تلخيص از نويسنده: دكتر صالح بن ابراهيم الصنيع، دراسات في التاصيل الاسلامي لعلم النفس، ص 14.

[7] . دكتر سيد ابوالقاسم حسيني (استاد روان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي مشهد)، روان شناسي اسلامي براي دانشجويان، 1377 هـ.ش ، ص 106.

[8] . معرفت، ش50.

[9] . مقدمه استاد محمد تقي جعفري (ره) بر كتاب دكتر سيد ابوالقاسم حسيني، روان شناسي اسلامي براي دانشجويان، 1377 هـ ش، ص 3.

[10] . ترجمه و تلخيص از نويسنده: دكتر صالح بن ابراهيم الصنيع، دراسات في التاصيل الاسلامي لعلم النفس، ص 8.

[11] . دكتر حيدر علي هومن، شناخت روش علمي در علوم رفتاري، (پايه هاي پژوهش) چاپ 3، 1376، ص 5.

[12] . همان، ص 23.

[13] . همان، ص 35.

[14] . دكتر سيد ابوالقاسم حسيني، روان شناسي اسلامي براي دانشجويان، 1377 هـ ش، ص 3.

 

سيد تقي قاضوي

 

 

 

1--2-- 

مقدمه: روشن فكران پيشاهنگ روان شناسي در واقع فيلسوفان باستان هستند، اما سنت و شكل روان شناسي نوين اندكي بيش از صد سال سابقه دارد. صدمين سالگرد روان شناسي نوين در سال 1979 جشن گرفته شد. هرمن ابينگهاوس (herman ebinghaus) روان شناس قرن 19 مي گويد: «روان شناسي پيشينه اي دراز اما تاريخچه اي كوتاه دارد.» آنچه كه فلسفه قديم را از روان شناسي جديد متمايز مي سازد و پيدايش يك نظام مستقل را نشان مي دهد،‌رويكردها و فنون مورد استفاده است.»[1] و اما «اصطلاح روان شناسي اسلامي تحت عنوان علم النفس الاسلامي براي اولين بار در مقدمه كتاب «الدراسات النفسيه عند المسلمين و الغزالي بوجه خاصه» كه تقرير دكتر احمد فؤاد الاهواني است و استاد عبدالكريم العثمان تحرير كرده است در سال 1962 آمده است.»[2]

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

دینداران، سالم‌ترند؛ | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 8:59 PM 

دینداران، سالم‌ترند؛ گزارش نشست سلامت و معنویتآیا شما فکر می‌کنید افرادی که مذهبی‌ترند یا اخلاق بهتری دارند یا به مسائل معنوی و عرفانی بیشتر توجه دارند، کمتر بیمار می‌شوند؟

 

 

 

اینها همه سؤالاتی است که موضوع بحث صاحب‌نظران در نشست علمی سلامت و معنویت را تشکیل می‌دهد؛ نشستی که سی‌ام تیرماه ۸۶ در سالن اجتماعات پارک نظامی گنجوی در تهران و به همت مرکز تحقیقات فرهنگی شهرداری، برگزار شد.

این نشست علمی دو بخش داشت، یکی بخش مفاهیم که بیشتر به اصول و تعاریف معنوی و دینی می‌پردازد و دوم بخش بیولوژی که به طور اختصاصی به رابطه سلامت و معنویت و شواهد به دست آمده در این‌باره می‌پردازد. مهم‌ترین موضوعات طرح شده در این نشست را مرور می‌کنیم.

ابتدای جلسه دکتر بوالهری از اهداف همایش می‌گوید و در مرحله بعدی، دکتر مؤذن، مشاور شهردار، از اهمیت برگزاری چنین همایش‌هایی و این که معنویت کاذب را نباید به جای معنویت راستین گرفت؛ معنویتی که در آن به احساسات و تجربه‌های شخصی بیشتر توجه می‌شود تا نقش خدا و یک نیروی برتر.

در بخش اول نشست، دکتر سید احمد واعظی، اشاره می‌کند که سازمان جهانی بهداشت، از سال ۱۹۹۸، حتی قبل از این که اهداف بهداشت برای همه تا سال۲۰۰۰ را بررسی و ارزیابی کند، متوجه شده بود که از این به بعد کارش فقط پیشگیری از بیماری‌های عفونی و حتی بیماری‌های غیرواگیر نیست.

دکتر واعظی اشاره می‌کند که مفاهیمی مثل «ارتقای سلامت» تنها به نبود بیماری اکتفا نمی‌کند؛ بلکه باید تلاش کرد که فرد از وضعیت فعلی خود یک قدم بهتر و بالاتر رود و اصطلاحاً در مسیر بهتر شدن پیش برود و این همان چیزی است که با اتکا به معنویت قابل دسترسی است. به این ترتیب سلامت، رفاه کامل از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و همچنین معنوی تعریف شد.

از آنجا که پیش از شروع هر بحثی، لازم است مفاهیم مورد استفاده در آن به خوبی تعریف شود تا بحث به نتیجه برسد، دکتر واعظی در ادامه، به تعریف مفاهیم ۵ گانه مورد استفاده در بحث پرداخت و تعریفی از آنها، یعنی از دین، معنویت، انسانیت، عرفان و اخلاق، ارائه کرد.

● در جستجوی معنویت از یادرفته

چرا انسان به معنویت توجه نشان داد؟ این سؤالی است که سخنران دوم، آقای عباس رمضانی فرانی صحبتش را با آن شروع می‌كند. به گفته ایشان، موضوعات زیست‌محیطی، افزایش مشکلات اجتماعی مثل طلاق و بیماری‌های رفتاری مانند ایدز باعث شد که بشر توجه تازه‌ای به انسان معنوی و فلسفی داشته باشد.

موضوع اصلی صحبت او که دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی است، این است که چگونه دین و معنویت می‌تواند به ارتقای بهداشت روانی کمک کند. یکی از مهم‌ترین تئوری‌ها را در این زمینه، به گفته رمضانی، آلپورت ارائه داده است.

آلپورت اعتقاد دارد تنها زمانی مذهب می‌تواند به ارتقای سلامت روان کمک کند که «درونی» شده باشد. یعنی تنها برای رفع نیازها و حاجت‌ها به یک نیروی ماورایی متوسل نشده باشیم، بلکه اعتقاد به مسائل معنوی و باورهای دینی، در عمق جانمان وجود داشته باشد.

رمضانی به تحقیقات متعددی اشاره می‌كند که نشان داده بود چگونه افراد معتقد به باورهای مذهبی و معنوی، سلامت روانی بالاتری دارند. مثلاً تحقیقات نشان داده افراد مذهبی بهتر می‌توانند با تنش و استرس مقابله کنند و با شرایط استرس‌زا کنار بیایند و سازگاری به دست آورند. همچنین تحقیقات نشان داده این افراد بهتر می‌توانند هیجان‌هایی مثل خشم را در خود کنترل کنند.

عزت نفس این افراد هم بهتر است و مهارت‌های اجتماعی قوی‌تری دارند. حتی اثر معنویت در درمان برخی بیماری‌های رفتاری مانند اعتیاد هم بررسی شده است. نمونه مهم آن هم گروه‌های NA هستند که آیین‌های معنوی و طراحی مراتب رشد درونی، به آنها کمک می‌کند نه تنها درمان اعتیادشان موفقیت‌آمیزتر باشد، که از لحاظ معنوی هم رشد کنند.

● یک متر برای اندازه‌گیری دینداری

سخنران بعدی، دکتر علی‌اصغر نژادفرید است که قصد دارد حاصل مطالعات خود را در زمینه «ابزارهای اندازه‌گیری دینداری و معنویت» به حاضران در جلسه ارائه کند. البته شاید این موضوع در ظاهر چندان مربوط نرسد، اما وقتی اهمیت اندازه‌گیری را در مطالعات علمی بدانیم، به ارتباط این بحث با سایر مفاهیم ارائه شده در نشست، اعتراف خواهیم کرد.

از آنجا که هر نوع ادعای علمی باید شواهد معتبر کمّی و قابل‌اندازه‌گیری داشته باشد تا بتوان درستی و غلطی آن را سنجید، اگر بخواهیم بررسی کنیم که آیا معنویت در سلامت (یا هر فاکتور دیگری) موثر است، اول باید یک واحد اندازه‌گیری برای سنجش میزان معنویت فرد در دست داشته باشیم. به این ترتیب خواهیم توانست افراد را از نظر میزان معنویت‌شان باهم بسنجیم و مقایسه کنیم.

دکتر نژادفرید، به فعالیت‌های انجام شده در زمینه طراحی آزمون‌هایی که بتواند میزان دینداری و معنویت افراد را با نتایج عددی بسنجد، اشاره کرد؛ مثل کاری که آقای مسعود آذربایجانی، از روحانیون انجام داده بودند و آزمونی با عنوان «جهت‌گیری‌های مذهبی با تکیه بر اسلام» طراحی کرده بودند.

● تضرع یا افسردگی؟

در بخش دوم، موضوعات کاربردی‌تری مطرح شد. موضوعاتی از قبیل این که چگونه دین می‌تواند فاکتورهای مربوط به سلامت را تغییر دهد و دید جدیدی در این باره بدهد. اولین سخنران این بخش، دکتر اصفهانی است که ضمن باز کردن این بحث، اشاره می‌كند که بدون توجه به بعد معنوی انسان، نمی‌توان جسم، روان و همین طور شخصیت اجتماعی او را شناخت و برای سلامت آن کاری کرد.

دکتر اصفهانی با یک مثال جالب، سعی می‌كند دید تازه‌تری به رابطه معنویت و سلامت به وجود‌آورد: آیا کسی که نیمه شب از خواب بیدار شده، گریه و تضرع می‌کند و به درگاه خدا مناجات می‌کند، افسردگی دارد و بیمار است؟ ‌از دیدگاه اسلام این فرد در عین سلامت روانی است، اما اگر بدون توجه به بعد معنوی قضیه او را ارزیابی کنیم، قطعاً رأی به افسرده بودن او می‌دهیم یا حداقل در مورد او گیج خواهیم شد و نمی‌توانیم اظهارنظری کنیم.

سخنران بعدی، دکتر محمد کامران درخشان است که از انستیتو روانپزشکی تهران دعوت شده است. ایشان خلاصه‌ای از مهم‌ترین تحقیقات انجام‌شده در زمینه تاثیر معنویت بر سیستم ایمنی را برای ارائه در این نشست، گردآوری کرده.

به گفته ایشان، رابطه بسیاری از بیماری‌های جسمی، با اختلال سیستم ایمنی، شناخته شده؛ از بیماری‌های عفونی و انواع سرطان‌ها گرفته تا بیماری‌های پوست و مو و حتی اختلالات غدد مانند دیابت. بنابراین اگر بتوانیم به طریقی نشان دهیم که عاملی روی سیستم ایمنی دخالت دارد، می‌توانیم نشان دهیم که بر طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها مؤثر خواهد بود.

اما تاثیر معنویت روی سیستم ایمنی؛ دکتر درخشان، این تاثیر را به دو روش تقسیم می‌كند. یکی تاثیر مستقیم فعالیت‌های معنوی در روند بیماری و بهبود افراد و دیگری تاثیر غیرمستقیم آنها، تاثیری که معنویات ابتدا روی مسائل روانی مانند کاهش استرس و تنش می‌گذارند و این کاهش استرس، می‌تواند باعث تعادل در سیستم ایمنی آنها شود.

او می‌گوید: در تحقیقی که روی تعدادی از دانشجویان آمریکایی انجام شده بود، محققان متوجه شدند اگر به این دانشجویان فیلم «مادرترزا» را نشان بدهند (قدیسی که زندگی‌اش را وقف خدمت به خدا و مردم کرده بود) ایمونوگلوبین‌های بزاقی (IgA) بیشتری تولید شده بود. در حالی که آنها که فیلمی درباره جنگ جهانی دوم دیده بودند از این ماده ایمنی‌زا کمتر داشتند. (توجه داشته باشید که در اینجا معنویت به معنی دین نیست و همه‌گونه احساس‌های ماورایی را در بر می‌گیرد، حتی احساس‌های هنری و نوع‌دوستی و مانند اینها را).

تحقیق دیگری در سال ۱۹۹۷ در آمریکا نشان داد افرادی که به طور مرتب در مراسم مذهبی شرکت داشتند، میزان شاخص‌های التهابی، مانند اینترلوکین ۶، در آنها کمتر از بقیه بود و سلول‌های نوتروفیل-‌ نوعی از گلبول‌های سفید که مسئول دفاع علیه عفونت‌های حاد است- بیشتری داشتند.

این نتایج در بیماران مبتلا به نقص ایمنی هم به همین شکل جالب توجه بود. در یکی از این بررسی‌ها، اثر مباحثه در زمینه‌ مسائل معنوی، مطالعه کتاب و مقاله در این باره، باعث می‌شود میزان CD۴ آنها، بیشتر ‌شود؛ شاخصی که نشان‌دهنده سطح توان ایمنی باقیمانده بدن است. همچنین در این افراد سطح افسردگی و علائم اضطراب هم پایین‌تر آمده بود.

دكتر درخشان ادامه می‌دهد: مطالعه دیگری روی بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شده که نتایج آن هم جالب توجه است. از بین این بیماران، در افرادی که به طور مرتب در فعالیت‌ها و مراسم مذهبی شرکت می‌کردند، چند شاخص نشان‌دهنده بالا رفتن سطح فعالیت‌ سیستم ایمنی بدن بهبود پیدا کرده بود؛

شاخص‌هایی مانند گلبول‌های سفید نوع T کمک‌کننده (helper)، مجموع لنفوسیت‌ها و سلول‌های دفاعی موسوم به «کشنده‌های طبیعی»، به طور قابل‌ملاحظه‌ای بالا رفته بود. تحقیقات دیگر نشان می‌دهد متوسط طول عمر افرادی که به شرکت در مراسم مذهبی مقید بودند، ۷ سال بیشتر از سایر افراد بود.

این تاثیرها، به گفته دکتر درخشان، وابسته به مذهب یا دین خاصی نیست و در همه اقوام و مذاهب مصداق دارد. به عنوان مثال مطالعه‌ای که روی ۱۰ هزار یهودی، به مدت ۲۳ سال انجام شده، نشان می‌دهد افرادی که به امور مذهبی اشتغال داشتند، ۲۰ درصد کمتر از بقیه از بیماری‌های عروق کرونر قلب فوت کرده بودند.

● آرامش در پناه معنویت

شاید اگر بخواهیم همه این نتایج را به نوعی توجیه کنیم، یکی از مهم‌ترین توجیه‌هایمان این باشد که پرداختن به امور معنوی می‌تواند استرس‌مان را کم کند و باعث آرامش‌مان شود. همین کمک می‌کند تا سیستم ایمنی بدن بهتر کارش را انجام دهد.

در این باره هم مطالعات زیادی انجام شده که دکتر درخشان پاره‌ای از آنها را مرور می‌کند: بررسی مروری روی ۱۰۰ پژوهش نشان داد ۷۹ درصد از این پژوهش‌ها توانسته‌اند همبستگی معنادار و مثبتی را بین افزایش اشتغال به امور مذهبی و افزایش ‌روان‌درستی مشخص کنند.

در مطالعه دیگری از همین نوع که در دانشگاه دوک انجام شده، معلوم شد از ۹۳ پژوهش، ۶۰تای آنها توانسته‌اند نشان دهند که در این افراد میزان افسردگی به طرز قابل‌ملاحظه‌ای کمتر دیده می‌شود.

● مطالعات ایرانی

ایرانی‌ها هم مطالعات خوبی در این‌باره داشته‌اند؛ گرچه حجم آن به اندازه مطالعات غربی نیست. یکی از این مطالعات نشان داده كه کسانی که به نماز‌های یومیه‌شان پایبندند، اصولاً احساس ذهنی (یا همان روان‌درستی) بیشتری دارند.

مطالعه دیگری در سال ۱۳۸۰ نشان داده که رابطه معنی‌داری بین توکل و احساس آرامش روانی وجود دارد. خانم دکتر آرین، از محققان ایرانی ساکن کانادا، در سال ۱۳۸۰ نشان داده که دینداری و احساس روان‌درستی با هم رابطه مستقیمی دارند.

سرگلزایی، محقق دیگر ایرانی است که در همان سال تحقیق دیگری را گزارش کرد که نشان می‌داد هر چه زمان فعالیت‌های مذهبی بیشتر باشد، میزان افسردگی، استرس و همچنین سوءمصرف مواد کمتر می شود.

 

دیگری را هم آقای دکتر بوالهری و همکارانشان در سال ۷۹ در انستیتو روانپزشکی تهران انجام داده‌اند؛ به این ترتیب که پرسشنامه‌ای را برای ارزیابی میزان توکل افراد طراحی کردند. مقایسه نتایجی که افراد در این پرسشنامه‌ها به دست آورده‌اند با نتایج حاصل از پرسشنامه استرس نشان داده است که هرچه توکل فرد بیشتر باشد، استرس او کمتر است.

نتایج مشابهی هم در زمینه بروز رفتارهای پرخطر و ناسالم به دست آمده. به عنوان مثال، در بررسی ۱۳۸ پژوهش، مشخص شده است ۹۰ درصد نتایج این پژوهش‌ها به صراحت نشان می‌دهند که افراد مذهبی، ‌کمتر سیگار می‌کشند، کمتر الکل مصرف می‌کنند و رفتارهای پرخطر جنسی کمتری داشته‌اند.

● چند سؤال

به نظر می‌رسد درباره تاثیر دین و معنویت بر مسائل مربوط به بهداشت، سلامت و پزشکی، ابهامات زیادی وجود دارد. این را، هم سخنرانی‌های این نشست نشان می‌دهد و هم پرسش و پاسخ‌هایی که در فواصل سخنرانی‌ها جریان داشت.

این‌طور به نظر می‌رسد كه اکثر صاحب‌نظران هنوز به درک واحدی از معنا و مفهوم معنویت و دین نرسیده‌اند. آنها نمی‌دانند که باید تاثیر معنویت را بر بیماران بررسی کنند یا پزشکانی که قرار است این بیماران را معاینه و درمان کنند.

ضمن این که علی‌رغم تاکید اغلب کارشناسانی که در این همایش حضور داشتند، خطر نگاه ابزارگرایانه به مسائل معنوی و دینی، صرفاً برای درمان بهتر بیماری و نه به خاطر اصل آنها، به شدت وجود دارد.

با وجود تمام این ابهامات که در مرحله تعاریف و اصول دیده می‌شود، در مرحله کاربرد هم با مشکلات مهمی مواجهیم و آن این که نتایج حاصل از مطالعات کاربردی هنوز به طور کامل قابل‌توجیه نیستند. هنوز نمی‌توان به درستی در مورد چگونگی تاثیرگذاری عامل مذهب روی سلامت و بیماری افراد توضیح مشخصی ارائه داد.

بسیاری از عوامل هستند که همزمان و همراه با زندگی مذهبی در زندگی فرد وارد می‌شوند که ممکن است این تاثیر مثبت مذهب، مربوط به این عوامل باشد. به عنوان مثال، ممکن است این تاثیر مذهب به دلایل سیستم‌های حمایتی باشد که در جامعه مذهبی و بین افراد معتقد وجود دارد و آنها را به همدیگر پیوند می‌زند.

ممکن است اصولاً افرادی به طرف مذهب و اعتقادات معنوی بروند که شخصیت‌های خاصی دارند؛ مثلا آرام‌ترند یا متعادل‌ترند. همین شخصیت ممکن است به آنها کمک کند تا استرس یا رفتارهای ناسالم کمتری داشته باشند.

ممکن است مذهب ارزیابی‌های شناختی فرد را از محیط اطرافش تغییر دهد و این نوع نگاه تازه به زندگی باعث شود تا او بتواند سالم‌تر زندگی کند و بهتر با شرایط کنار بیاید و بنابراین کمتر بیمار شود. همه اینها سؤالاتی است که پژوهش‌های تازه‌ای برای پاسخ به آنها مورد نیاز است.

مثلاً کمتر سکته می‌کنند یا اگر سرطان بگیرند، بهتر درمان می‌شوند یا اصولاً طول عمرشان بیشتر از بقیه افراد است؟ فکر می‌کنید دعا چگونه می‌تواند در بهبود بیماری موثر باشد؟ آیا به رابطه بین توکل، صله رحم، راستگویی، نماز خواندن و آرامش روانی فکر کرده‌اید؟

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

مروری بر دیدگاه های چند تن از روانشناسان غربی در روانشناسی دین | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 8:58 PM 

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 

●‌اشاره:

در مقالهٔ‌ حاضر دیدگاه‌ نظریه‌پردازانی‌ كه‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریهٔ‌ خاصی‌ را به‌ طور مستقل‌ ارائه‌ كرده‌اند مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است. ابتدا نظریه‌ ویلیام‌ جیمز (۱۹۰۱) پیرامون‌ تجربیات‌ دینی‌ كه‌ به‌ صورت‌ گزارش‌های‌ افراد مختلف‌ ارائه‌ شده‌ مطرح و نهایتاً‌ نظریهٔ‌ ناهشیار به‌ عنوان‌ منبعی‌ برای‌ تجربیات‌ جذبه، عرفان، اشراق‌ و هرگونه‌ تجربیاتی‌ كه‌ نوعی‌ ارزش‌ معنوی‌ دارد ارائه‌ شده‌ است. سپس‌ نظریهٔ‌ گوردون‌ آلپورت‌ (۱۹۵۰) در خصوص‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ درونی‌ و بیرونی‌ و تفاوتهای‌ هریك‌ با دیگری‌ مطرح شده‌ است. در ادامه‌ نظریه‌ اریكسن‌ (۱۹۶۸) در خصوص‌ ایمان‌ به‌ عنوان‌ یك‌ نیاز حیاتی‌ انسان‌ بزرگسال‌ كه‌ تحول‌ یافتهٔ‌ ظرفیت‌ اعتماد كودك‌ به‌ جهان‌ و مادر است‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ است. مفهوم‌ دیگری‌ كه‌ از سوی‌ اریكسن‌ مطرح‌ شده‌ «هویت» و «بحران‌ هویت» است. این‌ مفاهیم‌ كه‌ در بحث‌ شكل‌گیری‌ شخصیت‌ فرد مطرح‌ می‌شود با دینداری‌

ارتباط‌ پیدا كرده‌ است. همین‌ ارتباط‌ باعث‌ شده‌ است‌ تا برخی‌ از روان‌شناسان‌ مانند جیمز مارشیا (۱۹۸۰) و آدامز (۱۹۸۹) گرایش‌ به‌ دین‌ را به‌ عنوان‌ بخشی‌ از هویت‌ فرد در نظر بگیرند. در خاتمه‌ نظریه‌ فولر و لوین‌ (۱۹۸۰) كاملاً‌ توضیح‌ داده‌ شده‌ است. طبق‌ این‌ نظریه‌ ایمان‌ طی‌ شش‌ مرحله‌ تكامل‌ می‌یابد. این‌ مراحل‌ از كودكی‌ و نوجوانی‌ آغاز شده‌ و تا میانسالی‌ تحول‌ می‌یابد.

علم‌ روان‌شناسی‌ طی‌ یك‌ قرن‌ گذشته‌ نسبت‌ به‌ پدیدهٔ‌ مذهب‌ موضع‌گیری‌های‌ بسیار متفاوتی‌ داشته‌ است. اگر چه‌ ویلیام‌ جیمز و استانلی‌هال‌ به‌ عنوان‌ متقدمین‌ روان‌شناسی‌ در آمریكا نسبت‌ به‌ مطالعهٔ‌ دین‌ توجه‌ خاصی‌ داشتند اما روند مطالعات‌ روان‌شناسی‌ در غرب‌ و خصوصاً‌ آمریكا حاكی‌ از عدم‌ توسعهٔ‌ رغبت‌های‌ متقدمین‌ توسط‌ متاخرین‌ است. ویلیام‌ جیمز (۱۹۰۲) در كتاب‌ گونه‌های‌ تجربهٔ‌ دینی‌ خود كه‌ شامل‌ بیست‌ سخنرانی‌ وی‌ است‌ به‌ بررسی‌ انواع‌ تجربیات‌ دینی‌ پرداخته‌ است. وی‌ ضمن‌ استناد به‌ تجربیات‌ شخصی‌ افراد در حالات‌ جذبه، خلسه‌ و احساس‌ حضور نزد پروردگار به‌ مسئله‌ وحدت‌ وجود كه‌ از مباحث‌ اساسی‌ در فلسفه‌ و عرفان‌ است‌ توجه‌ می‌كند (ویلیام‌ جیمز() ۱۳۵۶ صفحهٔ‌ ۱۰۹). دامنهٔ‌ مطالعات‌ ویلیام‌ جیمز در زمینهٔ‌ تجربیات‌ دینی‌ از كشور آمریكا فراتر رفته‌ و فرهنگ‌ شرق‌ را نیز در بر می‌گیرد. این‌ بررسی‌ها شامل‌ سرگذشت‌ غزالی‌ و اشاره‌ به‌ اشعار شبستری‌ در گلشن‌ راز نیز می‌شود. حاصل‌ این‌ مطالعات‌ منجر به‌ ارائه‌ یك‌ فرضیهٔ‌ اساسی‌ در زمینه‌ روان‌شناسی‌ دین‌ می‌شود (ویلیام‌ جیمز() ۱۳۵۶ صفحه‌ ۱۱۰). طبق‌ این‌ فرضیه،محتوای ناهشیار صرفاً‌ شامل‌ خاطرات‌ ناقص، تداعی‌ معانی‌ عجیب‌ و غریب‌ و مانند آن‌ نیست. بلكه‌ قسمت‌ ناهشیار شخصیت‌ انسان‌ می‌تواند منبع‌ و سرچشمه‌ بسیاری‌ از شاهكارها و آثار نبوغ‌ باشد. جیمز می‌گوید:

«به‌ هنگامی‌ كه‌ مسئله‌ تصوف، عرفان، دعا و نیایش‌ را مورد مطالعه‌ قرار داده‌ بودیم‌ ملاحظه‌ كردیم‌ كه‌ در زندگی‌ مذهبی‌ نقش‌ عمده‌ را فیض‌نهایی‌ كه‌ از قسمت‌ ناهشیار ما می‌رسد بازی‌ می‌كنند. بنابراین‌ من‌ فرضیه‌ خود را اینطور قرار می‌دهم: این‌ حقیقت‌ برتر كه‌ ما در تجربیات‌ دینی‌ با آن‌ ارتباط‌ پیدا می‌كنیم، بیرون‌ از حدود وجود فردی‌ ما هرچه‌ می‌خواهد باشد، درون‌ حدود وجود ما، دنبالهٔ‌ ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتی‌ كه‌ ما به‌ این‌ نحو پایهٔ‌ فرضیهٔ‌ خود را بر روی‌ امری‌ كه‌ مورد قبول‌ دانشمندان‌ روان‌شناس‌ است‌ قرار می‌دهیم، با علوم‌ امروزی‌ تماس‌ خود را حفظ‌ كرده‌ایم؛ حال‌ آنكه‌ علمای‌ علم‌ كلام‌ چنین‌ تماسی‌ را ندارند» (ویلیام‌ جیمز() ۱۳۵۶ صفحه‌ ۱۹۷).

استانلی‌ هال‌ به‌ عنوان‌ اولین‌ رئیس‌ انجمن‌ روان‌شناسی‌ آمریكا(APA) نیز به‌ عنوان‌ یكی‌ از پیشكسوتان‌ روان‌شناسی‌ در آمریكا به‌ بررسی‌ دین‌ علاقمند بود و نشریه‌ای‌ را در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ تاسیس‌ كرد كه‌ تا سال‌ ۱۹۱۵ چاپ‌ می‌شد. مقالات‌ چاپ‌ شده‌ در این‌ نشریه‌ عمدتاً‌ به‌ آموزش‌های‌ اخلاقی‌ و مذهبی‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ مربوط‌ می‌شد (استانلی‌ هال‌ ۱۸۹۱ به‌ نقل‌ از ریچارد.اِل‌ . گورساچ() ۱۹۸۸). همانطور كه‌ در ابتدای‌ مقاله‌ ذكر شد روان‌شناسان‌ موضع‌گیری‌های‌ متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ بررسی‌ دین‌ در حوزهٔ‌ علم روان‌شناسی‌ داشته‌اند. آنچه‌ كه‌ در این‌ مقاله‌ بیشتر به‌ آن‌ توجه‌ می‌شود ذكر نظریاتی‌ است‌ كه‌ مذهب‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ موضوع‌ مستقل‌ و حائز اهمیت‌ مورد توجه‌ قرار داده‌ و دربارهٔ‌ آن‌ نظریه‌پردازی‌ كرده‌اند. و نه‌ كسانی‌ كه‌ دربارهٔ‌ انسان‌ نظریه‌پردازی‌ كرده‌اند و دین‌ را نیز مانند سایر موضوعات‌ مشمول‌ همان‌ نظریه‌ كلی‌ خود دانسته‌اند. همانطور كه‌ در ابتدای‌ مقاله‌ اشاره‌ شد روان‌شناسان‌ موضع‌گیرهای‌ متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ بررسی‌ دین‌ در حوزهٔ‌ علم‌ روان‌شناسی‌ داشته‌اند. از میان‌ بینانگذاران‌ مكاتب‌ مختلف‌ در روان‌شناسی‌ زیگموند فروید با پدیدهٔ‌ دینی، برخوردی‌ كاملاً‌ منفی‌ داشته‌ و به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ كوشیده‌ است‌ تا اصالت‌ دین‌ را نادیده‌ بگیرد. از سوی‌ دیگر بنیانگذار رفتاری‌ نگری‌ جان‌ واتسن‌ (۱۹۲۵) نیز با توجه‌ به‌ اینكه‌ موضوع‌ علم‌ روان‌شناسی‌ را «رفتار» قابل‌ مشاهده‌ و اندازه‌گیری‌ اعلام‌ می‌كند و با هرگونه‌ روش‌های‌ بررسی‌ درون‌ نگرانه‌ مخالفت‌ می‌كند و برای‌ بررسی‌ اعتقادات‌ مذهبی‌ مجالی‌ باقی‌ نمی‌گذارد (ال.بی.براون‌ () ۱۹۸۷ صفحه‌ ۹۸).

ریچارد گورساچ‌ (۱۹۸۸) كه‌ به‌ بررسی‌ تاریخچهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ پرداخته‌ است‌ معتقد است‌ كه‌ از دههٔ‌ ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ در زمینه‌ روان‌شناسی‌ دین‌ مطالعه‌ مهمی‌ انجام‌ نشده‌ است. البته‌ گوردون‌ آلپورت‌ از سال‌ ۱۹۵۰ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ كتاب‌ فرد و دینش‌ را تالیف‌ كرد كه‌ بایستی‌ حركت‌ او را در این‌ زمینه‌ حائز اهمیت‌ دانست. هنر آلپورت‌ این‌ بود كه‌ به‌ عنوان‌ یك‌ روان‌شناس‌ اجتماعی‌ با ارائه‌ نظریهٔ‌ جهت‌گیری‌ درونی‌ و بیرونی‌ نسبت‌ به‌ دین‌ در انسان‌ توانست‌ مطالعات‌ روان‌شناسی‌ اجتماعی‌ در زمینهٔ‌ تعصبات‌ نژادی‌ را با در نظر گرفتن‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ فرد مورد مطالعه‌ قرار دهد (اِل.بی، براون() ۱۹۸۷ صفحه‌ ۹۸). تقسیم‌بندی‌ آلپورت‌ در خصوص‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ فرد توانسته‌ است‌ توجه‌ زیادی‌ را طی‌ سالیان‌ اخیر به‌ خود معطوف‌ دارد و در مطالعاتی‌ كه‌ عامل‌ مذهب‌ مورد توجه‌ روان‌شناسان‌ باشد به‌ عنوان‌ یك‌ نظریه‌ كارآمد مورد استفاده‌ قرار گیرد.

آلپورت‌ بر حسب‌ جهت‌گیری‌ دینی‌ افراد، آنها را با دو جهت‌گیری‌ دینی‌ درونی‌ و بیرونی‌ تقسیم‌بندی‌ كرد. از نظر آلپورت‌ افراد مذهبی‌ با جهت‌گیری‌ درونی‌ ضمن‌ درونی‌ سازی‌ ارزشهای‌ دینی، مذهب‌ را به‌ مثابه‌ هدف‌ در نظر می‌گیرند. در حالیكه‌ افراد با جهت‌گیری‌ بیرونی، دین‌ را صرفاً‌ وسیله‌ای‌ برای‌ نیل‌ به‌ اهداف‌ دیگر در نظر می‌گیرند (آلپورت‌ و راس‌ ۱۹۶۷ به‌ نقل‌ از اِ‌ ی‌ فولتون() ۱۹۹۷). اخیراً‌ نظریه‌ آلپورت‌ در زمینه‌ جهت‌گیری‌ دینی بیرونی‌ به‌ دو مقولهٔ‌ اجتماعی‌ و شخصی‌ بسط‌ یافته‌ است. طبق‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ افراد دارای‌ جهت‌گیری‌ دینی‌ بیرونی‌ اجتماعی‌ از مذهب‌ جهت‌ نیل‌ به‌ اهدف‌ اجتماعی‌ سود می‌جویند، در حالیكه‌ در جهت‌گیری‌ مذهبی‌ بیرونی‌ شخصی‌ افراد از مذهب‌ جهت‌ كسب‌ امنیت‌ فردی‌ استفاده‌ می‌كنند (گورساچ‌ و مك‌ فرسون‌ ۱۹۸۹، كرك‌ پاتریك‌ ۱۹۸۹ به‌ نقل‌ از اِ‌ ی‌ فولتون() ۱۹۹۷).

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 

یكی‌ دیگر از روان‌شناسانی‌ كه‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریه‌ای‌ راهگشا مطرح‌ كرده‌ است‌ اریك‌ اریكسن‌ است. اریكسن‌ كه‌ یك‌ نو فرویدی‌ است‌ نسبت‌ به‌ دین‌ موضع‌گیری‌ مثبتی‌ دارد. وی‌ معتقد است‌ بین‌ نهادهای‌ اجتماعی‌ به‌ وجود آمده‌ در طول‌ تاریخ‌ زندگی‌ انسان‌ و نیازهای‌ روان‌شناختی‌ او ارتباط‌ وجود دارد. به‌ نظر اریكسن‌ دین‌ به‌ عنوان‌ یك‌ نهاد اجتماعی‌ در طول‌ تاریخ‌ در خدمت‌ ارضأ «اعتماد اساسی» بشر بوده‌ است. اریكسن‌ بر خلاف‌ فروید دین‌ را به‌ عنوان‌ بازگشت‌ به‌ دورهٔ‌ كودكی‌ ندانسته‌ و آن‌ را برای‌ تامین‌ نیاز اعتماد اساسی‌ بشر ضروری‌ می‌داند (اریك. اریكسن() ۱۹۶۸ صفحه‌ ۱۰۶).اریكسن‌ اولین‌ مرحلهٔ‌ تحول‌ «من» را به‌ عنوان‌ «اعتماد» در برابر «عدم‌ اعتماد» نامیده‌ و معتقد است‌ كه‌ كودك‌ در اولین‌ مرحله‌ از تحول‌ شخصیت‌ خود به‌ تدریج‌ جهان‌ خارج‌ و مادر را به‌ عنوان‌ پدیده‌ای‌ قابل‌ اعتماد درك‌ می‌كند. وی‌ معتقد است‌ «اعتماد» در دوران‌ كودكی‌ پایه‌ ظرفیت‌ «ایمان» در بزرگسالی‌ را فراهم‌ می‌كند. ایمان‌ به‌ عنوان‌ یك‌ نیاز حیاتی، انسان‌ را به‌ سوی‌ پذیرش‌ دین‌ سوق‌ می‌دهد (اریك. اریكسن() ۱۹۶۸ صفحه‌ ۱۰۶). مفهوم‌ دیگری‌ توسط‌ اریك‌ اریكسن‌ مطرح‌ شده‌ است‌ كه‌ با دین‌ ارتباط‌ پیدا می‌كند. این‌ مفهوم‌ عبارتست‌ از «هویت» و «بحران‌ هویت». مفهوم‌ هویت‌ كه‌ توسط‌ اریكسن‌ مطرح‌ شد از سوی‌ جیمزمارشیا در یك‌ الگوی‌ چهار وضیعتی‌ هویت‌ توسعه‌ یافت. این‌ چهار وضعیت‌ عبارتند از: هویت‌ یافتگی، بحران‌ زدگی، دنباله‌روی‌ و آشفتگی. هریك‌ از چهار وضعیت‌ هویتی‌ تعریف‌ شده‌ از سوی‌ مارشیا در تجدید نظرهای‌ بعدی‌ با توجه‌ به‌ دو بعد عقیدتی‌ و بین‌ شخصی‌ تفكیك‌ شد (گرو توند و همكاران‌ ۱۹۸۲ و آدامز و همكاران‌ ۱۹۸۲ به‌ نقل‌ از اِ‌ی. فولتن() ۱۹۹۷). براساس‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ آدامز و همكارانش‌ به‌ ارائه‌ یك‌ پرسشنامه‌ جهت‌ سنجش‌ وضعیت‌ هویت‌ فرد تحت‌ عنوان‌ «سنجش‌ عینی‌ وضعیت‌ هویت‌ من‌ توسعه‌ یافته» كه‌ به‌ صورت‌ مخفف‌ باEOM - EIS مشخص‌ شده‌ است‌ اقدام‌ كردند (آدامز()و همكاران‌ ۱۹۸۹). البته‌ هنوز پژوهش‌های‌ انجام‌ شده‌ در زمینهٔ‌ رابطهٔ‌ دین‌ و هویت‌ بسیار اندك‌ است‌ و بدون‌ پژوهش‌های‌ كافی‌ نمی‌توان‌ به‌ دقت‌ ارتباط‌ این‌ دو مقوله‌ را با یكدیگر دقیقاً‌ مشخص‌ نمود (اِ‌ی. فولتن() ۱۹۹۷). علیرغم‌ پژوهش‌های‌ اندك‌ در این‌ زمینه‌ با توجه‌ به‌ اینكه‌ آدامز ۱۹۸۹ دین‌ را در كنار شغل، سیاست‌ و فلسفهٔ‌ زندگی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ عنصر عقیدتی‌ در پرسشنامه‌EOM-EIS وارد كرده‌ است، خود نشان‌ دهندهٔ‌ ورود دین‌ به‌ عنوان‌ یك‌ سازهٔ‌ روان‌شناختی‌ در حیطهٔ‌ روان‌شناسی‌ تحول‌ شخصیت‌ حائز اهمیت‌ است.

پیشرفت‌های‌ بدست‌ آمده‌ در حوزهٔ‌ تحول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ و نیز مسلح‌ شدن‌ روان‌شناسی‌ به‌ روش‌ بررسی‌ تحولی‌ مفاهیم‌ و سازه‌های‌ روان‌شناختی‌ به‌ مطالعات‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیز كمك‌ شایانی‌ كرده‌ است. فولر و لوین‌ ۱۹۸۰ (به‌ نقل‌ از وایتزمن‌ لورنس()۱۹۹۴) در زمینهٔ‌ بررسی‌ ایمان‌ به‌ ارائه‌ نظریه‌ای‌ تحولی‌ شامل‌ شش‌ مرحله‌ پرداخته‌اند. این‌ نظریه‌ كه‌ از برخی‌ جهات‌ به‌ نظریهٔ‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ كلبرگ‌ شباهت‌ دارد، می‌تواند در مطالعهٔ‌ ارتباط‌ دین‌ با متغیرهای‌ دیگر با توجه‌ به‌ مراحل‌ مختلف‌ ایمان‌ و سطح‌بندی‌ افراد در مراحل‌ مختلف‌ آن‌ كمك‌ شایانی‌ نماید. از نظر فولر ولوین‌ (۱۹۸۰) (به‌ نقل‌ از وایتزمن‌ و لورنس() ۱۹۹۴ صفحه‌ ۱۱۹) ایمان‌ مذهبی‌ برای‌ افراد در سنین‌ مختلف‌ دارای‌ ساختار متفاوتی‌ است. این‌ دو نظریه‌پرداز ساختار ایمان‌ را مجموعه‌ای‌ از باورها می‌دانند كه‌ در هر مرحله‌ تعیین‌ كنندهٔ‌ چگونگی‌ عملیات‌ ذهنی‌ در استدلال‌ یا قضاوت‌ دربارهٔ‌ موضوعات‌ مورد توجه‌ در حیطهٔ‌ دین‌ است. به‌ طور خلاصه‌ شش‌ مرحلهٔ‌ ایمان‌ از نظر فولر ولوین‌ (۱۹۸۰) به‌ ترتیب‌ زیر است:

‌ ‌مرحله‌ اول‌ - ایمان‌ شهودی‌ - فرافكنی: در این‌ مرحله‌ ایمان‌ بیانگر ابراز آرزوهای‌ كودك‌ است. كودكان‌ در سن‌ ۳ تا ۷ سالگی‌ دارای‌ جهت‌گیری‌ خیالبافانه‌ و تقلیدی‌ هستند، ولی‌ محتوای‌ فكر آنها دارای‌ الگوهای‌ نسبتاً‌ سیال‌ است. در مرحلهٔ‌ اول‌ فولر همانند مرحلهٔ‌ اول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ كلبرگ‌ كودك‌ كاملاً‌ خود میان‌ بین‌ بوده‌ و در عین‌ حال‌ در خصوص‌ تابوهای‌ موجود در جامعه‌ نسبت‌ به‌ برخی‌ از اعمال‌ كاملاً‌ آگاهی‌ دارد.

‌ ‌مرحله‌ دوم‌ - ایمان‌ اسطوره‌ای‌ - سطحی: كودك‌ در این‌ مرحله‌ به‌ درونی‌ كردن‌ داستانها، اعتقادات‌ و جنبه‌های‌ مختلف‌ مربوط‌ به‌ فرهنگ‌ جامعه‌ می‌پردازد. اعتقادات‌ و قواعد اخلاقی‌ در این‌ مرحله‌ كاملاً‌ عینی‌ و سطحی‌ هستند. این‌ مرحله‌ با گسترش‌ و تصریح‌ شكل‌گیری‌ شخصیت‌ كودك‌ تحت‌ تأثیر ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ دیگران‌ همراه‌ است.

‌ ‌مرحله‌ سوم‌ - ایمان‌ تركیبی‌ - قراردادی: در مرحلهٔ‌ سوم‌ نوجوان‌ نسبت‌ به‌ دیدگاهها و باورهای‌ موجود در خارج‌ از خانواده‌ آگاهی‌ می‌یابد. بنابراین‌ در این‌ مقطع‌ ایمان‌ مذهبی‌ در خدمت‌ تدارك‌ جهت‌ یابی‌ منسجم‌ از دنیای‌ متنوع‌ و پیچیده‌ بوده، دیدگاههای‌ معارض‌ با یكدیگر را در یك‌ چارچوب‌ كلی‌ با یكدیگر تركیب‌ كرده‌ وحدت‌ می‌بخشد. مرحله‌ سوم‌ اصولاً‌ در نوجوانی‌ آغاز می‌شود و به‌ اوج‌ خود می‌رسد و در عین‌ حال‌ برای‌ بسیاری‌ از بزرگسالان‌ به‌ عنوان‌ یك‌ تعادل‌ جویی‌ دائمی‌ تلقی‌ شده‌ از این‌ مرحله‌ فراتر نمی‌روند. در مرحلهٔ‌ سوم‌ اگر چه‌ شخص‌ دارای‌ یك‌ «ایدئولوژی» است‌ كه‌ شامل‌ مجموعه‌ای‌ از باورها و ارزشهای‌ بیش‌ و كم‌ باثبات‌ است، اما این‌ ایدئولوژی‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ واقعیت‌ مستقل‌ مورد بررسی‌ و آزمایش‌ قرار نمی‌دهد.

‌ ‌مرحله‌ چهارم‌ - ایمان‌ وابسته‌ به‌ طرز تفكر فردیت‌ یافته: مرحلهٔ‌ چهارم‌ شامل‌ درونی‌ كردن‌ باورهای‌ فرد است. انتقال‌ از مرحلهٔ‌ سوم‌ به‌ چهارم‌ بسیار حائز اهمیت‌ است. چون‌ با این‌ انتقال‌ نوجوان‌ و یا بزرگسال‌ باید مسئولیت‌ پذیرش‌ هرگونه‌ سبك‌ زندگی، ارزشها و تعهدات‌ عملی‌ نسبت‌ به‌ آنها را به‌ عهده‌ گیرد.

‌ ‌مرحله‌ پنجم‌ - بازنگری‌ در ایمان‌ تثبیت‌ شده: در مرحله‌ پنجم‌ علیرغم‌ تثبیت‌ اعتقادات‌ فرد كه‌ طی‌ مراحل‌ قبل‌ شكل‌ گرفته‌ است، شاهد بروز یك‌ بحران‌ در اعتقادات‌ شخص‌ هستیم. این‌ تردید و بازنگری‌ نسبت‌ به‌ اعتقادات‌ در فواصل‌ نیمه‌ عمر انسان‌ رخ‌ می‌دهد. فولر و لوین‌ با استفاده‌ از مفاهیم‌ روان‌ تحلیل‌گری‌ مرحلهٔ‌ پنجم‌ را مورد تجربه‌ و تحلیل‌ قرار می‌دهند. بنابر نظر آنها در این‌ مرحله‌ اطمینان‌ نسبت‌ به‌ ارزشها توسط‌ فشارهای‌ حاصل‌ از سركوبی‌ بخش‌ هشیار شخصیت‌ در دوران‌ اولیه‌ زندگی‌ زیر سؤ‌ال‌ و یا مورد بی‌توجهی‌ قرار می‌گیرد. این‌ نظریه‌پردازان‌ از به‌ گوش‌ رسیدن‌ پیامهای‌ مربوط‌ به‌ جنبه‌های‌ عمیق‌ «خود» سخن‌ می‌گویند. این‌ پیامها شامل‌ بازشناسی‌ انتقادی‌ بخش‌ ناهشیار اجتماعی‌ انسان‌ است. محتوای‌ دینی‌ پیامها عبارتند از: اسطوره‌ها، تصاویر آرمانی‌ و تعصب‌هایی‌ كه‌ با توجه‌ به‌ تربیت‌ ناشی‌ از طبقات‌ اجتماعی‌ خاص، سنت‌های‌ مذهبی‌ و گروههای‌ قومی‌ بخصوص‌ عمیقاً‌ در «سیستم‌ خود» فرد رسوخ‌ كرده‌ است.

‌ ‌مرحله‌ ششم‌ - ایمان‌ جهانی: همانطور كه‌ در مرحله‌ ششم‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ كلبرگ‌ مطرح‌ شده‌ است، مرحله‌ ششم‌ از تحول‌ ایمان‌ نیز از جهت‌ وقوع‌ بسیار اندك‌ است. كسانی‌ كه‌ مرحلهٔ‌ ششم‌ ایمانی‌ جهانی‌ را تجربه‌ كرده‌اند، احساس‌ رابطهٔ‌ نزدیك‌ و صمیمانه‌ بین‌ خود و جهان‌ پیرامون‌ خود را گزارش‌ كرده‌اند. تجارب‌ مطرح‌ شده‌ در مرحلهٔ‌ ششم‌ تحول‌ ایمان‌ مبنی‌ بر احساس‌ رابطهٔ‌ نزدیك‌ بین‌ فرد و جهان‌ پیرامون‌ را در نظریهٔ‌ فولر تحت‌ عنوان‌ تجربهٔ‌ اوج‌ در افراد خود شكوفا و نیز در توصیفات‌ تجارب‌ دینی‌ مطرح‌ شده‌ توسط‌ ویلیام‌ جیمز (۱۹۰۱) در كتاب‌ گونه‌های‌ تجارب‌ دینی‌ وجه‌ تشابه‌ بسیار زیادی‌ دیده‌ می‌شود. اگر چه‌ نظریه‌ فولر و لوین‌ به‌ عنوان‌ پایه‌ و مبنایی‌ نظری‌ امكان‌ پژوهش‌های‌ سازمان‌ یافته‌تری‌ را فراهم‌ می‌كند ولی‌ هنوز جمع‌بندی‌های‌ روشن‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیازمند پژوهش‌های‌ متعددی‌ است. پیشرفت‌های‌ بدست‌ آمده‌ در حوزهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ ضرورت‌ انجام‌ پژوهش‌های‌ طولی‌ و استفاده‌ از روش‌های‌ تجربی‌ را از نظر برخی‌ از روان‌شناسان‌ مانند گورساچ‌ (۱۹۸۸) ( به‌ نقل‌ از راتیزمن‌ و لاورنس() ۱۹۹۴ صفحه‌ ۱۲۰) محرز كرده‌ است.

در این‌ مقاله‌ دیدگاه‌ چند تن‌ از روان‌شناسان‌ غربی‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ به‌ طور مختصر مطرح‌ شد. علت‌ انتخاب‌ نظریهٔ‌ این‌ روان‌شناسان‌ در مقالهٔ‌ حاضر و طرح‌ دیدگاه‌ آنان، علاقهٔ‌ آنها به‌ دین‌ و مطالعهٔ‌ آن‌ با نوعی‌ گرایش‌ مثبت‌ آنها به‌ دین‌ بوده‌ است. البته‌ ممكن‌ است‌ نظریات‌ روان‌شناسان‌ دیگری‌ را نیز بتوان‌ به‌ این‌ مجموعه‌ اضافه‌ كرد. چون‌ بررسی‌ كامل‌ دیدگاه‌ همهٔ‌ روان‌شناسان‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیازمند نقد و بررسی‌ مبانی‌ جهان‌بینی‌ و اعتقادات‌ هریك‌ از روان‌شناسان‌ نسبت‌ به‌ دین‌ است، بنابراین‌ ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد تا دیدگاه‌ روان‌شناسانی‌ كه‌ با استفاده‌ از روان‌شناسی، دین‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ متغیر خنثی‌ مانند سایر متغیرها در نظر می‌گیرند و یا حتی‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ ارزش‌ منفی‌ در نظر می‌گیرند جداگانه‌ مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار گیرد.

 

 

 

 

مروری بر دیدگاه های چند تن از روانشناسان غربی در روانشناسی دیندر مقالهٔ‌ حاضر دیدگاه‌ نظریه‌پردازانی‌ كه‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریهٔ‌ خاصی‌ را به‌ طور مستقل‌ ارائه‌ كرده‌اند مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است. .

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

یونگ و روانشناسی دین | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 8:53 PM 

 

 امروزه شما در آمریکا بسیاری از کتابها را دربارۀ یونگ در کتابفروشی‌ها خواهید یافت که حتی از کتاب‌های مربوط به فروید نیز بسیار بیشتر است.

زیرا ایده‌های او اکنون بسیار در افواه عمومی رایج و متداول شده است. اما یک مشکل وجود دارد و آن این که فهم و درک آثار یونگ، دشوارتر از فهم و درک آثار فروید است. غالباً این نکته که یونگ- به ویژه در ۲۵ سال پایانی عمر خود- بیشتر معطوف مسائل مربوط به «دین شناسی» و «اسطوره‌شناسی» بوده است مورد غفلت واقع می‌شود.

هرچند خود یونگ معتقد بود که این موضوعات بسیار بیش از روانشناسی حائز اهمیت هستند. دیدگاه یونگ به مسئله بسیار مهم ادیان و اسطوره‌ها، از منظر روانشناسی اهمیت بسیاری دارد. مقاله زیر با رویۀ توصیفی- تحلیلی به این مسائل پرداخته است.

 

● زندگی یونگ

کارل گوستاو یونگ در ۲۶ جولای ۱۸۷۵م در کسویل (Kesswill) سوئیس متولد شد. پدر او- یوهان پل یونگ- در کلیسای سوئیس کشیش بود و مادر او- امیلی یونگ- دختر یک وزیربود. هرچند یونگ در سراسر عمر خود با ایده‌های دینی سروکار داشت، اما نهایتاً مناسک و آداب مسیحی امثال پدرش را رد کرد. او در ۱۱ سالگی به مدرسۀ ژیمنازیوم در شهر «بازل» سوئیس رفت و از دانشگاه بازل مدرک پزشکی اخذ کرد.

علایق او در آغاز بین علوم انسانی (تاریخ و فلسفه) و علوم (علوم طبیعی و باستان‌شناسی) در نوسان بودند. از آنجایی که خانوادۀ او از اقشار کم درآمد بودند، او سرانجام تصمیم گرفت که علوم انسانی را- به خاطر وجود فرصتهای شغلی کمتر- رها کند. او به باستان‌شناسی روی آورد اما شهربازل، دانشکده‌ای برای این رشته نداشت.

در نهایت یونگ تصمیم گرفت که به پزشکی بپردازد زیرا این کار درآمد بیشتری را برای او به همراه داشت و همین امر سرانجام عاملی شد تا او به سوی مباحث روانشناسی- به ویژه روانشناسی دین و اسطوره- متمایل شود.

کارل گوستاو یونگ، نیز همچون فروید منشأ اسطوره را در اعماق ذهن آدمی و بخصوص در عرصۀ ناخودآگاه جستجو کرده است. وی در سایۀ روان‌شناسی اعماق، درونمایه‌های ناخودآگاه را پی‌کاوی کرده و می‌گوید: «عرصۀ خودآگاه ذهن آدمی همچون جزیره‌ای است بسیار کوچک در اقیانوسی از ناخودآگاهی».

به گفتۀ او جهان ناخودآگاه از دو بخش اصلی تشکیل یافته است: یکی ناخودآگاه فردی که صحنه بروز و ظهور انگیزه‌ها، امیال و زیست‌مایه‌های درونی آدمی است و دیگری ناخودآگاه جمعی که ریشه در تاریخ نوع بشر دارد و چیزی نیست، جز تجربه‌های گذشتگان که در پرده‌ای از ابهام فرو رفته و از خاطره‌ها محو شده است.

در حقیقت این سرنمون‌های (archetype) فراموش شدۀ تاریخ- هر چند وقت یک‌بار- در صحنۀ فرهنگ در لباسهایی مبدل- همچون اسطوره‌ها- پدیدار می‌شوند. این سرنمون‌ها یا صورتهای اصیل را نمی‌توان به وضوح در فعالیتهای فرهنگی آدمی مشاهده کرد، بلکه به صورتی تمثیلی و استعاری در رفتار، گفتار و حالات افراد جامعه- در قالب اسطوره و یا اشکال دیگر ادبیات- متجلی می‌شود.

یونگ در یک سخنرانی در سال ۱۹۲۲ اعلام کرد که اسطوره‌ها و به طور کلی تمامی آثار ادبی و هنری مانند موجوداتی زنده در متن فرهنگ رشد می‌کنند و شکوفا می‌شوند. در واقع بنیادها و نهادهای اسطوره‌ای در طی تاریخ، در نمادها و باورهای گوناگون آدمی درهم تنیده‌اند و بدیهی است که استوارترین این بنیادها، اسطوره وحدت جهان و انسان است. در بینش اساطیری میان این دو هیچ‌گونه جدایی و بیگانگی وجود ندارد.

آنها در «وجود» با هم یگانه‌اند، اما در «نمود» از یکدیگر جدا هستند و در واقع به همین علت است که در تفکر اسطوره‌ای- عرفانی انسان را عالم صغیر- جهانی که بر اساس ناخودآگاه بنا شده است- می‌نامند. یونگ ناخودآگاه را از تنگنای انگاره‌های فرویدی رها ساخت و آن را در شناخت روان آدمی و در پیوند با جهان خارج قرار داد.

فروید ناخودآگاه را برآمده از خودآگاه و وابسته به آن می‌دانست، اما یونگ بر آن بود که بنیان روان آدمی را ناخودآگاه می‌سازد. در این راستا یونگ ناخودآگاه را به سه بخش تقسیم کرد:

۱) عرصۀ ناخودآگاه در دسترس.

۲) عرصۀ ناخودآگاه که با اندیشه قابل دستیابی است.

۳) هستۀ ناخودآگاهی که دسترسی‌ناپذیر است.

«ناخودآگاهی جمعی» مهمترین دستاورد یونگ در عرصۀ روانشناسی اعماق به‌شمار می‌آید. او ناخودآگاه جمعی را اقیانوسی ژرف می‌شمارد که خودآگاهی بر فراز آن به زورقی ناچیز می‌ماند.

او در یکی از سخنرانیهای خود می‌گوید:«اصطلاح ناخودآگاه را به منظور پژوهش- و با علم به این که به جای آن می‌توانستم واژۀ «خدا» را به کار گیرم- ابداع کردم و در آنجایی که به زبان اساطیر سخن می‌گویم، مانا، خدا و ناخودآگاهی با هم مترادف‌اند، زیرا که از دو مفهوم اولی، یعنی مانا و خدا، همان قدر بی‌خبریم که از معنای آخری».(۱)

یونگ معتقد است که برجسته‌ترین ویژگی ناخودآگاه جمعی آن است که نهانگاه نگاره‌ها و نمادهایی شگفت است که وی آنها را سرنمون، صورت ازلی و یا صورت نوعی نامیده است.

آرکه‌تیپ از واژۀ یونانی آرخه‌توپوس (arkhetupos) به معنای نمونۀ کهن و ازلی گرفته شده و در فرهنگ غرب کارنامه‌ای پربار دارد. فیلون اسکندرانی آن را «صورت الهی» خوانده است و در رسالۀ هرمسی، خداوند «نور آرکه‌تیپی» نام گرفته است.

جان لاک در فلسفه خویش از آرکه‌تیپ یاد و آن را منظومه‌ای از نگاره‌های ذهنی ساده (ایده) شمرده است که روان آدمی آنها را گردآوری می‌کند. اما هرکدام از آنها در واقع چیزی را در بر دارد که می‌توان آن را نمونۀ کهن نامید. در واقع نمونه‌های کهن یونگ همان نگاره‌های ازلیی هستند که در نهاد آدمی با تار و پود وی درآمیخته‌اند. ‌(۲)

یونگ می‌گوید: زبان ناخودآگاه، زبان نمادهاست. ناخودآگاه بی‌پرده و برهنه با ما سخن نمی‌گوید، بلکه همواره در جامه‌ای از رمز و راز و در پوششی از نماد پنهان می‌گردد. ناخودآگاه به زبان رؤیا و اسطوره با ما سخن می‌گوید.او زادگاه اسطوره و رؤیا را در درون ناخودآگاه می‌داند.

وی رؤیای جمعی را اسطوره می‌نامد که در طی تاریخ، اقوام و ملل آن را دیده و به زبان تمثیل و نماد باز گفته‌اند. در حقیقت ناخودآگاه جمعی همان عاملی است که نمادهای جمعی را پدید می‌آورد. از سوی دیگر در گسترۀ فرهنگ نمادهای جمعی، ژرفترین لایه‌های ناخودآگاه را اشکار می‌سازد. این نمادها کالبدهایی را تشکیل می‌دهند که کهنترین نمونه‌ها در نهادشان شکل می‌گیرد و سپس پدیدار می‌شود. (۳)

ایده‌ها و عقاید دینی نقش مهمی در آثار یونگ- به ویژه در دوره متاخر- ایفا می‌کنند. او در ابتدا موضوع دین را مانند یک دانشمند تجربی- و نه یک فیلسوف- در نظر می‌گیرد و به این وسیله می‌خواهد بگوید که دین «واقعیت روانشناسانه» است. یونگ از مفهوم «امرمینوی» (muminous) برای تشریح آن چه که از دین مراد دارد استفاده می‌کند و این مفهومی است که «رُدلف اتو» ابداع کرده است.

امر مینوی همان رازی است که عقاید انسانی را در بر می‌گیرد. سپس یونگ معطوف بحث از محتوای رویاها می‌شود و عقیده دارد که مطالعۀ رؤیاها به ما فرصتی برای بررسی تعارضات و عقیده‌های شخصی می‌دهد اما بلافاصله توضیح می‌دهد که رویکرد او در این موضوع با فروید متفاوت است.

فروید بین معانی سطحی و عمیق رویاها تفاوت قائل می‌شود در حالی که یونگ معتقد است که دلیلی ندارد که رویاها را امری فریبنده تلقی کنیم. همچنین یونگ می‌گوید: زمانی که رویای ما محتوای مذهبی دارد دلیلی ندارد که آن را جدی بگیریم. همچنین او به نقش روح و جسم در اشکال رویاها اهمیت می‌دهد و می‌پندارد که آنها به ناخودآگاه ما چارچوب می‌دهند.

یونگ معتقد است که دین یک رابطه درونی با عالی‌ترین و نیرومندترین ارزشها- خواه مثبت یا منفی- است. این رابطه می‌تواند ارادی یا غیرارادی باشد. این واقعیت روانشناسانه‌ای است که نیرومندترین تاثیر را در عملکرد ما دارد زیرا همواره عامل روانی شدیدی وارد میدان می‌شود تا آن را خدا بنامیم.

به نظر اتو احساس‌های مینوی با احساس‌های طبیعی از قبیل احساس زیبایی یا امر عالی تفاوت دارد. احساس‌های مینوی، هرچند با احساس‌های طبیعی شباهت دارند، ولی در واقع یگانه و منحصر به فردند. آنها از احساس‌های طبیعی به وجود نمی‌آیند، بلکه از احساس امری مینوی نشأت می‌گیرند که ماهیت آن از طریق حالات عاطفی نمایان می‌شود. از این رو، احساس‌های مینوی معرفت‌بخشند.

آنها شاید به این معنا معرفت‌بخش باشند که به واقعیتی مینوی و عینی‌ای اشاره دارند که مواجهۀ با آن از طریق تجارب مینوی، مفهوم امر مینوی را پدید می‌آورد. در چنین موردی مفهوم امر مینوی مفهومی پسینی و متأخر است؛ به این معنا که از تجربۀ واقعیتی عینی و مینوی به وجود آمده است.

از سوی دیگر، احساس‌های مینوی به این معنا ادراکی و معرفت‌بخشند که آنها نیز منشأ مفهوم امر مینوی هستند و در عین حال واقعیت عینی و مینوی را که این مفهوم بر آن اطلاق می‌شود، نمایان می‌سازد.

در این حالت مفهوم امر مینوی مفهومی پیشینی و ماتقدم است. اتو برپایۀ هر دو تفسیر مدعی است احساس‌های مینوی واقعیت عینی و مینوی‌ای را، که او از آن به شیء فی نفسه (نومن) تعبیر می‌کند، نمایان می‌سازند.(۴) به نظر او عنصر غیر عقلانی امر مینوی در کانون ایدۀ امر قدسی قرار دارد و گوهر همه ادیان است. (۵) همچنین مبنای مشترک خود آگاهی دینی است که از «ژرف‌ترین بنیان شناخت که نفس واجد آن است نشأت می‌گیرد».(۶)

هرچند دغدغۀ اصلی اتو از جدا سازی عنصر غیر عقلانی از امر مینوی و تلقی آن عنصر به عنوان هستۀ مفهوم امر قدسی، فراهم آوردن تحلیلی پدیدار شناسانه از ساختار خودآگاهی دینی است، ولی در همان حال عنصری را که مقوم مبنای مشترک یا گوهر همه ادیان است، نشان می‌دهد.

این موضوع لوازم مهمی برای مطالعه ادیان دارد و تاثیر او بر افرادی که به تکثر دینی توجه دارند، حائز اهمیت بوده است. به عنوان نمونه تصور و برداشت تیلیش از دین و رویکرد سنخ شناسانه و پویای وی به دین پژوهی تا حدود زیادی مرهون تحلیل پدیدار شناسانۀ اتو است. با این همه به زعم اتو، مفهوم امر قدسی مبنای مشترک یا گوهر دین است. لذا او را به عنوان نمایندۀ برجستۀ رویکرد گوهر گرایان به تکثر دینی معرفی می‌کنند.

کارل گوستاو یونگ بر خلاف فروید نگرش مثبتی دربارۀ دین اتخاذ می‌کند و اعتقادش را با صراحت این گونه بیان می‌کند که دین عنصر طبیعی زندگی انسان است و برای سلامت روحی انسان ضروری است.

او ادعا می‌کند که: در میان بیماران من در نیمۀ دوم زندگی‌ام- به عبارت دیگر در طول بیش از ۳۵ سال- حتی یک نفر نبوده است که مسئله و مشکل او در نهایت جستجوی نوعی نگرش دینی در باب زندگی نبوده باشد. با جرأت می‌توان گفت که همه آنها احساس بدی داشتند برای این که از تعالیمی که در ادیان زندۀ هر عصر به پیروان خود داده‌اند، بی‌بهره مانده بودند و هریک از آنها که نگرش دینی خود را دوباره به دست نیاورد واقعاً شفا نیافته است. (۷)

فروید و یونگ هر دو نظریه طبیعت‌گرایانه‌ای در باب دین دارند، ولی تفاوت آنها در این است که یونگ نگرش الحادی فروید را نمی‌پذیرد و در عوض ترجیح می‌دهد صورتی از لاادری‌گری را تأیید کند که مسئله ماهیت واقعیت مطلق را بی‌پاسخ رها می‌کند و ارزیابی مثبت‌تری نسبت به ارزش دین اتخاذ می‌کند.

یونگ مدعی است انسان همواره به کمک دین نیازمند بوده‌ است و این موضوعی است که روان‌شناسان فرویدی نادیده انگاشتند. کمک دین بدین ترتیب است که ناخودآگاه روان آدمی را به مرتبه آگاهی می‌رساند و سپس انسان را آزاد می‌گذارد تا به بهترین وجه ممکن بر آن فائق آید.

به نظر یونگ آزاد گذاشتن ناخودآگاه نظیر رها کردن گله وحشیان است. به همین دلیل بشر اعمال دینی را بسط می‌دهد تا در مقابل این تهدید مجهز شود و باز به همین دلیل است که ادیان در التیام بخشیدن به بیماری‌های روانی مفید واقع می‌شوند، این مطلب خصوصاً در مورد دو دین بزرگ مسیحیت و بودیسم صادق است.

یونگ معتقد است روان درمانگر(۸) اغلب مجبور است مثل یک کشیش(۹) عمل کند و مسائلی را که کاملا به حوزۀ عالمان الهیات تعلق دارند، بررسی کند. به اعتقاد او روان‌درمانگر نمی‌تواند این مسائل را نادیده بگیرد و با این امید به کار ادامه دهد که قوای شفابخش از اعماق روانی سر برمی‌آورند که در قوای مخرب تولید می‌کرد.

یونگ از روان آدمی به عنوان «یکی از نهان‌ترین و اسرارآمیزترین ساحت‌های تجربه بشر تعبیر می‌کند.» (۱۰) و در اعماق روان ناحیه‌ای است که وی آن را ناخودآگاه جمعی می‌خواند. این ناحیه الگوهای آرمانی(۱۱) کاملی را در بر دارد که می‌توانند موجود مستقلی را فرض کنند و به عنوان راهنایان معنوی در حیات بشر خدمت کنند.

انسان مذهبی می‌گوید هدایت او از جانب خدا است. اما یونگ با توجه به وضعیت اکثر بیمارانش از استناد به این موضوع احتراز جست و در عوض از آگاهی نفس به زندگی خودانگیخته‌اش سخن به میان آورد. این نمونه‌های آرمانی باعث تبدیل نیروهای ویرانگر به قوای شفابخش و پایان بیماری انسان می‌شوند. این عمل چنان است که گویی از اعماق روان چیزی برای مواجهه با انسان و آغاز فرایند شفابخشی سر برمی‌آورد.

یونگ مدعی است فعالیت خود جوش الگوها و نمونه‌های آرمانی، جلوه‌هایی از ارواح‌اند؛ خواه ذهن خودآگاه این موضوع را دریابد یا درنیابد، این جلوه‌ها در حل تعارضات درونی بیمار به او کمک می‌کنند و موجبات یکپارچگی شخصیت او را فراهم می‌آورند.

او معتقد است روان‌درمانگران، برداشت کلیسا را نسبت به این وظیفه شفابخشی می‌پذیرند، زیرا تصدیق می‌کند که جلوه‌های روح به طور شگفت‌انگیزی تغییر می‌کنند و دائما می‌توانند در تاریخ بشریت تکرار و تجدید شوند. (۱۲)

نکته‌ای که باید در اینجا مورد توجه قرار داد این است که یونگ نظرش را درباره ضمیر ناخودآگاه جمعی به این منظور اظهار داشت که تکرار و بازگشت علائم یکسان در خواب‌ها، افسانه‌ها، آثار هنری و ادیان را تبیین کند.

یک فرض این است که او می‌خواهد دلیل تکرار دائمی بعضی از صور مثالی را در ادبیات، هنر، متون دینی شرقی و در خواب‌های بیمارانش تبیین کنند. با این همه باید پذیرفت که ظاهراً به نظر می‌رسد او ضمیر ناخودآگاه را نه تنها به عنوان فرضی تبیین‌کننده، بلکه به عنوان چیزی که واقعاً وجود دارد و به عنوان امری ثابت مدنظر قرار می‌دهد، لکن خاطرنشان می‌کند واقعیت ناخودآگاه را نمی‌توان به گونه‌ای ارائه کرد که با معیارهای علم یا منطق منطبق باشد. (۱۳)

به نظر یونگ، ضمیر ناخوداگاه جمعی که در آن الگوها یا تصاویر اولیه وجود دارد، ذخیرۀ تجربۀ جمعی نوع بشر در طی اعصار متمادی است. این تصاویر اولیه «قدیمی‌ترین و فراگیرترین «صور فکر» آدمی است. آنها هم احساسات‌اند و هم افکار. به واقع آنها زندگی مستقل خودشان را دارند.» (۱۴) آنها «می‌توانند بی‌حد و حصر بسط یابند و تجزیه شوند.» و الگو و عین ثابت ناظر به تصور خدا به مشابهت میان نفس و خدا اشاره دارد.

همان طور که چشم با خورشید مطابقت دارد، نفس با خدا نیز مطابقت دارد که این مطلب دلیل عمدۀ این مدعاست که «به لحاظ روان‌شناختی قابل تصور نیست که خدا صرفا مطلقا دیگر باشد. برای این که «مطلقا دیگر» هرگز نمی‌تواند یکی از عمیق‌ترین و دقیق‌ترین روابط نفس- یعنی دقیقا همان چیزی که خدا است- باشد».(۱۵)

انسانی که نمی‌تواند دریابد دین راز بزرگی(۱۶) است که ریشه در روان آدمی دارد و صرفاً صورت خارجی ایمان نیست، نمی‌داند دین چیست؟(۱۷) این به معنای به مقام خدایی رساندن یا بت ساختن از نفس نیست، بلکه صرفاً تصدیق این است که نفس کارکرد دینی دارد و میان آن و صورت بیرونی شباهت وجود دارد. «بر این اساس وقتی به عنوان روان‌شناس می‌گویم خدا یک صورت مثالی است، مقصودم از آن «نمونه» در روان است».(۱۸)

کار تحقیق روان‌شناختی این است که به شباهت میان صور مثالی و ایده‌های دینی اشاره کند، خواه آن ایده‌ها به عنوان مثال با علت نخستین در ارتباط باشند یا به صورت خدا، پوروشا(۱۹)، آتمن(۲۰) یا تائو(۲۱) داشته باشند، چنین تحقیقی چشم و گوش انسان را نسبت به معنای اعتقادهای دینی باز می‌کند و فرصت مناسبی برای فهم تصورات اولیه یا صور مثالی دیگری که تعالیم دینی باید ارائه کنند، فراهم می‌آورد.

ادیان بر علت نخستین، که از آن به خدا، آتمن و غیره تعبیر می‌شود، پای می‌فشرند، ولی روان‌شناسی بر صورت مثالی یا صورت اولیه‌ای تاکید می‌کند که ابهام آن توسط هیچ صورت مثالی متناظر، «خود»(۲۲) [= نفس] است که به قدری مبهم است که صور متعین زیادی می‌توانند نماد آن بشوند.

نماد مسیح و نماد بودا هر دو نمادهای متکامل و متمایزترین نمادهای «خود» می‌باشند. (۲۳) و به همین دلیل یونگ نسبت به دین نگرش مثبت دارد، زیرا از نظر او دین صورتی از الگوهای مثالی «خود»، یعنی جلوه‌ای از روح است و نظیر روان درمانی، برای نفس مفید است. به عنوان مثال مردم به کلیسای کاتولیک دلبستگی دارند صرفا به این دلیل که در آنجا احساس خوبی دارند و دین اولیه به وضوح برای مردم اولیه مناسب‌تر است از هر صورتی از مسیحیت که برای آنها بیگانه است. (۲۴)

یونگ میان دین و اصول عقاید، که وی صور مدون تجربه دینی می‌داند، فرق می‌گذارد و آنها را مظاهر حقیقت ابدی نمی‌داند. (۲۵) با این همه اصول عقاید کارکرد مهمی در جامعه دارند و به این معنا که نمادها جایگزین تجربه مستقیم می‌شوند که در مورد مسیحیت این کار به وسیله مقام‌های کلیسا انجام می‌شود. (۲۶)

با این همه روان‌شناس می‌بایست با تجربه اولیه که احکام جزئی، مناسک و اصول عقاید حاکی از آن هستند، سروکار داشته باشد.

اگر او به اصول عقاید ملتزم باشد، در تفسیر فعالیت خودجوش صور مثالی ضمیر ناخودآگاه آزاد نخواهد بود. این صور مثالی را «می‌توان به لحاظ تجربی معادل‌های اصول جزئی دینی دانست».(۲۷) آنچه در مورد اصول عقاید صادق است بر ادیان نیز اطلاق می‌شود. همان‌گونه که دیدیم از نظر یونگ «غیر قابل تصور است که صورت معینی بتواند ابهام صورت مثالی را برطرف کند.» (۲۸)

او نتیجه می‌گیرد خدا می‌تواند در صور و زباه‌های بسیار متجلی شود و به هیچ وجه چنین نیست که یک جلوه صادق و بقیه باطل باشند، بلکه همه جلوه‌ها صادق‌اند.

ولی با ادعای یگانه بودن تجلی خدا در عیسی باید چه کرد؟ یونگ می‌گوید: نماد مسیح از اهمیت زیادی برخوردار است و متکامل‌ترین نماد «خود» است، اما همین امر در مورد نماد بودا هم صادق است. و تجربه صورت مثالی «خود» می‌تواند یک نفر را به حقیقت مسیح و دیگری را به حقیقت بودا رهنمون شود. (۲۹)

نتیجه آن که هیچ دینی نمی‌تواند ادعای خاتمیت یا مطلق بودن کند. صورت مثالی «خود» برای برخی به صورت مسیح جلوه‌گر می‌شود و برای دیگران صورت پوروشا، آتمن، هیرانیاگاربها(۳۰) یا بودا به خود می‌گیرد. (۳۱) با توجه به این که صورت مثالی «خود» متناظر با ایده‌های دینی‌ای است که در ارتباط با علت نخستین‌اند، یونگ بدین ترتیب از دیدگاه روان‌شناختی‌اش نسبت به سنتهای دینی مختلف جهان به رویکردی دست می‌یابد که به هیچ وجه با پاسخ‌های سایر گوهر گرایان به تکثرگرایی

بسیاری در دهۀ ۱۹۵۰ بر این باور بودند که یونگ یک «فرویدی» است. هرچند او در سال ۱۹۰۹ توسط فروید برای بازدید از دانشگاه کلارک دعوت شد، اما با این حال نباید او را تنها یک روانشناس یا روانکاو توصیف کرد.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

آیا دین برای سلامتی شما خوب است؟ | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 8:51 PM 

سوال فوق را آقای دیل متیوز(۱]Dale Matthews[ ) مطرح کرده است و می‌گوید: «خانمی پر نشاط - و ناراحت - با تبسمی فریبنده و شوخ طبعی‌ای گزنده و مبتلا به درد لاعلاج آرتروز به مطب من آمد. در هر ملاقات وی شرح مستوفی و ملال‌آوری از درد غیرقابل علاج خود می‌داد! او همه انواع مسکن‌ها را امتحان کرده بود، بدون آنکه توفیقی به دست آورد. یک روز در حالت نومیدی از او پرسیدم: آیا چیزی هست که به شما کمک کند؟ او فریاد برآورد که: ایمان و دعا! و همراهی با گروه آوازخوان در کلیسا!

آقای متیوز با شگفتی می‌پرسد: ایمان، دعا... و آواز خواندن؟ آیا اینها در کتاب مرجع پزشکان Physician[خ]s Desk Reference فهرست شده است؟

جالب است بدانیم که امروزه تاثیرات طبی ایمان تنها موضوعی مربوط به ایمان نیست، بلکه موضوعی علمی نیز هست! و جالب‌تر اینکه بیش از سیصد تحقیق علمی درباره ارزش طبی فرایض دینی نوشته شده است. محققان می‌گویند: شرکت در مراسم عبادت، دعا، مطالعه کتاب‌های مقدس و حضور فعال در انجمن‌های روحانی و معنوی منافع طبی فراوانی را به دنبال دارند؛ از قبیل: پیشگیری و درمان بیماری‌های روانی همچون افسردگی، خودکشی و اضطراب - درمان بیماری‌های طبی و جراحی همانند بیماری‌های قلبی، سرطان، بیماری‌های ناشی از تماس جنسی - درمان اعتیاد، کاهش درد و ناتوانی و افزایش طول عمر. محققان معتقدند معالجات روحانی نظیر دعا و روان درمانی مبتنی بر دین، بهبودی را بسیار تسریع می‌کند و نیز انجام فرایض دینی موجب احساس معنا، هدفداری و امید در زندگی انسان می‌شوند.

آقای متیوز اضافه می‌کند: در واقع پیوند بین دین و پزشکی کاملا قدیمی است. از آغاز تاریخ مکتوب، این جفت سنت شفابخش در درمان بیماران شرکت داشته‌اند و با هم زمین مقدس شفابخشی را شخم زده‌اند... وقت آن رسیده است که این دو سنت شفابخشی که مدت‌ها از هم جدا شده بودند به هم بپیوندند، نه اینکه به طرف هم شمشیر بکشند... منافع اثبات‌شده عقاید و اعمال دینی برای سلامتی انسان‌ها و علایق معنوی شکوفای بیماران، ما را مجبور می‌کند که موضوعات ایمانی را با بیماران خود مطرح کنیم. همه متخصصان پزشکی تاثیر پزشکی ایمان را می‌توانند بیاموزند و تشخیص دهند و در اوقات مناسب، به کارگیری عقاید و آداب معنوی و روحانی را تشویق کنند. دعا کردن برای بیماران یا با بیماران - بسته به عقاید و امیال هم بیمار و هم پزشک - در بعضی موارد می‌تواند کاری معنادار و با ارزش باشد... ما هم به دعا نیاز داریم و هم به دارو... هم به ایمان و هم به پزشکی!

نکته جالبی که آقای متیوز بدان توجه می‌دهد این است که: در واقع مقصود اصلی ایمان فقط پایین آوردن فشار خون یا افزودن چند لحظه یا چند ماه به طول زندگی نیست، بلکه مقصود جستجوی حقیقت و پیدا کردن خداوند است. وی می‌گوید: عقیده دارم که پزشکان می‌توانند - و باید - بیماران را تشویق کنند که فعالیت‌های دینی مستقل و درست را ادامه داده و یا در نظر بگیرند. شاید پزشکان قرن بیست و یکم به کشیشان [روحانیان] ملحق شوند و تلفیق جدیدی از شیوه درمان پزشکی مبتنی بر علم و دین را بسط دهند تا به اشخاصی که رنج برده و از ما کمک می‌طلبند، کمک کنند.ای همه فرهیختگان و حکیمان و نخبگان! بیایید در این عصر اضطراب و تشویش و دغدغه دست به دست هم دهیم و پایه‌های اخلاق، معنویت، دین و ایمان مذهبی را در عمق جان آدمیان محکم سازیم که: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» (رعد: ۲۸)؛ همانا آگاه باشید: تنها با یاد خداست که قلب‌ها آرامش می‌یابند!

 

 

آیا دین برای سلامتی شما خوب است؟ نکته جالبی که آقای متیوز بدان توجه می‌دهد این است که: در واقع مقصود اصلی ایمان فقط پایین آوردن فشار خون یا افزودن چند لحظه یا چند ماه به طول زندگی نیست، بلکه مقصود جستجوی حقیقت و پیدا کردن خداوند است.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

ضرورت طرح اندیشه اسلامی در روان شناسی | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 8:49 PM 

تأكید اصلی این مقاله این است كه نخست، طرح اندیشهٔ اسلامی در روانشناسی یكی از ضرورت‌های زمان ما می‌باشد، و دوم اینكه امكان نظریه پردازی از روانشناسی اسلامی با توجه به منابع موجود وجود دارد.

 

 

پس از بررسی شواهد موجود، پیشنهاد شده است كه ابتدا مبانی نظری تعیین و در مرحله بعد به مشكلات روش‌شناسی توجه شود.

● مقدمه

مطهری، مرتضی. (۱۳۷۴). اسلام و مقتضیات زمان. تهران: انتشارات صدرا.

علم روانشناسی، مجموعهٔ آرا، عقاید و یافته‌ها دربارهٔ احساسات، عواطف، افكار و حالات روانی انسان است. سرچشمهٔ اصلی علم روانشناسی دانشگاهها و مراكز تحقیقاتی در كشورهای اروپایی و آمریكایی بوده است. از آنجا كه این علم مانند سایر علوم انسانی تحت تأثیر عوامل فرهنگی بوده است، ممكن است در مواردی با ساختار فرهنگی جامعهٔ اسلامی ایران، ناهماهنگ باشد. در حال حاضر، این وجوه ناهماهنگی، روشن به نظر نمی‌رسد. لازم است ضمن استفاده از آخرین یافته‌های علم روانشناسی، به تناسب آن یافته‌ها، با نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه اسلامی ایران، توجه شود و موارد ناهماهنگ بویژه از نظر جهان‌بینی و فلسفه‌های فكری زیربنای آنها روشن و مشخص گردد.

شواهد نشان می‌دهد كه مطالعات مذهبی در روانشناسی در سطح جهانی، موضوعی جدی و اساسی است (ولف[۱]،۱۹۹۱) و توجه به آن در بسیاری از كشورهای جهان در حال افزایش است. به عنوان مثال، یك شماره مخصوص از مجله بین‌المللی مقوله‌های اجتماعی، به موضوع مذهب و بهداشت روانی اختصاص یافته است (ماتون[۲] و ولز[۳]، ۱۹۹۵).

۱) Wulff

۲) Maton

۳) Wells

استفاده از دین به عنوان یك منبع فرهنگی و روانی، حداقل برای آن دسته از اولیا و مربیان و مراجعانی كه علاقه‌مندند مسائل روانی را از دیدگاه اسلامی بررسی كنند، یا انتظار دارند توصیه‌هایی منطبق بر دین اسلام به آنها بشود، لازم و ضروری به نظر می‌رسد. از آنجا كه اسلام آخرین و كاملترین، و جامعترین و گسترده‌ترین دین در جهان است و برای كلیه مراحل حیات انسان، توصیه‌های روشن و سازنده دارد، لازم می‌نماید كه این توصیه‌ها، از دیدگاه روانشناسی بررسی گردد.

علوم انسانی، در هر سرزمینی كه طلوع كند، از فرهنگ، مذهب و آداب و رسوم آن سرزمین متأثر می‌شود. استفاده از آن علوم در كشورهای دیگر، دقت و احتیاط بیشتری را می‌طلبد. روانشناسان، در كشورهای جهان سوم، نباید به ترجمه و تدریس كتابهای روانشناسی كه از كشورهای دیگر به دست آنها می‌رسد، بسنده كنند. نقد علمی مكتب‌های روانشناسی كاملاً ضروری به نظر می‌رسد. در صورت نقد مكاتب روانشناسی، ضرورت طرح اندیشه‌های اسلامی در قلمرو روانشناسی، بیشتر احساس خواهد شد. همان‌گونه كه عثمان (۱۳۶۱، ترجمه: حجتی) اشاره كرده است: وظیفهٔ دینی دانشمندان اسلامی و متخصصان روانشناسی ایجاب می‌كند كه آنان در دریای بیكران تعالیم اسلامی كاوش كنند و گوهرهای گرانبهایی را در روانشناسی اسلامی استخراج كنند و برای جهان نوین، پی و اساسی افكنند كه از بینش الهی الهام گیرد.

در مقدمهٔ ترجمهٔ كتاب گامی فراسوی روانشناسی اسلامی، آمده است كه: «متأسفانه از دورانی كه ما پیوند خود را از فرهنگ اسلامی بریدیم، در علوم مختلف دچار انحطاط شدیم (شرقاوی، ترجمه: حجتی، ۱۳۷۵، ص۷). ندای «روانشناسی اسلامی»، یا فرآیند اسلامی كردن روانشناسی، چندی است كه در كشورهای اسلامی طنین‌ انداز شده است (مؤسسه بین‌المللی اندیشهٔ اسلامی[۴]، ۱۹۹۵). جا دارد مطالعات اساسی گسترده و پیگیر در این زمینه انجام شود. در حال حاضر، مراكز اسلام‌شناسی در امریكا، اروپا و كانادا نیز در این زمینه، مشغول مطالعه و بررسی هستند ومجلات بین‌المللی متعددی در این زمینه منتشر می‌شود. با وجود این، هنوز موضوع در كشور ما جدی گرفته نشده است.

[۴] - The International Institute of Islamic Thought

بررسی رابطهٔ روانشناسی و دین مورد توجه روانشناسان معروفی مانند ویلیام جمیز[۵]، كارل یونگ[۶]، گوردون آلپورت[۷]، اریك فروم[۸]، اریك اریكسون[۹]و آبراهام مازلو[۱۰] قرار گرفته است(ولف، ۱۹۹۸). علاوه بر این، نظر منفی پیشین در مورد نقش دین بر سلامت روانی، در حال جایگزین شدن با نگرش‌های مثبت‌تر است (كامر[۱۱] ۱۹۹۸). در زمینهٔ رابطهٔ اسلام و روانشناسی، در كشور ما مطالعات انجام شده در مراحل اولیهٔ خود هستند و نشانه‌ای از مطالعات عمیق و گسترده، با توجه به هر دو بعد اسلام و روانشناسی به چشم نمی‌خورد، در حالی كه ضرورت اینگونه مطالعات بیش از گذشته است.

۵) W.James

۶) C.Jung

۷) G.Allport

۸) E. Fromm

۹) E.Erikson

۱۰) A. Maslow

[۱۱] - Comer

● طرح اندیشهٔ اسلامی در روانشناسی

طرح اندیشه‌های اسلامی در قلمرو روانشناسی، از جهتی به توجه روانشناسان به بعد معنوی انسان مربوط می‌شود. با آن كه بعد معنوی، نقش مهمی در سلامت و سازگاری انسان دارد با این حال به نظر می‌رسد كه تا حال حاضر، در روانشناسی نسبت به این جنبه از شخصیت انسان توجه كافی نشده است.

آیا انسان علاوه بر نیازهای جسمی و روانی نیازهای معنوی نیز دارد؟ آیا انسان نیازمند به یك تكیه گاه معنوی پایدار است تا به زندگی او معنا، جهت و هدف ببخشد؟ در حالی كه برخی از پیشگامان روانشناسی به این نیاز توجه كرده‌اند، برخی دیگر از روانشناسان به آن توجهی ننموده‌اند.

رابطهٔ انسان و خداوند، نقطهٔ مشترك همهٔ مذاهب الهی است. بررسی آثار روانی این ارتباط، یكی از نكات برجسته‌ای است كه در صورت توجه به آن، می‌تواند فواید فردی و اجتماعی متعددی برای روانشناسان و مراجعان آنان داشته باشد.

انسان، نیازمند نیایش، راز و نیاز و گفتگو با پروردگار خویش است. انسان، نیازمند خلوت كردن با خدای خویش است. غفلت از خداوند، غفلت از خویشتن است و این غفلت، سرچشمهٔ بسیاری از نابسامانیهای روانی رایج زمان ما، مانند اعتیاد، بی‌بند وباری جنسی، اضطراب، افسردگی، خودكشی و بزهكاری است. از طرف دیگر، ارتباط با خداوند، زندگی انسان را از پوچی نجات می‌دهد و اضطراب وجودی[۱۲] او را از بین می‌برد. (جعفری، ۱۳۷۸).[۱۲] - Existential Anxiety

نگرش رایج به انسان، در روانپزشكی و روانشناسی بالینی، به صورت موجودی زیستی ـ روانی ـ اجتماعی[۱۳] است (انجمن روانپزشكی آمریكا، ۱۹۹۴). در این نگرش به جنبهٔ معنوی انسان توجه نشده است، در حالی كه منابع اسلامی سرشار از اندیشه‌های روانشناختی و تأكید اسلام بر جنبهٔ معنوی انسان است.

[۱۳] - Bio- Psycho- Social

با پذیرش این موضوع كه توجه به نیازهای فرهنگی كشور، از جمله مهمترین رسالتهای دانشگاهی است، در روانشناسی توجه به این نیاز از مهمترین و اساسی‌ترین اموری است كه لازم است در اولین فرصت به آن پرداخته شود، و به صورت مستمر و پیوسته، بتواند دستاوردهای مفیدی را برای جامعهٔ علمی كشور در بر داشته باشد.

در حال حاضر، روانشناسان ما از چه الگوهای درمانی برای مراجعان خود استفاده می‌كنند؟ الگوهای درمانی رایج در كشور ما، عمدتاً برداشتی نسبی از رویكردهای روان پویایی، رفتاری، شناختی و انسان‌گرایی است. اگر الگوهای درمانی موجود، یعنی روانكاوی ، رفتاردرمانی و شناخت درمانی در زادگاه خود ـ كه عمدتاً كشورهای اروپای غربی و آمریكای شمالی است ـ دارای محدودیت باشند (كاپلان و سادوك، ۱۹۹۵)، این محدودیت در مورد كشورهایی مانند ایران، كه تفاوتهای فرهنگی عمیقی با كشورهای غربی دارد، بمراتب بیشتر خواهد بود. همین مسأله ضرورت جستجو و تدوین الگوهای جدیدی را در روانشناسی ایجاب می‌كند. الگوهایی كه كه متناسب با ساختار فرهنگی جامعه ایرانی باشد.

دین مبین اسلام، اقیانوس عظیمی است كه گوهرهای فراوانی در آن نهفته است و از آنها می‌توان به عنوان بسترهای فكری مناسب استفاده كرد. یكی از این زمینه‌ها، مفاهیم روانشناسی است. در صورتی كه بتوان این مفاهیم را روشن نمود و نظم و انسجام لازم را بین آنها به وجود آورد، می‌توانند زیربنای الگوهای روانشناختی قرار گیرند و در شناخت و حل برخی از اختلالات روانی مورد استفاده واقع گردند.

آثار موجود در زمینهٔ مفاهیم دینی و ارتباط آنها با روان‌شناسی، دارای مشكلات روش شناسی است. همین موضوع، ضرورت مطالعات منظم و پیگیر را ایجاب می‌كند.

▪ در زمینه مشكلات روش شناسی آثار موجود، می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

۱) برخی از آثار موجود، اصالت را به مكاتب روانشناسی داده و تلاش كرده‌اند تا اندیشه‌های اسلامی را با آنها تطبیق دهند. اینان به تفاوتهایی كه در مبانی علم روانشناسی و دیدگاه اسلامی است، توجه نكرده‌اند.

۲) برخی دیگر تلاش كرده‌اند استنباطهای اسلامی خود را محور قرار دهند و ارزش مطالعات روانشناختی را در شناخت انسان و مشكلات روانی او، نادیده بگیرند.

۳) برخی صرفاً به جنبه‌های نظری توجه كرده و راهبردهای مشخصی را ارائه نمی‌دهند، یا به كاربردی كردن نظریه‌ها نپرداخته‌اند.

۴) برخی از نویسندگان، عمدتاً به جنبه‌های كاربردی توجه كرده‌اند، بدون آنكه پشتوانه‌های نظری پیشنهادهای خود را مشخص كنند، در حالی كه نظریه و عمل باید هماهنگی و سنخیت لازم را داشته باشند.

بندرت آثاری را می‌توان یافت كه هم از نظر اسلامی و هم از نظر روانشناسی، اعتبار محتوایی لازم را داشته باشند. یكی از دلایل این امر، شاید این بوده است كه روانشناسان ما اسلام شناس نبوده‌اند و اسلام شناسان ما نیز به اندازه كافی به علوم روان‌شناسی توجه نكرده‌اند.

یكی از نكات اساسی این است كه مطالعات اسلامی در روان‌شناسی، با روش‌شناسی مناسب آغاز شود، و به این اصل توجه شود كه تنها با روشهای مناسب می‌توان در قلمرو مطالعات اسلامی در روانشناسی، به نتایج مطلوب دست یافت.

از نظر علمی، نه سختگیری و تعصب و طرد اندیشه‌های دیگران منطقی و جایز است، و نه پذیرش بدون چون و چرای آنها. به جای آن، راه مناسب، نقادی منصفانه روانشناسی معاصر، با توجه به هر دو جنبهٔ مثبت و منفی آن، و استفادهٔ بهینه از آن بخشهایی است كه می‌توانند برای شناخت و حل مشكلات رفتاری، مفید و مؤثر باشند و رها كردن جنبه‌های نامربوط یا نامناسبی است كه می‌توانند برای فرهنگ و جامعهٔ ما ناكارآمد، یا زیانبار باشند.

واقعیت این است كه كشورما دارای فرهنگ وتمدن عظیم اسلامی است، و در این زمینه سخنی برای گفتن دارد. بنا به گفتهٔ علامهٔ جعفری (۱۳۷۸)، لازم است باور كنیم كه فرهنگ اسلامی در قلمرو علوم انسانی، هیچ كمبودی ندارد و تلاش كنیم این كتاب ناگشوده را بازكنیم. برای تدوین و جمع‌بندی آرا و اندیشه‌های اسلامی در قلمرو روانشناسی، لازم است كه پویندگان، حركتی را با همگامی و همفكری اندیشمندان و صاحبنظران حوزه و دانشگاه آغاز كنند و برخی از بحث‌های بی‌حاصل، نظیر این كه :«روانشناسی، روانشناسی است و اسلامی و غربی ندارد» را رها كنند، تا شاید از این رهگذر، نتایجی برای ارتقای وضعیت روانشناسی در كشور ما حاصل شود.

● نتیجه

با توجه به افزایش مطالعات دینی در روانشناسی در سطح جهانی، طرح اندیشه‌های اسلامی در قلمرو علم روانشناسی، با توجه به پشتوانهٔ فرهنگ اسلامی كشورمان، یك ضرورت است. آغاز مطالعات گسترده و پیگیر اسلامی در قلمرو روانشناسی، می‌تواند زمینه را برای ارتقای علم روانشناسی فراهم كند.

دین اسلام، مكتبی است جامع كه با توجه به رهنمودهای روشن خود در زمینهٔ پیشگیری، شناخت و حل اختلالات روانی، می‌تواند الگوهایی را در روانشناسی ارائه دهد. در مطالعات اسلامی بعد معنوی شخصیت، یكی از ابعاد اساسی انسان است و در كنار سایر ابعاد، نقش مهمی را در سلامت و سازگاری انسان ایفا می‌كند. براین اساس، لازم است در مطالعات روانشناسی این بعد مورد توجه قرار گیرد.

افزایش بی‌رویهٔ بسیاری از مشكلات روانی ـ اجتماعی در سطح جهانی (كاپلان[۱۴] و سادوك[۱۵]،۱۹۹۵) و محدودیت كارایی الگوهای درمانی موجود، ضرورت جستجو و تدوین الگوهای جدید را بر اساس دیدگاههای جامع و مبتنی بر معنویت ایجاب می‌كند. تلاش در زمینهٔ احیای اندیشهٔ اسلامی در روانشناسی با در نظر گرفتن مقتضیات زمان، می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد و افق‌های جدیدی را در روانشناسی بگشاید.در این زمینه، مشكلات روش شناختی متعددی وجود دارد كه بهتر است با توجه به آنها، از روش‌های مناسبتر و كارآمدتر استفاده شود.[۱۴] - Kaplan[۱۵] - Sadock

ـ برای دستیابی به الگوهای اسلامی در روانشناسی، توجه به نكات زیر پیشنهاد می‌شود:

▪ مبانی نظری مطالعات اسلامی در قلمرو روانشناسی تبیین شود مانند رابطهٔ علم و دین، رابطه دین و روانشناسی، رابطه اسلام و روانشناسی.

▪ روش شناسی مطالعات اسلامی در قلمرو روانشناسی، و نقات قوت و ضعف هر روش و موارد كاربرد آنها مشخص شود.

▪ شواهد موجود در زمینهٔ آیات، روایات و آثار اندیشمندان مسلمان جمع‌آوری شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

▪ پژوهشگران، بر مبنای اندیشه‌های اسلامی، فرضیه‌هایی را جهت انجام مطالعات تجربی ارائه دهند.

▪ مطالعات اسلامی در قلمرو روانشناسی، به طور هماهنگ در دو زمینهٔ نظری و عملی گسترش یابد و برنامه‌ریزیهای كوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت در این زمینه تهیه شود و به مرحلهٔ اجرا درآید.

 

 

دكتر مهرداد كلانتری

عضو هیأت علمی دانشكده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، استادیار گروه روانشناسی

دكتر سید احمد احمدی

عضو هیأت علمی دانشكده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، دانشیار گروه مشاوره

دكترحسنعلی‌بختیارنصرآبادی

عضو هیأت علمی دانشكده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، استادیار گروه علوم‌تربیتی

منابع

جعفری، محمدتقی. (۱۳۷۸). روانشناسی اسلامی. گردآوری، تنظیم و تلخیص محمدرضا جوادی، تهران: انتشارات پیام آزادی..

شرقاوی، حسن محمد. (۱۳۷۵). گامی فراسوی روانشناسی اسلامی، ترجمه سیدمحمد باقر حجتی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

طباطبائی، سیدمحمدحسین. (۱۳۷۵). ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی همدانی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.

عثمان، عبدالكریم. (۱۳۶۱). روانشناسی از دیدگاه غزالی و دانشمندان اسلامی، ترجمهٔ سیدمحمدباقر حجتی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

طرح اندیشه‌های اسلامی در قلمرو علم روانشناسی، به منظور دستیابی به الگوهای اسلامی در زمینهٔ شناخت و حل مشكلات روانی تنظیم شده است.منظور از اندیشه اسلامی، آرا و نظریاتی است كه از طریق آیات قرآن كریم و سنت رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) به ما رسیده است. به نظر می‌رسد كه این امر مهم را می‌توان براساس منابع معتبر تفسیری، مانند تفسیرالمیزان علامه طباطبائی (۱۳۷۵) و با تبادل نظر با اندیشمندان حوزه و دانشگاه انجام داد.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

ادیان الهی به عنوان یک مکتب روانشناسی | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 8:47 PM 

 

شناخت راهی که مستقیما انسان را به هدف خویش برساند و او را از پرتگاه‌ها و راه‌های انحرافی باز دارد، از قدرت فطرت خارج است و در این مورد به افرادی نیاز دارد که راه مستقیم به سمت رشد را بشناسند و از راه‌های انحرافی و پرتگاه‌هایی که موجب سقوط انسان می‌شوند آگاهی داشته باشند. با بررسی آموزش‌های اسلامی و ارزیابی تاریخ افراد و جوامع رشد یافته و غیر رشد یافته به این نتیجه می‌رسیم که این افراد جز پیامبران الهی و جانشینان آنها که مستقیما اطلاعات را از آفریننده روح و روان دریافت می‌دارند، نمی‌تواند باشد.

 

که اصول آن در کارهای روزانه روان‌شناسی ، روان‌درمانی و بهداشت روانی به ما کمک نمایند و تعریفی اختصاصی از انسان ایده‌آل و جامعه ایده‌آل به دست دهد. آموزش‌ها و واقعیاتی که در این ادیان ، مخصوصا در دین اسلام وجود دارند، نشان می‌دهند که بشریت به طور نهایی ، مذهب توحید را خواهد پذیرفت و ابعاد روانی او جز از این راه اشباع نخواهد شد.

 

مکتب روان‌شناسی اسلامی

مذهب اسلام به موازات اعتقاد به اصالت روان و تلقی انسان به عنوان ترکیبی از عناصر شیمیایی و عاملی غیر مادی که به نام روح نامیده می‌شود، موجب هماهنگی بین این عناصر می‌گردد و به او حیات می‌دهد، مغز را به عنوان مرکز تعقل معرفی می‌نماید. به این ترتیب ، مکتب روان‌شناسی اسلامی برای ایجاد پدیده‌ها و فعل و انفعالات حیاتی و روانی هم به جنبه‌های فیزیکی و هم به جنبه‌های غیر فیزیکی معتقد است.

 

فطرت ، یک اصل تغییرناپذیر

جریان فطرت به عنوان یک اصل ثابت و تغییر ناپذیر مورد تاکید ویژه اسلام است که در تمام افراد بشر مشترک می‌باشد و به عنوان عاملی که انسان را در ضمن قادر ساختن به رفع نیازها و تشخیص بین نفع و ضرر ، به سوی کمال مسیر می‌دهد، مورد توجه قرار می‌گیرد. فطرت در نوع بشر ، در طول تاریخ یکنواخت است و انسان‌ها بطور کلی نوع واحدی هستند و سود و زیان مشترکی دارند. تغییرناپذیری فطرت در زندگی یک انسان و در طول تاریخ بشریت ، با صراحت در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است.

 

با برداشت فوق ، دانشمندان اسلام ، با الهام از آیات مربوط به فطرت در قرآن ، چنین نتیجه می‌گیرند که فطرت مانند غریزه یک امر تکوینی است یعنی جز سرشت انسان است و اکتسابی نیست ولی از غریزه آگاهانه‌تر است، یعنی برخلاف غرایز که انسان و حیوان به آن آگاهی ندارند، در مورد امور فطری ، شخص نسبت آن آگاهی دارد.

 

یک تشبیه قابل لمس

تشبیه انسان به ماشین ، چنانچه همراه با اعتقاد به عامل حیات به عنوان محرک اصلی و درونی غیر مادی که موجب زنده کردن و حیات بخشیدن به تمام سیستم وجود انسان باشد، قابل دفاع می‌باشد و می‌توان حرکت انسان در جهان را به حرکت یک اتومبیل در جاده تشبیه نمود. برای آنکه اتومبیلی با موفقیت مورد استفاده قرار گیرد و حداکثر استفاده از آن بشود، شرایط زیر الزامی است:

 

سالم و بدون عیب بودن اتومبیل از نظر مکانیکی

 

 

مورد استفاده قرار گرفتن اتومبیل بوسیله یک راننده سالم و ماهر

 

 

شناخت راه و مسیر حرکت و هدف آن

 

 

توجه و کاربرد دقیق قوانین راهنمایی و رانندگی

 

 

سالم بودن ارگان‌ها و سیستم‌های مختلف تشریحی- بیوشیمیایی و فیزیولوژی انسان را می‌توان به سالم بودن اتومبیل از نظر مکانیکی تشبیه کرد و راننده سالم و ماهر همان سازمان روانی سالم و تربیت شده می‌باشد.

 

وقتی انسان خود عاقل است چه نیازی به راهنمایی دارد؟

در یک بررسی منطقی و منصفانه می‌توان به این نتیجه رسید که شناخت راه و مسیر حرکت و هدف آن و تنظیم قوانین حرکت برای خود انسان مقدور نیست و امور فوق الزاما باید توسط کسی تدوین شود که به تمام خصوصیات فیزیکی ، وظایف الاعضایی و روانی انسان آگاهی کامل داشته باشد و این کار را براساس علم قطعی انجام دهد. با برداشت فوق ، کشف اصول بهداشت روانی ، باید تنها براساس آموزش‌های آفریدگار انسان انجام پذیرد. فطرت انسان مانند قطب نما عمل می‌نماید و در هر لحظه (در صورتی که قطب‌نما سالم باشد و فطرت تضعیف نشده باشد) ، می‌تواند تشخیص دهد که انسان در مسیر رشد و یا مسیر سقوط حرکت می‌نماید.

 

ادیان الهی و از جمله اسلام ، در طی قرون متمادی با القای نوعی طرز تفکر ، زندگی فردی و اجتماعی میلیاردها انسان را در نقاط مختلف جغرافیایی اداره کرده‌اند و در حال حاضر نیز این کار را انجام می‌دهند. بررسی روشی که این ادیان در برخورد با انسانها مورد استفاده قرار داده‌اند و توجه به بعد اختصاصی در روان انسانها که پذیرش این آموزش‌ها را امکان‌پذیر ساخته است، می‌تواند منجر به کشف دستگاه روان‌شناسی خاصی گردد.

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

پیشگیری از افسردگی با نماز صبح | یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | 8:45 PM 

 افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است كه مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (APATHY) ، بدبينى (PESSIMISM) و احساس تنهايى است. اين بيمارى كه امروزه از شيوع بالايى در ميان مراجعه كنندگان به كلينيك‏هاى روانپزشكى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زيادى بوده كه از مهمترين آنها مى‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مى‏دهد 75 درصد از بيماران افسرده مشكلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنين علايم اين بيماران در هنگام صبح تشديد مى‏شود. نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما اين است كه در اين بيماران چگالى (REM حركت‏ سريع چشم) در نيمه اول خواب و همچنين كل زمان REM افزايش يافته و فاصله ميان به خواب رفتن تا شروع اولين دوره REM يعنى ( LATENCY - REM) كم شده و مرحله 4 خواب نيز كاهش مى‏يابد. (1)

 

پس به عبارت ساده‏تر مى‏توان گفت، افراد افسرده زمان بيشترى را در مرحله خواب REM به سر مى‏برند. يعنى به ميزان بيشترى نسبت ‏به سايرين خواب مى‏بينند.

 

 

يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است، كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است .

حال ببينيم، اين موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، يعنى نماز صبح چه اثر درمانى مى‏تواند در اين بيماران داشته باشد؟

 

به طور متوسط 20 - 15 دقيقه طول مى‏كشد تا يك فرد معمولى به خواب رود. پس در عرض 45 دقيقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده كه اين مراحل عميقترين مراحل خواب‏اند. يعنى بيشترين تحريك براى بيدار كردن فرد در اين مراحل لازم است. حدود 45 دقيقه پس از مرحله ‏4 است كه نخستين دوره حركات سريع چشم (REM) فرا مى‏رسد. هر چه از شب مى‏گذرد، دوره‏هاى REM طولانى‏تر و مراحل 3 و 4 كوتاه‏تر مى‏شود. بنابراين در اواخر شب، خواب شخص سبك‏تر شده و رؤياى بيشترى مى‏بيند (يعنى خواب REM اش بيشتر مى‏شود). پس قسمت اعظم خواب REM در ساعات نزديك صبح به وقوع مى‏پيوندد. و از طرفى ديديم كه يكى از مشكلات مهم بيماران افسرده، افزايش يافتن طول خواب REM و خواب ديدن زياد است. از اين جهت ‏يك مبناى مهم در توليد داروهاى ضد افسردگى ايجاد داروهايى است كه كاهش دهنده مرحله REM خواب باشند (از جمله داروهاى ضد افسردگى سه حلقه‏اى) .

 

 

لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند.

علاوه بر اين يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است، كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است .

 

لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند؛

 

"اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق اليل قرءان الفجر ان قرءان الفجر كان مشهودا (3) ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپا دار و (نيز) نماز صبح را، زيرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است .

 

منبع:

 

http://tarigat98.blogfa.com/85114.aspx

 

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

تعلیم و تربیت | پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 | 10:47 AM 


1- در طبیعت و اخلاق انسانی هیچ ضعف وانحرافی نیست كه با تعلیم مناسب اصلاح نشود.

2- دلهایی كه روی آن كلمه تقوی و محبت نوشته شده به هر جایی كه بخواهند پرواز می كنند و كائنات در مقابل آنها سرتعظیم فرود می آورند.

3- از دانش آموزی كه فكر روشن دارد، ناامید مشو.

4- اطفال بیشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عیبجویی.

5- استاد پرورنده ی روان است و پدر و مادر پروش دهنده جان.

6- تعلیم بزرگترین هدیه ای است كه مردم نیكوكار می توانند به گدایان و بینوایان بدهند.

7- آن كه از دست روزگار به خشم می آید هر چه آموخته بیهوده بوده است.

8- آینده ی كودكان بسته به تربیت آنهاست.

9- قرض پدر و مادر به فرزندان علم و ثروت نیست، تربیت و اخلاق است.

10- آموزش و پرورش بدون تجربه بی فایده است.

11- بهترین زمان برای تربیت اراده ، ایام جوانی است.

12- استعداد چیزی است كه در جوانی پیدا می شود، اگر آن را تربیت كردید و درصدد تقویت آن بر آمدید مانند بذری كه در مزرعه خوب كاشته شده باشد، محصول خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتید و آن را تربیت نكردید مانند تخمی كه در زمین شوره زار افتاده باشد ، از بین می رود و محصول نمی دهد.

13- اساس آموزش و پرورش ساختن ماشین نیست، بلكه ساختن انسان است.

14- اگر امروز حتی یك كلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید.

15- آموزش و پرورش البته مهم است ، ولی زندگی كردن خیلی از آن مهمتر است . بنابراین هدف آموزش و پرورش صحیح باید در مرحله اول بهبودی وضع زندگی باشد.

16- تربیت ، علم زندگی و هنر خوب زیستن است.

17- اگر به بچه كمی محبت نشان بدهید، وی صد چندان به شما مهر خواهد ورزید.

18- فكر ساخته ی تعلیم و تربیتی است كه تا امروزه گرفته ایم ، برای فكر بهتر باید از فردا تعلیم و تربیت بهتری بگیریم .

19- اگر بزرگان ، خویش را خوب تربیت كنند ، كودكان خوب بزرگ می شوند.

20- تعلیم و تربیت علم است و معلمی هنر .

21- اگر در خانواده ، با محبت محاكمه شویم در جامعه با خفت مجازات نمی شویم .

22- قبل از آن كه كودك را كتك بزنید یقین حاصل كنید كه خود سبب خطای او نبوده اید.

23- كسی كه از ادب و تربیت پدر بهره ندارد روزگار او را تربیت خواهد كرد .

24- بهتر است پدر و مادر را مسبب مسائل و مشكلات خود ندانید . آنها آنچه می دانستند در حق شما انجام دادند ، ناامیدی شما ناشی از این است كه تصور می كردید آنها انسان های كاملی هستند .

25- دشواری های خود را با فرزندانتان در میان بگذارید و آنها را از كوچكی متعهد و مسئول بار بیاورید.

26- تعلیم و تربیت باید در جهت انسان سازی باشد نه پرورش انسان نماهای تحصیل كرده .

27- بكوشید فرزندانتان را از كودكی با واقعیات آشنا نمایید و یك مرتبه و بی تجربه و ناآگاه در صحنه اجتماع ، آنها را رها نكنید .

28- به جای دستوردادن ، با بچه ها ارتباط قلبی برقرار كنید . خودتان را تا سطح آنها پایین بیاورید ، خود را به جا و در سن آنها تصور كنید ، به آنها گوش كنید و به احساساتشان احترام بگذارید .

29- مربیان باید از گفتارهای سرزنش آمیز، ترساندن ، تهدید ، رشوه دادن ، مسخره كردن و پندهای دستوری تا آنجا كه ممكن است پرهیز نمایند .

30- به بچه ها بیاموزید بین عشق و نومیدی ، عشق را انتخاب كنند ، چون از دست دادن عشق به منزله از دست دادن زندگی  است .

31- یادگیری روندی دلخواه و داوطلبانه است .

32- بچه ها بیشتر از روی الگو و نمونه های عملی ، مطالب را فرا می گیرند تا از طریق كتاب و قلم .

33- با مشاهده ، دیدن ، انتخاب كردن و با تمرین می توان دانش آموخت .

34- ما از فرزندان خود انتظار داریم انسان های مسئول ، متوجه ، متعهد و پرمهری باشند در حالی كه نمونه های صحیحی در اختیار آنها قرار نمی دهیم . كودكان آنچه می بینند یاد می گیرند و به آن عمل می كنند .

35- بچه ها از كودكی باید به ارزش و شخصیت خود پی ببرند و یاد بگیرند كه به خود احترام بگذارند.

36- به فرزندان خود بیاموزید كه در زندگی فرصت های بی شماری در اختیار دارند . البته هنگامی این باور را می پذیرند كه فرصتی در اختیار آنها گذاشته شود .

37- كوشش كنید حس تعاون و همكاری و احساس مسئولیت را از كودكی در فرزندانتان تقویت كنید.

38- بعد از تنبیه كردن بچه ها، آنها را در آغوش بگیرید و نوازششان كنید.

39- به بچه ها بگویید كه خیلی فوق العاده اند و به آنها اعتماد دارید.

40- انسان شدیداً نیازمند به تربیت و اصلاح خویش است ، همان گونه كه كشتزار تشنه آب باران است.

41- به فرزندان خود هنر و تقوی بیاموزید، چون آنها زنده نگه دارنده ی نام هستند.

42- بهترین میراثی كه پدران برای فرزندان خود می گذارند، تربیت نیكو است .

43- یتیم آن نیست كه پدرش مرده باشد ، بلكه آن است كه از علم و ادب بی بهره باشد .

44- تربیت زیباترین چیزی است كه مردان بزرگ ذخیره می كنند.

45- كودكان به نمونه و سرمشق بیش از انتقاد نیازمندند.

46- نگذارید بچه ها گریه كنند زیرا باران هم غنچه را ضایع می كند.

47- آنچه را كه فرزند در توان داشته و انجام داده از او بپذیر و از او كارهای طاقت فرسا مخواه.

48- وقتی خونسردی خودتان را از دست می دهید – به خصوص در مورد فرزندان– فوراً عذر خواهی كنید.

49- یادگرفتن در كودكی مانند نقش روی سنگ ، ثابت و راسخ می ماند.

50- دوست آن است كه در نبودن انسان ، حق دوستی را رعایت كند .

51- غریب كسی است كه دوست نداشته باشد .

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

به ياد عشق و رگاي پر خون | پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 | 10:44 AM 

عشق

زناشويي يكي از صميمي ترين و خصوصي ترين انواع ارتباط انساني و از نيازهاي فطري بشر است . زمانيكه دو نفر ناآشنا و با سلايق مختلف كنار هم قرار مي گيرند دوام و كيفيت دوستي آنها به دانش ، مهارت و هنر هر يك از آنها در تحكيم اين ارتباط بستگي دارد . كم و بيش همه ما شاهد بوده ايم زن و شوهرهائيكه اگر چه در كنار هم هستند ولي بسيار از هم فاصله دارند . در حقيقت به دليل عدم درك صحيح نيازها و شخصيت يكديگر نه تنها صميميتي بين آنها نيست بلكه به اجبار در كنار هم زندگي مي كنند كه اين اجبار مي تواند ناشي از تعصبات اجتماعي مثل اعتقاد به ناشايسته بودن طلاق ، حمايت از فرزندان و مشكلات معيشتي و … باشد .

 

 نارضايتي زن و شوهر از يكديگر علاوه بر اينكه بر لذت از زندگي و موفقيت هاي اجتماعي ، شغلي و اقتصادي تاثير منفي مي گذارد ، گاهي متأسفانه به مشكلات اخلاقي نيز منجر مي گردد . راستي چه عواملي باعث مي شود آنهمه رعايت احترام و حفظ حريم و حرمت ها ، فداكاري ها و مهرباني هاي دوران و عقد پس از مدتي به دلسردي ، خستگي و مشاجره هاي مختلف منجر شود ، ‌اميد است مطالبي كه در ادامه خواهد آمد بتواند راه هاي پايداري و دوام صميميت و يك ارتباط با نشاط زناشويي را بيان كند .

اختلاف نظر ها اگر چه ممكن است سبب تضاد يا مشاجره گردد ، اما همين مشاجره نيز فرصتي براي بيان عقايد طرفين است و منجر به شناسايي بيشتر هر يك از ديگري مي گردد .

از خودتان شروع كنيد

اگر از يك ارتباط زناشويي كه دلخواه شما نيست رنج مي بريد اولين گام اين است كه خود را اصلاح كنيد . در يك ارتبا ط دو طرفه كمتر مي توان فقط يك نفر را بعنوان مسئول مشكلات و مشاجرات معرفي كرد . شما مجبور نيستيد در شرايط توأم با تحقير ، سرزنش و خستگي سر ببريد ، از هم اكنون سرنوشت خود را به دست بگيريد و براي تغيير زندگي و روابط زناشويي خود برنامه ريزي كنيد . رفتارهاي غلط خود را اصلاح كنيد و بعضي از وظايفي را كه فراموش كرده ايد از سر بگيريد . اريك فروم در كتاب ‹ هنر عشق ورزيدن › مي گويد : زماني مي توانيد كسي را عاشق خود كنيد كه اول خودتان به او عشق بورزيد . شما مي توانيد در خاطرات تلخ گذشته و آنچه بين شما و شريك زندگي تان گذشته است غوطه ور شويد و به خاطر آن پر از غصه ، كينه و خشم گرديد اما راه ديگري هم هست و آن اينكه از حالا تصميم بگيريد شرايط را عوض كنيد، 

گذشته ناخوشايند را فراموش كنيد و فقط از آن براي داشتن يك زندگي بهتر درس بگيريد ،

 ببينيد چه چيزهايي زندگي شما را توأم با ناكامي و غصه كرده است آنها را از بين ببريد. دوباره تكرار مي كنم فراموش نكنيد كه زناشويي يك ارتباط دو طرفه است و قسمتي از مشكلات مربوط به شماست بنا براين ابتدا خودتان را طبق تعاليم زير تغيير دهيد .

 

استقبال از اختلاف نظر ها

خداوند انسانها را مثل هم نيافريده است و البته اين تفاوتهاي بين فردي است كه سبب جاذبه بيشتر بين انسانها مي گردد . بنابراين نبايد سعي كنيد كه طرف مقابل را به گونه اي تغيير دهيد كه مثل شما فكر كند و مطابق نظر شما رفتار كند. در ابتدا دختر و پسرها كه براي مراسم خواستگاري و آشنايي صحبت مي كنند ، به دقت به صحبت هاي همديگر گوش مي دهند و در حقيقت اين شروع آشنايي براي آنها جذاب است زيرا هر كسي خود را همانطور كه هست معرفي مي كند و عقايد خود را بيان مي كند.

 

 چيزيكه سبب اين جاذبه مي شود همان اختلافات اين دو نفر است . بجز ارزش هاي مذهبي و بنيادين كه اختلاف نظر در آنها گيرايي ندارد، ما معمولاً به دنبال كسي هستيم كه به دليل تفاوتهايش ما را كامل كند . از طرفي نبايد انتظار داشت كه هيج اختلاف نظر و مشاجره اي بين زن و شوهر وجود نداشته باشد ، چرا كه ارتباط بدون تضاد يك ارتباط صحيح و پويا نيست. در حقيقت در اين ارتباط يك نفر از بيان احساسات و عقايد خود صرف نظر كرده است يا طرف مقابل اين فرصت را با قلدري به او نداده است و لذا از رشد طرفين نيز جلوگيري خواهد شد . عقايد مختلف با ايجاد بحث و مشاجره يا قضاوت نفر سوم يا مراجعه به كتاب سبب رشد زن و شوهر مي گردد، مثلاً اگر در مورد تربيت فرزند اختلاف نظري داشته باشند با مراجعه به روانشناس يا كتب مربوطه دانش هر دو طرف ارتقاء مي يابد .

زماني مي توانيد كسي را عاشق خود كنيد كه اول خودتان به او عشق بورزيد .

تغيير در نگرش نسبت به رفتار طرف مقابل

ممكن است شما علاقمند ، به ورزش و تماشاي مسابقات ورزشي باشيد و همسر شما علاقمند به خواندن روزنامه مثل صفحه حوادث يا صفحه گزارشات سياسي باشد ، لازم نيست تلاش كنيد علاقمندي خودتان را ناديده بگيريد يا او را مجبور كنيد كه سرگرمي اش مثل شما باشد بلكه هر كدام بايد به ديگري اجازه دهيم به آنچه دوست دارد بپردازد ، در اينصورت مي بينيد كه در يك خانواده هم بحث هاي ورزشي مي شود و هم بحث هاي سياسي و ... يعني باز هم شما مي توانيد همديگر را كامل كنيد . بنابراين به جاي اينكه بگوئيد متاسفانه شريك زندگي من اصلاً مثل من فكر نمي كند و مثلاً در مورد تماشاي فوتبال اتفاق نظر نداريم مي توانيد بگوئيد خوشبختانه وقتي كه دست از تفريح و سرگرمي مان مي كشيم هركدام حرف جديدي براي زدن داريم كه ملال آور نيست و بر اطلاعات مان مي افزايد .

 

ممكن است شما از هر پر حرفي ، كم حرفي ،‌ملايمت ، تند مزاجي ، رنگ مو ، قد ،‌جاه طلبي ،‌قاطعيت و رك گويي ، پركاري و خساست و ... همسرتان خوشحال باشيد يا ناراحت ، بايد بدانيد كه اينها امور نسبي هستند ، اگر براي شما ناپسند است براي ديگران خوشايند به نظر مي رسد . پرحرفي طرف مقابل سبب مي شود شما مجالس گرم و شلوغي داشته باشيد از طرفي اگر كم حرف و ملايم باشد به شما آرامش مي دهد . خساست او را مي توانيد به اقتصادي بودن تعبير كنيد و يا جاه طلبي كه او را براي ارتقاء در درجات كاري كمك مي كند و سعي مي كند كه كارش را بخوبي انجام دهد اين مي تواند به جديت در كار تعبير شود . اگر نگرش خود را نسبت به صفات يا رفتار او تغيير دهيد مي بينيد كه هر كدام فرصتي براي دگرگوني و لذت بيشتر از زندگي فراهم كرده ايد و باز هم فرصتي براي كامل شدن شماست .

 

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره دانلود جز’ سی قرن کریم (بشنوید) | شنبه بیستم مهر 1387 | 9:44 PM 

آیات منتخب
آیه 114از سوره مائده با صدای شحات انور
ترتیل سوره ناس با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره فلق با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره اخلاص با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
ترتیل سوره مسد با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره نصر با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره کافرون با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره کوثر با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره ماعون با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره قریش با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره فیل با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره همزة با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره عصر با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره تکاثر با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره قارعة با صدای دکتر احمد نعینع
ترتیل سوره عادیات با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره

 

 

ترتیل سوره زلزلة با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
| حجم فایل : 120 KB |
ترتیل سوره بینة با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
| حجم فایل : 232 KB |
ترتیل سوره قدر با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
 | حجم فایل : 74 KB |
ترتیل سوره علق با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
 حجم فایل : 200 KB |
ترتیل سوره تین با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
 حجم فایل : 92 KB |
ترتیل سوره شرح با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
| حجم فایل : 74 KB |
ترتیل سوره ضحی با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
 حجم فایل : 118 KB |
ترتیل سوره لیل با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
 حجم فایل : 232 KB |
ترتیل سوره شمس با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
 حجم فایل : 160 KB |
ترتیل سوره بلد با صدای دکتر احمد نعینع
تلاوت ترتیل قرآن با صدای دکتر احمد نعینع به تفکیک سوره
| حجم فایل : 218 KB |
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

'ترانه های محلی'لرستان خواننده " احمد علی رضائئ " | شنبه بیستم مهر 1387 | 9:28 PM 

 
آلبوم <span style='background-color:yellow'>ترانه</span> های محلی لرستان

خواننده " احمد علی رضائئ "

'ترانه های محلی'

 

ترانه 1 Play Download
ترانه 2 Play Download
ترانه 3 Play Download
ترانه 4 Play Download
ترانه 5 Play Download
ترانه 6 Play Download
ترانه 7 Play Download
ترانه 8 Play Download
ترانه 9 Play Download
ترانه 10 Play Download
ترانه 11 Play Download
ترانه 12 Play Download
ترانه 13 Play Download
ترانه 14 Play Download
ترانه 15 Play Download
ترانه 16 Play Download

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

مداحی در رسای اقا امام حسین(مرثیه خوانی) | شنبه بیستم مهر 1387 | 7:46 PM 

مداحی 1

Play

Download

مداحی 2

Play

Download

مداحی 3

Play

Download

مداحی 4

Play

Download

مداحی 5

Play

Download

مداحی 6

Play

Download

مداحی 7

Play

Download

مداحی 8

Play

Download

مداحی 9

Play

Download

مداحی 10

Play

Download

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

سازمان و مدیریت | جمعه نوزدهم مهر 1387 | 12:26 PM 

سازمان و مدیریت

سازمان و مدیریتسازمان مجموعه هدفمندی که پیرو یک نظام است. دارای مرزها و حدودی است که آن را از محیط خود جدا می سازد. سازمان در محیط های مختلف کاربرد های متفاوتی دارد. بنگاه های اقتصادی، ارگان های دولتی، سازمان های ائتلافی و حتی یک خانواده را نیز می توان به عنوان یک سازمان نام برد. سازمان و مدیریت
مطالب ارائه شده در این مقاله:
درج شده در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

تعارض سازماني: تعريف، مباني، انواع و مديريت تعارض | جمعه نوزدهم مهر 1387 | 12:19 PM 

تعارض سازماني: تعريف، مباني، انواع و مديريت تعارض

چكيده

اين مقاله مفهوم تعارض را شرح داده و تعارض را تعريف مي‌كند. جايگاه تعارض در مديريت و سازمان را مورد بررسي قرار مي‌دهد. انواع تعارضات سازماني را برشمرده و آنها را تقسيم‌بندي مي‌كند. نظريه‌ها و رويكردهاي مختلف درباره تعارض سازماني را شرح مي‌دهد. به منشأ تعارضات سازماني اشاره مي‌كند و در پايان به مبحث مديريت تعارض و استراتژي‌هاي آن مي‌پردازد.

منبع : روزنامه همشهري،‌ شنبه 28 خرداد 1384، سال سيزدهم، شماره 3725، صفحه 10

كليدواژه : تعارض سازماني؛ تعارضات سازماني؛ مديريت تعارض؛‌استراتژي ايجاد تعارض


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

قالب مینا | جمعه نوزدهم مهر 1387 | 12:2 PM 

نصب قالب اصلی وبلاگ براي بلاگفا :

 1. وارد سایت بلاگفا شده ٬ نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد کنید و

 وارد کنترل پنل وبلاگتان شوید.
 2. به قسمت ویرایش قالب رفته و تمام کدهای موجود را پاک کنید.
 3. کدهای زیر را کپی کرده و جایگزین کدهای بلاگفا کنید.

 


نصب قالب اصلی وبلاگ براي پرشين بلاگ :

 1. وارد سایت پرشين بلاگ شده ٬ نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد کنید

و وارد کنترل پنل وبلاگتان شوید.
 2. به قسمت ویرایش قالب رفته و تمام کدهای موجود را پاک کنید.
 3. کدهای زیر را کپی کرده و جایگزین کدهای پرشين بلاگ کنید.

 


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

سری جدید کدهای موزیک ( كدهاي جاوا ) | جمعه نوزدهم مهر 1387 | 10:45 AM 

  سری جدید کدهای موزیک ( كدهاي جاوا )

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

قالب رز عاشق ( قالب رایگان بلاگفا ) | جمعه نوزدهم مهر 1387 | 10:44 AM 

  قالب رز عاشق ( قالب رایگان بلاگفا )

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

قالب درخت پير براي بلاگفا ( قالب رایگان بلاگفا ) | جمعه نوزدهم مهر 1387 | 10:40 AM 

قالب درخت پير براي بلاگفا ( قالب رایگان بلاگفا )
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

قالب بهار ( قالب رایگان بلاگفا ) | جمعه نوزدهم مهر 1387 | 10:39 AM 

  قالب بهار ( قالب رایگان بلاگفا )

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

قالب صدای سخن عشق | جمعه نوزدهم مهر 1387 | 10:24 AM 

قالبی بسیار زیبا و امکاناتی بالا که از پرشین بلاگ به بلاگفا رجم شده

 

و اینک آماده استفاده عزیزان کاربر بلاگفاست

 

صدای سخن عشق

 

صدای سخن عشق

 

 

دانلود کد قالب

 

و همینطور چند کد جدید جاوا که برای بهتر شدن وبلاگ شما

 

می تواند مورد استفاده تان قرار بگیرد

 

كد اسكريپ نمايش وضعيت ياهو آي دي شما در بلاگ و

 

امكان ارسال پي ام و يا آفلاين براي شما به صورت مستقيم از وبلاگتان

 

 

  

 كد تقويم روزانه براي وبلاگ، در تنظيمات وبلاگتان در قسمت اسكريپ ها قرار دهيد

 

 

 

 

یا حق

 

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

| جمعه نوزدهم مهر 1387 | 10:18 AM 

  

قالب غروب

 

 

  

مشاهده قالب             دريافت قالب

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

از كجا بدانیم نمازمان قبول شده؟! | چهارشنبه هفدهم مهر 1387 | 12:45 PM 

نماز جماعت

روح نماز

نماز باز دارنده از فحشا و منكرات است.  نماز و صلات از وصلت و پیوند است، یا از زیارت و دیدار. حضرت امیر علیه السلام در تفسیر قد قامت صلواة فرموده : یعنى وقت دیدار یا رحمت فرا رسید. (1)

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: هر كس نمازش او را از زشتى و گناه باز ندارد، از خدا دورتر می‌شود. نماز كسى كه از نمازش اطاعت نمی‌كند نماز نیست. اطاعت نماز یعنى بازداشتن از گناه و زشتى.

روایت است یكى از انصار همراه پیامبر نماز می‌خواند، ولى مرتكب گناه می‌شد. به پیامبر گفتند، فرمود: بالاخره روزى نمازش از گناه باز خواهد داشت چندى نگذشت كه توبه كرد!


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

| چهارشنبه هفدهم مهر 1387 | 12:45 PM 

شمع

مرگ بریده شدن علاقه روح از بدن است .مرگ یعنى آغاز سفر از این دنیا به سراى آخرت

بعد از مرگ، انسان را به جایى منتقل مى كنند كه نامش ‍ قبر است، و قبر منزل موقتى مردگان مى باشد. در هنگام مرگ و قبض روح، ممكن است سختیها و شداید فراوانى - در اثر اعمال و افكارى كه در دنیا كسب نموده است - به انسان هجوم آورد. و بعد از این ناراحتیها و رنجهاى عالم قبر و برزخ شروع مى شود، تاریكى و ظلمت قبر، سوال نكیر و منكر، فشار قبر، حمله حیوانات گوناگون به بدن و...

آدمى، باید خود را براى چنین سفرى آماده سازد و از حالا به فكر سختى‌هاى راه طولانى خود باشد. و اینجاست كه نماز - این باشكوهترین عمل عبادى الهى - به یارى انسان مى شتابد و از او در بحرانى ترین و طوفانى ترین لحظات، دستگیرى مى‌نماید، چنانكه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ملك الموت به من گفت كه: هر كس مواظب اوقات نمازهاى پنجگانه‌اش باشد، من از مادر به او مهربانتر مى باشم . (1)

امام صادق علیه السلام فرمود: ان ملك الموت، یدفع الشیطان عن المحافظ على الصلاة و یلقنه شهادة ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله، فى تلك الحالة العظیمة (2)


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

در آخر نماز به چه كسانی سلام می‌دهی؟ | چهارشنبه هفدهم مهر 1387 | 12:43 PM 

نماز

سلام كلمه‌ایست زیبا كه هم  بر كام شیرین می‌آید و هم با معنای خوشش،‌ رابطه‌ی میان گویند و شنونده‌اش را گرم می‌كند.

سلام به معنی سلامتی و امنیت است و وقتی بر كسی سلام می‌دهی، به او می‌گویی كه تو از سوی من در امانی و خیالت تخت كه تا با منی خاطرت آسوده خواهد بود. و خلاصه آنكه سلامت یعنی سرت سلامت!

سلام را معمولا وقتی می‌گویی كه با كسی چهره به چهره شوی، آنگاه است كه حضورت را با طنین سلام، سبز می‌كنی و نیز خاطر او را.


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

بخشنامه براى نماز اوّل وقت | چهارشنبه هفدهم مهر 1387 | 12:42 PM 

نماز اول وقت

بخشنامه براى نماز اوّل وقت

 

امام على علیه السلام پس از آنكه محمد بن ابى بكر را براى فرماندارى مصر انتخاب كرد، دستور العملى نسبت به نماز اوّل وقت به او نوشت:

«صَلّ الصّلاةَ لِوقْتِها المُؤَقّت لها، و لا تُعجِّل وقتها لِفَراغ، و لاتُؤخِّرها لاشْتِغالٍ وَ اعْلمْ انّ كُلّ شى ءٍ مِنْ عملك تَبَعٌ لِصلاتِكَ »

(نماز را در وقت اختصاصى خودش بخوان " اوّل وقت "، و چون بیكار شدى در انجام نماز شتاب نكن، یا چون به كارى مشغول هستى آن را تأخیر میانداز، و بدان كه تمام اعمال تو، درگرو قبولى نماز تو مى باشد)(1)

و نامه 52 نهج البلاغه را براى همه استانداران و فرمانداران جهت تعیین "اوقات نماز" به صورت بخشنامه مى فرستد؛

( إلى اءمراء البلاد فى معنى الصلاة )


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

نمازهایی كه رفع تكلیف است | سه شنبه شانزدهم مهر 1387 | 4:37 PM 

نماز

اشاره:

دم دمای غروب بود؛ غروب یك روز دل انگیز بهاری، شتابزده و سراسیمه وارد مسجد شد. با عجله وضویی ساخت و به نماز ایستا د. من كه از نزدیك ناظر این منظره بودم نا خود آگاه به یاد حدیثی افتادم از امام صادق علیه السلام كه در واپسین لحظات زندگی به اقوام و كسان خود فرموده بودند:

مردم بدانید هر كه نماز را خوار و سبك بشمارد از شفاعت ما محروم خواهد شد.


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

« آثار حضور در مسجد» | سه شنبه شانزدهم مهر 1387 | 4:34 PM 

5

« آثار حضور در مسجد»

مسجد خانه خدا در زمین مركز وحی و منبع فیوضات معنوی و بركات گوناگون برای نمازگزاران و جامعه اسلامی است. بی‌گمان مكانی كه چنین جایگاهی نزد خداوند دارد، حضور در آن، آثار فراوانی را خواهد داشت و بدون تردید شامل حال مكلفان و حاضران در مسجد اعم از زن و مرد نیز خواهد بود كه در مقاله زیر پیرامون آن سخن خواهیم گفت.

آثار حضور در مسجد چنان متنوع است كه به سختی می توان پیرامون تمامی آنها سخن گفت؛ چنانكه در یكی از احادیت امام علی علیه السلام، برای حضور در مسجد هشت اثر برشمرده شده است:

«من اختلف الی المسجد اصاب احدی الثمان؛ اخا مستفادا فی الله، او علما مستطرفا او آیة محكمة او یسمع كلمة تدل علی هدی، او رحمة منتظره او كلمة ترده عن ردی، او یترك ذنبا خشیة او حیاء»

كسی كه به مسجد رفت و آمد می‌كند، یكی از منافع هشتگانه نصیب او می‌شود: برادری مفید و با ارزش در راه خدا، یا علم و دانش نو، یا دلیل و برهان محكم [برای تثبیت عقاید می‌یابد.] یا كلماتی كه موجب هدایت شود [می‌شنود]، یا رحمت مورد انتظاری [شامل حال او می‌شود]، یا مواعظی كه او را از فساد و گناه باز دارد.[می‌شنود،] یا به خاطر ترس یا حیا و آبروی خود گناهی را ترك می كند.

 

برخی از آثار حضور در مسجد را می‌توان به شرح زیر مورد مطالعه قرار داد:


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

آداب نماز از منظر رجبعلي خياط | سه شنبه شانزدهم مهر 1387 | 4:33 PM 

نماز

يکي از ويژگي‌هاي برجسته تربيت شدگان مکتب جناب شيخ رجبعلي خياط، حضور قلب در نماز است. و اين نبود مگر بدين جهت که شيخ براي جسد بي روح نماز، ارزش چنداني قائل نبود و مي‌کوشيد علاقمندان او حقيقتاً نمازگزار باشند.

 

آداب نماز

در رهنمودهاي جناب شيخ درباره نماز چهار نکته اساسي وجود دارد که هر چهار مورد برگرفته از متن قرآن و احاديث اسلامي است:

 

1- عشق


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

جوان را چگونه به نماز بخوانیم | سه شنبه شانزدهم مهر 1387 | 4:32 PM 

نماز

گرایش به پرستش در اعماق فطرت پاك نهاد آدمی خانه دارد و با روح آدمی سرشته شده است و نماز آینه‌ی صاف و زلال تجلی این پرستش است. با اینهمه چرا عده ای از نماز گزادن سر باز می زنند و به تعبیر قرآن چرا عده ای در امر نماز "با كسالت" به نماز بر می خیزند یا در نماز" به سهو" گرفتارند.(سوره ماعون/آیه 5).مشكل كجاست؟

گذشته از شیوه های نامناسب دعوت به نمازبه نظر می رسد وفور اسباب غفلت زای حیات دنیوی و زندگی این جهانی علت اصلی این رویگردانی هاست. غفلت به تعبیر معصوم در "مناجات شعبانیه" چرك جان آدمی است. و تذكار مواهب و نعمتهای الهی تنها راه زدودن آن از زوایای روح و جان آدمیان.

توضیح بیشتر را از زبان حجت الاسلام قرائتی از اینجا بشنوید

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

نماز شب، نشان عشق و محبت | سه شنبه شانزدهم مهر 1387 | 4:31 PM 

نماز شب

نماز شب، نشان عشق و محبّت انسان به آفریدگار است و این علاقه، انسان را از خواب جدا می‌كند و به راز و نیاز نیمه شب با محبوب وامی‌دارد.

اهمیت شب و حركت الهی و سیر معنوی آن، بر هیچ عاشق دلخسته‌ای كه ندای معبود را به گوش جان شنیده است، پوشیده نیست. شب، رمز و راز عجیبی دارد، اگر چه تاریك و خاموش است، اما برای اهل دل سپیدی و نورانیت خاصی دارد، چه بسیار بركات الهی كه در شب نازل شده است؛ خداوند رحمان قرآن را در شب نازل كرد: إِنّا أَنْزَلْنَاه‌ُ فِی لَیلَة‌ِ الْقَدْر (سوره قدر،1) و رسول اعظمش را شبانگاه به معراج مشرف نمود: سُبْحَان‌َ الَّذِی أَسْری‌َ بِعَبْدِه‌ِ لَیلاً … .(سوره اسراء،1) و ضیافت و مهمانی حضرت موسی‌(علیه السلام) در محضر خداوند در شب به وقوع پیوست: وَ وَاعَدْنَا مُوسی‌َ ثَلاَثِین‌َ لَیلَة‌ً… (سوره اعراف،142)

كلمه لیل (شب‌) و مشتقات آن مثل: (لیلة، لیلاً، لیلها، لیال، و غیره) حدود نود بار در قرآن آمده است كه این همه، نشان از اهمیت و ارزش‌گذاری قرآن برای شب دارد.

در دل شب، بهتر از هر وقت دیگری می‌شود، قرآن خواند، در حضور خدا فروتنی نمود، اعمال خویش را محاسبه كرد و تصمیم قاطعانه برای جبران بدكاری‌ها و كم‌كاری‌های گذشته گرفت.

اهمیت ساعات سحر و صبح در حدی است كه خداوند متعال به آن سوگند یاد كرده است‌و می‌كند:

«وَ الصُّبْح‌ِ إِذَا أَسْفَرَ؛ سوگند به صبح هنگامی كه آشكار می‌شود.»(سوره مدثر،34)

«وَ الصُّبْح‌ِ إِذَا تَنَفَّس‌َ؛ سوگند به صبح، هنگامی كه برمی‌دمد و روشنی‌اش در افق پدیدار می‌گردد.» (سوره تكویر، 18)

در میان ساعات شبانه روز، زیباترین و بهترین موقع برای «كسب فیض» و برقراری ارتباط با پروردگار وقت سحر است.

علمای بزرگ و صالحان، سعادت ابدی خود را مدیون عبادت‌ها و شب زنده‌داری‌های سحرگاهانشان می‌دانند، بر همین اساس، با اخلاص و فروتنی خاصی، شب هنگام، در پیشگاه خداوند به خواندن نماز و تلاوت قرآن و استغفار می‌پردازند خداوند در دو آیه از قرآن، كسانی را كه سحرگاهان به استغفار می‌پردازند، مورد تمجید قرار می‌دهد.

1.الصّابِرِین‌َ وَ الصّادِقِین‌َ وَ الْقَانِتِین‌َ وَ الْمُنْفِقِین‌َ وَ الْمُسْتَغْفِرِین‌َ بِالاْسحَار. (سوره آل عمران،17)

2.وَ بِالاسْحَارِ هُم‌ْ یسْتَغْفِرُون‌َ؛ و در سحرگاهان، آمرزش گناهانشان را از خدا می‌خواستند.(سوره ذاریات، 18)

نماز شب توفیقی می‌خواهد كه باید آن را هم از خداوند طلبید. انسان با تداوم به نماز شب و شب زنده‌داری و عبادت‌های شبانه می‌تواند، به چنان مرتبه‌ای از كمال و صفای نفس و قرب خدا برسد كه جز حق نبیند، جز حق نشنود و جز حق نگوید.

 

منبع:

مجله بشارت، ش 63، بتول جمشیدیان .

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

آشتى میان دو نسل(1) | دوشنبه پانزدهم مهر 1387 | 3:22 PM 

اشاره

وقروا كباركم ، یوقركم صغاركم : (1)

بزرگان خود را احترام كنید ، تا كوچك ترها هم احترام شما را نگه دارند.


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

اول پيش واحد ازدواج را پاس کنيد | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 2:23 PM 

ازدواج

در روايات آمده است که رسول الله هر گاه به شخصي نگاه مي‏کرد و از او خوشش مي‏آمد ، مي‏فرمودند : «شغلي هم دارد؟». اگر مي‏گفتند نه ، مي‏فرموند : «از چشمم افتاد» . عرض مي‏شد : چرا اي رسول خدا؟ مي‏فرمود : «زيرا اگر مؤمن، شغل و حرفه‏اي نداشته باشد ، دين خود را وسيله امرار معاش مي‏کند .» 1 و در جاي ديگر فرموده‏اند : «هر گاه کسي ازدواج کند، نصف دين را کامل مي‏کند و براي حفظ نصف ديگر بايد تقواي خدا را پيشه کند و اهل و عيال اختيار کنيد؛ زيرا که اين کار، روزي شما را زياد مي‏کند ».2

 

اگر به اين احاديث دقت کرده باشيد ، متوجه اهميت و ارزش اين دو مقوله ( کار و ازدواج ) خواهيد شد ، و به جايگاه آنها پي خواهيد برد . آيا واقعا به اين موضوع فکر کرده‏ايد که اگر شغلي مناسب در اختيار نداشته باشيد ، از چشم بزرگ‏ترين شخصيت دنيا و اسلام افتاده‏ايد ، يا با نداشتن همسر، نصف دين خود را کامل نکرده‏ايد؟!

امروزه به دليل تراکم جمعيت و مسائل اقتصادي و فرهنگي ، با مشکل کار، مواجه هستيم و بي‏کاري ، سن ازدواج را در بين جوانان افزايش داده است .  تمام مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

آسیب شناسی خانواده ( قسمت اول ) | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 11:22 AM 

آسیب شناسی خانواده ( قسمت اول )

کاربر محترم این مطلب در 4 قسمت ارائه می شود.

زندگی مشترک همواره با دورنمایی زیبا برای زوجین آغاز می شود ؛ اما به دلیل تفاوت هایی بین زن و شوهرها که ناشی از تربیت در دو محیط متفاوت است و همچنین عدم شناخت کافی ، پس از چندی مشکلاتی بروز می کند که چنانچه با تدبیر و درایت با آنها برخورد نشود، می تواند بنیان زندگی خانوادگی را به مخاطره بیندازد. برای به حداقل رساندن این خطر، و نشان دادن راهکارهایی دراین ارتباط ، مطلب زیر را به نظرتان می رسانیم .


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

خانواده» در اروپای قرون گذشته | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 11:6 AM 

همان‌گونه كه گرسنگی و  عشق  ، احتیاجات اساسی انسان را تشكیل می ‌دهد، همان‌گونه نیز، وظایف اساسی سازمان اجتماعی عبارت است از پیش‌بینی در مورد امور اقتصادی و حفظ نوع، از لحاظ زیست شناسی؛ به همین جهت است كه جریان پیوسته عمل توالد و تناسل همان اندازه ضرورت دارد كه تضمین دایمی موادی كه باید به مصرف خوراك برسد. چنین است كه همیشه در جنب نظامات خاص اجتماعی، كه منظور از آنها تأمین آسایش مادی و نظم سیاسی است، مقررات دیگری وجود دارد كه كار آنها ادامه بقای نسل بشر است. تا آن وقت كه دولت – در فجر مدنیت تاریخی – مركز و سرچشمه دایمی نظم اجتماعی شود، عمل دقیق تنظیم روابط میان دو جنس زن و مرد از وظایف قبیله به شمار می‌رفته، و حتی پس از پیدایش دولت نیز حكومت اساسی بشریت، در جوف ریشه‌دارترین سازمان تاریخی، یعنی  خانواده ، باقی و برقرار مانده است.

   قبیله و خانواده 

بسیار بعید به نظر می‌ رسد كه در دوران شكارورزی هم انسان به حال خانواده‌های پراكنده به سر برده باشد، چه، با ضعف‌آلات دفاع طبیعی انسان، خانواده‌ها، در صورت انفراد، خیلی سریع طعمه حیوانات درنده می‌شده‌اند. به طور كلی، در طبیعت، موجوداتی كه برای دفاع به خوبی مجهز نیستند به حال اجتماع به سر می‌برند. به این ترتیب بهتر می‌توانند در عالمی كه آكنده از دندان و چنگال تیز و پوست های نفوذناپذیر است زندگی كنند. گمان غالب آن است كه برای انسان نیز، در ابتدای كار، چنین بوده و با هم پشتی با دیگران، ابتدا در اجتماع  شكار ورزی، و پس از آن در قبیله ، توانسته خود را حفظ كند. هنگامی كه روابط اقتصادی و نیروهای سیاسی جانشین خویشاوندان گردید، قبیله از مقامی كه در اجتماع داشت ساقط شد؛ در قسمت پایین اجتماع، خانواده جایگزین آن شد، و از طرف بالا دولت جای آن را گرفت. كار دولت عبارت شد از نگاهداری نظم؛ و خانواده مأمور تجدید تنظیم صناعت و تأمین بقای نوع گردید.

  پیدایش توجه و عنایت به طفل در والدین 


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

چیزهایی كه خداوند در مورد آنها از تو سؤال نمی كند : | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 11:1 AM 

چیزهایی كه خداوند در مورد آنها از تو سؤال نمی كند :

1- خداوند از تو نخواهد پرسید كه چه اتومبیلی سوار می شدی ، بلكه خواهد پرسید كه چند نفر را كه وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

2- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چند متر بود ، بلكه خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟

3- خداوند از تو نخواهد پرسید كه چه لباس هایی در كمد داشتی ، بلكه خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

4- خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود ، بلكه خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی ؟

5- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود ، بلكه خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی ؟

6- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست و رفیق داشتی ، بلكه خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی ؟

7- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می كردی ، بلكه خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار كردی ؟

8- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو چه رنگ بود ، بلكه خواهد پرسید كه چگونه انسانی بودی ؟

9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا اینقدر طول كشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی ، بلكه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم به عمارت بهشتی خود خواهد برد .

10- خداوند از تو نخواهد پرسید كه چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی ، بلكه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران نزد وجدان خودت احساس شرمندگی می كردی؟

كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

برای برقرای رابطه بهتر چه باید كرد؟ | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 11:0 AM 


غیبت، ارتباطی است كه بر دیگران آسیب می رساند و زندگی ها را خراب می كند. آبروی افراد را می برد، بین خانواده ها اختلاف و شكاف ایجاد می كند و دوستی ها را به هم می زند.
موهبت كلام بسیار با ارزش است ولی به نحوه استفاده آن بستگی دارد.
آیا دوست دارید با صحبت هایتان به جای ناراحت كردن دیگران ، آنان را آرام كنید؟
به جای آسیب رساندن، درمان كننده باشید؟ به جای سوزاندن و خراب كردن سازنده باشید؟ پس روش های زیر را امتحان كنید:
۱) كلام تان مثبت باشد.
فقط جملات مثبت به كار ببرید. با محبت و مهربانی صحبت كنید. قبل از صحبت كردن فكر كنید و سنجیده سخن بگویید.
۲) از شنیدن غیبت خودداری كنید.
از شنیدن تهمت، غیبت و هر نوع سخن منفی خودداری كنید.
۳) برای حرف های منفی خود دلیل تراشی نكنید


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

هشدار !خانواده در خطر است | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 10:54 AM 

 

خانواده از دیر زمان كانون آرامش آدمی و ركن اساسی جامعه بوده است. سعادت و یا شقاوت  یك جامعه در خانواده رقم می خورد ؛ ولی متاسفانه این سالها و دهه های اخیر را می توان سالهای بحران خانواده نامید كه موج آن از كشورهای صنعتی و اروپایی شروع شده و دامنه هایی از این امواج به كشورهای شرقی و اسلامی و از جمله كشور ما نیز رسیده است. چنانكه در اخبار شنیده ویا خوانده ایم كشورهایی نظیر ایتالیا و سوئد با بافت جمعیتی پیر روبرو هستند كه خود محصول دو عامل زیر است:از یك سو بالا رفتن سطح بهداشت و رفاه ، امید به زندگانی را افزایش داده ، موجب افزایش عمر افراد این جوامع شده و از سوی دیگر بی توجهی جوانان این جوامع به تشكیل خانواده و فراتر از آن بی علاقگی آنان به فرزند آوری موجب شده كه این كشورها با پیر ساختی جمعیت  كشورشان روبرو باشند وتمهیداتی  چون اعطای جوایز به زوج هایی كه اقدام به فرزند آوری می كنند و سیاست های دیگری از این دست نتوانسته در جمعیت بارور این جوامع میل به فرزند آوری را ایجاد نماید. اینك در بسیاری از كشورهای پیشرفته زنان و مردان جوان كه در سن باروری قرار دارند در برابر دو امكان تشكیل خانواده و یا نگهداری از حیوانی خانگی بی تردید امكان دوم را انتخاب می كنند و این خود نشانی از اضمحلال بنیاد خانواده در این كشورها دارد.

 كشورها در دو سوی جهان – اروپائیان غربی و آسیائیان شرقی - با بحران خانواده به دو گونه متفاوت روبرو هستند. بهتراست با ذكر این مقدمه به وضعیت خانواده در كشور خودمان بپردازیم كه با توجه به ثبات خانواده در جامعه و علاقه مندی جوانان به تشكیل خانواده در گذشته، وضعیت فعلی را جزء بحران نمی توان نامید.

برای اثبات این ادعا بهتر آن است كه به زبان آمار سخن گوئیم  آمار زیر از بخش مطبوعات سایت مركز تحقیقات و مطالعات زنان دریافت شده است.( تاریخ های یادشده تاریخ اعلام خبر است


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

فرشته هایی با موهای سپید | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 10:51 AM 

نوه‌ها و مادربزرگ‌ها (2)

فرشته هایی با موهای سپید

 

 

در اینجا به اختصار به چند عامل مهم که در ایجاد و استمرار رابطه ی مفید و موثر نوه‌ها و مادربزرگ‌ها تأثیر قابل توجهی دارد، اشاره می‌شود.

*اصلی‌ترین عامل در رابطه ی موفّق و پویای نوه‌ها و مادربزرگ‌ها را باید در چگونگی نگرش والدین کودک نسبت به منزلت و ارزشمندی شخصیّت بزرگسالان به‌ طور اعم و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها به ‌طور اخص جست‌وجو کرد.

ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

مهربان ترین قصه گوی دنیا | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 10:50 AM 

نوه‌ها و مادربزرگ‌ها (1)

مهربان ترین قصه گوی دنیا

رابطه ی نوه‌ها و مادربزرگ‌ها از جهات مختلف و زوایای گوناگون ، بسیار مهم، قابل توجه و در عین حال از نظر تربیتی فوق‌العاده حساس است.

 

در غالب موارد چگونگی ارتباط «مادربزرگ» با « نوه» نقش چشم‌گیر و تعیین کننده در تکوین و شکل‌گیری شخصیّت  (نوه) دارد.

 

به‌طور کلّی مادربزرگ‌ها با توجه به موقعیت و شرایط و امکانات فردی و خانوادگی با نوه‌های خود رابطه برقرار کرده، نقش‌های متفاوتی در ارتباط با آنها ایفا می‌کنند. به عنوان مثال در اینجا به چند نمونه از نقش مادربزرگ‌ها اشاره می‌شود.

 

نقش رسمی


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

بکش و خوشگلم کن | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 10:45 AM 

جانم را بگیر ، ولی زیباترم کن

در منطقه ی خاورمیانه ، ایرانی‌ها دومین مصرف‌كننده ی لوازم آرایش هستند و متأسفانه به زودی مقام اول این حوزه را كسب خواهند كرد.

 

دختربچه كه بودیم، گیلاسی دور لاله گوش‌هایمان می‌انداختیم، گلبرگی روی ناخن‌هایمان می‌چسباندیم، با شاتوت لب‌هایمان را قرمز می‌كردیم، كفش‌های پاشنه‌بلند مادرمان را می‌پوشیدیم و زیبا می‌شدیم.

 

امروز بهترین لوازم آرایش خارجی را استفاده می‌كنیم، آخرین ژورنال‌های مد را ورق می‌زنیم، لباس مارك‌دار می‌پوشیم، هر روز وزنمان را اندازه می‌گیریم، مرتب به آرایشگاه می‌رویم و.... ولی زیبا نمی‌شویم.

 

 ما خود را با الگوهای رسانه‌ای مقایسه می‌كنیم و كم می‌آوریم. به فكر چاره می‌افتیم و جراحی می‌كنیم. بزرگ‌تر، كوچكتر، چاقتر و لاغرتر می‌شویم، اما زیبا نمی‌شویم.

 


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

زندگی ، پشت هیچستان | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 10:43 AM 

زندگی ، پشت هیچستان

مهاجرت، جدا از نابسامانی‌ها و مشكلات فراوانش، زمانی به عنوان یك آسیب جدی مطرح می‌شود كه بدانیم مهاجرت ، وسیله‌ای برای آزار مهاجران به دست كارفرمایان است.

كار طاقت‌فرسا، سوء استفاده‌های مختلف اعم از فیزیكی، روحی- روانی و... عدم دسترسی به یك وعده غذای كامل، ‌بیماری و در اختیار نداشتن بودجه و امكانات لازم برای درمان، زندگی در نامناسب‌ترین شرایط ممكن ، ساعت كاری نامحدود و طاقت فرسا و... همگی گوشه‌ای از تبعات نامطلوب مهاجرت است


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

گونه های جدید خانواده در غرب (2) | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 10:33 AM 

والدین واقعی یا پدر مادر های ...

 

زوال خانواده هایی که والدین و فرزندان با هم زندگی می نمودند، انواع جدیدی از زندگی و خانواده را در غرب پدید آورده است. الگوی خانواده تک والدینی که امروزه به حدود یک سوم خانواده های آمریکایی و درصد زیادی از خانواده های غربی تسری یافته، جامعه شناسان، روان شناسان و جمعیت شناسان را با پرسش های زیادی رو به رو نموده است.

 

در مقاله ی قبل به بررسی برخی آمارها پرداختیم . در این مقاله به ذکر دیگر موارد در رابطه با گونه های جدید خانواده غربی می پردازیم :

 

- خانواده های بدون پدر از 7 میلیون در سال 1990 به 10 میلیون خانواده در سال 2000 میلادی افزایش یافته اند. امروزه 8/13 میلیون فرزند در آمریکا (23 درصد از کل فرزندان آمریکایی) که زیر 15 سال سن دارند، با مادرانشان زندگی می کنند. 7/2 میلیون فرزند نیز (5 درصد از کل فرزندان) با پدرانشان زندگی می کنند.


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

گونه های جدید خانواده در غرب (1) | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 10:31 AM 

بی خانمان

گونه های جدید خانواده در غرب (1)

بی خانمان

زوال خانواده هایی که والدین و فرزندان با هم زندگی می نمودند، انواع جدیدی از زندگی و خانواده را در غرب پدید آورده است. الگوی خانواده تک والدینی که امروزه به حدود یک سوم خانواده های آمریکایی و درصد زیادی از خانواده های غربی تسری یافته، جامعه شناسان، روان شناسان و جمعیت شناسان را با پرسش های زیادی رو به رو نموده است.

 

مشکلات ناشی از استرس های احساسی، تحصیل و آینده ی فرزندان به همراه بحران های روحی و جسمی والدین و آسیب های مختلف اجتماعی و فرهنگی می تواند خانواده های تک والدینی را به عنوان یک از چالش های مهم جوامع غربی تبدیل نماید. در این  دو مقاله پس از ارائه ی ویژگی های این تغییرات در بنیان خانواده های غربی، بخشی از آمار و گزارشات مربوط به آن ارائه می شود.


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |

جدال نابرابر زیبایی و مرگ | یکشنبه هفتم مهر 1387 | 10:28 AM 

جراحی

دختر جوان رو به روی آینه ایستاده و چهره اش را با دقت ورانداز می کند ، دلش می خواهد تغییراتی در چهره اش ایجاد کند، مثل دوستش که پس از جراحی بینی سیمایش متفاوت شده بود. تصمیم خود را گرفت و به دکتر جراح زیبایی تلفن کرد تا وقت بگیرد . فردای آن روز در مطب دکتر حاضر شد و جراح برایش وقت عمل تعیین کرد.

دختر جوان روی صندلی دادسرا نشسته و دائم اشک می ریزد. با گریه به بازپرس می گوید: دوستم دکتر زیبایی را به من معرفی کرد. ...گریه حرفش را قطع می کند و بعد غصه هایش را آرام قورت می دهد و می گوید: بعد از عمل، فرم بینی ام به هم ریخت. دکتر می گفت اگر تورم صورتت بر طرف شود ، فرم بینی ات بهتر می شود اما...یادش که می افتد انگار مثل اسپند آتش بگیرد و از جا بپرد ، هق هقی شانه هایش را از جا می کند و...دختر جوان ادامه داد: یک ماه گذشته، نه تنها فرم ظاهری بینی ام درست نشده، بلکه دچار مشکل تنفسی هم شدم...

دستکاری های چشم و هم چشمی !  تمام مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
كاري از : حجت وهابی | + | موضوع: |